فکر می کنید بتمن علیه سوپرمن نمی تواند تفاوتی با جدیدترین مارول داشته باشد؟ دوباره فکر کنید در واقع این دو فیلم بسیار مشترک هستند.
هشدار: پست زیر حاوی SPOILERS عمده برای کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی
-
بله ، یک تن تفاوت وجود دارد Batman v Superman: Dawn of Justice و کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی و اینها از چیزی بیشتر ناشی نمی شوند که اولی نقطه شروع رسمی DC Extended Universe و دومی سیزدهمین ورود (!) به دنیای سینمایی مارول است: اختلاف نظر زیادی در نظر انتقادی وجود داشته است ، فروش بلیط و حتی گفتگوی رسانه های اجتماعی.
و با این همه ، معلوم می شود که وجود دارد کاملاً شباهت های بین این دو فیلم - در واقع ، آنقدر زیاد است که می توان ادعا کرد که از نظر ساختاری ، آنها در واقع دو تغییر جزئی در یک موضوع هستند. باور نمی کنید؟ بیایید بنشینیم و شاخص را فهرست کنیم 10 شباهت وهم آور بین کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی و Batman v Superman .
(قبل از شروع کار ، ممکن است بخواهید تازه شوید) جنگ داخلی بزرگترین اسپویلرها و فاش کردن ها ، فقط برای کمک به شما در پیگیری.)
10آنها واقعاً جنگهای داخلی هستند
بله هر دو Batman v Superman و جنگ داخلی روایت هایی دارند که پایگاه های مختلفی را پوشش می دهند و موضوعات مختلفی را ارائه می دهند ، و ، بله ، هر دو فیلم دارای یک شخصیت شرور Darth Sidious-esque هستند که قهرمانان را در برابر یکدیگر قرار می دهد (در این مورد فقط در یک لحظه بیشتر) ، اما ، در نهایت ، قلب هر فیلم است نزاع عنوانی بین قهرمانان ما - هیچ یک از حیله های بازاریابی هوشمندانه (یا نه چندان زیرکانه است) بستگی دارد) بازاریابی صرفاً برای جلب تماشاگران در تئاتر نیست.
نبرد بتمن (بن افلک) با سوپرمن (هنری کاویل) ، که فلسفی شروع می شود و به معنای واقعی کلمه به پایان می رسد ، لحظه تعیین کننده آن داستان است ، هسته ای که بقیه چیزها در اطراف آن می چرخند. مرد آهنی (رابرت داونی ، جونیور) با تشکیل تیم رقیب خود از انتقام جویان برای انتخاب گروه کاپیتان آمریکا (کریس ایوانز) چسب روایی را فراهم می کند که همه چیز را از هم باز نگه می دارد ، از شروع بازگشت به عقب تا دو صحنه سنگین آینده پس از اعتبار .
9عروسک گردان
اگرچه مارول مشتاقانه نشان داده است که تفاوت های بسیاری در خلق و خو و جهان بینی که بین تونی استارک و استیو راجرز وجود دارد را نشان دهد (و حتی آنها را به جوش آورده و به مچ دست منفجر می کند ، همانطور که سریع اتفاق می افتد در انتقام جویان: عصر اولترون ) ، یک نیروی محرکه خارجی وجود دارد که دو رفیق سابق را در مسیر برخورد تیترول خود قرار می دهد - و نه ، این مداخله جامعه جهانی نیست که در نهایت یکی موافقت کند و دیگری اساساً آن را رد کند. در واقع این سرهنگ هلموت زمو (دانیل برول) است ، مردی که در گرفتن انتقام از انتقام جویان به خاطر کشتن ناخواسته خانواده اش در طول جنگ سوکووی وسواس پیدا کرده است ، که توطئه می کند تا دو رهبر را مقابل یکدیگر قرار دهد ، متوجه شد که فقط یک ابرقهرمان می تواند در نهایت بهترین را به دیگری.
از طرف DC ، کسی نیست که فقط لکس لوتر (جسی آیزنبرگ) مسئول ساخت دو وزنه بردار قدرت فوق العاده قدرت باشد ، و دست بسیار فعال تر و مستقیم تری را برای این کار بگیرد - او در این مسیر بروس وین را با ظرافت دستکاری می کند در 18 ماه گذشته ، شعله های ترس و کینه خود را از سوپرمن برافروخت ، در حالی که همزمان مادر کلارک کنت را می ربود و تهدید به قتل او می کرد مگر اینکه سوپس وارد حلقه شود و بتمن را بکشد.
