برنامههای تلویزیونی چه طولانیمدت یا یک مینیسریال، در طول سالها به بینندگان شخصیتها، خطوط داستانی و پیچشهای غیرمنتظرهای دادهاند. هر فصلی که می گذرد به سازندگان زمان می دهد تا شخصیت هایی را توسعه دهند که رشد می کنند. عبارات معمول در این سریال ها نوشته شده است، مانند تبدیل شدن قهرمان به یک شخصیت شرور یا بالعکس، مثلث های عشقی و رابطه مبهم بین قهرمان و شرور که به بینندگان اجازه می دهد سرمایه گذاری کنند.
در حالی که خطوط داستانی ممکن است مخاطب را علاقه مند کند، یک قوس شخصیت خوب هر نمایش را می سازد یا می شکند. همانطور که شخصیت ها در طول نمایش رشد می کنند و رشد می کنند، شخصیت آنها عمیق تر می شود و این روایت را می سازد. شورانرها راه حل های پیچیده ای را برای آرک های رستگاری کلاسیک بررسی کرده اند.
جسی پینکمن (برکینگ بد)
اسپین آف بریکینگ بد راه در نهایت آنچه را که برای یکی از رهبران، جسی پینکمن اتفاق افتاد، حل می کند. از قسمت های اولیه بریکینگ بد جسی شخصیتی دلسوز بود. جسی با حساسیت و آسیبپذیری پنهان در زیر لایههایی از حالات سرد، طردکننده و گانگسترگونه، از مهارتهای «هوشمند خیابانی» برای عبور استفاده میکند. جسی بر خلاف نیمه دیگرش، والتر وایت، اغلب می خواهد اعتبار و محبت را به دست آورد.
مطالب مرتبط: 10 شخصیت بد شکسته که می توانند در فصل آخر Better Call Saul ظاهر شوند
در نهایت، این نمایش شخصیت هایی را خلق کرد که قوس های داستانی معمولی را بشکنند. و همانطور که جسی طی کرده است راه ، خاطرات جسی او را اسیر گذشته اش می کند و یک پایان عالی برای سریال ایجاد می کند، جایی که جنایات جسی در نهایت به او می رسد. قوس رستگاری جسی شامل پاک کردن جنایاتش نبود، بلکه نگاه کردن به آسیبهای گذشتهاش و دیدن آسیبپذیریاش بود.
دیمون سالواتوره (خاطرات خون آشام)
خاطرات خون آشام شخصیت دیمون یکی از محبوب ترین و دستکاری کننده ترین آنتاگونیست های معرفی شده در یک سریال بود. دیمون که به عنوان یک ضدقهرمان خشن، حسابگر و بی ادب در فصل 1 ارائه شد، در هر کدام رشد کرد. خاطرات خون آشام فصل . دیمون از یک برادر افتضاح تا تبدیل شدن به یک فرد بهتر، همه چیز را تجربه کرده است.
نحوه جوجه کشی تخم مرغ در پوکمون سریع انجام می شود
در حالی که او ابتدا با نیات پنهان به Mystic Falls می آید، به دلیلی کاملاً متفاوت در آنجا می ماند. در طول خط داستانی اصلی مرد بد و بانوی اصلی که به هر کدام دچار می شوند، دیمون در نهایت عاشق النا می شود و برادر و دوست بهتری می شود.
الکسیس رز (Schitt's Creek)
رشد از یک پسر پولدار، خراب و فضول به یک زن مستقل و شکوفا، یک کمان رستگاری کامل برای هر شخصیتی است. او را به عنوان یک پسر شیک پوش و متکبر توصیف کردند نهر شیت ، الکسیس به زندگی ای سوق داده می شود که به دلیل شرایط بی سابقه خانواده رز نمی تواند تصور کند در آن زندگی کند.
