از لنیسترز گرفته تا ستارگان ، بازی تاج و تخت همچنان به لطف این 10 نقل قول برجسته همچنان در سراسر جهان باقی خواهد ماند.
در دهه گذشته هیچ مجموعه تلویزیونی به اندازه آن ثابت نشد یک پدیده مانند بازی تاج و تخت . این نمایش طرفداران زیادی از سراسر جهان را به خود جلب کرد و برای همیشه در فرهنگ عامه جای گرفته است.
صرف نظر از بحث برانگیزترین فصل آخر ، این سریال به لطف بسیاری از نقل قول های شاخص این سریال همچنان در سراسر جهان ادامه خواهد داشت. با بسیاری از نقل قول ها برای انتخاب ، به طور حتم برخی از بزرگان در این لیست قرار نگرفتند. نقل قول های انتخاب شده بیشترین ارتباط را با شخصیت های نمایش ، مضامین و بهترین پیچش های داستان ، همراه با مواردی که به طور مکرر به آنها اشاره می شود ، دارد. اینها 10 نقل قول از بازی تاج و تخت که برای همیشه به ما می چسبد
10'وقتی شما بازی تاج و تخت را انجام می دهید ، برنده می شوید یا می میرید. هیچ راه میانه ای وجود ندارد.
این لحظه ای بود که سرسی لنیستر به هواداران گفت دقیقاً چه نوع داستانی را تماشا می کنند. این داستانی نخواهد بود که بچه های خوب برنده شوند یا زنده بمانند زیرا آنها افراد خوبی هستند. بازی تاج و تخت داستانی بود که در آن هیچ کس در امان نبود. رحمت ، حقیقت و عدالت - همان اصول ناد استارک را راهنمایی می کنند و در آن لحظه او را پیش سرسی می آورند - او را در امان نگه نمی دارد.
چگونه یک ستاره متولد می شود پایان می یابد
علیرغم بسیاری از فریب های سرسی ، او در این لحظه افتادن عنوان کاملاً صادقانه در مورد فرزندانش ، اینکه کی بود و معنای انجام بازی تاج و تخت بود. این داستانی بود که قهرمانی مانند ند استارک از دست می داد و شروری مانند سرسی لنیستر می توانست رشد کند.
9'هرج و مرج یک گودال نیست. هرج و مرج نردبان است.
مکالمات لیتل فینگر و واریس همیشه سرگرم کننده ، پر از هجوم ، برنامه های فلسفی و تهدیدهایی به سختی پنهان بود. این صحنه ها را بهتر است با خط Littlefinger درباره هرج و مرج به خاطر بسپارید. این یک استعاره کامل برای بازی تاج و تخت است و دوگانگی واضح بین Littlefinger و Varys را نشان می دهد.
چند فصل از فرزندان هرج و مرج وجود دارد
در حالی که واریس به دنبال جلوگیری از هرج و مرج به هر قیمتی بود ، لیتل فینگر از هرج و مرج لذت برد و آن را فرصتی برای پیشرفت و قدرتمندتر دانست. این نمونه ای از لحظه ای بود که در کتاب ها وجود نداشت ، اما این یک افزودن افسانه بود که داستان کلی را غنی می کرد. با توجه به اینکه این آخرین صحنه ای است که تاکنون بین شخصیت ها به اشتراک گذاشته شده است و مونولوگ هرج و مرج Littlefinger به عنوان حرف آخر بین آنها تأثیرگذارتر است.
8'Lannisters با سلام و احترام خود را ارسال می کنند.'
این نقل قول برای همیشه طرفداران را به یاد عروسی سرخ ویرانگر و تکان دهنده خواهد انداخت. در حالی که روز بولتون کسی است که خنجری را در قلب راب استارک فرو می برد و این رویداد در زیر سقف والدر فری اتفاق می افتد ، تایوین لنیستر مغز متفکر واقعی عروسی سرخ است. قبل از مرگ پادشاه در شمال ، روز بولتون مطمئن می شود که راب می داند که به لنیسترها باخته است.
راب در هر نبردی پیروز می شد ، اما تایوین لنیستر برای پیروزی در جنگ تمام تلاش خود را می کرد ، حتی اگر این امر به معنی قتل عام در یک عروسی باشد. وقتی فهمیدید که وقتی روز بولتون در اوایل فصل روز بولتون خیمه را از دست هارنهال آزاد کرد ، معنای بیشتری پیدا می کند ، جیمه به روز گفت که به راب بگوید که 'لنیسترها احترامشان را می فرستند.'
fallout 4 برادری از فولاد یا مینورمن
7'کارهایی که برای عشق می کنم.'
فشار دادن جیمه لنیستر به بیرون از پنجره بران استارک یکی از مهمترین لحظاتی بود که باعث درگیری مرکزی یک بازی تاج و تخت . فراتر از یادآوری این لحظه ضروری به هواداران ، خط کاملاً تجسم کننده جیمه لنیستر است. خیمه از کارهای شگرف خود گرفته تا اعمال پهلوانی ، همه کارهایی را که به نام عشق انجام می داد توجیه می کرد.
او بران را از آن پنجره بیرون زد تا از عشق سمی بین خود و سرسی محافظت کند. در فصل 2 ، او پسر عموی خود را در تلاش برای بازگشت به سرسی خفه کرد. در فصل 3 ، او برای نجات Brienne به یک گودال خرس پرید و در فصل 4 ، پس از محکوم شدن Tyrion به اعدام ، به قاچاق Tyrion از King's Landing کمک کرد. همه این اعمال و کارهای بیشتر او به خاطر عشقی که نسبت به این افراد احساس می کرد و مخاطبان از دیدن اشرف بسیار بزرگتر از اولین عمل شنیعی که وی به نام عشق انجام دادند ، لذت بردند.
