والدین در دنیای سینمایی مارول سهم بزرگی از کسانی هستند که قهرمانان و تبهکاران در نهایت تبدیل به آنها می شوند. از والدین سالمی مانند اسکات لانگ گرفته تا والدین بسیار مشکوک مانند اودین، نحوه رفتار آنها با فرزندانشان است که به آنها اطلاع می دهد که در چه کسانی رشد می کنند.
دکتر استرنج در چند جهان جنون دقیقاً نشان می دهد که یک والدین چقدر می توانند فرزندان خود را دوست داشته باشند، با این حال، لحظات زیادی وجود دارد که این عشق یا می تواند سمی شود یا در برخی موارد، هرگز واقعاً هیچ عشقی برای شروع وجود نداشته است. برخی از کودکان به بزرگسالی تبدیل می شوند و از تجربیات منفی با والدین خود بهبود می یابند، در حالی که متأسفانه برخی دیگر این فرصت را ندارند. در هر صورت، والدین در MCU چیزهای زیادی برای یادگیری و جبران دارند.
هنک پیم
تنها دلیلی که هنک پیم در این لیست قرار می گیرد این است که نحوه برخورد او با مرگ همسرش بیشتر از اینکه به نفعش باشد به دخترش آسیب رساند. او به جای اینکه با هوپ وقت بگذراند و مطمئن شود که او هم مانند او با غم او کنار می آید، تصمیم گرفت تا به نوعی گوشه نشین شود و او را از زندگی اش بیرون کرد.
موارد مرتبط: طبق گفته Reddit، 8 بار فیلمهای MCU بهتر از کمیکهای Ant-Man عمل کردند.
رابطه او با هوپ آشکارا اکنون بهتر شده است، با این حال، رفتار او با او در حالی که در حال رشد بود باعث شد فکر کند که برای او مهم نیست - چیزی که بسیار آسیب زا است، به خصوص برای کودکی که به تازگی یکی از والدینش را از دست داده است. تنها با کمک اسکات است که هوپ و هنک می توانند رابطه خود را به طور کامل ترمیم کنند و پیوندی ایجاد کنند که امیدواریم فقط قوی تر شود.
هوارد استارک
هاوارد استارک مانند هنک پیم پدری غایب در زندگی تونی استارک بود. متأسفانه او نتوانست این رفتار را به خاطر مرگ همسرش مقصر بداند و هرگز فرصتی برای ترمیم رابطه خود با پسرش پیدا نکرد. به همین دلیل، تونی در نهایت تبدیل به یک فرد بالغ پر از ناامنی هایی شد که در زیر یک نفس بسیار بزرگ پنهان شده بود و با تکبر و سرسختی منحرف شده بود.
یک بار دیگر، رابطه تونی با پدرش تنها زمانی بهتر میشود که او ویدیویی را پیدا میکند که در آن هاوارد غیرمنتظرهترین احساسات را ابراز میکند و میگوید: 'بزرگترین خلقت من چیست و همیشه خواهد بود... تو هستی.' در حالی که هاوارد هرگز فرصتی برای تجربه این تغییر پیدا نمی کند، لحظه بسیار گویا است، زیرا گاهی اوقات همه مردم برای داشتن احساس بهتر به شنیدن نیاز دارند این است که در واقع توسط والدین خود دوست دارند و مورد احترام هستند.
اگر دوست داشتنت اشتباه است آخرین قسمت
خو ون وو
ون وو - که به خاطر مرگ یینگ لی غمگین شد - که به عنوان شرور، ماندارین نیز شناخته می شود - فشار زیادی را بر شانگ-چی جوان وارد کرد تا انتقام مرگ مادرش را بگیرد. در مسیر آمادهسازی او برای این انتقام، ونوو نه تنها پسرش را به محدودیتهای فیزیکی میاندازد تا او را یک قاتل کند، بلکه دائماً تکرار میکند که این تقصیر اوست که از مادرش محافظت نمیکند.
علاوه بر این، در حالی که تمام تمرکز او روی پسرش است، او همچنین در نهایت از وجود دخترش، Xialing غفلت می کند - یا در واقع، کاملاً نادیده می گیرد. این امر هر دو فرزندش را علیه او برمیگرداند و به محض رسیدن به سن کافی برای ترک خانه از خانه فرار میکنند. رفتار Wenwu نسبت به آنها نیز باعث ایجاد شکاف بین دو خواهر و برادر می شود.
یوندو
تا پایان Guardians Of The Galaxy Vol. II می توان ادعا کرد که یوندو قطعاً خود را از آنچه قبلا بوده نجات داده است. متأسفانه، این بدان معنا نیست که او همیشه پدر و مادری بود که پیتر کویل لیاقتش را داشت - اگرچه او قطعاً جایگزین بهتری برای ایگو بود، کسی که سالها از پیتر محافظت کرد.
مطالب مرتبط: رتبه بندی هر شرور در فیلم های نگهبانان کهکشان
xbox one x vs xbox one scorpio
یوندو پس از ربودن پیتر از زمین، از او بهعنوان دزد شخصی خود استفاده میکند، زیرا هیکل کوچکش به او توانایی میدهد تا در فضاهای کوچکتر جا شود. او همچنین پیتر را در وحشت دائمی نگه داشت و تهدید کرد که اگر آنچه را که به او گفته شده انجام ندهد، او را خواهد خورد. تنها دلیلی که یوندو در رتبه بالاتری قرار نمی گیرد این است که عشق او به پیتر در چند لحظه می درخشد و در نهایت تصمیم درستی گرفت.
