- The Far Side اثر گری لارسون نشان میدهد که گاهی برای گفتن یک جوک خوب، با استفاده از پانلهای مینیمالیستی، نیازی به گفتن کلمات نیست.
- توانایی لارسون در متراکم کردن ایدههای دقیق به شیوهای مرتبط، با کمدی موجز و در عین حال قدرتمند، گواهی بر مهارت او به عنوان یک کاریکاتوریست است.
- برخی از بهترین کمیکهای The Far Side از کلمات استفاده نمیکنند، با این حال هنوز موفق میشوند طنز متفکرانه و اجتماعی مرتبطی را به دیگران منتقل کنند و نبوغ لارسون را به نمایش بگذارند.
از زمانی که گری لارسون در سال 1980 روی غرفه ها آمد، روزنامه آوانگارد گری لارسون سمت دور نشان داده است که گاهی برای گفتن یک جوک خوب نیازی به گفتن یا چاپ نیست. با برخی از بهترین تابلوهای کارتونی که تا به حال در صفحات خنده دار روزنامه ها دیده می شود، نوار لارسون به دلیل توانایی مینیمالیستی خود در برقراری ارتباط با یک خط پانچ در چند کلمه – اغلب، اصلاً هیچ، مشهور است.
مهارت خاصی در ساختن صحنهای وجود دارد که موقعیت پیچیدهای را به شیوهای طنزآمیز منتقل میکند، و یکی از بزرگترین ویژگیهای لارسون بهعنوان یک کاریکاتوریست، توانایی او در جمعکردن ایدههای بسیار دقیق به شیوهای مرتبط، با کمدی موجز و در عین حال قدرتمند بود. در آزمون واقعی مهارت او، برخی از سمت دور بهترین کمیکهای کمیک حتی از زبان هم اصلاً استفاده نمیکنند، در حالی که هنوز هم میتوانند طنز متفکرانه و مرتبط با اجتماعی را منتقل کنند. در اینجا ده مورد از بهترین بی کلام ها آورده شده است سمت دور کمیک ها
10 'لانه استیکمن'
حیوانات، به ویژه پرندگان، فراوان بودند سمت دور همانطور که در اینجا مشاهده می شود، سوژه ها با دو پرنده سیاه با خوشحالی لانه خود را در انتظار رشد خانواده خود می سازند. با این حال، به نظر میرسد یکی از این زوج چیزی بیشتر از زبالههای جنگلی را گیر کرده باشد: یک چوبباز وحشت زده در منقار خود نفس نفس میزند. بدون حتی یک کلمه، سردرگمی کلاغ ها و وحشت چماقدار به وضوح به خواننده منتقل می شود. در حالی که پانل از واقع گرایی جدا می شود، شکل کاملاً انسان نما از Stickman پیوندی برای درک خوانندگان از تصویر فراهم می کند.
9 'توپ ویران کننده صورت خندان'
مردی که سخت مشغول تخریب ساختمانها است به یک نماد نیاز دارد و هیچ نمادی برای کار یک مرد بزرگتر از شادی در هنگام انجام کارهایش وجود ندارد. بنابراین، جای تعجب نیست که توپ ویرانگر صورت خندان یکی از سنگین ترین تفسیرهای اجتماعی لارسون است که در مواجهه با ویرانی، رضایت کور ابزار تخریب را به تصویر می کشد، این که یک مرد تخریب کننده ساده و یقه آبی است. . چیزی که باعث میشود این بینایی به چنین قطعه درخشانی از نبوغ کارتونی تبدیل شود، آثار خفیف شادی بدخواهانه بر نگاه نقاشی شده توپ ویرانگر است، که نشان میدهد خوشحالی کارگر ساختمانی ممکن است در واقع به دلیل توانایی او برای تخریب بیرویه باشد.
8 'هنرمند نقاشی مگس می کند'
پانل پر جنب و جوش رنگارنگ، به نمایش گذاشتن سمت دور از نظر هنری بیشتر، هنرمندی در استودیوی خود نشسته به تصویر کشیده میشود، احاطه شده با چیزی که به نظر میرسد یک هنر انتزاعی تلطیفشده است، که در طرحهای رنگی نئونی به سبک اواخر قرن بیستم انجام شده است. همانطور که پانل نشان می دهد، در واقع معلوم می شود که فرآیند هنرمند شامل شکستن حشرات با کفشش و سپس استفاده از چهره های مثله شده آنها به عنوان تصاویر رونویسی شده واقعی برای هنر خود است. این که آیا این یک اپراتور دیوانه است یا یک اپراتور باهوش، جای بحث دارد، اما یک انتقاد ضمنی بر ماهیت هنر انتزاعی به عنوان رشتهای وجود دارد که در طنز آن به طرز غیرقابل مقاومتی دوستداشتنی میشود.
7 'شوخی جغد'
یکی از شوخیهای بیگناهتر سریال، دو جغد روی شاخه مینشینند، پشت به تماشاگر میچرخند، و یکی از آنها تصمیم میگیرد تا ترفند قدیمی ضربه زدن روی شانه را به عنوان شوخی امتحان کند. نتیجه یک خط پانچ کلاسیک از نظر پرسپکتیو است، در حالی که جغد شوخی با نگاهی مبهوت و مبهوت خیره می شود، سر آنها 180 درجه کامل به سمت تابلو چرخید. نه انقلابیترین ایدهها، که شوخی را بر اساس تواناییهای منحصربهفرد جغد در چرخاندن سر استوار میکند، اما حس آشنایی گاه به گاه که از استفاده از یک شوخی کلاسیک ناشی میشود، این را به یکی از مرتبطترین و طنزآمیزترین فیلمهای سریال تبدیل کرده است.
