عاشقانه روزی روزگاری نمایش را هدایت می کرد ، اما همیشه در مسیر درست نبود.
این فصل تلویزیونی گذشته به برخی از نمایش های نسبتاً طولانی ختم شد. یکی از آنها جز A اصلی ABC بود روزی روزگاری. این مجموعه طولانی هفت فصل در طول برداشت های جدید از داستان های افسانه ای آشنا مخاطبان را به خود جلب کرد. چه چیزی دوست ندارد؟ ما فرهنگی هستیم که در فیلم های دیزنی رشد کرده و نوید پایان خوش را می دهیم. دیدن این داستان ها که به زندگی جدید داده شده قطعاً تماشای آن شگفت انگیز بود.
بیش از این ، این نمایش به خاطر قوس های رستگاری اش برای شرورهای کلاسیک مشهور بود. در بیشتر موارد ، فدیه ای که آنها پیدا کردند معمولاً از طریق عشق بود. با محبت به دیگران و درعوض محبوب شدن ، آنها الهام می گرفتند تا سعی کنند افراد بهتری باشند. به نوبه خود ، منجر به این شد که آنها برای همیشه خوشبختانه خود را تضمین کنند - یا حداقل برای رسیدن به پایانهای شاد خود تلاش کنند. این همیشه یک مسیر آسان نبود اما در آخر ارزش آن را داشت. بیایید واقعی باشیم ، آیا مسیر عشق واقعی همیشه روان است؟
پوکمون نحوه جوجه کشی سریع تخم ها را توضیح می دهد
در حالی که اشکال مختلف عشق در طول سریال مورد بررسی قرار گرفته است ، روابط عاشقانه تمایل زیادی به تمرکز دارد. در حالی که برخی از این زوج ها باعث شده بودند ما به قدرت عشق واقعی اعتقاد داشته باشیم ، دیگران فکر ما را ترک می کردند که شاید Storybrooke می توانست از دوست یابی آنلاین سود ببرد. حتی بعضی ها با پیشرفت فصلی قویتر ، گرم اما کمانش می کردند. وقت آن است که در طول نمایش به گذشته نگاه کنید و کوپل های مختلف را در نظر بگیرید.
اینجاست 10 زوجی که یکبار آسیب می بینند (و 10 زوجی که باعث نجات آن شدند).
بیستHURT: Rumple / Evil Queen
جدا شدن رجینا از تاریک ترین جنبه های شخصیتی خود می توانست طرح جالب تری از آنچه در پایان بود باشد. با این حال ، چندین چیز از این طرح شش فصل باعث شد بدن ما کاملاً خرد شود. یکی از آنها؟ نوع عجیب و غریب معاشقه اما نه رابطه بین ملکه شیطان و Rumpelstiltskin.
رجینا تنها شخصی بود که رامپل به او آموخت و در نهایت عاشق او نشد. هنگامی که ملکه شیطان او را بوسید ، این امر به بیرون پرتاب شد.
قطعاً یکی از ناراحت کننده ترین لحظات کل سریال بود.
حداقل از نظر بوسیدن ناجور ، این فقط به عنوان یک ضرر برای هر دو شخصیت شناخته می شود. ما خوشحال بودیم که همه چیز محکم به پایان رسید.
19ذخیره شده: رجینا / دانیل
بعد از اینکه بیشتر فصل اول افتضاح بودن رجینا را نشان داد ، سرانجام مخاطبان دیدند که چگونه یک شخصیت شرور یک شخصیت شرور می شود. در اپیزود پسر پایدار ، پس زمینه غم انگیز عشق واقعی او نشان داده شد. مهمتر از همه ، این نشان داد که رجینا همیشه شرور نبود. در عوض ، این شرایط خارج از کنترل او بود که باعث شد او احساس گوشه ای کند و او را در مسیر تاریکی قرار دهد.
رابطه بین رجینا و دانیل ، اگرچه در یک قسمت نشان داده شد ، اما در زندگی واقعی و واقعی احساس می شد.
قطعاً باید به لانا پاریلا و نوآ بین برای كودكان كودوز بدهید. حتی اگر زمان نمایش کوتاه بود ، رابطه قابل باور بود. از همه مهمتر ، این احتمال را داشت که رجینا بتواند خریداری شود.
18HURT: دکتر نهنگ / مری مارگارت بلانچارد
در حالی که قرار بود تمام قرار ملاقات با دکتر نهنگ نشان دهد که ، هرچند ناخودآگاه ، ماری مارگارت و دیوید با هم تعلق داشتند ، اما خیلی بدتر از حد جالب بود. این چیز بدی نیست ، فی نفسه ، فقط احساس می کرد چیزی را که نیازی به چکش زدن نبوده است چکش می زند.
