The Thing اثر جان کارپنتر یک فیلم ترسناک کلاسیک دهه 80 است، اما این فیلم راهی پر از صخره به سمت سینماها داشت. در اینجا 10 راز در پشت صحنه وجود دارد.
جان کارپنتر مجموعهای از فیلمهای کلاسیک را کارگردانی کرد فرار از نیویورک ، آنها زندگی میکنند ، هالووین، و مشکل بزرگ در چین کوچک . یکی از مشهورترین آثار او سال 1982 است چیز . پس از اکران، این فیلم ترسناک تیره و تار توسط منتقدان به عنوان کسل کننده و بیش از حد افراط در خشونت خود شناخته شد. توده ها به سختی زحمت رفتن به سینما را برای دیدن آن کشیدند.
مطالب مرتبط: 10 فیلمی که اگر عاشق بازی هالووین هستید تماشا کنید
بازی های xbox live with gold March 2019
با این حال، در سالهای پس از آن، مخاطبانی پیدا کرده است که به برتری آن پی میبرند. اتمسفر، جلوه های ویژه و اجراها همگی درجه یک هستند. به عنوان جشنی از کلاسیک ترسناک، لیست زیر ده راز پشت ساخت فیلم را ارائه می دهد چیز .
انیو موریکونه
انیو موریکونه برای به ثمر رساندن حماسه هایی مانند این افسانه است خوب، بد و زشت ، روزی روزگاری در آمریکا و دست نیافتنی ها . مردم کمی می دانند، آهنگساز ایتالیایی چندین قطعه کوتاه نیز برای آن نوشته است چیز . در نهایت، کارپنتر اندکی از کارهای نوازنده استفاده کرد و به جای آن تصمیم گرفت قطعات خود را ضبط کند. کارگردان که به خاطر ساخته های موسیقایی خود نیز قابل توجه است، احساس کرد که موسیقی موریکونه با حال و هوای فیلم مطابقت ندارد. برخی از گزیدهها خود را در اثر کوئنتین تارانتینو مییابند این هشت نفرت انگیز .
توبی هوپر تقریبا کارگردانی کرده است
یونیورسال در ابتدا برای کارگردانی کارپنتر مردد بود. اولین انتخاب آنها توبی هوپر بود که با آن نامی برای خود دست و پا کرده بود کشتار اره برقی تگزاس . دیدگاه هوپر برای این پروژه به طور چشمگیری متفاوت بود چه کسی آنجا می رود؟ ، رمانی که روی آن چیز بر اساس. این فیلم بیشتر شبیه یک فیلم ترسناک علمی تخیلی بود موبی دیک ، و حتی یک هیولای تغییر شکل را نشان نداد. هوپر هیچ علاقه ای به انطباق واقعی نداشت چه کسی آنجا می رود؟ . در نهایت، استودیو پس از تلاش های کارگردانی موفق اولیه جان کارپنتر، با او آشنا شد.
جان کارپنتر عاشق هوارد هاکس بود
و همچنین اقتباسی از یک رمان علمی تخیلی، چیز همچنین بازسازی سال 1951 است چیزی از دنیایی دیگر . جان کارپنتر از طرفداران نسخه اصلی و تهیه کننده آن هاوارد هاکس بود و به دنبال تکرار آن با نسخه خود نبود. در حالی که هاکس به عنوان تهیه کننده شناخته می شود، شایعات حاکی از آن است که او به طور غیر رسمی آن را کارگردانی کرده است. این فیلمساز افسانه ای به خاطر نسخه اصلی نیز قابل توجه است اسکار و رودخانه براوو . احترام عمیق کارپنتر به سینمای کلاسیک در آثارش می درخشد.
R.J. مک کریدی
کرت راسل پیش از این فیلم با کارگردان رابطه کاری داشت، اما او اولین انتخاب برای R.J نبود. مک کریدی؛ او فقط در آخرین لحظه نقش را از دست داد. به زودی با کریستوفر واکن، نیک نولته و کریس کریستوفرسون تماس گرفته شد، اما قبل از انجام گفتگوهای بیشتر، از آنها گذشتند.
مربوط: رتبه بندی 10 شخصیت بدترین شخصیت کرت راسل
اد هریس، فرد وارد و برایان دنهی همگی برای این نقش خواندند، اما راسل در نهایت آن را دریافت کرد. کارپنتر با راسل که قبلاً با او کار کرده بود احساس راحتی می کرد و می دانست که هیچ رزروی برای کار روی مجموعه های سرد و ناراحت کننده نخواهد داشت.
تابلوهای داستانی
استوریبردها برای سکانسهای اکشن و صحنههایی با جلوههای ویژه سنگین چیز عجیبی نیستند. آنها به فیلمسازان کمک میکنند تا یک بخش را از قبل برنامهریزی کنند و به همه کسانی که درگیر هستند ایدهای تقریبی از اینکه چگونه باید به نظر برسد، میدهند.