6 'پنگوئن روی موز می لغزد'
در لحظهای از پوچی محض و در عین حال نادیده گرفته شده، یک پنگوئن که در یک زمین بایر یخی و مصنوعی دست و پا میزند، به نحوی موفق میشود روی پوست موز بلغزد. این یک شوخی معمولی است، لیز خوردن روی پوست موز، اما لارسون به نحوی موفق میشود با این تصویر، حس سوررئالیسم خام و دستنخورده را باز کند. سمت دور قسط. این پنگوئن، مهم نیست که چقدر در مقابله با تندرا در برخی از خطرناک ترین مناطق جهان مهارت داشتند، در برابر یک پوست موز ساده آسیب پذیر بودند. این تمام چیزی است که برای فرستادن آنها به زمین لازم است، که راهی برای قرار دادن همه چیز در چشم انداز دارد.
اروک-های ارباب حلقه ها
مطالب مرتبط: 10 گیج کننده ترین کمیک های دور توسط گری لارسون
5 'عکاس لیوان خرس'
این یک ترس رایج در بین عکاسان طبیعت است: کشته شدن توسط یک خرس. به دنبال این سرنوشت غم انگیز برای یکی از آن روزنامه نگاران شجاع حیات وحش، دو خرس سفید چهره آخرین هتک حرمت را به این فرد بیچاره مرتکب می شوند و پس از برداشتن کیف پولش از شورت پاره پاره اش، یکی از آنها دیده می شود که پول نقد او را به دنبال آنها از کیف پولش می دزدد. قتل با دل سرد این صحنه به شدت هولناک در این مورد طنز بسیار شگفت انگیزی دارد زیرا، مهم نیست که چقدر وحشتناک است که یک خرس به یک انسان حمله کند، بازتابی از بی گناهی نسبی یک خرس است که حداقل این کار را انجام خواهد داد. کسی را نکشید تا پولی را که به سختی به دست آورده است بدزدید.
4 غارنشین ماشین را اختراع کرد، اما چرخ را نه
این کارتون، با حضور غارنشینی که قبل از اختراع چرخ، ماشینی را اختراع کرده است، به سادگی یکی از بهترین کارتون های تمام دوران است. در زیر یک آسمان باز، غارنشین بسیار مبتکر نیازهای فرهنگ گونه خود را پیش بینی می کند، هزاران سال قبل از اینکه چنین چیزی احتمالاً شناخته شود، و موفق به اختراع خودرو می شود. متأسفانه، از آنجایی که روش واقعی پیمایش، یعنی چرخ دوار، هنوز اختراع نشده است، غارنشین هیچ روشی برای به حرکت درآوردن صحیح وسیله نقلیه ندارد، و آنچه را که میتوانست بزرگترین دستاورد زندگی او باشد، چیزی جز یک یورش بیهوده به آن نشان میدهد. یک رویا بی فایده
3 'پرتره پرواز'
در این تابلو، بانویی که برای پرترهاش نشسته است، وقتی متوجه میشود که قیافهاش با مگس ادغام شده است، شوکه میشود. البته نه به معنای واقعی کلمه، مانند فیلم کلاسیک 1986 با بازی جف گلدبلوم - اما به دلیل یک مانع کوچک در دید نقاش، موضوع با یک حشره درهم آمیخته شده است. اگرچه ظریف ترین پنل نیست، اما علامت تجاری آن است سمت دور ویژگی ها به نفع آن است. جدای از بیان دلنشین و غافلانگیز خانم، با توجه به تناسب صورت خانم با فک پایین مگس، فقدان کامل رئالیسم در خود نقاشی وجود دارد که بیننده را به زیر سوال بردن ذهنیت واقعی هنرمند سوق میدهد.
2 'کلیف نزاع کابوی'
استفاده لارسون از تیرگی فضا در منظره، هوای تنش ایجاد می کند، زیرا دو گاوچران در لبه یک صخره درگیر می شوند. درست در زیر این صخره، در شعاع مستقیم سقوط احتمالی آنها، به طور غیرقابل توضیحی یک پیانو-سرگرم کننده میخانه ای وجود دارد که بدون شک در حال نواختن پیانو به روشی شبیه به موسیقی فیلم کابوی قدیمی است، که ممکن است در چنین صحنه مبارزه ای در آن فیلم ها پخش شود. به جای طنز تصادفی، یک بیگانگی مشخص و ناگهانی وجود دارد که بیننده به طور نایب از چشم نوازنده پیانو تجربه می کند، گویی این فانتزی آرزو شده، در واقع داشتن موسیقی قدیمی پیانو برای مبارزه با گاوچران، در عوض به این شکل رسیده است. یک تجربه وحشتناک و وحشتناک
1 «بیگانگان به سمت جزیره صحرایی شنا میکنند»
لحظهای که به سادگی مملو از رقتهای نامناسب است، یک مرده محاصره شده تماشا میکند که شاید شگفتانگیزترین صحنهای که تا به حال پیش از او اتفاق افتاده است. با درک اینکه به زودی جزیره کوچک خود را با این بیگانگان اختاپوس مانندی که به سمت او شنا می کنند به اشتراک می گذارد، احساس ناباوری در صحنه رخ می دهد. جالب اینجاست که بیگانگان به ظاهر بسیار پیشرفته در همان مخمصهای قرار گرفتهاند که غارگان در آن قرار دارند. چهره نامفهوم بیگانگان مات شده، همراه با صحنه شگفتانگیز و تراژدی باورنکردنی، به این کارتون یک استعداد پوچگرایانه میبخشد. بهترین سمت دور . یک عکس ارزش هزار کلمه را دارد و گاهی برای کمدی شایسته هیچ کلمه ای لازم نیست.