مخاطبان می دانند که ماری مارگارت و دیوید با هم تعلق دارند. آیا تاریخ باید برای آنها بد باشد که آن را درک کنند؟
در پایان ، آنقدر گیر کرد که بتواند در طی دو فصل یک شوخی دویدن باشد. ما دیگر هرگز نهنگ ، معروف به فرانکشتاین را ندیدیم. در آخر همه چیز احساس زاید کرد.
17ذخیره شده: هنری / بنفش
یکی از قسمتهای جالب فصل پنجم ، دیدن هنری بود که اولین قدمها را برای کشف عاشقانه برداشت. به هر حال ، عشق اول اغلب اوقات کمی ناخوشایند ، کمی شیرین است و شما نمی دانید که چه کاری انجام می دهید.
تماشای هنری در حالی که با ویولت درگیر آن افکار و احساسات بود ، قسمتهای مساوی شیرین و دلخراش بود.
قطعاً این یک چرخش لازم بود زیرا نشان داد که هنری در حال بزرگ شدن است. شاید او با بنفش همیشه خوشبختانه نبود ، اما ما خیلی کم با عشق اول این کار را می کنیم. حداقل در این مسیر خاطرات خوبی وجود دارد.
16HURT: خوشگل / ویل اسکارلت
ویل اسکارلت را به قسمت اصلی بیاورید یک بار بعد از روزی روزگاری در سرزمین عجایب لغو شد احساس یک حرکت عجیب و غریب بود. پس از همه ، ویل پایان خوش خود را پیدا کرد. فقط منطقی نبود
چیزی که حتی کمتر معنی داشت این بود که او را به عنوان شخصیت اصلی فصل معرفی کنیم و کاری با او انجام ندهم. تمام توهین به آسیب دیدگی ناشی از آن زمانی بود که او و بل یک چیز داشتند.
دختر خوشگل انگشتان انگشتان خود را به عشق پیدا می کرد بعد از اینکه رامپل کاملا قلب او را شکست. این یک روند فکری سالم است ، اما در واقع هیچ چیزی با آن کشف نشده است. ما هنوز نمی دانیم که سرزمین عجایب و ملکه سرخ چه اتفاقی افتاده است. یک طرح کلی بین این دو وجود داشت که می توانست بسیار جالب تر از آنچه در پایان به دست آوردیم باشد.
پانزدهنجات یافته: زلنا / هادس
برخی از عاشقانه ها قرار است به فاجعه ختم شوند. در حالی که روابط زلنا و هادس معمولاً باعث چرت زدن بچه ها می شد و پس از آن راحت بود ، اما هنوز هم جالب بود که دو عشق شرور عشق پیدا کنند. در طول نیم فصل پایانی پنج ، زلنا و هادس مجبور شدند با این مسئله کنار بیایند.
آنها افراد خوبی نبودند ، اما هنوز هم یکدیگر را دوست داشتند.
هادس هنوز اول زلنا را انتخاب کرد ، اما زلنا که عاشق عشق بود ، خانواده اش را انتخاب کرد. او هرگز قرار نبود آدم خوبی شود. اقدامات او که تا پایان انجام شد هنوز قابل تحقیر بود. این واقعیت که او خواهر خود را که بیش از هر چیز غیرتی بود ، بیش از عشق واقعی انتخاب کرد ، او را در مسیری جالب قرار داد که منجر شد دخترش روزی در مقام خودش قهرمان شود.
14HURT: کاترین نولان / دیوید نولان
باید تعجب کرد که رجینا چه مدت کاترین را در استوربروک در جناحین منتظر می گذارد ، فقط در صورت بیدار شدن دیوید از کما. در حالی که آنها به همان اندازه قربانی لعنت شدند ، اما شیمی آنها کمتر مسطح نبود. تمرکز این لعنت بر این بود که سفید برفی و شاهزاده جذاب را تا آنجا که ممکن است بدبخت نگه دارد ، بنابراین ازدواج دیوید منطقی بود.
فقط س questionsالات دیگری از این قبیل وجود داشت: چرا او این همه مدت جان دو بود؟ چرا در ابتدا Regina این مورد را تنظیم نکرد؟
کاترین و دیوید فقط با هم شیمی نداشتند ، که نشستن در صحنه های آنها بسیار دردناک بود. در پایان ، آنها هر دو پس از خوشحالی خود را به دور از یکدیگر دریافت کردند.