8تهدیدهای ابرقدرت
کافی نیست که Zemo و Luthor رشته قهرمانان ما را بکشند و مجبور به جبهه گیری کنند - آنها همچنین به عنوان بخشی از برنامه های اصلی خود یک تهدید ابرقدرت برای سلطنت بر روی قهرمانان دارند ، نیرویی به ظاهر غیر قابل مهار که ثابت می کند یکی از چالش برانگیزترین دشمنان است یا مجموعه ای از شخصیت ها هنوز روبرو نشده اند. برای Batman v Superman ، این روز رستاخیز است (رابین آتکین داونز) ، یک هیولای ژنتیکی است که از ترکیبی از DNA Kryptonian و خون خود لکس تولید شده است. که در جنگ داخلی ، این چیزی نیست جز سرباز زمستانی (سباستین استن) ، که شستشوی مغزی HYDRA خود را به دستان زرنگ هلموت زمو لگد زده است.
آنچه جالب است در اینجا یادآوری شود دقیقاً نحوه تأثیر این بدبختها در داستانهای مربوطه است. Doomsday برنامه احتمالی لوتر است ، سناریوی پشتیبان او در صورتی که آن ابرقهرمانان احمق بتمن و سوپرمن راهی برای کشتن یکدیگر پیدا کنند. در همین حال ، Winter Soldier بخشی از برنامه دقیق Zemo است که هرچه بیشتر با شدت بیشتری اختلافات تیم Cap و Team Iron Man را به هم می زند.
7سرنوشت خائنانی
فقط درصورتی که ماشین سازی بیزانس و آزاد کردن ابرشهرها کافی نبود ، کاپیتان آمریکا 'شن طلوع عدالت آنتاگونیست ها با سرنوشت نهایی خود ادامه می دهند. در اولی ، هلموت زمو ، با اطمینان از اینکه انتقام حداقل از این که بدانیم انتقام جویان هرگز یک تیم کامل نخواهند بود ، راضی خواهد بود ، سعی می کند در یک خودکشی سریع آرامش پیدا کند اما توسط پلنگ سیاه (چادویک بوسمن) دستگیر می شود. در دومی ، لکس لوتر توسط مقامات دستگیر می شود هنگامی که فهمیدند که عصیان Doomsday در سراسر متروپولیس به دست او بوده است.
به نظر می رسد پشت سر گذاشتن هر دو دشمن در پشت میله های زندان چیز خارق العاده ای به نظر نرسد - بالاخره این مسئله برای اکثر آدمهای بد هالیوود است - اما این واقعیت که مارول به طور معمول در پایان هر فیلم از بد خود استفاده می کند ، این یک موازی قابل توجه است. علاوه بر این ، هم مارول استودیو و هم برادران وارنرز قبلاً اعلام کرده اند که هر دو شخصیت در نهایت در آینده جهان سینمایی مربوط به خود نقشی بازی می کنند و این به اهمیت وضعیت نهایی آنها می افزاید.
6یک جنگنده جدید نزدیک می شود
در حالی که سوپرمن و بتمن مشغول تلاش برای جلوگیری از روز رستاخیز هستند ، یک شخصیت مرموز در میان نبرد برای کمک و تلاش برای تغییر روند جریان ظاهر می شود: زن شگفت انگیز (گال گادوت) ، که در اوایل فیلم مشخص شد که یک انسان فربه است اما قدرت واقعی آنها تا زمان نبرد اوج نگرفته است. به همین ترتیب ، در حالی که کاپیتان آمریکا در تلاش است تا سرباز بی گناه زمستان را از دست مقامات نجات دهد ، معمایی بلانک پلنگ ظاهراً از هیچ جا ظاهر می شود ، و تلاش می کند پنهان شدن باکی را به عنوان خودش معرفی کند. بینندگان به زودی می فهمند که این T’Challa ، پادشاه جدید واکاندا است ، و تلاش او برای انتقام جویی بسیار زیاد است ، او خود را با انتقام جویان تونی استارک متحد می کند تا شانس دوم در کشتن سرباز زمستانی را بدست آورد.
