والت دیزنی همیشه به عنوان یک مبتکر پرکار شناخته می شود، اما این بدان معنا نیست که او بر روی چند روال آزمایش شده و آزمایش شده تکیه نکرده است.
والت دیزنی فقط یک نماد تخیلی و مبتکر نبود، او یک نابغه در عرصه فیلمسازی بود. در حالی که او بیشتر به دلیل تأسیس یکی از بزرگترین شرکت های سرگرمی در جهان شناخته می شود، او همچنین نقش مهمی برای ایفای نقش به عنوان کارگردان و تهیه کننده داشت. این از طریق مشارکت های خلاقانه والت دیزنی است که مخاطبان دریافت کردند سفید برفی و هفت کوتوله ، آلیس در سرزمین عجایب، و بسیاری دیگر.
مطالب مرتبط: 10 افسانه شهری درباره شرکت والت دیزنی
فیلم های دیزنی به دلیل ارائه و جذابیت متمایزشان برای همیشه در فرهنگ عامه حک شدند، اما آنها بیش از چند چیز مشترک دارند. والت دیزنی همیشه به عنوان یک مبتکر پرکار شناخته می شود، اما این بدان معنا نیست که او بر روی چند روال آزمایش شده و آزمایش شده تکیه نکرده است.
افتتاحیه یک کتاب داستان
گفتن اینکه والت دیزنی ترجیحی برای افسانه ها دارد، دست کم گرفته می شود، اما استفاده او از افتتاحیه کتاب داستان تحت اللفظی آنقدر آشنا شد که استودیوهای دیگر آن را، چه در صداقت یا تقلید، پذیرفتند. فیلم های معروف افسانه ای مانند سفید برفی و زیبای خفته همه با افتتاحیه کتاب بزرگ و گاهی لایو اکشن در مقابل بینندگان شروع می شوند.
استفاده از این تصاویر نه تنها به والت کمک کرد تا سبک متمایز خود را ایجاد کند، بلکه مطمئن شد که ویژگی های او در ذهن مخاطبانش باقی می ماند. این یک راه عالی برای سمبل دادن به بیننده است که آنها دنیای خود را پشت سر می گذارند تا داستانی را که پیش روی آنها گذاشته شده تجربه کنند.
خوشبینان چشم روشن
گاهی اوقات این یک ویژگی تحت اللفظی است، به خصوص در مورد شخصیت هایی مانند بامبی یا میکی ماوس، اما تولید معمولی والت دیزنی دارای یک قهرمان خوشبین با چشمان گشاد است که سرشار از شور و اشتیاق است و آماده برای هر ماجرایی که ممکن است در راه باشد. بله، این کلیشه بزرگ است، اما این یک ترانه است که به خوبی به والت و شرکتش خدمت کرده است.
مطالب مرتبط: 10 بهترین انیمیشن والت دیزنی (براساس Rotten Tomatoes)
قهوه ای مات از مردم بوته آلاسکا کجاست
سفید برفی، آلیس، و حتی شخصیت های لایو اکشن مانند پولیانا و برت از مری پاپینز همگی نشان دهنده آن چراغ امیدی هستند که باعث می شود مخاطب سرمایه گذاری کند و برای موفقیت آنها ریشه یابی کند. در حالی که ممکن است در طول مسیر دچار لغزش شوند، همیشه این تصور وجود دارد که قبل از انتشار تیتراژ در صدر قرار خواهند گرفت.
بیگانگان دوست داشتنی یا مردگان
گاهی ممکن است شخصیتهای اصلی خوشبینهای امیدوار باشند، اما گاهی ممکن است چیزی خارج از هنجار یا صرفاً یک قهرمان غیرمتعارف داستان باشند. به شخصیت هایی مانند پینوکیو، دامبو و پروفسور برینارد نگاهی بیندازید، همه آنها چیزی دارند که آنها را از همتایان خود یا دیگر شخصیت ها جدا می کند.
