شخصیت های How I Met Your Mother اغلب در کارهای انتخابی خود خوب عمل می کردند ، اما آنها بیش از چند تصمیم مشکوک در محل کار گرفتند.
همانطور که از عنوان آن پیداست ، چگونه مادرت را ملاقات کردم در درجه اول بر روابط عاشقانه شخصیت های اصلی و همچنین حمایت کننده متمرکز شده است. اما حتی قهرمانان این نمایش به نوعی باید درآمد کسب می کردند و آنها مشاغل متنوعی داشتند. تد به عنوان معمار و استاد کار می کرد ، مارشال وکیل بود ، لیلی مربی مهد کودک و مشاور هنری بود ، رابین برای تلویزیون کار می کرد ... و سپس شغل مرموز بارنی بود.
یک فیلم صربی (2010) زیرنویس انگلیسی بریده نشده
شخصیت ها عمدتا در کارهای انتخابی خود عملکرد خوبی داشتند. نه همیشه ، و گاهی اوقات آنها محل کار کاملاً سوال برانگیز را انتخاب می کنند که هر کسی باید سعی کند از آن اجتناب کند.
10کار یک شغل بدون مزد
مارشال همیشه می خواست از محیط زیست محافظت کند ، این آرزوی بزرگ او بود. بنابراین وقتی او فرصتی پیدا کرد تا در شورای دفاع از منابع طبیعی کار کند ، به دنبال آن رفت. تنها مشکل کار بدون مزد بود.
تحت شرایط مختلف ، این مسئله ای نخواهد بود و داوطلبانه کاری نجیب و شایسته است. اما در این مرحله ، مارشال به پول نیاز داشت. او و لیلی در گذشته مشکلات مالی داشتند و آنها همچنین قصد داشتند یک خانواده تشکیل دهند که هزینه زیادی دارد.
9وقتی از آن متنفر هستید ، کار می کنید
در همان زمان ، مارشال با انتخاب کار در بانک ملی Goliath ، خطای اشتباهی انجام داد. بله ، درآمد خوبی داشت ، اما مارشال از کار در آنجا متنفر بود زیرا می دانست کارفرمایانش افراد خوبی نیستند.
او همچنین به خوبی با همکاران خود کنار نمی آمد. او مجبور شد با دوستانش ، بارنی و تد همراه شود ، اما به طور کلی ، نکات منفی کار در GNB خیلی بیشتر از نکات مثبت بود.
چرا الیور و فلیسیتی از هم جدا شدند
8دروغ گفتن به یکی از شرکای خود
در یک زمان ، مارشال به لیلی در مورد گرفتن پیشنهاد کاری دروغ گفت. او این شانس را داشت که به عنوان قاضی کار کند ، چیزی که او واقعاً می خواست ، اما او و لیلی قرار بود به ایتالیا بروند ، جایی که لیلی قرار بود کار کند.
مارشال در ابتدا در مورد پیشنهاد کار یا واقعیت پذیرفتن آن به لیلی نگفت. سرانجام او نظر خود را تغییر داد و این زوج همانطور که قرار بود به رم نقل مکان کردند. خوشبختانه ، دروغ مارشال تأثیر جدی بر روابط و اعتماد متقابل آنها نداشت.
7در حال حرکت به سانفرانسیسکو
درست مانند دوست پسر و شوهر بعدی او ، لیلی گزینه های کار بسیار مشکوکی را انتخاب کرد. یکی از این موارد زمانی بود که او کار خود را به عنوان مربی مهد کودک ترک کرد تا در یک مدرسه هنری در سانفرانسیسکو شرکت کند.
لیلی می توانست به همین راحتی در نیویورک هنر بخواند ، اما مصمم بود که به سانفرانسیسکو برود ، حتی اگر این کار به معنای پشت سر گذاشتن شغل ، دوستان و مارشال بود. او خیلی سریع فهمید که این یک اشتباه است ، اما تا آن زمان ، آسیب دیده بود.