فرشته (سریال تلویزیونی 1999) فصل 5
13ذخیره شده: دوروتی / روبی
در گروه زوج هایی که آرزو می کنیم زمان بیشتری با هم داشته باشند ، ما دوروتی گیل و روبی داریم. در قسمت فصل پنجم Ruby Slippers ، این دو در طول این قسمت با هم ملاقات می کنند و عاشق آن می شوند.
تازه کردن یک شخصیت کم استفاده و یک شخصیت که مدتهاست مورد غفلت واقع شده است در پایان این قسمت تازه کننده بود.
به علاوه ، این اولین رابطه موفقیت آمیز دگرباشان جنسی بود که در این نمایش نشان داده شد ، اگرچه این زوج فقط در یک قسمت ظاهر شدند.
پایان خوش آنها در برهه ای حساس از قوس داستان Underworld رخ داد ، زمانی که پایان خوش اما و همچنین ماشین سازی هادس احساس خوشبختی هیچ کس را تأمین نکرد. دیدن عاشق شدن روبی و دوروتی و یافتن خوشبختی خود با یکدیگر ، نفس تازه هوای تازه بود.
12HURT: کرولا / آیزاک
ایزاک نویسنده هرگز قرار نبوده است که خودش را در داستان دیگران وارد کند یا به هیچ وجه آنها را بی جهت تحت تأثیر قرار دهد. او البته این قانون را نقض کرد و به طور کلی یک شخصیت کرم گونه بود. کرولا ، خوب ، کرولا بود.
بسیاری از طرفداران فکر می کردند که آوردن او در کارها کمی کفش زده است ، دلیل اصلی آن این است که او با کل جنگل مسحور مناسب نیست. دقیقاً مانند چگونگی انسانی سازی و بازخرید شدن اورسولا در اپیزودش ، قرار بود عاشقانه ای بین کرولا و آیزاک نوعی عاشقانه محکوم به فنا باشد.
اینطور نشد. پاتریک فیشلر و ویکتوریا اسمورفیت شیمی مناسبی داشتند. با این وجود ، تمام عاشقانه های ناگهانی محکوم به نابودی آنها به یک قسمت تبدیل شد. این باعث شد که هر دو نفر نسبت به زمان شروع بدتر به نظر برسند و طعم بدی را در دهان همه بگذارند.
آیا اکنون من را می بینی 3 وجود خواهد داشت
یازدهنجات یافته: علاladالدین / یاس
علا soالدین و یاسمن بیش از هر عاشقانه تکراری مهمان دیگر ، چیز خاصی را به ارمغان آوردند روزی روزگاری فصل ششم. از نو تصور شده یک بار backstory علا Aالدین را به عنوان ناجی آگرابا و یاسمن را به عنوان کسی می دید که برای تحقق آن تلاش می کند.
عاشقانه آنها قسمتهای مساوی شایان ستایش و ناامیدکننده ای بود ، زیرا در طول فصل مدام از داستان خارج می شدند.
بخشی از آن واقعاً به شیمی بین دنیز آکدنیز و کارن دیوید برمی گردد که هرکدام مهر خود را در نقش های خود برجای گذاشتند. در پایان ، این زوج توانستند خوشبختانه امنیت خود را حفظ کنند و آگرابه را از دست جعفر نجات دهند.
صادقانه بگویم شیمی در عمل زنده است علاladالدین فیلم باید به همان خوبی که بود باشد.
10HURT: اما سوان / والش
در طول سالی که اما و هنری استوری بروک را فراموش کردند ، منطقی بود که اما رابطه ای پیدا کند. او همه چیز را در مورد استوری بروک ، خانواده و احساسات عاشقانه حل نشده خود فراموش کرد. این فقط چیزی بود که بسیار منطقی بود.
مسئله این بود که والش آنچنان جالب و چیزی بیش از وسیله ای برای تحریک زلنا به عنوان شرور فصل 3B نبود. فقط باید فکر کنید که آیا افرادی از جنگل افسون شده نوعی چراغ راهنما برای خانه هایی مانند آنها دارند؟
راستش را بخواهید ، تیم با قرار دادن کامل در مورد دشمن با تامارا و نیل کار بهتری انجام داد. تکرار آنها با یک شخصیت یکبار مصرف کمی ارزان به نظر می رسید.
9ذخیره شده: هنری / سیندرلا
روزی روزگاری فصل هفتم وظیفه نسبتاً هرکولانی داشت که راه اندازی مجدد نمایش را در این نمایش تنظیم کند. کارکردن یا نبودن آن کاملاً به علاقه مندان بستگی دارد ، اما جنبه عاشقانه آن هنوز هم قوی بود.
