زامبی ها رپ بدی می گیرند. مطمئناً، آنها زشت هستند، همه جا آب دهان می اندازند، مغزها را می خورند و تمدن ها را نابود می کنند، اما اینطور نیست که این کار را انجام می دهند. از قصد . گاهی اوقات، تنها چیزی که یک زامبی نیاز دارد یک راهنمایی کوچک است. این نتیجه ای نیست که بتوان از آن گرفت مرده متحرک ، که در آن زامبی ها، بدون استثنا، بسیار افتضاح هستند. آیا این در اسپین آف آینده تغییر خواهد کرد، از مردگان متحرک بترسید ? چه کسی می داند؟
از آنجایی که جورج آ. رومرو ژانر زامبی مدرن را در سال 1968 اختراع کرد شب مردگان زنده زامبیها بهعنوان موجوداتی بیذهن به تصویر کشیده شدهاند که قادر به فکر کردن نیستند و بر اساس غریزه خالص و مغزخوار عمل میکنند (خوب، ویژگیهای مغزخواری تنها در سال 1985 ارائه شد. بازگشت مردگان زنده ). اما در طول نزدیک به پنج دهه، چند فیلم و برنامه تلویزیونی جرأت کرده اند جنبه زیباتر و مهربانتر زامبی ها را به ما نشان دهند.
در اینجا لیست ما از 10 زامبی با شخصیت های عالی!
Bub in Day of the Dead (1985)
در سومین فیلم از ارتباط سست او مرده جورج آ. رومرو تصمیم گرفت فراتر از غرور دو فیلم قبلی - که مردم از مردگان برمیگردند و به زندهها حمله میکنند - فراتر رود تا به معنای واقعی زامبی بودن فکر کند. رومرو با باب (هاوارد شرمن)، از زامبی ها می پرسد که آیا امکان دارد زامبی ها فکر کنند یا احساسات داشته باشند، و معلوم می شود که می توانند. باب با وجود اینکه در اسارت نگه داشته می شود، توانایی حل مشکلات ساده، پیروی از روال ها و به خاطر سپردن چیزها را نشان می دهد. او حتی موسیقی گوش می دهد. به عبارت دیگر، او شخص خوبی است. چه کسی نمیخواهد چند دمنوش با یک حباب مانند این بخورد!
اد در Shaun of the Dead (2004)
شوخی در دل شان مردگان - که آنقدر در روایت فیلم گنجانده شده است که تقریباً دیگر شوخی نیست - این است که اکثریت انسان ها در ابتدا زامبی هستند. این به ویژه در مورد اد (نیک فراست)، بهترین دوست و هم اتاقی شان (سایمون پگ) در حال خوردن، گوز زدن و بازی های ویدیویی صادق است. اد پس از گزیده شدن توسط یک زامبی در اواخر فیلم، بسیاری از ویژگیهایی را که در زمان انسان بودنش انجام میداد، حفظ میکند، از جمله نقش بهترین دوست شان. در واقع، شان اد را در گاراژ به زنجیر میکشد تا با آن بازیهای ویدیویی انجام دهد، طبق قوانینی که نمیتواند با دهان زامبیهای لختش خیلی نزدیک شود.
جانی دپ در کابوس در خیابان نارون است
فیدو (2006)
اکثر مردم نام فیدو را می شنوند و تصور می کنند که این نام به یک سگ بامزه و کرکی اشاره دارد. شاید یک بوردر کولی یا یک راسل تریر. اما در این کمدی کانادایی کمهزینه، فیدو نام یک خدمتکار زامبی نسبتاً شایان ستایش (بیلی کانولی) است. فیدو در یک جهان جایگزین اتفاق میافتد که در آن زامبیها توسط یقههایی که توسط Zomcon تولید میشود، سرکوب شده و مجبور به بردگی شدهاند. با این وجود، فیدو اسیر با تیمی (K’Sun Ray)، پسر خانواده ای که او را در اختیار دارد، دوستی نامتعارفی برقرار می کند. کانولی بهعنوان تصویرگر قدیمی اسکاتلندیهای دوستداشتنی و عجیب و غریب، کار بسیار خوبی انجام میدهد تا ما را با این زامبی دوستداشتنی و عجیب همدلی کنیم. فیدو واقعاً لسی ارواح مغزخوار است.
