مالکوم در میانه یکی از بهترین کمدی های دهه 90 است و با خطوطی از این دست به راحتی می توان فهمید که چرا طرفداران هنوز آن را دوست دارند.
دهه 90 با توجه به حضور غول های کمدی نظیر ، دوران جالبی برای تلویزیون بود زینفلد و فرازیر ، اما به طور جدی دست کم گرفته شد مالکوم در میانه . داستان عجیب و غریب یک خانواده حومه ای و اتفاقات ناگوار آنها محدودیت هایی را برای تحمیل کمدی تعریف کرد و این کار را بدون از دست دادن هیچ ماده اصلی خود انجام داد
بازیگری و داستان فوق العاده است و به هر شخصیت فضایی که شایسته آن است داده می شود - در پایان ، همه این دیدگاه های متنوع و سازش هایی است که انجام می دهند ، نمایش را به کانون توجه واضح می رساند. ویژگی دیگر گفتگوی درخشان ، پر از اظهارات شوخ و بازگشت های دلگیر است. هر کدام از آنها جالب ترین است؟
10وقتی شانه می شود بلندتر به نظر می رسد ، درست است؟ - ریس
وقتی ریز به ارتش می پیوندد ، مجبور می شود قبل از ثبت نام سرش را تراش دهد. بعد از اینکه آرایشگر با یک صاف کننده وسط سر خود را عبور داد ، به اصطلاح موهوی معکوس ، او در واقع معتقد است که می تواند در آن مرحله وضعیت را برطرف کند.
خنده دار است ، با این حال ، وقتی کاملاً کچل است ، و از آرایشگر می پرسد که آیا بعد از یک ظاهر طراحی شده ، 'طولانی تر' به نظر می رسد؟ با توجه به اینکه به سختی نیمی از میلی متر موی سر او باقی مانده است ، این فقط یکی از بسیاری از لحظات کلاسیک ریز است.
دیوار در بازی تاج و تخت چیست؟
9آیا می توانید آژیر را روشن کنید؟ - دیویی
لوئیس از دادن پلیس تخفیف 100 درصدی پلیس خودداری می کند ، که بعداً در حالی که پسرانش عقب هستند ماشین او را متوقف می کند. او با اطمینان به او می گوید که هیچ چیز غیرقانونی پیدا نخواهد کرد ، به جز البته فرانسیس که شانزده بلیط پارکینگ برای وسیله نقلیه ثبت شده به نام او پرداخت نکرده است.
افسر او را دستگیر کرده و در اتومبیل خود قرار می دهد و لوئیس رو به دیویی می کند و به او می گوید که همه چیز خوب است. او صحبت های آرامش بخش او را با پرسیدن اینکه آیا پلیس می تواند آژیر خود را روشن کند ، قطع می کند ، و این باعث می شود همه مشکلات مادرش فراموش شود.
8یک مدینه فاضله آدمخوار. جالب - هال
وقتی دیویی جامعه عظیم لگو را بنا می کند ، هال با شور و شوق مشاوره ای ارائه می دهد و به او می گوید که ایده خوبی است که یک مدرسه را نیز در آن بگنجانید. پسر به طور سرسختانه با این واقعیت پاسخ می دهد که هر فرد در جامعه داستانی خود 'هوشمند به دنیا می آید' ، که باعث خوشحالی هال می شود زیرا فکر می کند این یک مدینه فاضله است.
این البته تا زمانی که دیویی نگوید 'هر آدم احمقی برای غذا آماده می شود.' اظهارات هال در اینجا نشان دهنده سردرگمی و همچنین هیبت او نسبت به نوع نبوغ اما وحشتناک پسرش است. خنده اینجا تلخ است.
7هیچ چیز مانند دو روز در بیمارستان نیست که باعث شود شما از خانه خود قدردانی کنید. - مالکوم
در نگاه اول ، این نقل قول شیرین به نظر می رسد ، سرانجام مالکوم پس از حضور ناخوشایند در بیمارستان ، از بازگشت در کنار خانواده اش لذت برد. تقریباً بلافاصله ، هرچند ، ریز شروع به آزار و اذیت او می کند ، دیویی تعجب می کند که آیا 'او جعل می کند' یا خیر ، و هال اساساً او را در محل قرار می دهد.
مالکوم متوجه می شود که اعلامیه قبلی وی بدون در نظر گرفتن حقایق کامل اعلام شده است ، زمانی که او می گوید: 'چیزی مثل ده ثانیه در خانه نیست که شما را وادار به قدردانی از بیمارستان کند!' هر دوی این نقل قول ها به طور مشترک برای تولید هدیه معمولی ساردونیک مورد استفاده قرار می گیرند.
6این بار او دقیقاً همان قلم مارک معلم را برای تغییر درجه خود استفاده کرد. - هال
ریز از ابتدای زمان نمرات وحشتناک خود را تغییر داده است ، اما فقط هنگامی که دبیرستان را شروع می کند شروع به آگاهی از مهارت های کارآگاهی والدین خود می کند. یا اینطور فکر می کند.
