100 فصل 7 اپیزود The Last War را به پایان میرساند، و به فصلی که نسبتاً قطبیکننده بوده است - و داستانی فراگیر برای کلارک گریفین، تعظیم میکند. در حالی که هنوز نامی وجود ندارد 100 اسپین آف در حال کار است، این پایانی است برای شخصیت هایی که مخاطبان از زمان شروع نمایش در سال 2014 دنبال می کردند.
آیا چهارمین فیلم متفاوت خواهد بود؟
100 به عنوان یک اقتباس نسبتاً ساده از مجموعه کتابهای بزرگسالان جوان شروع شد اما به سرعت به بلوغ رسید. این نمایش عمدتاً در مورد آنچه مردم برای نجات خود یا افراد نزدیکشان حاضرند انجام دهند، رفتن به مکانهای تاریک غیرمنتظره برای آنچه که با یک اپیزود آزمایشی نسبتاً سبک شروع شد، با توجه به اینکه نزدیک به یک قرن پس از یک آخرالزمان هستهای اتفاق میافتد، تبدیل شد.
مطالب مرتبط: 100 تخم مرغ عید پاک، 'مرگ' مادی را غمگین تر می کند
در حالی که فصل های اولیه از 100 عمدتاً زمینی بودند، فصلهای 6 و 7 گروههایی از انسانها را که با ترک زمین زنده ماندند را بررسی کردند. این در فصل 7 به اوج خود رسید، جایی که نمایش به شدت به معنویت متمایل شد، از جمله بیشتر آنچه از بشریت باقی مانده بود که از فرم های فیزیکی آنها فراتر رفت.
جنگ آخر واقعا چیست
در حالی که کادوگان اصرار داشت که بشریت به سمت آخرین جنگ پیش می رود، او فقط تا حدی درست می گفت. اردن در واقع قرائت صحیحی داشت که به جای جنگ، آزمایشی برای بشریت بود. هرکسی که از ناهنجاری عبور کند تا به قاضی برسد، گونههای خود را برای این شانس نشان میدهد که اگر شایسته باشند - یا نابود شوند، اگر شایسته نیستند. این همان چیزی است که بکا را در آناکوندا بسیار ترسانده بود - او می دانست که بشریت برای قضاوت شدن آماده نیست، بنابراین از شرکت در آزمون امتناع کرد و سعی کرد کادوگان را از شرکت در آزمون باز دارد. (با توجه به اینکه بشریت به تازگی زمین را در یک آخرالزمان هسته ای محکوم کرده بود، منطقی بود.)
مشخص نیست که چند گونه با انجام آزمایش حذف شدهاند، زیرا تنها گونههایی که به طور قطعی در مورد آنها میدانیم، باردوها هستند، اما گفته میشود که قبولی در آزمون برای یک گونه در کل دشوار است. در حالی که کادوگان به طور کلی در مورد وجود جنگ اشتباه می کرد، او در این مورد تا حدی درست بود. این آزمون در نهایت به این میرسد که قاضی و ریون مردم باردو و سانکتوم را در مقابل یکدیگر تماشا میکنند، زیرا همه چیز در شرف تبدیل شدن به یک جنگ آشکار است. با این حال، به جای اینکه جنگ اتفاق بیفتد و یک پیروز اعلام شود، هدف آخرین جنگ به جلوگیری از وقوع جنگ ختم می شود - برعکس آنچه مریدان معتقد بودند.
چرا کلارک در آزمون مردود شد اما ریون موفق نشد؟
در حالی که این آزمون در مورد انسانیت به عنوان یک کل است، بسیاری از آن تحت تأثیر کسانی هستند که آن را انجام می دهند. کلارک در آزمون مردود می شود زیرا انگیزه های اشتباه او را هدایت می کرد. وقتی کلارک در آزمون شرکت کرد، پر از غم و غصه شد و شاگردان تصادفی را در راه اتاق سنگی کشت فقط به این دلیل که آنها آنجا بودند. شاید زمانی میتوانست وضعیت بهتری داشته باشد، زمانی که به دلایل فداکارانه حاضر به فداکاری و تصمیمگیری سخت بود، اما کلارک در آن زمان فرد اشتباهی بود، که با این واقعیت که مادی عملاً 'مرده' بود، تشدید شد. .
