افق رویداد یک فیلم ترسناک علمی-تخیلی دهه 90 است که هنوز هم پابرجاست، حتی اگر برخی از قسمتها با استانداردهای امروزی کمی قدیمی و غیرعادی به نظر برسند. این یک تلاش محکم و ستودنی برای ایجاد پل ترسناک و علمی تخیلی با هم بود. این فیلم مملو از نقل قول هایی است که به فروش عامل ترس کمک می کند، به خصوص زمانی که وارد نیمه دوم می شود.
مطالب مرتبط: 10 بهترین فیلم ترسناک با درس های اخلاقی خوب
با اعلام یک افق رویداد سریالهای تلویزیونی که توسط آمازون تولید میشوند، به نظر میرسد این کلاسیک فرقهای هنوز هم بر بینندگان امروزی تأثیر دارد. تا آن زمان، طرفداران فیلم می توانند به عقب برگردند و نقل قول های مورد علاقه خود را به ترتیب شوم و ترسناک بودن آنها رتبه بندی کنند.
' آزاد نگهبان از جهنم! - کاپیتان کیلپاک
وقتی خدمه برای اولین بار به Event Horizon میرسند و شروع به جمعآوری شرایط ناپدید شدن خدمه میکنند، تکههایی از این عبارت لاتین شنیده میشود. گزارش صوتی در رایانه کشتی تنها پیامی بود که به زمین فرستاده شد و تشخیص آن دشوار بود.
در ادامه فیلم، دی.جی. یک گزارش کامپیوتری بسیار واضحتر را با عبارت «Libera tutemet ex inferis» در پسزمینه رمزگشایی میکند، که تقریباً به معنای «نجات خود از جهنم» است. این یک خط وحشتناک بود که به تنظیم لحن برای کل قسمت دوم فیلم کمک کرد.
کجای فیلم های ناروتو در این مجموعه قرار می گیرند
'اگر می توانستی چیزهایی را که من دیده ام ببینی، سعی نمی کنی جلوی من را بگیری!' - جاستین
جاستین جوان در نیروی گرانشی افق رویداد به یک تکینگی کشیده شد، که مستقیماً به بعد از شر خالص و هرج و مرج غیر قابل کاهش منجر شد. او در شوک کامل از پورتال بیرون آمد، گویی چیزی فراتر از آن چیزی که تصور می شد او را ترسانده بود.
بعداً جاستین در حالی که هنوز داخل است، سعی میکند با منفجر کردن قفل هوا، خود را بکشد. در حالی که خدمه از او التماس می کنند که متوقف شود، او این خط را بیان می کند که نشان دهنده هر وحشتی است که در مدت کوتاه خود در آن سوی شکاف ابعادی متحمل شده است. حتی بدترین فیلمهای ترسناک ایتالیایی که تا به حال ساخته شدهاند در مقایسه با رویاییهایی که جاستین در نهایت دیده بود، رام بودند.
'برای همیشه با من باش!' - کلر
دکتر ویر یکی از اولین خدمه کشتی لوئیس و کلارک بود که توهمات را تجربه کرد، اگرچه ممکن بود آنها را به استرس ساده یا خستگی ذهنی تبدیل کند. این زمانی اتفاق افتاد که او وارد یک تونل دسترسی در محفظه محرک گرانشی کشتی شد تا مدار ایمن خرابی را بررسی کند.
هنگامی که وارد شد، او شروع به احساس حضور دیگری در آن نزدیکی کرد، و هنگامی که نورهای داخل اتاق در داخل و خارج از دید محو میشدند، با چهره همسرش کلر درگذشته مواجه شد که چشمان او گم شده بود. لحظه وحشتناکی بود، حتی اگر بهترین جامپ اسکر در فیلم های ترسناک دهه 90 را نداشت.
داستان ترسناک آمریکایی roanoke بر اساس داستان واقعی
آیا تا به حال آتش در جاذبه صفر را دیده اید؟ زیباست. مثل مایع است. روی همه چیز می لغزد. در امواج بالا می آید. - کاپیتان میلر
میلر قوی ترین خدمه لوئیس و کلارک باقی ماند و این وظیفه او به عنوان کاپیتان بود. با این حال، زمانی که حضور شیطانی که به افق رویداد هجوم آورده بود شروع به شکنجه کرد و او را با خاطرات یکی از خدمهها که سالها قبل مجبور به رها کردن آنها به مرگ آتشین شد، عذاب داد.
مربوط: 10 شاهکار علمی تخیلی دهه 1990 که احتمالاً هرگز ندیده اید
او لحظه ای به دوستش دی جی تکیه می دهد و شرایط پشت آن روز بد را فاش می کند. میلر ابتدا ماهیت آتش را در گرانش صفر و زیبایی ذاتی آن را توصیف می کند که جدا از قدرت ویرانگر عظیم آن است. او سپس این نقل قول را با '...و آنها فقط به او ضربه می زدند، موج پشت موج' ادامه می دهد.
که صدای زخم در شیر شاه است
'شما تمام قوانین فیزیک را زیر پا می گذارید و به طور جدی فکر می کنید که قیمتی وجود ندارد؟' - اسمیتی
وقتی اعضای خدمه شروع به به اشتراک گذاشتن داستانهایی از توهمات و صداهای عجیب کردند، تنشها شروع به فروپاشی کرد، تقریباً مانند حضوری که با آنها بازی میکرد. معلوم شد که این یک موجود بدخواه است که خود را در افق رویداد برای سفر برگشت به این بعد جاسازی کرده بود.