هنگامی که او آخرین نمره خود را تغییر می دهد ، به جای C نمره باورپذیری به خود می دهد و از همان قلم مورد استفاده معلم خود استفاده می کند ، به امید اینکه فریب Hal و Lois را بزند. والدین او مطمئناً تحت تأثیر پیشرفت وی در این زمینه ، از لحاظ طنز تا حد زیادی تحت تأثیر قرار گرفته اند ، اما به هر حال وی در نهایت زمینه ای طولانی مدت را بدست خواهد آورد.
فیلم هایی مثل گرگ وال استریت
5آیا مالکوم یک ربات است؟ - دیویی
یکی دیگر از نمونه های کلاسیک طنز deadpan از طرف دیویی ، پسری که آن را مانند دیدنش می گوید ، پس از نمایشگاه دیدنی و جذاب هوش مالکوم در نمایشگاه مدرسه اتفاق می افتد.
صفحه نمایش تمام خانواده وی در سکوت بهت زده است و فقط وقتی همه آنها در ماشین هستند ، دیویی واقعاً این پرسش را مطرح می کند. هال به او اطمینان می دهد که چنین نیست ، اما 'بسیار بسیار بسیار باهوش است.' متأسفانه ، این توضیح هیچ مشکلی برای جوانترین ویلکرسون حل نمی کند.
4اگر مرا رانندگی نکنید ، من برای همیشه خانه را ترک خواهم کرد ... یا هرگز ترک نخواهم کرد: هر چه بدتر! - ریس
ریز می خواهد با آلیسون قرار ملاقات بگذارد ، مگر اینکه به دلیل نداشتن شناسنامه معتبر راننده ، نمی تواند او را همراه خود کند و وقتی او خواست که به طریقی او را با وی راننده کند یا خطر قطع رابطه را داشته باشد ، در شرایط سختی قرار دارد.
در غیاب همه استدلال های منطقی ، ریز والدین خود را تهدید می کند که یا برای همیشه ناپدید می شوند یا تا آخر عمر در خانه آنها می مانند ، زیرا می داند حداقل یکی از این دو والدین او را می ترساند. برای او بسیار بد است که هال و لوئیس هم علاقه ای به تلاش های ضعیف او برای باج خواهی ندارند.
3T روی دیوار به چه معنی است؟ - دیویی
هنگامی که دیویی برای اولین بار به مدرسه کتاب مقدس می رود ، تا این توهم را که ویلکرسون ها قصد دارند به یک کلیسا بپیوندند تا بتوانند 'مراقبت های روزانه رایگان' را تحریک کنند ، می رود ، محیط کاملا گیج است.
در حالی که نتیجه گیری از این قسمت درخشان - او با این عقیده که وجود خدا بی ربط است ، کنار می آید - کاملاً جذاب است ، این خط از همه چیز خنده دارتر است. واضح است که دیویی اشاره به یک صلیب حلق آویز شده به دیوار دارد.
دو22 - کریگ
مالکوم از یک موضوع جدید شکایت دارد (طبق معمول) و تعجب می کند که 'در چه سنی شما فقط می پذیرید که زندگی شما یک تکه زباله پوسیده است و همیشه خواهد بود؟' کریگ در صحنه ظاهر شد و گفت که او 22 سال داشت که آن دوران اعتقاد را بدست آورد ، که به طرز وحشتناکی غم انگیز است ، اما سپس گفت که 'این بدان معنی نیست که شما نمی توانید از هر لحظه لذت ببرید.'
البته ، او سپس با پیشنهاد 'یک معالجه واقعی' به مالکوم ، صدای شیطان را بسیار بدتر جلوه می دهد ، و شیفت شب را 'یک رفاقت ، یک برادری از روح های خویشاوند ، یک برادری شبانه از مرواریدهای جهان اخلاق' می نامد. این کل تعامل خالص ترین شکل کمدی تاریک است.
که در نقش زن گربه ای در شوالیه تاریکی برمی خیزد
1سرنوشت فقط همان چیزی است که شما آن را صدا می کنید وقتی نمی دانید نام شخصی که شما را غرق کرده است. - لوئیس
بزرگتر ، فرانسیس ، از مدرسه نظامی خود فرار می کند ، که این باعث خشم لوئیس می شود و در نتیجه ، هال را بسیار مضطرب می کند. برای کمک به آرام کردن او ، او به او گفت که فرانسیس مرد خودش است ، و مسئول اعمال خود است ، و پایان دادن به آن را با آنچه او معتقد است که یک جمله فلسفی است: 'ما فقط باید آن را به سرنوشت'.
لوئیس هیچ یک از این سرنوشت ها را مزخرف نمی داند ، این بدان معنی است که همه مشکلات توسط انسان های دیگر ایجاد می شود. به نقل از فیلسوف اگزیستانسیالیست ، ژان پل سارتر ، 'جهنم افراد دیگری هستند'.