در همین حال، ریون به دلیل پشتکار خود، امتحان را پس داد. پیشتر در 100 فصل هفتم، ریون به سمت بیرحمتر شدن مانند کلارک سوق داده شد، اما از خود کوتاهی کرد زیرا نمیخواست چنین فردی باشد. کلارک شکست خورد، اما ریون اجازه نداد که این پایان کار باشد و اصرار داشت که بشریت می تواند نجات یابد، به داخل بازگشت و قاضی را مجبور کرد که دوباره آنها را آزمایش کند. ریون در اینجا تسلیم نشد، وقتی به نظر میرسید که شیدا باعث شروع جنگ میشود، همانطور که همیشه انجام میداد. بهترین مثال مربوط به فصل 4 است، زمانی که ریون حتی تا آنجا پیش رفت که خودش را بکشد و یک دستگاه دفیبریلاتور درست کند تا او را زنده کند، زیرا این چیزی است که برای نجات مردم لازم بود (که در پایان به آن اشاره شد) و این پشتکار در نجات نتیجه داد. بشریت.
با این حال، ریون این کار را به تنهایی انجام نداد و اکتاویا نیز نقش مهمی را ایفا کرد. در حالی که ریون به قاضی گفت که انسانیت ارزش فراتر رفتن دارد (یا حداقل اجازه داده شود زندگی کند و بعداً دوباره مورد آزمایش قرار گیرد)، اکتاویا ثابت کرد که انسان ها واقعاً خوب هستند. در فصل 5، اکتاویا وونکرو را وارد یک جنگ بیمعنا کرد که آخرین زمین قابل زنده ماندن روی زمین را نابود کرد، زیرا او نمیخواست ببازد. در اینجا، او بین دو ارتش، که آماده آتش گشودن بیمشخص بودند، ایستاد و آنها را از جنگ منصرف کرد، و حرف ریون را ثابت کرد که مردم میتوانند نجات یابند - حتی کسانی که در عمیقترین چالههای ناامیدی افتادهاند.
مربوط: چگونه The 100 Season 7 سریال Prequel TV را تنظیم می کند
چرا کلارک هرگز نمی تواند فراتر رود
کلارک پس از فراتر رفتن بقیه بشریت، خود را روی زمین میبیند و ظاهراً تنها سگ راسل، پیکاسو، همراه است. در حالی که کلارک فکر می کند این ادامه نیاز او به تحمل عواقب به جای دیگران است، قاضی توضیح می دهد که لزوماً اینطور نیست. دلیلش این نیست که او در آزمون مردود شد یا به خاطر قتل های دسته جمعی زیادی که انجام داد، مانند نسل کشی در Mount Weather. در عوض، این کلارک بود که کادوگان را کشت که او را کنار گذاشت. در حالی که کل بشریت شایسته تلقی می شد، کلارک وقتی کسی را در حالی که در حال انجام آزمایش بودند کشت، از مرزی گذشت که هیچ کس از هیچ گونه ای قبلاً نداشت، چیزی که قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده بود. قاضی این را غیرقابل قبول تشخیص داد، بنابراین کلارک اجازه نداشت که این انتخاب را مانند بقیه فراتر بگذارد.
Emori چگونه فراتر می رود و زندگی می کند (با وجود مرگ)
در اوایل فینال مشخص شد که کسی پس از مرگش نمی تواند از آن فراتر رود. لویت این را به اکتاویا توضیح میدهد که بلامی علیرغم اعتقادش قادر به فراتر رفتن نیست، که منجر به ناامیدی او از زنده نگه داشتن اکو و لویت در پایان میشود.
لیست قسمت های ریک و مورتی فصل 3
این فقط این سوال را مطرح می کند که Emori چگونه فراتر می رود، زیرا او در اوایل قسمت می میرد. کلید این کار، Mind Drive اوست. او و مورفی نقش دانیل و کیلی پرایم را بر عهده گرفت در پایان 100 فصل 6 در ازای Mind Drives. جکسون پس از مرگ Emori، Emori’s Mind Drive را در بدن مورفی نصب میکند تا مدت کوتاهی را با هم داشته باشند. در عوض، Emori مجاز است فراتر رود، به این معنی که هر چند قاضی تشخیص دهد که چه کسی زنده یا مرده است، نه تنها به بدن اصلی آنها گره خورده است - بلکه احتمالاً ذهن آنهاست. با توجه به اینکه مادی کاملاً فلج شده است - که قاضی آن را مرده نمیداند، که کلارک آن را سرزنش میکند، این منطقی است.