چه چیزی فیزیکی مانند گوشهای بزرگ دامبو یا قد کوتاه میکی ماوس، یا چیزی در رابطه با موقعیت یا موقعیت آنها مانند سیندرلا یا موگلی، تماشاگران هرگز از دیدن غلبههای مستضعفان دیزنی به بارها و بارها خسته نمیشوند. این نمادی بود که والت دیزنی قطعاً آن را به رسمیت شناخت و اغلب به نفع خود استفاده کرد.
پدر و مادر خارج از تصویر
در حالی که درست است که ننگ خاصی پیرامون این واقعیت وجود دارد که والدین در فیلم های دیزنی هرگز دوام زیادی ندارند، اما این یک ابزار داستانی است که ثابت کرده است برای تولیدات دیزنی بارها کار می کند. حتی تولیدات معاصر بیشتری از این تمرین استفاده کرده اند، از جمله فیلم هایی مانند منجمد و لوکا
چه اتفاقی برای آلیسون در دروغگویان کوچک افتاد
مطالب مرتبط: 10 نقل قول الهام بخش والت دیزنی
والت دیزنی دلایل خاص خود را برای گنجاندن این ترانه داشت ، اما همچنین امکان سرمایه گذاری احساسی بیشتری را روی شخصیت های فیلم او فراهم کرد. همدردی مطمئناً یکی از راههایی است که میتواند بینندگان را به دنبال سرنخها نگه دارد، و والت تنها کسی نبود که آن را میدانست.
اهمیت رنگ
این بیشتر یک عامل فیلمسازی/فناوری است، اما یکی از عواملی است که والت دیزنی و تیم هنرمندان و تخیلگرانش برای چنین تأثیر پرباری از آن استفاده کردند. «دنیا چرخ فلکی از رنگهاست» و هنر والت با عناصر کمک کرد تا ویژگیهای او بلافاصله از روی صفحه نمایش ظاهر شود.
چنین نمونههای برجستهای از رنگگویی داستان در آن دیده میشود فانتزیا، ماجراهای ایچاباد و مستر وزغ، و آلیس در سرزمین عجایب . فانتزیا 'Toccata En Fuge' با استفاده دیزنی از چرخش های روانگردان رنگی زنده شده است. اسلیپی هالو در قسمت سوم، سوارکار بدون سر هر بار که روی پرده میرود، پالت رنگ را تغییر میدهد، و سرزمین عجایب آلیس در پسزمینه سیاه فیلمبرداری میشود تا به شخصیتها و مناظر رنگارنگ اجازه دهد از سلولهای فیلم بیرون بیایند. این تمرینی است که از آن زمان به بعد تکمیل و مورد استفاده قرار گرفته است.
Slapstick و Gags
جالب است ببینید که چه تعداد از پروژههای والت برای دادن حس شوخ طبعی به فیلمهایش بر گافهای فیزیکی و بصری تکیه داشتند. مهمتر از آن، دیدن این که چگونه بسیاری از بدلکاری های کارتونی به خوبی به کارهای لایو اکشن او تبدیل شده اند، قابل توجه است. تجربه دیزنی در حوزه انیمیشن مطمئناً هیچ مانعی در ذائقه کمدی او ایجاد نکرد.
مطالب مرتبط: 10 پروژه لغو شده والت دیزنی
بسیاری از فیلمهای کلاسیک دیزنی به سکانسهای تعقیب و گریز، فیلمهای مسخره و بیهدف و دیگر اشکال کمدی مرتبط تکیه میکنند که شمارش همه آنها دشوار است. صحنه هایی مانند دوئل جادوگر از شمشیر در سنگ، Heffalumps و Woozles Pooh's، و حتی چیزی به سادگی قارچ های رقصنده از فانتزی همه فیلمهای مربوطهشان را هر بار با تماشاگران همراه میکردند.
موسیقی از برادران شرمن
اگرچه آنها تنها استعدادهای موسیقیایی نبودند که والت دیزنی به کار گرفته بود، ریچارد و رابرت شرمن جذابیتهای جادویی و موسیقایی دیزنی بودند که اعداد معروف مختلفی را هم برای فیلمها و هم برای جاذبههای پارک موضوعی تولید کردند. این ماهیت تقریباً اعتیادآور این آهنگ های کلاسیک دیزنی است که به برادران شرمن کمک کرد تا نامی آشنا داشته باشند.