در هر دو مورد ، ورود این شخص ثالث قدرت فوق العاده پویایی داستان - و آینده جهان آنها را به طرز چشمگیری تغییر می دهد.
صحبت از کدام ...
5تازه وارد به عنوان پل ساز
وقتی گرد و غبار در پایان هر دو فیلم نشست ، وضعیت ابرقهرمان تغییر کرده است - شاید غیرقابل بازگشت. که در BvS ، کلارک کنت مرده دراز کشیده و بروس وین متعهد می شود که مجموعه متا انسان هایی را که لکس لوتر در یک سال و نیم گذشته با زحمت آنها را ردیابی می کرد جمع آوری کند. که در کلاه لبه دار ، استیو راجرز هم تیمی های زندانی خود را نجات می دهد و تیم جدیدی را با یک پایگاه جدید عملیاتی برای خود جعل می کند ، تلاش می کند یک قدم جلوتر از قانون بماند.
آنچه در مقایسه این دو مورد بسیار جالب است - فراتر از واقعیت ساده متولد شدن تیم های جدید (ضد) - نقش اصلی است که تازه واردان مرموز در روایت های مربوطه بازی می کنند. این دیانا پرینس است که موافقت می کند به بروس کمک کند تا جهان را به خاطر متاهای مختلفی که در پرونده های لوتر فهرست شده است ، جستجو کند (و با توجه به قرن ها تجربه و شخصیت نسبتاً خفیف بتمن ، او به آن نیاز خواهد داشت). T’Challa کسی است که نه تنها به پناهندگان سیاسی Secret Avengers در واکاندا پناهندگی اعطا می کند ، بلکه همچنین تلاش می کند تا به کمک شستشوی مغزی HYDRA باکی بارنز کمک کند.
4درس خویشتنداری
تقریباً به دلیل ضرورت (برای توجیه مقدمات بین درگیری) ، جنگ داخلی و طلوع عدالت پر از انباشته کمک انتقام ، ترس و عصبانیت هستند (در این باره ، در یک لحظه بیشتر). آنچه جالب است توجه داشته باشید این است که حداقل برخی از شخصیت های درگیر در دادرسی - و ، بدون شک ، شخصیت های درگیر مفهوم انتقام - در پایان می آموزند که یک درس مهم درباره ارزش نه لزوما رها کردن ، بلکه قطعا نگه داشتن بازگشت.
شوخ طبعی: وقتی پلنگ سیاه سرانجام به سرهنگ هلموت صفر رسید و آماده ادعای جان خود شد ، می بیند که سوکووانیان با انتقام خود چه هزینه ای را پرداخت کرده است - و آنچه در حال حاضر برای مرد آهنی در طبقه پایین ، در قلب زمستان انجام می دهد مرکب سرباز. T’Challa به جای قتل ، عدالت را انتخاب کرده ، تروریست را دستگیر کرده و به مقامات تحویل می دهد. و لکس لوتر رفاه جسمی خود را دو برابر پس انداز می کند - اول از سوپرمن عصبانی ، که پس از اطلاع از اینکه مادرش را ربوده است ، حاضر به کشتن تاجر حیله گر نیست ، و سپس توسط بتمن ، که تصمیم می گیرد عمل وحشیانه خود را از مارک زدن خود دریغ کند. قربانیان.
3قتل در چشمانش
این واقعاً یکی از مهمترین - و یکی از ظریف ترین - تحولات هر دو فیلم است. این شخصیت ها قهرمانان را در دو طرف شکاف سینمایی به یک قلمرو خطرناک ضد قهرمان سوق می دهد و به طور بالقوه مخاطب را شناسایی می کند یا از آنها حمایت می کند. در هر دو جنگ داخلی و طلوع عدالت ، برخی از ابرقهرمانان ما هر کاری از دستشان برمی آید برای قاتل بودن انجام می دهند.