اودین
با وجود اینکه اودین به نیمهی بالای این فهرست نزدیک نیست، او قطعاً در طیف میانی قرار میگیرد زیرا چگونه به نزاع بین ثور و لوکی دامن زده است. در حالی که به وضوح برای ثور احساس غرور می کرد، در نهایت غرور خود را به سطحی مخرب رساند. از طرف دیگر، او دائماً لوکی را با او مقایسه میکرد و شخصیتی پر از ناامنی خلق میکرد که حاضر بود هر راهی برای پیشی گرفتن از ثور پیدا کند.
ماهیت واقعی اودین به عنوان یک پدر آشکار می شود ثور: راگناروک وقتی برادرها متوجه می شوند که یک خواهر سوم بزرگتر دارند که الهه مرگ است. این واقعیت که اودین مجبور شد او را دستگیر کند، چیزهای زیادی در مورد اینکه چگونه او در تربیت او اشتباه کرد، می گوید.
ژنرال دریکوف
که در عنکبوت، بینندگان در نهایت با مردی که مسئول خلق ناتاشا رومانوف است - و همچنین یلنا بلووا و تعداد بیشماری دیگر روبرو می شوند. متأسفانه، ضربه روحی آنها بدترین چیزی نیست که دریکوف مسئول آن است. اگرچه موارد زیادی وجود دارد که می توان به آنها اشاره کرد، اما مهمترین آنها دختر او - آنتونیا است.
او نه تنها دخترش را تحت سلطه خود درمی آورد و او را در رنج های فراوان قرار می دهد، بلکه هر گونه اختیار را از او سلب می کند و او را اسیر فرمان خود می کند. اگرچه بعید است که طرفداران داستانی را ببینند که بر بهبود آنتونیا متمرکز شده است، بسیار عالی است که او را در فیلم های آینده در کنار یلنا ببینیم و پیشرفت او را در حالی که او از تمام کارهایی که پدرش برایش انجام داده است، ببینیم.
ثانوس
ثانوس پدر و مادر بدی بود به روشهای بسیار متمایز، واضحترین آنها این بود که او به بهانه آموزش دادن فرزندانش را شکنجه میکرد - با سحابی که انتهای چوب بسیار خشنتر بود. او همچنین عاشق قرار دادن گامورا و سحابی در مقابل یکدیگر بود.
مربوط: 10 نقل قول که ثابت می کند تانوس بهترین شرور در MCU است
که در هری پاتر نقش لرد ولدمورت را بازی کرد
تا پایان جنگ بی نهایت بسیار بدیهی است که ثانوس قطعاً گامورا را دوست داشت، اگر نه سحابی، به روش پیچ خورده خود. با این حال، پس از گذراندن تمام زندگیاش توسط «پدر» و تماشای رنج خواهرش از دست او، فهمیدن اینکه گامورا واقعاً او را دوست داشت - درست قبل از اینکه او را از صخره در Vormir پرتاب کند - باید یکی از بهترینها باشد. لحظات غم انگیز در MCU
نفس
بدون شک Ego یکی از پشیمان ترین و بی احساس ترین شخصیت هایی است که تا به حال در MCU دیده شده است. او همچنین بدترین پدر و مادر است - چیزی که می توان با اطمینان گفت نه فقط به خاطر رفتار او با پیتر، بلکه به خاطر فرزندان بی پایانی که پیش از او آمده بودند.
او نه تنها به پیتر گفت که تمام هدف وجودش این است که ایگو را قدرتمندتر کند، بلکه مادرش را نیز کشت. در حالی که پیتر ممکن است هنوز هم بتواند با ضربه ای که متوجه شده بود پدرش هرگز واقعاً به او اهمیت نمی داد، مقابله کند، این تلقین است که پدرش بدون دلیل مادرش را به قتل رسانده است، غیر از عدم کنترل خود، چیزی است که پیتر را تا آخر عمر تحت تاثیر قرار خواهد داد.
وندی اسپکتور
شوالیه ماه اپیزود پنجم قطعاً همه طرفداران را در قتل عام احساسی که با خود به همراه داشت به زانو درآورد. پس از تماشای تعامل مارک و استیون با یکدیگر، بینندگان انتظار داشتند در این قسمت اتفاقات زیادی بیفتد، اما هیچ کس انتظار نداشت که واقعاً چه اتفاقی افتاد.
پیشینه مارک اسپکتور باید یکی از غم انگیزترین داستان های MCU باشد. نه تنها طرفداران متوجه می شوند که مارک برادرش را از دست داده و خود را مقصر می داند، بلکه مادرش نه تنها او را سرزنش می کند، بلکه او را به همین دلیل سرزنش می کند. علاوه بر این. او عصبانیتی را که از مرگ رندال در مورد مارک احساس می کرد، از بین برد - به همین دلیل استیون گرانت به وجود آمد و اساساً از مارک در دوران کودکی او محافظت کرد و همچنین به او به عنوان یک بزرگسال متوجه شد که او هرگز مقصر نیست. تماشای این قسمت برای بسیاری از مردم سخت بود، زیرا شخصیتهای فوقالعاده انسانی و این واقعیت که ممکن بود برای هرکسی اتفاق بیفتد، وجود داشت.
بعدی: 10 بار مون نایت تاریک ترین نمایش مارول در دیزنی + بود