در حالی که دیدن Emori که فرصتی برای فراتر رفتن پیدا می کند راضی کننده است، سرنوشت چند شخصیت دیگر را مبهم می گذارد. آیا فقط داشتن نیروی ذهن برای فراتر رفتن کافی است؟ اگر چنین است، پس رایکر و گابریل نیز باید فراتر می رفتند، زیرا هرگز تاییدی مبنی بر نابودی هر یک از درایوهای ذهن آنها وجود نداشت. در نهایت، از آنجایی که تا مدت ها بعد هیچ یک از شخصیت های اصلی داستان نبودند، رها کردن این پایان آزاد مشکل بزرگی نیست.
چگونه گوشی هوشمند خود را به تلویزیون وصل کنیم
همه کسانی که از تعالی و چرا خودداری می کنند
پس از اینکه کلارک ظاهراً خود را روی زمین تنها میبیند، قاضی توضیح میدهد که تعالی در واقع یک انتخاب است، نه چیزی که بر همه اجباری شود. همه در گذشته فراتر رفتن را انتخاب کرده بودند، اما مشخص شد که بسیاری از انسانها از این کار انصراف دادند (که قاضی آن را کنجکاوی عجیبی میداند)، و تماشاگران میبینند که بسیاری از دوستان کلارک به زمین بازگشتهاند: ریون، مورفی، امروری، اکتاویا، ایندرا، گایا، جکسون، میلر، اکو، نیله، جردن و هوپ.
هیچ کس توضیح نمی دهد که چرا آنها به جای فراتر رفتن، بازگشت را انتخاب کردند، اما دیدن برخی از دلایل آن چندان دشوار نیست. بدون آنها، کلارک بدون هیچ یک از دوستانش روی زمین تنها می ماند. این قبلاً در پایان فصل 4 100 اتفاق افتاده بود، با رفتن ریون، مورفی، اموری و اکو به فضا و اکتاویا، ایندرا، گایا، جکسون، میلر و نیلا در پناهگاه باقی ماندند و کلارک را روی سطح تنها گذاشتند. شش سال. با توجه به این فرصت، آنها دیگر او را تنها نخواهند گذاشت.
آنها همچنین ترجیح می دادند به جای تسلیم شدن به قدرتی بزرگتر، به موازات شهر نور از فصل 3، بر اساس شرایط خود زندگی کنند. همانطور که مورفی قبلاً در فصل اول تأکید کرد، در حالی که بقا در فراتر رفتن تضمین شده بود، تفاوتی بین زنده ماندن و زندگی کردن وجود دارد. قسمت صحبت با اموری در فضای ذهنی. دوستان کلارک با امتناع از تعالی، زندگی مانند انسان را انتخاب کردند، با تمام بی نظمی هایی که به همراه دارد.
مطالب مرتبط: 100 کشتن بلامی یک اشتباه نبود (چگونه اتفاق افتاد)
صحنه پایانی 100 و بازگشت به تماس فصل 1
100 صحنه پایانی فصل 7 به تصویر میکشد که کلارک در سلولش از قسمت آزمایشی نقاشی میکشید - در واقع، این صحنه ابتدایی سریال بود. در حالی که به سختی می توان گفت که این نقاشی کلارک چیست، اما به نظر می رسد که نقاشی از مردم روی زمین باشد. این یک نقاشی ایده آلیستی بود که نشان می داد زندگی در زمین چگونه است. زمانی که او هنوز کودک به حساب می آمد، قبل از اینکه بفهمد اوضاع روی زمین چگونه است، کلارک در حال تصور این ایده صلح آمیز بود که وقتی مردم به زمین بازگردند، زندگی چگونه خواهد بود. صحنه ای که کلارک وارد آن می شود این است که انتظار تحقق یافته است. این همه کسانی هستند که در کنار کلارک از هر چالشی جان سالم به در برده اند و اکنون این شانس را دارند که در صلح و آرامش روی زمین زندگی کنند. او بالاخره در آرامش است و به پایانی می رسد که تمام آن سال ها قبل آرزویش را داشت.