Big Daddy در سرزمین مردگان (2005)
برای چهارمین ورودی در جورج آ. رومرو مرده در سری، پدرخوانده زامبی ها کاوش خود را در مورد زامبی های حساس حتی بیشتر گسترش می دهد. با Bub in روز مرگ رومرو یک زامبی را با احساسات و حافظه کشف کرد. رومرو با Big Daddy (یوجین کلارک)، این امکان را بررسی میکند که زامبیها پس از گذراندن زمان کافی آلوده، شروع به توسعه مجدد هوش گمشده خود کنند. بابا، یک خدمتکار سابق پمپ بنزین که هنوز روپوش هایش را پوشیده است، یاد می گیرد که چگونه از تفنگ تهاجمی استفاده کند و او را به یک رهبر خطرناک مردگان تبدیل می کند. شخصیت Big Daddy به عنوان استعاره ای برای افراد محرومی که از مراکز قدرت و ثروت قفل شده اند، طنین انداز می شود. اگر وقتی انبوهی از جوانههای زامبی را به سمت دروازههای Fiddler’s Green - شهری مستحکم و محافظتشده زندهها - هدایت میکند، عصبانی و کینهجو به نظر میرسد، قابل درک است. بابا بزرگ هفته هاست چیزی نخورده است و همینطور است خیلی نوازنده
R in Warm Bodies (2013)
از آنجایی که صورتهای آنها دائماً در خطر افتادن است، خواندن حالت چهره زامبیها سخت است، چه رسد به اینکه بفهمیم آنها در درون چه احساسی دارند. با توجه به اینکه آنها نمی توانند صحبت کنند، نمی توانید مطمئن باشید که چقدر از مکالمات شما را می فهمند. این مخمصه R (نیکولاس هولت) است بدن های گرم . R یک زامبی با قلب طلا و حداقل باهوش است (همانطور که پیداست، زامبی ها در هنگام شکار گوشت بین خود استراتژی می کنند). در حالی که با تعدادی از جوانه های زامبی خود در حال شکار است، R تصمیم می گیرد جولی زیبا (ترزا پالمر) را از دست دیگران نجات دهد... زیرا او عاشق است. مانند Bub in روز مرگ ، R یک زامبی است که به آرامی انسانیت خود را توسعه می دهد. بدن های گرم نهایی بودن زامبییسم را زیر سوال می برد و اینکه آیا واقعاً یک بیماری لاعلاج است یا خیر. اگر R نشانه ای باشد، پس هنوز هم می تواند مقداری شیرینی در زیر گوشت پوسیده یک زامبی وجود داشته باشد.
لیو مور (دریافت؟) در iZombie (2015 - )
لیو (رز مک آیور) یک زامبی است، اما در پنهان کردن آن بسیار خوب است. او مغز را می خورد، اما فقط از افرادی که قبلاً مرده اند. او گاهی اوقات تمایلات خشونت آمیز دارد، اما به طور کلی می تواند آنها را کنترل کند. او خیلی رنگ پریده، اما هر چند وقت یکبار مقداری رژ لب می زند. به هر دلیلی، لیو از انتقال به زامبیخانه جان سالم به در برد و بیشتر تواناییهای حیاتیاش را تحت کنترل داشت. او اکنون بسیار خجالتیتر است، اما از کسی که در سردخانه کار میکند (جایی که با جمعآوری مغز از اجساد به نیازهای غذاییاش رسیدگی میکند) بیشتر از آن انتظار نمیرود. همانطور که مشخص است، او همچنین تصاویری از زندگی افراد مرده ای که با آنها در تماس است دریافت می کند، که او را در حل جنایات بسیار خوب می کند و یک تماس ارزشمند برای کارآگاه کلایو بابینو (مالکوم گودوین) است. iZombie توسط راب توماس و دایان روجیرو-رایت که قبلاً روی کالت مورد علاقه کار کرده بودند، توسعه داده شد ورونیکا مارس ، و این نمایش حاوی همان جذابیت است. و بخشی از این جذابیت از رز مک آیور در نقش لیو می آید، قلب مرده، سرد، اما بسیار دوست داشتنی سریال.
هیولای فرانکشتاین در فرانکشتاین (1931)
باشه، باشه، هیولای فرانکشتاین نیست از نظر فنی یک زامبی هم رمان مری شلی و هم اقتباس کلاسیک جیمز ویل در سال 1931 پیش از ایجاد زامبی مدرن در سال 1968 هستند. شب مردگان زنده و آنها با زامبی های وودوی دهه 1930 مرتبط نبودند زامبی سفید یا با این حال، این هیولا ویژگی های بسیار زیادی را با برادران زامبی خود به اشتراک می گذارد. او مرده است، او زنده شده است، او از اعضای بدن مرده تشکیل شده است، و او هیچ راهی برای ارتباط با انسان هایی که می خواهند او را بکشند، ندارد. همانطور که عملکرد بوریس کارلوف مشخص میکند، هیولای فرانکنشتاین بهویژه نمیخواهد موجود وحشتناکی باشد که هست و ترسی را که حضورش در افراد دیگر ایجاد میکند یا آسیبی که میتواند ایجاد کند را درک نمیکند. هنگامی که مردم شهر محلی آسیابی را که حاوی هیولا است می سوزانند، نمی توانیم از خود بپرسیم که اگر آنها واقعاً احساس او را می فهمیدند چگونه ممکن بود اوضاع متفاوت باشد.