6'این همون چیزیه که من انجام می دم. من می نوشم ، و همه چیز را می دانم. '
بسیاری از نقل قول های درخشان در رابطه با تیریون لنیستر وجود دارد ، اما این یکی از مواردی است که هواداران بیشتر بخاطر می آورند و بیشتر به آن اشاره می کنند. این ممکن است فاقد جاذبه احساسی سایر نقل قول های این لیست باشد ، اما این یک نمایش کامل از Tyrion مورد علاقه طرفداران است. او باهوش ، آگاه ، فن بیان ، شوخ طبعانه است و مطمئناً عاشق نوشیدن است.
در متن این فصل ، این به عنوان تلاقی لذت بخشی بین تیریون و خیرخواهانه او عمل می کند ، اما همسالان بسیار جدی تر Missandei و Grey Worm. این همچنین خطی است که می تواند به راحتی و با طنز در مکالمات روزمره گنجانده شود. بازی تاج و تخت مطمئناً یک کمدی نبود ، اما لحظاتی مانند این را داشت که طلای کمدی بودند.
5'قدرت در جاهایی زندگی می کند که مردان معتقدند آنجا زندگی می کند. این یک ترفند است. سایه ای روی دیوار. و یک انسان بسیار کوچک می تواند سایه بسیار بزرگی ایجاد کند. '
در پایان، بازی تاج و تخت عمدتا در مورد چگونگی قدرت در نهایت یک امر ادراکی بود. واریس از ابتدا این را فهمید و به دیگران مانند تیریون کمک کرد تا از این موارد به نفع خود استفاده کنند. این نقل قول یک قطعه اساسی در پایه و اساس روابط آنها است ، که یکی از سرگرم کننده ترین و توسعه یافته ترین روابط برای ظهور از نمایش است.
جنگ ستارگان سریال تلویزیونی جمهوری قدیم
کلمات واریس اصل ماجرا را به تصویر می کشد. بسیاری از شخصیت ها علیرغم منابع گسترده خود ، اهداف ننگینی را رقم زدند زیرا آنها قادر به درک ماهیت قدرت نبودند ، همانطور که واریس آن را درک کرد.
4'کسی که حکم را می گذارد باید شمشیر را بچرخاند.'
کلمات ند استارک از قسمت اول در کل سریال وجود داشت. بهترین رهبران کسانی بودند که بر اعمال خود مالکیت داشتند. ند این ارزش ها را در فرزندان خود پرورش داد و به آنها اجازه داد تا به رهبرانی موثر و عادل تبدیل شوند.
آنها هرگز به سختی حکم اعدام را صادر نکردند زیرا وزن این تصمیم را فهمیدند و مجبور شدند خود این عمل را انجام دهند. چنین حکمتی در تضاد آشکار با رهبران وحشتناکی مانند جفری است که مرتباً حکم اعدام را صادر می کردند ، و همیشه کارهای کثیف را که باید توسط یک جلاد یا سرباز تحت امر وی انجام شود ، ترک می کنند.
3'آنها را با انتهای نقطه دار بچسبانید.'
با ادامه نمایش ، به ویژه با چگونگی تکامل هویت آریا ، جون اسنو به آریا گفت: 'پایان آن را بچسب' اهمیت بیشتری پیدا کرد. جون با دیدن نه تنها آریا برای آنچه واقعاً بود ، بلکه با پذیرفتن و کمک کامل به او ، شخصیتی حیاتی در ایجاد راه منحصر به فرد پیش رو بود که آریا برای خود می ساخت.
همه چیز از آنجا شروع شد که جون عاشق آریا بود و با ساختن سوزن برای او علاقه جدی داشت. این خط همچنین یادآور پیوند عمیق بین جون و آریا بود ، پیوندی که حتی اگر از نظر جسمی در بیشتر سریال ها از هم جدا بودند ، محکم باقی ماند.
دوبه سرسی بگو. من می خواهم که او بداند من خودم هستم.
در حالی که خیمه لنیستر فکر می کرد که برنده شده است و کنترل اولنا تیرل را کنترل می کند ، او آخرین حرف را زد و واقعاً مالک مرگ او شد. حتی مرگ قریب الوقوع نیز نتوانست او را ضعیف کند زیرا باعث شد جائمی متوجه شود که در تمام مدت پشت پسرش جفری بوده است.
من می خواهم پانکراس شما را بخورم یعنی
در حالی که سرسی تقصیر را به گردن تیریون انداخت - که سالها بی رحمانه از او متنفر بود و او را شکار می کرد - اولنا تمام مدت زیر بینی لنیسترها بود. شایسته بود که اولنای شوخ و تیز زبان با کلماتی گزنده بیرون برود که تا ابد زنده بماند و جیمه و سرسی را تا روزهای مرگ خود آزار دهد.
1'درب را نگه دار.'
این سه کلمه ساده برای همیشه با یکی از دلخراش ترین لحظات در ارتباط است بازی تاج و تخت . فداکاری هودور - و چگونگی ارتباط آن با منشأ وی - یکی از آخرین لحظاتی بود که نمایش می توانست واقعاً تکان دهنده و ویرانگر باشد به شکلی که احساس درآمد می کرد.
یکی از دوست داشتنی ترین و وفادارترین کاراکترهای این سریال به شکلی منطقی به وجود آمد ، اما به روشی که تماشای آن بی رحمانه بود و بسیاری از آنچه طرفداران فکر می کردند از جهان این سریال می دانند را برانداز کرد. تکرار کلمات 'در را نگه دارید' و چگونگی تبدیل شدن آن به 'هودور' با پایان قسمت ، یک تجربه احساسی است که طرفداران هرگز فراموش نخواهند کرد.