در طول پیشرفت سریال، الکسیس خود را در تلاش برای تطبیق با سبک زندگی جدید خود می بیند و تبدیل به شخصیتی 'انسانی' می شود. او با تکمیل مدرک تحصیلی، یافتن اولین شغل و حتی اصلاح رابطه خود با خانواده، دیدگاه خود را نسبت به زندگی تغییر می دهد. قوس رستگاری قابل توجه الکسیس نه بر بد به خوب بلکه بیشتر بر ناآگاهی تا بلوغ متمرکز است.
مایکل (مکان خوب)
مکان خوب نقطه فروش، قابلیت اطمینان شخصیت ها بود. تصویر اولیه مایکل یک موجود فرشته ای در زندگی پس از مرگ بود، از کمک به النور و بقیه تا در نهایت نشان دادن اوج شرور بودن او. سفر او سپس بدخواهانه و کینه توزانه شد که با معرفی اولیه او در تناقض بود.
تنها در مراحل بعدی سریال، مایکل به روحی همدل و درک کننده تبدیل می شود که باعث می شود او در دانش خود از انسانیت تجدید نظر کند و او را به زیر سوال بردن اخلاقیات خود سوق دهد. قوس شخصیتی مایکل پیچیده و عمیق است، و او را به یکی از معدود شخصیت هایی تبدیل می کند که خود را از قوس گناه آلود خود رهایی می بخشد.
تئون گریجوی (بازی تاج و تخت)
شخصیتی که در گذشته وحشتناک و گناه آلود خود ساکن است، تئون گریجوی از بازی تاج و تخت تنها یکی از معدود شخصیت هایی است که خود را در این سریال نجات دادند. در ابتدا، طرفداران شخصیت او را دوست نداشتند، زیرا او احتمالاً هر عمل ناشایستی را که طرفداران فکر می کردند انجام می داد. تئون به وینترفل خیانت کرد و متحدان سابق را اعدام کرد. کاراکتر شروع خوبی ندارد. با این حال، تنها در عمل دوم است که رستگاری نهایی او را می بیند.
مطالب مرتبط: بهترین هاوس بازی تاج و تخت از نظر رتبه بندی
تغییر چشمگیری در دیدگاه ها و اولویت های او در فصل های بعدی دیده می شود زیرا او سعی می کند اشتباهات گذشته خود را اصلاح کند. تصور اینکه یک شخصیت بی ادب و گوشه گیر شخصیت او را تغییر دهد دشوار است. پس از یک دوره عذاب آور از رمزی، تئون متوجه اشتباهات خود می شود. تئون بر خلاف دیگر شخصیت ها راه رستگاری را تا پایان سریال طی می کند و از گذشته خود پشیمان می شود.
ویلانل (کشتن حوا)
ویلانل یک قاتل برای یک سازمان جنایی است که در نهایت توسط ایو دنبال می شود کشتن حوا . شخصیت ویلانل در فصل های اولیه اعتماد به نفس او را نشان داد زیرا او عاشق قاتل بودن بود و از این قدرت برای ارتکاب جنایات شنیع استفاده می کرد. اما با پیشرفت روایت، به نظر میرسید که او کمتر درگیر جنایتکاری بود و میخواست The Twelves را ترک کند. اعمال گناه آلود او حتی شامل قتل خانواده اش شد و او را شکست.
جذابیت فیزیکی ویلانل نسبت به ایو داستان او را پیچیده می کند. برای به دست آوردن خانواده حوا، او سعی می کند یک فرد 'خوب' باشد. و نمی داند چگونه خود را تغییر دهد، همه چیز به هم می ریزد. شخصیت ویلانل بین خوب و بد مبارزه می کند و یک خط داستانی پیچیده ایجاد می کند و در عین حال امید به رستگاری مناسب را در خود دارد.
سگ شکاری (بازی تاج و تخت)
بازی تاج و تخت قطعاً به طرفداران شخصیت های زیادی برای نفرت و دوست داشتن داده است. در حالی که تعداد کمی از آنها خط داستانی رستگاری داشتند، تنها فکر کردن به قوس The Hound مناسب است. از اینکه یک محافظ شخصی تا لنیستر تا پسر «امر» آنها بود، او رک و پوست کنده حالات وهمآوری را از بین برد.