کایل در American Horror Story: Coven (2013 - 2014)
مانند هیولای فرانکشتاین، کایل (ایوان پیترز) از نظر فنی یک زامبی نیست، اما مانند هیولای فرانکنشتاین، بسیار نزدیک است. کایل با برش از بهترین قسمت های مختلف پسران مرده مرده، پسری شیرین، حساس و مرده است که مشکلات عاطفی جدی دارد. اگر با رایان مورفی و برد فالچوک آشنا نیستید داستان ترسناک آمریکایی باید بدانید که این دو نفر خلاق هرگز با یک پیچش داستانی روبرو نشده اند که فکر می کنند خیلی تکان دهنده یا افراطی است. حتی قبل از اینکه کایل یاد بگیرد چگونه صحبت کند، وارد یک رابطه عاشقانه با دو جادوگر (تایسا فارمیگا و اما رابرتز) می شود که یکی از آنها بدون کشتن شریک زندگی خود نمی تواند رابطه جنسی داشته باشد (به همین دلیل است که کایل از قبل مرده است). . پس از مدتی، کایل یاد می گیرد که بدن، احساسات و زبان خود را کنترل کند، اما هرگز معصومیت خود را از دست نمی دهد.
شورای شهر بلیت هالو در پارا نورمن (2012)
پارا نورمن ، یا به اختصار نورمن (یا اگر می خواهید بروید، شاید Norm واقعا خلاصه)، پسری است که در شهر کوچکی به مشکل برخورد می کند، زیرا گاهی اوقات ناخواسته با مرده صحبت می کند. پس از بیرون آمدن چند زامبی بامزه و درهم ریخته از قبرهایشان، با این حال، Norm (با صدای Kodi Smit-McPhee) یاد می گیرد که از قدرت خود برای سلطنت آنها استفاده کند. همانطور که پیداست، این زامبی ها چندان بد نیستند. چند صد سال پیش، آنها اعضای شورای شهر بودند، که یک زن را به جرم جادوگری به اعدام محکوم کردند و در حالی که او روی چوب سوخته توسط او نفرین شد. اما: آنها می دانند که اشتباه کردند! و کل بازگشت به عنوان زامبی مجازات بسیار منصفانه ای است. به هر حال، آنها درس خود را آموختهاند و نورم را تشویق میکنند تا با روح جادوگر مرده، که واقعاً رسانهای مانند Norm بود، ارتباط برقرار کند.
بیل موری در Zombieland (2009)
شما بیل موری را می شناسید! او ستاره صحنه دزدی است Caddyshack ، دانشمند محبوب استیو زیسو، پسر بامزه از راه راه ، کوفته قلقلی ، و شکارچیان ارواح . او همچنین دوست جذابی است که ممکن است در شب عروسی به داماد توصیه کند، برای کارائوکه یا کیک بال به افراد غریبه بپیوندد، یا شب را با بارتن در یک جشنواره موسیقی بگذراند. او یک پسر عالی است! و او همان مرد بزرگ است سرزمین زامبی ، که در آن خودش بازی می کند. او باند را به عمارت غول پیکر خود در هالیوود دعوت می کند، با آنها بازی می کند، به آنها مشروب می دهد و اوقات خوشی را به آنها نشان می دهد. او همچنین، متأسفانه، کمی آرایش زامبی میکند و مورد اصابت گلوله یک نوجوان جهنده قرار میگیرد که کلمبوس نام دارد (با بازی جسی آیزنبرگ). درست است، او ممکن است یک نباشد واقعی زامبی، اما به هر حال یک زامبی واقعی چیست؟ علاوه بر این، انتخاب برای این لیست کمی نازک می شود. کمی ما را سست کن
-
همانطور که اشاره کردیم، زامبی های زیادی با شخصیت خوب وجود ندارد. اکثر آنها واقعاً بد خلق هستند و زمان زیادی برای گفتگو ندارند. آیا ما از واکرهای نابغه غافل شدیم؟ آیا می توانید به ما به سمت سنگهای زامبی که می توانیم برای شام بیرون بیاوریم و شاید یک نوشیدنی بخریم به ما اشاره کنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!