با چیزهای غریب فصل 4 که طرفداران را برای تماشای ترکیبی بیش از 1 میلیارد ساعت جذب می کند، واضح است که مخاطبان واقعاً با نمایش ارتباط برقرار کرده اند. در واقع، طرفداران از تماشای بزرگ شدن شخصیتهای مورد علاقهشان در هاوکینز در حالی که با نیروهای شیطانی Vecna در وارونه میجنگند، لذت زیادی بردهاند.
با این حال، ارتباط طرفداران با این سریال فراتر از لذت بردن از چهار فصل ماجراجویی پر اکشن است. از طریق دوستی ها، ماجراجویی، کمدی، و دل شکستگی که چیزهای غریب به تصویر می کشد، پیام ها و درس هایی وجود دارد که طرفداران می توانند و در زندگی خود از آنها استفاده کرده اند.
خانواده را می توان در غیر محتمل ترین مکان ها پیدا کرد
عشق، دوستی و خانواده موضوعات اصلی هستند چیزهای عجیب و غریب - شخصیت ها را می توان دید که به طور مداوم برای دوستان و خانواده می جنگند و روابط خود را با عزیزانشان تقویت می کنند. کل نمایش با این شروع می شود که ال در دنیا تنها است، جایی برای رفتن ندارد و هیچ کس برای کمک به او نیست.
مطالب مرتبط: 6 بهترین ویژگی Eleven (و 6 بدترین ویژگی) در چیزهای عجیب
با این حال، در پایان فصل اخیر، او یک پدر، یک شخصیت مادر، دو برادر و یک گروه از دوستان خود دارد. این نمایش اهمیت روابط سوار یا بمیر را، هم در ال و هم در دایره وسیعتر، تکرار میکند.
روی خوبی ها تمرکز کنید (می تواند از بد محافظت کند)
در آغاز فصل 4 از چیزهای عجیب و غریب، مکس در یک مکان تاریک است. او برای مرگ بیلی سوگوار است و برای مرگ او احساس مسئولیت و گناه می کند. او خود را از گروه دوستی اصلی خود جدا کرده است و در کل دوران بسیار سختی را سپری می کند.
با این حال، با ادامه فصل، او دوباره با دوستانش جمع می شود و آنها برای او شادی به ارمغان می آورند که به شدت از زندگی او گم شده است. هنگام مواجهه با وکنا، به یاد آوردن چیزهای خوب در زندگی او، او را از آسیب پذیری در برابر نفوذ وکنا باز می دارد و نوعی محافظت از خشم او را فراهم می کند.
هرگز دست کم نگیرید
کل نمایش برای شخصیت هایی تنظیم می شود که باید دست کم گرفته شوند: گروهی از کودکان که سعی می کنند شهر خود و ساکنان آن را از شر نیروهای ماوراء طبیعی نجات دهند. در ظاهر، به نظر می رسد که آنها هیچ شانسی ندارند و با این حال بارها و بارها به همه ثابت می کنند که اشتباه می کنند.
مطالب مرتبط: 10 شخصیت برتر سریال Stranger Things فصل 4، طبق گفته Reddit
اریکا نمونه ای فوق العاده از شخصیتی است که حاضر نیست دست کم گرفته شود. او به عنوان خواهر کوچکتر یکی از اعضای اصلی باند، دائما تحت حمایت قرار می گیرد. با این حال، او بارها بینش هایی را ارائه می دهد که هیچ کس دیگری به آن فکر نکرده است و از هوش بالای خود برای کمک به هدف مشترک استفاده می کند.
کتاب را از روی جلد آن قضاوت نکنید
شخصیت های زیادی در چیزهای غریب آنطور که در ابتدا ظاهر می شوند نیستند. استیو آن قلدر متکبر و محبوبی نیست که در ابتدا به نظر می رسد، ال علیرغم اینکه یکی از جوان ترین و کوچک ترین شخصیت ها در فصل 1 است، قدرتمندترین شخصیت است، و اولین برداشت هاپر به عنوان یک پلیس مرده دقیق نیست.
با این حال، این در مورد شخصیت هایی که به نظر خوب هستند نیز صادق است. Vecna در ابتدا به نظر می رسد که متحد ال در آزمایشگاه هاوکینز باشد، اما به نظر می رسد که او در واقع ریشه همه بدی ها در هاوکینز است.
هرگز از مبارزه برای محافظت از عزیزان دست برندار
چیزهای غریب شخصیت ها برای همیشه سعی می کنند از افرادی که دوستشان دارند محافظت کنند و هرگز از آنها دست نکشند. با این حال، شخصیتی که بیش از همه با این فلسفه زندگی می کند جویس است.
هنگامی که ویل در فصل 1 ناپدید می شود، جویس با وجود بیرون کشیدن جسد (جعلی) از رودخانه، حاضر نیست او را پیدا کند. همه (به اشتباه) فکر می کنند او عقل خود را از دست داده است. به طور مشابه، هنگامی که جویس پیامی رمزآلود در داخل یک عروسک روسی دریافت میکند، فوراً به همراه موری در جستجوی هاپر به روسیه میرود و اجازه نمیدهد که مواد مخدر، آدمربایی و سقوط هواپیما او را از یافتن او باز دارد.