معنی واقعی 100 پایان توضیح داده شد
100 از همان ابتدا در مورد دعوا بوده است: درگیری بین اعضای مجرمان. نبرد با زمینگیران؛ فرار از کوه آب و هوا; شکست دادن ALIE; مسابقه با زمان با پریمفایا؛ مبارزه با خدمه Eligius IV. پناهگاه بازمانده؛ و سپس در نهایت با کادوگان و شاگردانش مقابله کرد. یا همیشه جنگی در جریان است یا در افق. با این حال، در پایان، مبارزه روز را برنده نشد. همیشه شخصیتهایی وجود داشتهاند که برای صلح تلاش میکردند، و با فین شروع به برقراری صلح با گراندرز در فصل 1 کردند. کلارک بارها خودش برای صلح جنگید، از ایفای نقش به عنوان سفیر Lexa در فصل 3 گرفته تا جلوگیری از کشتن همه افراد توسط اکو. در باردو در فصل 7. اکتاویا صلحجوی پایانی بود، نه کلارک، اما بخشی از DNA سریال در تمام مدت بوده است.
witcher 3 بهترین خون و شراب شمشیر فولادی
این جنگ جواب نمی دهد، زیرا در نهایت، حتی افرادی که با آنها مخالفیم هنوز انسان هستند و همه ما در سرنوشت یکسانی خواهیم بود. اکتاویا و دیوزا رهبران ارتش های مخالف در فصل 5 بودند. و هنگامی که جنگ آنها شروع شد، شانس آنها را برای زندگی بر روی زمین از بین برد، بنابراین فرقی نمی کرد در کدام طرف باشند. با وجود این، زمانی که از Sanctum طرد شدند و بعداً در Skyring گیر افتادند، خانواده شدند و امید را با هم بزرگ کردند. تقریباً همه کسانی که در پایان با کلارک ظاهر میشوند داستانهایی از این دست داشتند: Emori در اولین ملاقات چاقویی را به گلوی مورفی گرفت، اکو تقریباً اکتاویا را کشت، مورفی به ضرب گلوله ریون را فلج کرد، لویت بخشی از شکنجه مردم بود، و با این حال آنها بعد از آن موفق شدند. فهمیدند که همه آنها انسان هستند و هیچ فایده ای برای تقسیم خود ندارند.
این دقیقاً مشابه شهر نور از فصل 3 است - با a بزرگ تفاوت. تعالی، مانند پیوستن به شهر نور، راهی است تحت اللفظی برای گرد هم آوردن تمام بشریت به عنوان آگاهی بدون درد یا مرگ. ALIE این کار را برای نجات بشریت انجام می داد، اما بین ALIE و قاضی تفاوت وجود داشت: انتخاب. کلارک سعی می کند ALIE را وادار کند تا شهر نور را انتخاب کند، اما او از انجام این کار امتناع می کند. قاضی به مردم این امکان را می دهد که در عوض این انتخاب را انجام دهند و بسیاری از آنها این کار را انجام می دهند. دوستان کلارک زندگی کثیف انسان بودن را انتخاب میکنند - پس از اینکه یاد گرفتند با ایده انسان بودن کنار بیایند، حتی با تمام دردهای مرتبط با آن - در حالی که به هر کسی که فراتر میرود این فرصت داده شد که نکند.
و همینطور 100 به این نتیجه می رسد که بشریت نشان می دهد که شایسته این فرصت برای انجام کارهای بهتر هستند. حتی در آستانه جنگ، آنها می توانند زمینه های مشترکی پیدا کنند و بسیار بهتر از جنگیدن یا تخریب عمل کنند. بشریت در صورت داشتن انتخاب، قادر به صلح است، حتی اگر رسیدن به آن فوق العاده دشوار باشد.
بعدی: 100 فصل 8 و نمایش پیش درآمد؟ در اینجا چه چیزی است