را عزیزم، بچه ها را کوچک کردم سهگانه در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 منتشر شد، اما فیلمها همچنان مورد علاقه بسیاری از طرفداران هستند، حتی به اندازهای که نمایشهایی درباره قطعات اصلی ساخته شود. هر فیلم اساساً ساختار یکسانی دارد، زیرا یک دانشمند به طور مداوم سعی میکند پرتو کوچک کردن خود را به نتایج خطرناک و خندهدار کامل برساند، از کوچک کردن تصادفی بچههایش تا کوچک کردن بزرگسالان.
مطالب مرتبط: 10 نکته ای که باید در مورد ساخت عسل بدانید، بچه ها را کوچک کردم
فیلمهای دیزنی حس خانوادگی کلاسیک دهه 1990 دارند، از بازیگران شخصیتها گرفته تا صحنه، که تماشای آنها را برای اکثر مردم نوستالژیک میکند، حتی اگر در دهه 1990 بزرگ نشده باشند. فیلم ها تعادل سرگرم کننده ای بین کمدی خانوادگی و علمی تخیلی هستند که ترکیبی نادر و عالی است.
'کرم اولیه ماهی را می گیرد، راسل، این را به خاطر بسپار.'
در فیلم اول، همسایههای سالینسکیها، تامپسونها، نیز عجیب و غریب هستند، اما به شکلی متفاوت. آقای تامپسون با این جمله ثابت می کند که چقدر عجیب است، زیرا او یک ضرب المثل معروف را اشتباه نقل می کند: 'پرنده اولیه کرم را می گیرد'.
خانواده در حال رفتن به یک سفر ماهیگیری هستند، بنابراین او سعی می کند آن را دوباره کار کند و به پسر نوجوانش، راسل، که حتی بیشتر از پدرش فاصله می گیرد، توصیه هایی می کند. همسایه در حین ارائه این خط کمی لکنت زبان می کند و باعث می شود که آن را به شیوه ای کمدی بیشتر به نظر برساند.
بازی تاج و تخت چرا شی به تیریون خیانت کرد
'بیس بال فقط یک مرحله است، می گذرد.' اما علم همیشه جالب است.
در ابتدای فیلم سوم، پسر سالینسکی، آدام، این واقعیت را مطرح می کند که او نمی خواهد به اردوگاه علمی برود و علایق دیگری به جز پدر یا خواهر و برادرش دارد. بزرگسالان منقبض شدهاند و آدام را میبینند که به چیزی نگاه میکند که به گفته او اگر پدرش میدانست او دارد از آن عصبانی میشد. بزرگسالان به طور قابل درک تصور می کنند که این پورنوگرافی است، اما وقتی وین برای بررسی آن به آنجا مراجعه می کند، می بیند که این یک مجله Sports Illustrated است و پسرش بیشتر به بیسبال علاقه دارد تا علم.
او با این جمله که بسیار خنده دار است پاسخ می دهد و نشان می دهد که بسیاری از والدین تعجب می کنند و ممکن است وقتی فرزندانشان علایق متفاوتی نسبت به آنها دارند، مقاومت کنند.
از سوی دیگر، ما به روشی جالب برای تهیه سس سیب دست یافته ایم.
در ابتدای فیلم اول، وین سالینسکی (ریک مورانیس) سعی میکند با کوچک کردن یک سیب، اشعه کوچکشکن خود را به کار بیاندازد، اما در عوض، سیب در تمام صورتش منفجر میشود. او شکست خورده کنار سگ خانواده کوارک می نشیند و این جمله را می گوید.
آهنگ های لیدی گاگا یک ستاره متولد می شود
مطالب مرتبط: شوارتز با شما باشد! 10 نکته ای که درباره ریک مورانیس نمی دانستید
این یک خط خنده دار است، اما همچنین نشان می دهد که سالینسکی چقدر بی امان است که ماشینش را به کار می اندازد و چگونه تقریباً هرگز منصرف نمی شود، حتی وقتی یک سیب در صورتش منفجر شود.
'زمان! من باید تو را به سر کار بیاورم! من امروز یک آزمون بزرگ دارم.'
وین در فیلم دوم به همان اندازه دیوانه است، زیرا دایان به او یادآوری می کند که باید پسرش را قبل از رفتن به سر کار صبح آن روز رها کند.
وین به ساعتش نگاه میکند و متوجه میشود که اگر همان موقع آنها را ترک نکنند، دیر میآیند و طبق معمول، کمی عصبانی است و وقتی میگوید باید پسرش را بیاورد، قاطی میکند که کجا میروند. نیک به سر کار چون باید برای یک امتحان بزرگ به مدرسه برود.
'سلام، شما به Szalinski's رسیده اید. لطفاً بعد از صدای بیپ یک پیام یا فکس یا یک فایل باینری بگذارید.'