اصالت ارزش
شخصیت های زیادی در چیزهای غریب خود را ناسازگار می دانند، احساس می کنند کاملاً با هم سن و سال خود نیستند یا تجربیات متفاوتی با همسالان خود دارند. با این حال، چیزهای غریب نشان میدهد که این شخصیتها بهتر است خود واقعیشان باشند تا اینکه بخواهند با بقیه جا بیفتند.
برای مثال، رابین توسط دوستان واقعیاش بهعنوان خود عجیب و غریبش پذیرفته میشود – او واقعاً معتبر است و این همان چیزی است که دوستانش در مورد او دوست دارند. به طور مشابه، استیو و لوکاس هر دو تلاش میکنند تا در مقاطع مختلف نمایش با گروه محبوب مدرسه هماهنگ شوند، اما متوجه میشوند که برای افرادی که واقعاً برای بودنشان اهمیت دارند، ارزش قائل هستند.
مردم قادر به تغییر هستند
در فصل 1 از چیزهای غریب استیو نفرت انگیز، بیهوده، و در کل، شخصیتی بسیار نامناسب است. او با نانسی وحشیانه رفتار می کند، با جاناتان درگیر می شود و فروتنی بسیار کمی از خود نشان می دهد. او یک قلدر است
مطالب مرتبط: 10 بهترین نقل قول از استیو و داستین Moments In Stranger Things
7 پادشاهی در بازی تاج و تخت چیست؟
تعداد بسیار کمی از نمایشها چنین پیشرفت شخصیتی دراماتیکی را به تصویر میکشند که استیو در آن حضور دارد چیزهای غریب . به دنبال تجربیات زندگی و مرگ، او درون نگر می شود و متعهد به رشد خود می شود. او با داستین دوستی شکلگیری پیدا میکند و مهربان، متفکر و متین میشود. او به طور منظم و قهرمانانه خود را در معرض خطر قرار می دهد تا از عزیزانش محافظت کند و به یک طرفدار مطلق تبدیل شود.
قهرمانان در همه شکل ها و اندازه ها هستند
چیزهای غریب قطعا شخصیت های قهرمان کم ندارد. همه شخصیتهای اصلی در مواقعی قهرمان هستند و برای محافظت از عزیزانشان خود را در معرض خطر قرار میدهند. با این حال، یک نوع قهرمان وجود ندارد چیزهای غریب .
به عنوان مثال، ادی عاشق هوی متال و متعصب D&D خود را قربانی می کند تا به دوستان جدیدش بهترین شانس ممکن را برای نجات هاوکینز و شکست دادن وکنا بدهد، بیلی «پسر بد» محبوب خود را قربانی تلاش برای شکست دادن Mindflayer می کند و باب معمولی خود را قربانی می کند تا جویس را نجات دهد و بچه های او. در حالی که این شخصیت ها همه با یکدیگر بسیار متفاوت هستند، اما همه آنها قهرمان هستند.
هرگز تسلیم نشوید
مضامین ادامه مبارزه و امتناع از تسلیم شدن را می توان در کل نمایش یافت. ساکنان هاوکینز با پشتکار و مداوم مبارزه می کنند و خستگی ناپذیر برای خیر تلاش می کنند. در حالی که به نظر می رسد هر کاری که در وارونه انجام می دهند با قدرت بیشتری برمی گردد، اما هرگز تسلیم نمی شوند.
هاپر بیش از هر شخصیت دیگری از پذیرش شکست خودداری می کند. در یک زندان با امنیت بالا در روسیه، هاپر به مبارزه برای بازگشت به کسانی که دوستشان دارد، ادامه می دهد، حتی زمانی که با یک دموداگ روبرو می شود. این احساس دلگرم کننده ادامه دادن بدون توجه به آنچه که قطعاً می تواند در خارج از آن اعمال شود چیزهای غریب .
دوستان دروغ نگویند
مشهورترین نقل قول از کل برنامه مطمئناً درس زندگی است که طرفداران به احتمال زیاد به یاد می آورند. هنگامی که ال برای اولین بار با لوکاس، داستین و مایک در جنگل ملاقات می کند و آنها او را به خانه مایک برمی گردانند، مایک به ال توضیح می دهد که آنها با دوستان خود به گونه ای صادق هستند که نمی توانند با هیچ کس دیگری باشند.
البته، ال این را درونی می کند و زمانی که لوکاس از فریبکاری عذرخواهی می کند، این احساس را تکرار می کند. این یکی از به یاد ماندنیترین و دلانگیزترین نقلقولها و صحنهها در کل نمایش است، و طرفداران احتمالاً به این زودیها این احساس را فراموش نمیکنند.
بعدی: 10 نکته ای که درباره جوزف کوین ساخته Stranger Things نمی دانستید