همانطور که دکتر ویر سرسختانه به توضیح علمی منطقی چسبیده بود، اسمیتی خونسردی خود را از دست داد و سعی کرد به او حمله کند. بقیه خدمه او را عقب نگه داشتند در حالی که او با عصبانیت سر ویر فریاد می زد و او را به نادیده گرفتن مجازات های ناشی از درهم ریختگی با فناوری علمی که کاملاً نمی فهمید متهم می کرد.
گویی کشتی چیزی را با خود بازگرداند، نوعی نیروی حیاتی. - ستوان استارک
به جرات می توان گفت که Event Horizon به این زودی در میان سفینه های فضایی علمی-تخیلی محبوب در رتبه بالایی قرار نخواهد گرفت، به ویژه به دلیل حضور متصل به آن. استارک اولین کسی بود که متوجه شد در کشتی چه اتفاقی می افتد، حتی اگر در مواجهه با استدلال و حقایق علمی کاملاً پرواز کند. او به درستی حدس زد که کشتی به گونه ای به خدمه واکنش نشان می دهد که گویی یک جسم خارجی است، شبیه به یک واکنش دفاعی.
میلر آن را برای خودش نگذاشت و از او پرسید که آیا میگوید کشتی زنده است؟ استارک آن را به صورت عمده تایید نکرد، اما به عنوان بهترین توضیحی که در حال حاضر در دست است، به این توضیح پایبند ماند. در پایان، آشکار شد که افق رویداد دیگر یک کشتی نیست، بلکه یک موجود زنده و متفکر است.
فیلم صحنه اعتباری پست جزیره جمجمه کنگ
شما نمی توانید ترک کنید. او به شما اجازه نمی دهد! - ویلیام ویر
مسیر سقوط دکتر ویر به تدریج و با گام های کوچک آغاز شد. می توان استدلال کرد که شیفتگی علمی او به افق رویداد، قضاوت بهتر و هرگونه احساس مسئولیت او را در قبال همسفرانش نادیده گرفت. هنگامی که میلر اعلام کرد که آنها افق رویداد را زیر پا می گذارند و می روند، ویر ناراحت شد.
هنگامی که درخواست او جواب نداد، به نظر می رسید ویر تحت نوعی نفوذ قرار گرفته بود. او این نقل قول را قبل از محو شدن در تاریکی، با در نظر گرفتن نقشه های خود، بیان کرد. یک سری اتفاقات وحشتناک بعداً باعث می شود که ذهن او کاملاً تحت تأثیر حضور کشتی قرار گیرد.
'جایی که می رویم، برای دیدن نیازی به چشم نخواهیم داشت!' - ویلیام ویر
پس از اینکه ویر قربانی تأثیر افق رویداد شد، چشمان خود را از سرش بیرون آورد و آنها را دوخت و دیگر به آنها نیاز نداشت. هر نیرویی که او را گرفته بود، او را با ادراک فراحسی و قدرت فوقالعادهای فراانسانی آغشته کرده بود.
مطالب مرتبط: 10 بهترین فیلم های ترسناک تاریخ، به نقل از Letterboxd
میلر و استارک ویر را نشسته بر روی پل افق رویداد، جایی که تایمر شمارش معکوس 10 دقیقه ای را برای درایو گرانشی فعال کرد، پیدا کردند. قصد او این بود که آنها را به بعد جهنم بازگرداند، جایی که عذاب، وحشت و شر آنقدر شدید بود که حتی نابینایان هم می توانستند آنها را ببینند.
جهنم فقط یک کلمه است. واقعیت بسیار، بسیار بدتر است! - ویلیام ویر
میلر با بدن اصلاح شده ویر در محفظه محرک گرانشی کشتی روبرو شد، اما او هیچ جور نبود. قدرت باورنکردنی ویر به او اجازه داد تا میلر را مانند یک راگدول به اطراف پرتاب کند، اما قصد واقعی او صرفاً تضعیف او در زمان سفرشان به بعد جهنم بود.
وقتی کاپیتان اشاره کرد که آنها به کجا می روند، ویر آن را طنز آمیز یافت. از نظر او، واژهای مانند «جهنم» برای توصیف این بُعد متناوب بسیار ناچیز و عمومی بود. این صحنه اشاره ای بود به فیلم های ترسناک بدن مانند جهنم ساز، که این نوع تصویرسازی وحشتناک را پایه گذاری کرد.
خدایی گناه اصلی 2 چگونه به احترام
'بله متوجه ام!' - کاپیتان میلر
ویر برای اینکه عزم میلر را از بین ببرد، با این درک که کشتی هرگز آنها را رها نمی کند او را مسخره کرد. او پیروز شده بود، و زمان آن فرا رسیده بود که «خدمه» تازه یافته اش را به بعد جهنم برگرداند، جایی که با عذاب های وصف ناپذیر و عذاب هولناک روبرو می شدند.
او با تزریق تصاویر کابوسآمیز که طاقتفرسا بود به میلر نمونهای از آنچه را که قرار بود بیاورد داد، در حالی که چندین بار پرسید: 'میبینی؟' میلر که متوجه شده بود در صورت عبور کشتی با چه چیزی روبرو می شوند، قبل از فعال کردن یک سری مواد منفجره که نیمی از کشتی را به سمت تکینگی فرستاد، با این خط پاسخ داد و بدین ترتیب خدمه او را نجات داد.
بعدی: 10 فیلم ترسناک جوی