درست مثل اینکه فصل اول به زمینه خوبی در سفید برفی و جذاب احتیاج داشت ، فصل هفتم نیز در هنری و سیندرلا به همین قسمت نیاز داشت. در اکثر موارد ، کارساز بود.
چگونه از قتل و رسوایی فرار کنیم
اندرو جی وست و آلیسون فرناندز یک نوع عاشقانه باورپذیر و مستدل برای شخصیت های خود خلق کردند.
این کمک کرد تا یک سنگ محکم برای فصل هفتم ایجاد شود. قطعاً آرزو می کنیم که بعد از لغو نمایش بتوانیم تعداد بیشتری از زوجین را ببینیم.
8HURT: Rumple / Cora
زنان این خانواده و عاشق Rumpelstiltskin چه چیزی دارند؟ عاشقانه بین کورا و رامپل فقط برای یک اپیزود بود ، اما احساس یک قسمت خیلی زیاد بود.
در حالی که The Miller’s Daughter درک لازم از انگیزه های کورا را ارائه می داد ، احساساتی که او نسبت به رامپل داشت به عنوان توضیحی برای پاره کردن قلب خودش اضافه می شد.
دلایل دیگری غیر از یک عاشقانه بدبخت برای کورا برای پاره کردن قلب خودش می توانست وجود داشته باشد. در حالی که عاشقانه نقطه اصلی این قسمت بود ، اما در تعاملات محدودی که این زوج در فصل دو داشتند ، واقعاً به وجود نیامد. به نظر می رسد که چیزی باید منتقل می شد ، قلبش را شکافته یا خیر.
7نجات یافته: آلیس / رابین
یکی دیگر از عاشقانه های عالی دیگر در فصل هفتم یک بار بین آلیس و رابین بود. این جفت یک پیوند شیرین و دلچسب داشت که حتی تا نفرین نیز زنده ماند. بیش از این ، اولین عاشقانه جنسیتی جنسیتی در نمایش بود که مورد توجه قرار گرفت و در طول فصل امکان رشد یافت.
این رابطه بین دو زنی که یکدیگر را می پذیرفتند و بهترین ها را به دیگران تشویق می کردند به یک رابطه شیرین و دوست داشتنی شکوفا شد.
فقط شایسته بود که این جفت رسماً در پایان فصل درگیر شوند. آنها پس از تلاش بسیار برای یافتن دوباره یکدیگر ، شایسته پایان خوش خود بودند. فقط آرزو می کنیم که بتوانیم عروسی را ببینیم!
6HURT: رجینا / کلانتر گراهام
روابطی که شخصی اساساً برخلاف میل او در آن حضور داشته باشد ، همیشه به یک نمایش لطمه می زند. تماس تلفنی با رجینا و گراهام به نظر زن و شوهر کاملاً درست نیست ، زیرا او نمی تواند انتخاب کند که با او باشد.
حتی اگر این زوج در فصل اول خیلی کوتاه با هم بودند ، اما کل رابطه آنها ناخوشایند فراگیر بود و تماشای آن را دشوار می کرد.
در نهایت ، رجینا قلب گراهام را به خاک و خون خرد می کند ، و او را به یکی از اولین تلفات این مجموعه تبدیل می کند. قطعاً این یکی از مواردی بود که بیشتر از همه صدمه دید زیرا او چیزی را با اما داشت. هنوز هم ، اگر این بدان معنی بود که ما مجبور نبودیم رابطه ناخوشایند بین رجینا و گراهام را پشت سر بگذاریم؟ پس ما فقط خوشحالیم که تمام شد.
5ذخیره شده: رجینا / رابین هود
در انتهای مقابل کوپلینگ رجینا / گراهام ، رجینا و رابین هود قرار دارند. این زن و شوهر ، به جای جذابیت ، نشان دهنده شانس دوم عشق واقعی است که هر یک از آنها مشترک هستند.
در گذشته ، رجینا دانیل و رابین ماریان داشت. رجینا از فرصتی برای عشق واقعی خود با رابین فرار کرده بود و مسیر تاریک را طی کرد. شاید لازم بود این اتفاق بیفتد تا آنها شانس خود را داشته باشند. در هر صورت ، رابطه آنها بیشتر از پیروزی ، مصیبت بود.
وقتی این جفت جفت بودند ، آنها به یکدیگر ارادت داشتند.
گرچه به تراژدی ختم شد ، اما به رجینا اجازه داد تا کاملاً به قهرمان و خوبی های خود متعهد شود. گاهی اوقات ، عشق فقط می تواند ما را متحول کند ، هر چقدر کوتاه باشد.
