جان لاک از دست رفته یک شخصیت واقعاً غمگین بود که هنوز هم در بین هواداران طنین انداز است.
جان لاک از کم شده ممکن است یکی از بزرگترین خلاقیتهای خیالی تاریخ تلویزیون باشد. لاک با بازی درخشان تری او کوئین ، مومن ساکن جزیره است. وی معتقد است که این جزیره جادویی است و بازماندگان سقوط هواپیما را به یک دلیل به جزیره آورده اند. او از هر دو نظر درست بود ، اما این امر هرگز مانع از این نشد که کمی لوس به نظر برسد و با جک چوپرد که معتقد به علم و منطق بود دائماً درگیر شود.
بخشی از آنچه لاک را بسیار جذاب می کند ، احساس باورنکردنی تراژدی است که او را احاطه کرده است.
10جهت بی هدف در زندگی
لاک این جزیره را دوست داشت زیرا این جزیره به او هدف می داد. او احساس کرد که مقدر است که آنجا باشد ، چیزی بیش از آنچه می توانست برای 'دنیای واقعی' بگوید (به دلیل نداشتن اصطلاح بهتر). حتی زندگی لاک قبل از جزیره نیز بسیار ناراحت کننده بود - و این قبل از در نظر گرفتن سناریوی کلیوی است! هواداران ابتدا با لاک ملاقات می کنند که به عنوان دستیار مدیر در برخی از انواع فوق ستاره های Costco-like کار می کند. سپس او یک شرکت بازرسی در خانه راه اندازی کرد. سپس هلن به دلیل وسواس بیش از حد با پدرش از او جدا شد. سپس او چنان مأیوس جهت و امنیت بود که به کمونی پیوست. مرد نمی دانست چه می کند.
9زورگویی در محل کار
حتی وقتی لاک با یک شغل اداری خوب به عنوان سرپرست مجموعه های منطقه ای در یک شرکت جعبه مستقر شد ، هنوز خوشحال نبود. بخشی از آن ناشی از تنهایی خردکننده و بی ادبی عمومی زندگی اداری بود. اما شاید بزرگترین دلیل ناراحتی او اذیت و آزار مداوم توسط رئیسش ، رندی بود. رندی دلخوری بود زیرا او اغلب وارد زندگی شخصی لاک می شد و آشکارا ایده خود را - البته به بی ادبانه ترین حالت ممکن - مبنی بر رفتن به یک محل پیاده روی مورد تمسخر قرار می داد.
8مدام دستکاری می شود
فلاش بک های اولیه لاک به تنظیم این ایده کمک می کند که لاک مقداری پوش آور است. او واقعاً هرگز در برابر رندی نمی ایستد و سرانجام توسط پدر خودش دستکاری می شود (بعداً بیشتر در مورد آن). این شاید بزرگترین و تراژیک ترین جنبه شخصیت لاک باشد. او غالباً بر اساس ایمان کورکورانه عمل می کند و نتیجه آن این است که دائماً دستکاری می شود. پدرش ، بن لینوس ، مرد سیاهپوش - همه از لاک ، ایمان کورکورانه ، شخصیت پوششی و دوستی عمومی او بهره زیادی می برند. واقعاً ناراحت کننده است.
7هیچ کس او را باور ندارد
در بیشتر اوقات کم شده ، لاک در مورد توانایی های جادویی جزیره و هدف فاجعه در آن توضیح می دهد. در پایان ، او ثابت می کند که اغلب درست است. جزیره بود جادویی ، و همه آنها را به یک دلیل به آنجا آوردند - به همین دلیل مسئولیت های یعقوب است.
با این حال ، به نظر می رسد هیچ کس لاک را باور ندارد. بهترین حالت نادیده گرفتن لاک است. بدترین حالت جنگیدن و درگیر شدن در مشاجره ای است که اغلب با جک درگیر است. اگر کسی فقط گوش می داد ، شاید می شد از برخی دردها جلوگیری کرد.