البته ، فیلم ها نیز برای توجیه منطق شخصیت ها در مورد قتل ها ، بسیار تلاش می کنند. برای مرد آهنی ، این یک جنایت از علاقه است ، در انتهای فیلم یاد گرفت که هیچ کس دیگری جز سرباز زمستان نبوده است که پدر و مادرش را 25 سال قبل کشته است. برای بتمن ، این یک حرکت سرد و حساب شده است ، و تأثیرات عواملی را که یک سوپرمن سوخته در تمام بشریت - حتی اگر فقط یک درصد احتمال وقوع داشته باشد - سنجیده و تصمیم می گیرد که به طور قطعی یک فرد در برابر میلیون ها علت بالقوه منفی است.
دوتغییر قلب
اگر بیگانه تصمیم بگیرد علیه بشریت تصمیم بگیرد ، بروس وین می خواهد سوپرمن را به لطف پتانسیل خسارت گسترده ، کنار بگذارد و شوالیه تاریکی تمام تلاش خود را می کند تا نقشه خود را تصویب کند ، کریپتونیت را بدزدد ، یک زره پوش طراحی کند و یک مبارزه شرورانه و بدون منع. هنگامی که مجبور شد فقط یک لحظه متوقف شود و صدای کلارک را بشنود ، با این حال ، متوجه می شود که دشمنش در واقع است انسانی (خوب ، حداقل استعاره) ، و علاوه بر این ، او در تمام مدت توسط لکس دستکاری می شود.
دقیقاً در همین راستا ، تونی استارک برای نبرد با استیو راجرز آماده می شود ، حتی تا آنجا پیش می رود که تعدادی از انتقام جویان سابق و افراد پیشرفته جدید (که نسبتاً) در صحنه حضور دارند را برای ایجاد وظیفه کامل استخدام کند. به زور او را پایین بیاورید. هرچند مشت پرواز می کند و برخی از اعضای تیم Cap زندانی می شوند ، آهنین متوجه می شود که دلیل اصلی اقدامات رقیب فعلی او درست بوده است - باکی بارنز است بی گناه در بمب گذاری سازمان ملل. به همین ترتیب ، استارک در نهایت نقض پیمان سوکوویا را نقض می کند تا برود و دست یاری دهد (با این حال ، در این سناریو ، دوران احساسات خوب یک دوره کوتاه مدت است).
1چرخاندن فیلم (حتی بیشتر)
این همیشه یک توازن ظریف و حساس در این فیلم های مگا رویداد جهان مشترک است ، که به خدمات قبلی و تنظیم خطوط داستانی آینده کمک می کند و آنچه مسلماً جالب ترین موازی بین DC و آخرین مارول است این است که چطور هر دو شرکت تصمیم گرفتند دقیقاً همان رویکرد را به انجام جهان سازی: با رها کردن شخصیت های کاملاً جدید از آسمان آبی پاک به منظور صریح بیان کردن ، اذیت کردن فیلم های آینده spinoff.
بهترین برنامه های تلویزیونی دهه 70 و 80
برای کاپیتان آمریکا ، دو تازه وارد وجود دارد که هر یک از آنها میزان مناسبی از فیلم را در فیلم مناسب می گیرند و حتی یک صحنه پس از اعتبار دارند تا ماجراهای فردی آینده خود را در محیط خانه های خود پیش بینی کنند: T'Challa اکنون پادشاه واکاندا است و پلنگ سیاه جدید هر دو ، و به پیتر پاركر (تام هالند) لباس مرد عنكبوتی با طراحی و ساخته شده توسط تونی استارك - همراه با خط ارتباطی مستقیم با خود آیرون من.
برای طلوع عدالت ، این نیمی از لیست Justice League است: فلش (عزرا میلر) ، آکوامن (جیسون موموآ) و سایبورگ (ری فیشر) ، اگرچه حضور آنها در اینجا فقط به یک ظاهر سریع سریع در قالب یک کلیپ ویدیویی کوتاه است دور در بانک اطلاعاتی جامع Lex Luthor. فقط کافی است ماهیت اصلی هر شخصیت را به سرعت معرفی کنید - و در مورد Flash ، کمی وقت گذرانی کنید تا به تنظیم یک طرح آینده از لیگ عدالت ، قسمت اول .
-
آیا شباهت های بیشتری بین دو فیلم چادر چوبی پیدا کرده اید؟ آیا دوست دارید این مقایسه ها را کمتر یا بیشتر ببینید؟ به دنیا در کامنت ها اطلاع دهید.