4HURT: رابین / زلنا
برگردیم به زوج هایی که فقط به دلیل سایه و ناخوشایند وجود دارند ، بیایید نگاهی به زلنا و رابین بیندازیم. فاش کردن اینکه ماریان ماریان در واقع لباس مبدل زلنا بود ، یک شوک ناخوشایند بود.
اگر او خیلی جادو بود چطور از کل لعن یخ خبر نداشت؟ چرا او قبول کرد از رابین جدا شود؟
عمدتا ، این نیز مانند راهی برای تنبیه رجینا و کمی بیشتر عذاب دادن او به خاطر درام احساس می شد. درگیری می تواند از داشتن یک رابطه و مجبور شدن قلب خود به روی کسی باشد. به نظر می رسید با استفاده از زلنا در استفاده از رابین به این روش که با قوس Regina منصفانه نیست.
3ذخیره شده: سفید برفی / شاهزاده جذاب
در نمایشی درباره شخصیت های افسانه ای ، تعداد کمی از عاشقانه های افسانه ای وجود داشت که مطابق استاندارد تعیین شده توسط سفید برفی و پرنس جذاب باشد. شاید به این دلیل که جینیفر گودوین و جاش دالاس به طور قانونی شروع به عاشق شدن کردند. شاید این باشد که آنها بیش از آنکه پایان خوش خود را بدست آورند و باعث شدند همه ما به قدرت عشق واقعی اعتقاد داشته باشیم.
به هر صورت در طول شش فصل ، مخاطبان مشاهده کردند که عشق واقعی چگونه کار می کند. این کار: ارتباط ، اعتماد ، درک و عشق بود. این اساساً بنیادی بود که آنها باید می ساختند و به طور مداوم به آن تمایل داشتند.
حتی اگر عشق در نگاه اول با این دو وجود داشته باشد ، عشق واقعی کار می برد.
Snow and Charming ثابت کرد که کار همیشه ارزشش را داشت.
دوHURT: دختر خوشگل / سر و صدا
این یکی بیشتر صدمه می بیند زیرا این زوجی بودند که از توانایی بالایی برای واقعاً عالی بودن برخوردار بودند. Belle و Rumpelstiltskin برای آنها چنین داستان بسیار خوبی داشتند. خوشگل و عزم مهربانانه او حتی می تواند قلب را به همان اندازه خراب شده Rumple نجات دهد.
با این حال بارها و بارها ، او را ناامید کرد. او قدرت را بر عشق برگزید ، و مرتباً به او دروغ می گفت. بل وقتی که او را ترک می کند و سعی می کند خوشبختی خود را پیدا کند ، همیشه به عقب رانده می شود. این یک چرخه پایان ناپذیر همان بازخوانی مسائل آنها بود ، در نهایت شما فقط آرزو می کنید که آنها هر دو را از بدبختی خود دور کنند.
در پایان ، فصل هفت شاهد بود که رامپل و بل یک زندگی شاد در کنار هم دارند و در زندگی پس از زندگی دوباره به هم می پیوندند. هنوز هم ، بعد از همه چیزهایی که قبل از آن آمد ، شما باید فکر کنید که آیا ارزش آن را دارد؟
دره stardew سودآورترین محصولات در هر فصل
1ذخیره شده: اما سوان / کیلیان جونز
همیشه خوب است که ببینیم دو نفر که بارها و بارها از دنیا آسیب دیده اند یکدیگر را پیدا کرده و عاشق یکدیگر شده اند. اما و کیلیان یک نوع عاشقانه آهسته بودند روزی روزگاری جهان در حالی که کیلیان همیشه جذب اما می شد ، لازم بود که فرد بهتری را به جای انتقام انتخاب کند. در فصل دو شاهد سایه هایی از این موضوع بودیم ، اما وقتی او متعهد شد که قهرمان تر شود ، (اکثرا) مسیر خود را ادامه داد.
در طول فصول ، این دو نفر بارها و بارها رابطه خود را مورد آزمایش قرار دادند ، اما آنها همیشه از پس آن برآمدند. آنها عشق واقعی خود را از طریق خون و عرق و سفر به دنیای زیرین بدست آوردند.
وقتی سرانجام پری سیاه شکست خورد ، پایان خوش آنها تضمین شد.
لحظات آخر آنها ، با دختر نوزادشان امید ، نشان داد که عشق می تواند برای خسته کننده ترین روح ها آرامش ایجاد کند.
---
چه کسی زن و شوهر مورد علاقه شما است روزی روزگاری ؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!