6شکست کامل جرمی بنتام (و اقدام به خودکشی وی)
گسترش پیشگویی های لاک که به گوش ناشنوا می رسد ، شکست کامل وی در نقش جرمی بنتام است. در فصل پنجم بسیار گیج کننده از کم شده ، لاک با نام مستعار جرمی بنتام به جزیره فرستاده می شود تا Ocean Six را برای بازگشت استخدام کند. با این وجود لاک ، همه او را یک کوک ناامیدانه می دانند و او را رد می کنند - حتی والت ، که به ویژه در طول فصل اول به لاک علاقه داشت. در پایان ، سفر بنتهام کار کرد ، همانطور که او جک را به بازگشت متقاعد کرد - که به نوبه خود دیگران را متقاعد کرد. اما لاک معتقد بود که ادیسه بنتام یک شکست است و اقدام به خودکشی کرد.
5او فکر می کرد که خاص است
یکی از غم انگیزترین جنبه های شخصیت لاک اعتقاد به دست نیامده او به خودش است. لاک فکر می کرد که او خاص است - از برخی جهات ، او خودش را به خاطر یک چشم انداز و توانایی جدید برای راه رفتن دوباره باور داشت. البته بیشتر اینها چیزی جز دستکاری آشکار توسط بن و مرد سیاه پوش نبود. لاک خاص نبود ، او برگزیده نبود و تنها مأموریت او 'نجات' جزیره نبود. مردم از اینکه می فهمند همیشه خاص نیستند ناامید می شوند و در مورد لاک ، او به سادگی یک بازی در بازی شخص دیگری است.
4'من نمی فهمم.'
با وجود خوش بینی او در سه یا چهار فصل اول ، همه چیز برای لاک در فصل پنج از هم می پاشد. ایمان او به این جزیره زیر سال رفته است ، خود جزیره در معرض خطر است و سفر وی به بنتام کاملاً ناکام بود.
او قبل از اینکه توسط بن نجات یابد ، به دلیل احساس بی ارزشی خود اقدام به خودکشی می کند ... و سپس بن پس از کسب اطلاعات مورد نیاز ، فوراً او را می کشد. 'من نمی فهمم' در واقع.
3کمبود خانواده
تنهایی خردکننده لاک از یک چیز اصلی ناشی می شود - کمبود کامل یک واحد خانوادگی. لاک دارد هرگز از همراهی و عشق به یک خانواده لذت می برد ، زیرا مادر نوجوانش از ترس او را رها کرد و پدرش هرگز در تصویر نبود. او متعاقباً در پرستاری بزرگ شد و بزرگ شد ، اما احتمالاً با خانواده فرزندخوانده اش خیلی صمیمی نبود. او همیشه بدون دوست دختر بود و زنی که بیشتر از همه دوستش داشت - هلن - به خاطر گذشته آشفته اش از او جدا شد. لاک همیشه تنها بود و مشاهده آن بسیار غم انگیز بود.
دوبه خیانت پدر خودش
و جان؟ برنگرد شما تحت تعقیب نیستید. چنین کلماتی به طرز غم انگیزی خلاصه ای از روابط لاک و پدرش آنتونی کوپر است. وقتی لاک در بزرگسالی با کوپر ملاقات می کند ، معتقد است زندگی او در حال چرخش است. او با پدرش رابطه برقرار می کند و به نظر می رسد آنها رابطه عاشقانه پدر و فرزندی دارند. یعنی تا زمانی که فاش شود همه چیز یک ترفند برای کوپر برای سرقت کلیه لاک بوده است. این یک داستان وحشتناک است و آنتونی کوپر را به یکی از نفرت انگیزترین شرورهای مجموعه پر از آنها تبدیل کرده است.
النا در فصل 8 خاطرات خون آشام است
1اقدام به خودکشی
و درست زمانی که مخاطبان فکر می کردند آنتونی کوپر نمی تواند پایین بیاید. در فصل سه ، سرانجام هواداران آموختند که لاک چگونه صندلی چرخدار خود را به دست آورد. پیتر تالبوت به لاک نزدیک شد و ادعا کرد که مادرش با کوپر ازدواج می کند. وقتی تالبوت مرده ظاهر شد ، لاک بلافاصله (و به حق) کوپر را به قتل او متهم کرد. وقتی لاک به کوپر نزدیک شد و تهدید کرد که حقیقت را کشف خواهد کرد ، کوپر او را از پنجره هشتم بیرون راند و در نتیجه لاک کمر او را شکست.