اگر طرفداران مدرن با نام آنها آشنا نباشند، قطعاً حداقل تعداد انگشت شماری از آهنگ های آنها را از روی قلب می دانند. شرمنز برای 36 فیلم مختلف برای استودیو نوشت و آهنگسازی کرد و آهنگهای جذاب دیزنی مانند «چیم-چیم-چر-ای»، «چیز شگفتانگیز درباره ببرها» و «این یک دنیای کوچک است» را به مخاطبان ارائه کرد.
حداقل یک آهنگ به یاد ماندنی در جایی
فرقی نمیکند که برادران شرمن مسئول بوده باشند یا نه، تقریباً همه فیلمهای دیزنی حداقل یک آهنگ یا قطعه موسیقی دارند. ممکن است بالای تیتراژ ابتدایی فیلم باشد، ممکن است یک شماره موسیقایی منحصر به فرد باشد که دیگر واقعاً به آن ارجاع داده نشود، یا ممکن است بزرگترین موفقیت در موسیقی متن فیلم باشد، اما معمولاً به یک کلاسیک فوری تبدیل می شود.
مطالب مرتبط: 9 بار که والت دیزنی در پروژه های خود یک کمئو ساخت
آهنگهایی مانند «یک روزی شاهزاده من خواهد آمد»، «وقتی آرزو میکنی یک ستاره» یا آهنگهایی که اصلاً از موزیکالهایی مانند «نهنگ قصه» نمیآیند را در نظر بگیرید. 20000 لیگ زیر دریا، این آهنگها ممکن است از فیلمهای موزیکال کاملاً رقص گرفته نشده باشند، اما در نهایت برای مدت قابل توجهی در ذهن بینندگان زندگی میکنند.
سایدک های حیوانی یا غیر انسانی
این موضوع رایجی است که در بسیاری از رسانههای مختلف دیده میشود، اما میتوان گفت که والت دیزنی از این موتیف تا حد زیادی استفاده کرده است. دیدن اینکه چه تعداد از فیلمهای دیزنی، انیمیشن یا غیره، به نوعی از حامیان حیوانی یا غیرانسانی که بازیگران اصلی را همراهی میکنند، بسیار شگفتانگیز است.
با شروع با سفید برفی و موجودات جنگلی مفید سیندرلا و انتقال به مربیان جنگل موگلی، آنها عملاً با هر تولید دیزنی به استاندارد تبدیل شده اند. حتی فیلمهای لایو اکشن او شخصیتهایی مانند Old Yeller و D.C. را برای تماشاگران به ارمغان آورد اون گربه لعنتی این یک مورد ساده از 'اگر کار می کند، کار می کند' است.
آیا جانوران شگفت انگیز با هری پاتر ارتباطی دارند؟
پایان خوش
این احتمالاً بزرگترین ترانه و کلیشه در تمام تاریخ دیزنی است، اما احتمالاً همان چیزی است که به والت دیزنی کمک کرد تا مخاطبان خود را درست بیرون از دروازه قرار دهد. فیلمهای زیادی وجود دارند که به عمق عاطفی و ذهنی میپردازند، قبل از روز والت منتشر شدهاند، اما او میدانست بهترین راه برای به پایان رساندن یک تجربه با یکی از فیلمهایش داشتن یک پایان خوش افسانهای است.
سفید برفی بوسه عشق واقعی خود را دریافت می کند، سیندرلا می رود تا با شاهزاده جذاب خود باشد، و خانواده بنکس یاد می گیرند که با هم پیوند بخورند و ارتباط برقرار کنند، آهنگ پایانی را پخش کنند، و تیتراژ را پخش کنند. این یک استعاره است، اما صرفاً به این دلیل نادیده گرفته می شود که بخشی از کل بسته دیزنی است، و والت آن را به این شکل ساخته است.