در سرتاسر این سه فیلم، واضح است که خانواده سالینسکی عجیب و غریب هستند و مملو از اختراعات تکنولوژیکی وین هستند، مانند کانال پستی آنها که از صندوق پستی آنها به آشپزخانه می رود.
جانوران شگفت انگیز مربوط به هری پاتر است
در فیلم سوم، پیام پست صوتی سالینسکی پخش می شود که وین این نقل قول را می گوید. بخش پیام منطقی است، و اگرچه قسمت فکس برای دهه 1990 منطقی است، اما عجیب است که او آن را در پیام منشی تلفنی آنها می گوید، و البته، مفهوم ارسال باینری از طریق تلفن برای وین بسیار خنده دار و با شخصیت است. سالینسکی.
'ما پدر و مادر او هستیم، ما این کار را انجام خواهیم داد.' دایان، چگونه این موضوع را مدیریت کنیم؟
آدام، در اندازه غولپیکر خود، شروع به پاره کردن نوار وگاس میکند و ارتش میخواهد او را با استفاده از زور، که والدینش به طور قابلتوجهی با آن مبارزه میکنند، پایین بیاورند. هر دو شروع به داد و فریاد می کنند و وین می گوید که او و دایان متوجه خواهند شد که چگونه او را به اندازه طبیعی کوچک کنند بدون اینکه کاری انجام دهند که به طور بالقوه به او آسیب برساند یا نیک و مندی (کری راسل در اولین نقش سینمایی او) در جیب آدام گیر کرده باشند.
وین در مقابل پرسنل نظامی با اعتماد به نفس عمل می کند اما بلافاصله به همسرش اعتراف می کند که نمی داند آنها قرار است چه کاری انجام دهند.
صحنه آخر هیچ کشوری برای پیرمردها نیست
من بچه را منفجر کردم!
فیلم دوم می بیند که وقتی وین به طور تصادفی کودک نوپا جدید سالینسکی، آدام را غول پیکر می کند، پرتوهای کوچک اثر معکوس دارند. وین این جمله را که در وهله اول عبارت خندهداری است به زبان میآورد، اما پسرش، نیک، از پدرش میپرسد که مادرش چگونه این خبر را دریافت کرده است.
وین پاسخ میدهد که بعد از دیدن آدام بیهوش شد، مثل همیشه این کار را انجام داد، اما او خط را با صدایی یکنواخت ارائه میکند و ثابت میکند که این نوع چیزها در خانواده آنها واقعاً عادی است.
'در آزمایشگاه Szalinski، آینده است ... آینده ... مزخرف است.'
وین در حال تلاش است و شکست میخورد تا در فیلم سوم برای سرمایهگذاران آزمایشگاه جدید سالینسکی سخنرانی کند. او دستهای از کارتهای یادداشت دارد که سعی میکند وقتی تمام دسته کارتهایش را میاندازد و به طرز خندهداری جای خالی را با فریاد زدن «چرند» پر میکند، ورق بزند.
او بلافاصله متوجه اشتباه خود می شود و سعی می کند با گفتن این که آینده 'اکنون' است، بهبود پیدا کند، اما آسیب وارد شده است.
«وقتی تصادف کردیم، کل زندگی من از جلوی چشمانم گذشت. خیلی طول نکشید.
نیک این جمله را در اولین فیلم بعد از اینکه او و راسل توسط یک زنبور گرفته می شود و قبل از پریدن به حیاط Szalisnki در اطراف حیاط آنها پرواز می کنند، می گوید. راسل می پرسد که آیا او خوب است و نیک با این خط خنده دار پاسخ می دهد.
مطالب مرتبط: 5 بهترین خواهر و برادر دیزنی (و 5 بدترین)
کلودیا چاه به آینده برمی گردد 2
نیک می گوید که وقتی آنها پشت زنبور عسل پرواز می کردند و به حیاطشان می افتادند آنقدر ترسیده بود که تمام زندگی اش از جلوی چشمانش می گذشت، اما چون خیلی جوان است و کار زیادی در زندگی اش انجام نداده است. طول نمی کشد
عزیزم، بچه ها را کوچک کردم. و بچه های تامپسون نیز. آنها به این بزرگی هستند. آنها در حیاط خلوت هستند. و من آنها را با سطل زباله بیرون انداختم.
این یکی از بامزهترین خطوط این سه گانه است، زیرا وین به طرز خندهداری تمام فیلم اول را به شیوهای بسیار بیپروا خلاصه میکند. دایان به خانه نزد وین میآید و به او میگوید که او بالاخره با نشان دادن نسخهی فوقالعاده کوچک مبل خود، اشعه کوچکش را به کار انداخت. او ابتدا هیجان زده است، اما تنها مشکل این است که آنها خودشان کوچک شده اند و جایی در حیاط خلوت گم شده اند.
بعدی: 10 فیلم برتر ریک مورانیس (با توجه به Rotten Tomatoes)