6سرقت از رئیس
لیلی وقتی بیس بال رئیس خود را دزدید ، منظورش خوب بود. درست است که دراترز نسبت به کارمندان خود ظلم و گاه کاملا بی رحمانه بود. با این حال ، سرقت چیزهای او بهترین راه برای ترغیب او به رفتار مهربانانه نبود.
اگر چیزی وجود داشته باشد ، برعکس عمل می کند ، از آنجا که دراترز تهدید به اخراج مردم می کند. لیلی همچنین با دزدی از دراترز شغل تد را به خطر انداخت زیرا تد کسی بود که در وهله اول کار را برای او به دست آورد.
پاور رنجرها الان کجا هستند 2016
5کنار گذاشتن یک کار رویایی برای عشق
رابین همیشه حرفه خود را بر روابط شخصی خود ترجیح می داد. با این حال ، هنگامی که او با همکارش ، دون ، ملاقات کرد و آنها شروع به معاشرت کردند ، او تصمیم گرفت که یک ضربه به او بدهد.
هنگامی که رابین پیشنهاد کار به عنوان مجری شبکه در شیکاگو را دریافت کرد ، او این پیشنهاد را رد کرد زیرا اوضاع با دون بسیار خوب پیش می رفت و او نمی خواست او را ترک کند. این تصمیم نتیجه معکوس به روبن داد زیرا او پیشنهاد را رد کرد ، دون آن را دریافت کرد و او سریع به پذیرفتن این موقعیت پرداخت.
4اخراج شخصی به دلیل اختلاف نظر شخصی
از بین تمام افرادی که می شناخت ، رابین بیش از همه از پاتریس متنفر بود ، حتی اگر پاتریس با او با مهربانی رفتار می کرد و می خواست دوست او باشد. هنگامی که رابین اجازه داد با اختلاف شخصی خود با پاتریس او را نابینا کند ، کمترین میزان را داشت.
پاتریس در آن زمان با بارنی ملاقات می کرد و از آنجا که رابین به او حسادت می کرد ، تقریباً پاتریس را اخراج کرد تا فقط به او برگردد. در آخر او نظر خود را تغییر داد ، اما هنوز هم رابین بسیار غیرحرفه ای بود که اجازه دهد حسادت او قضاوت خود را محکم کند.
3حل و فصل برای یک کار Subpar
در یک زمان ، رابین در حالی که مشغول کار رویایی خود در اخبار جهانی بود تقریباً مرغ می گرفت و در عوض به اصطلاح 'coin flip bimbo' می شود ، فقط به این دلیل که کار راحت تر بود و او می توانست لباس های زیبایی بپوشد.
رابین از برداشتن گام بزرگ ترسیده بود و بنابراین مایل بود که به یک کار فرعی رضایت دهد. خوشبختانه برای او ، تد به او کمک کرد تا از آن خارج شود.
دومخلوط کردن کار و لذت
بارنی و تد هر دو در مخلوط کردن تجارت و لذت مقصر هستند ، که می تواند منجر به مشکلاتی شود. تد برای دیدار با سیندی دانشجو حاضر بود شغل جدید خود را به عنوان استاد معماری به خطر بیندازد - حتی اگر آنها به سختی یکدیگر را می شناختند.
و این نمایش بارها به این واقعیت اشاره داشت که بارنی از دفتر خود در GNB برای قلاب های گاه به گاه استفاده می کرد ، که به دور از رفتار حرفه ای است.
چیزهای غریبه چه چیزی وارونه است
1تاسیس شرکتی بدون برنامه تجاری
تد معمار بودن را دوست دارد اما سرانجام با بدست آوردن نوع کار مورد نظرش سیر می شود. بنابراین وقتی اخراج می شود ، تصمیم می گیرد یک شرکت معماری خودش راه اندازی کند.
این ممکن بود اگر تد برنامه تجاری مناسبی داشت و در تأسیس مشتری خود بسیار فعال تر بود ، این نتیجه می رسید. در عوض ، او فقط منتظر زنگ خوردن تلفن نشست و معطل شد. جای تعجب نیست که شرکت وی در طولانی مدت موفق به این کار نشده است.