مرد در قلعه بلند پایان
مطالب مرتبط: 10 جزئیات پنهان درباره لباس هالووین
مایکل پلوگ و مربی هیوبنر با جزئیات فوق العاده ای ترسیم کرد استوریبردهایی که تقریباً مشابه فیلمی است که در سینماها نمایش داده میشود. کارپنتر دید شفافی از نحوه نمایش فیلم داشت و این تابلوها واقعاً نشان میدهند که او چقدر به نمایش آنچه در ذهنش بود روی صفحه نمایش نزدیک شده بود.
بازیگران در راه فیلمبرداری تقریباً مردند
بازیگران از طریق اتوبوس شش ساعته به محل فیلمبرداری در استوارت، بریتیش کلمبیا فرستاده شدند. در طول این رانندگی طولانی در جاده ای یخ زده در میان بارش شدید برف، اتوبوس سر خورد ، تقریباً از لبه یک صخره. خوشبختانه بازیگران از مرگ حتمی اجتناب کردند و به راه خود به سمت صحنه فیلمبرداری ادامه دادند. اگر بدترین اتفاق میافتاد، احتمالاً تولید فیلم متوقف میشد و ممکن بود یک اثر پروانهای در تاریخ سینما موج بزند و برای همیشه چشمانداز فعلی هالیوود را تغییر دهد.
کیت دیوید قبل از فیلمبرداری دستش را شکست
کیت دیوید که در یکی دیگر از فیلم های افسانه ای کارپنتر نیز نقش آفرینی کرد. آنها زندگی میکنند ، دستش را شکست اندکی قبل از شروع تولید این بازیگر از آنجایی که پزشک متخصصی بود، بدون درمان مناسب آماده کار شد. سازندگان فیلم دست متورم او را دیدند و او را فرستادند تا مراقبتهای لازم را انجام دهد. برای ادامه فیلمبرداری، او دستکشی به تن کرد که با رنگ پوستش رنگ آمیزی شده بود و دست شکسته در قسمت اول فیلم به راحتی خارج از کادر است. چیزهایی که جادوی فیلم می تواند از تماشاگران پنهان کند شگفت انگیز است.
منفجر کردن مجموعه
نبرد اوج در پایان فیلم ایستگاه تحقیقات را می سوزاند. برای گرفتن عکس های لازم، تولیدکننده واقعا مجموعه را منفجر کرد. از آنجایی که آنها نمی توانستند مواد منفجره را از راه دور مسلح کنند، دستیاران دوربین باید در داخل مجموعه قرار می گرفتند و بمب ها را تنظیم و مسلح می کردند. سپس آنها قبل از دادن اوکی برای فرستادن کل مکان به آسمان بلند به سمت امن دویدند. از آنجایی که دوربینها فقط تعداد زیادی فیلم را نگه میدارند، مجبور بودند این کار را سریع انجام دهند تا تصویر را خراب نکنند. خوشبختانه همه چیز بدون مشکل پیش رفت و به کسی آسیبی نرسید.
نقد و بررسی بازی کارتی ماجرایی Lord of the rings
راب بوتین
راب بوتین بیشتر جلوه های ویژه چشمگیر فیلم را انجام داد. او در تمام جنبههای طراحی این موجود نقش داشت و بیش از یک سال بدون روزهای تعطیل روی پروژه کار کرد و اساساً در استودیو زندگی میکرد و از اتاقهای رختکن و وسایل خواب استفاده میکرد. این فداکاری شدید باعث شد که او بیش از حد خودش کار کند و منجر به بستری شدن در بیمارستان شود. در این مدت، استن وینستون خدمات خود را انجام داد، عمدتاً برای صحنه ای که موجودی سگ را تحت کنترل می گیرد. در حالی که کوبیدن این سختی هرگز توصیه نمی شود، نمی توان انکار کرد که کار او چقدر تاثیرگذار بوده است.
پایان
فینال به طور قابل توجهی کسل کننده است و شاید یکی از دلایل استقبال ضعیف از فیلم باشد. مردم عموماً می خواهند با احساس امیدواری و آسودگی تئاتر را ترک کنند. پس از اینکه سردبیر احساس کرد مخاطبان نسبت به نسخه اصلی واکنش ناخوشایند نشان میدهند، پایان دوم با نتیجهای خوشبینانهتر برای مککریدی گرفته شد. در نهایت، فیلمساز پایان خود را با دو شخصیت بازمانده محکوم به سرنوشتی سرد کرد و به این فکر کرد که آیا یکی از آنها موجودی عنوان است یا خیر. هوای ابهام باعث می شود تا مدت ها پس از پخش تیتراژ در ذهن بیننده بماند.
بعدی: 10 فیلم اسلشر آسیایی که هرگز نام آنها را نشنیده اید (اما باید همین الان تماشا کنید)