ویژگی های اولیه او بر خجالت و رک بودن او متمرکز بود و تعامل او با سانسا عجیب بود. با این حال، یک رشد عمیق در طرح او وجود دارد، زیرا او در فصول آخر بیشتر شبیه یک شخصیت پدری برای آریا می شود. پایان فصل هواداران را با رشد خود شگفت زده می کند، زیرا او با تحسین از رشد سانسا صحبت می کند. خط داستانی او در نهایت با رهایی آریا از نقشه انتقام و موضع گیری او در برابر برادرش بسته می شود.
Spike (Buffy The Vampire Slayer)
Spike یکی از بهترین آرک های رستگاری را در تلویزیون دارد. سنبله از Buffy the Vampire Slayer توسعه شخصیت به خوبی نوشته شده است. اسپایک که به عنوان شخصیت شرور منفوری که می خواست نابودی سانی دیل را ببیند معرفی شد، در نهایت خود را قربانی کرد.
مطالب مرتبط: 10 قسمت از بزرگترین بافی و اسپایک بافی The Vampire Slayer
نحوه استفاده از بلوتوث در تلویزیون هوشمند سامسونگ
در ابتدا، خط داستانی اسپایک در همه جا به نظر می رسد، اما یک خون آشام عاشق انسانی که شخصیت او را تغییر می دهد چیزی نیست که مردم هر روز ببینند. وفاداری اسپایک به بافی دیدگاه او را نسبت به انسان ها تغییر داد که تفاوت فاحشی در وفاداری او ایجاد کرد. از قضا، در ابتدا، او می خواهد Sunnydale 'سوزاند'، اما او خود را با سوزاندن و قربانی کردن خود نجات می دهد. این نمونه ای از قوس کلاسیک شخصیت بد به خوب است.
استیو هرینگتون (چیزهای عجیب)
چیزهای غریب بینندگان می دانند که داستان استیو یک داستان کلاسیک «احساس بد برای پسر فقیر» نیست. استیو یک تند تند و یک بچه دبیرستانی کلیشه ای بود که سعی می کرد در گروه «بچه های باحال» قرار بگیرد. او یک نوجوان معمولی را به تصویر کشید که با ایجاد سوءتفاهم با نانسی، ناامنی های خود را برطرف کرد. سفر او از یک دوست پسر خودخواه به چهره ای محافظ از بچه ها یک قوس غیرمنتظره بود.
در طول فصلها، استیو با پذیرش رابطه نانسی و جاناتان، محافظت از داستین، و حتی داشتن رابطهای بسیار افلاطونی با رابین عاری از مسمومیت، خود گذشتهاش را جبران میکند. این یک کمان رستگاری درخشان نوشته شده است. طرفداران تعجب می کنند که استیو در فصل چهار بعدی چه خواهد کرد.
زوکو (آواتار: آخرین هواساز)
شاهزاده زوکو ملت آتش از آواتار: آخرین هواساز کار خود را بهعنوان یک دلقک لوس و انتقامجو آغاز کرد که هوس افتخار داشت. هدف اصلی زوکو شکار و کشتن آواتار بود تا پدرش را راضی کند و موقعیت خود را در قسمت های اولیه سریال به دست آورد، اما در زیر این خود کم عمق، او یک بچه شکسته و آسیب دیده بود که مشتاق جلب توجه بود.
با گذشت زمان، زوکو شفا میدهد و یاد میگیرد که خود را بپذیرد و برای خود ارزش قائل شود و برای عدالت مبارزه کند. او با Aang متحد می شود تا پدرش را از پا درآورد و با این کار خود را نجات می دهد. بینندگان رشد او را از دشمن تا تبدیل شدن به بهترین دوست با Aang دوست داشتند. رستگاری کامل این بود که او در نهایت پتانسیل خود را دید.
بعدی: 10 قسمت از بهترین قسمت آواتار: آخرین هواساز، طبق گفته Reddit