15 بهترین اپیزود از Tales From The Crypt

چه فیلمی را ببینید؟
 

به 15 داستان وحشت خوش آمدید! قصه هایی از سردابه یکی از بهترین برنامه های تلویزیونی ترسناک تمام دوران است. برخی استدلال می کنند که این است را بهترین برنامه تلویزیونی ترسناک بر اساس کمیک بدنام EC به همین نام، قصه هایی از سردابه داستان‌هایی را به نمایش می‌گذارد که در آن شخصیت‌های بد به شیوه‌های طعنه‌آمیز و وحشتناکی که تقریباً همیشه رضایت‌بخش بودند، با ظاهرشان روبرو می‌شوند. و داستان در ابتدا با یک کمان کوچک و مرتب با Crypt Keeper گره خورده است، غول عاقل ترقه مورد علاقه همه.





در اوایل امسال، تی‌ان‌تی ده قسمت از a قصه هایی از سردابه نمایش تلویزیونی. متأسفانه اخیراً گزارش شده است که TNT در طول سال گذشته با مشکلاتی در دریافت حقوق روبرو بوده است. با توجه به اینکه بازسازی هنوز در راه است (با نویسنده/کارگردان ترسناک M. Night Shyamalan که قسمت آزمایشی آن را توسعه می دهد)، اجازه دهید نمایشی را جشن بگیریم که یک ورود فوق العاده در تلویزیون ترسناک بود و همچنان ادامه دارد. اینجا هستند 15 بهترین اپیزود از Tales From The Crypt.






پانزده15. خون آشام بی اراده (فصل 3، قسمت 7)

بدون شک کم تاریک ترین قسمت در این لیست، «خون آشام اکراه» است که حس متفاوتی نسبت به هر قسمت دیگر دارد. داستان هایی از سرداب تی ممکن است بعضی ها بگویند خیلی شیرین است، اما پسر، آیا ما آن پنیر را دوست داریم؟ در این قسمت به کارگردانی الیوت سیلورستاین، مالکوم مک داول در نقش خون‌آشام دونالد دراز (می‌فهمید؟!) بازی می‌کند. برخلاف موجود معمولی شما در شب، دونالد یک خون آشام مهربان است که در یک بانک خون کار می کند و آنچه را که از شغلش نیاز دارد می گیرد. با این حال، هنگامی که آنها شروع به کم شدن خون می کنند، دونالد شروع به کشتن افراد وحشتناک در جهان می کند تا به ذخیره مجدد کمک کند. همه چیز خوب پیش می رود تا زمانی که او توجه شکارچی خون آشام روپرت ون هلسینگ را جلب می کند.



طنز این اپیزود بسیار متفاوت از هر قسمت دیگر است و به نوعی موفق می شود این قسمت را به بهترین نحو به جای بدترین حالت برجسته کند. مالکوم مک داول در نقش دونالد دراز به قدری کار خوبی انجام می دهد که تا آخر متوجه خواهید شد که به دنبال او هستید. اگر از یک خنده خوب لذت می برید، «خون آشام بی اراده» قسمت خوبی برای تماشا است.

1414. Carrion Death (فصل 3، قسمت 2)

این قسمت به کارگردانی و نویسندگی استیون ای. د سوزا ( کماندو ، جان سخت ) و حس یک وسترن مدرن را دارد. قاتل سریالی ارل ریموند دیگز با بازی کایل مک لاکلان ( چگونه مادرت را ملاقات کردم ، پشت و رو )، در حال فرار از دست پلیسی است که استعفا نمی دهد. یک بوزن شوم نیز او را در اطراف تعقیب می کند. پس از چندین مسابقه، دیگز در نهایت به پلیس دستبند زده می‌شود و اوضاع بدتر می‌شود.






مک لاکلان به عنوان یک فراری شرور محکوم به اعدام کار بزرگی انجام می دهد. او به قدری شیطان است که مجبور می شود در مورد آن تک گویی کند، که لحظات تاریک و خنده داری را رقم می زند. برخورد او با پلیس پر از تنش و سرگرمی است. سپس پایان وجود دارد، که بی رحمی تا حد امکان و فوق العاده سرگرم کننده است (نه برای ارل، اما قطعا برای ما بینندگان). این چیزی است که مطمئنا برای مدتی با شما خواهد ماند. این یک قسمت کلاسیک است که نمی خواهید آن را از دست بدهید.



دزدان دریایی جدید کارائیب چیست؟

1313. برش کارت (فصل 2، قسمت 3)

کارگردانی و بخشی از آن توسط والتر هیل (تهیه کننده بیگانه فیلم)، «برش کارت» درباره دو قمارباز است که دشمنی آنها با یکدیگر حد و مرزی ندارد! رنو (با بازی لنس هنریکسون از بیگانگان و نابود کننده ) و سام (با بازی کوین تیگه از اضطراری! و گمشده ) یکدیگر را به یک بازی با ورق به چالش بکشید که به سرعت کشنده می شود. چه کسی به عنوان بازیکن بهتر کارت برتر خواهد بود؟ و آیا قیمت از دست دادن قیمت نهایی خواهد بود؟






چندین دلیل خوب وجود دارد که چرا این قسمت مورد علاقه طرفداران است. شیمی بین بازیگران، یعنی نفرت بین آنها، محسوس است. تماشای رویارویی آنها بسیار سرگرم کننده است. فداکاری آنها برای شکست دادن طرف مقابل شگفت انگیز است و لحظات پایانی اپیزود نشان می دهد که هر یک از آنها تا چه حد حاضر است برای شکست دادن دیگری پیش رود. این یک پایان عالی برای یک قسمت نسبتا کوتاه و شیرین است.



1212. صورتحساب برتر (فصل 3، قسمت 5)

در یک تغییر نقش واقعی، جان لویتز (معروف به شنبه شب زنده و کمدی هایی مانند بزرگ ) نقش Barry Blye را بازی می کند، بازیگری بدشانس که نماینده و دوست دخترش را از دست می دهد. بری که نمی تواند نقشی را به دست آورد، حاضر است برای به دست آوردن نقش اصلی در نمایشنامه شکسپیر دست به هر کاری بزند. هملت . هر چیزی.

به کارگردانی تاد هالند ( اونیلز واقعی ) ، داستان این قسمت برای تماشا کردن جالب است. Jon Lovitz یک لذت است و همیشه در اینجا سرگرم کننده است. او واقعاً این نقش را میخکوب می کند، که احساس می کند بسیار متفاوت از نوع شخصیت معمولی او است و ما را وادار می کند که او را بیشتر در نقش یک شخصیت سیاه ببینیم. سایر بازیگران، از جمله جان آستین ( خانواده آدامز ) و پل بندیکت ( جفرسون ها ). پایان احتمالاً یکی از تاریک‌ترین پایان‌های نمایش است که واقعاً چیزی برای آن می‌گوید قصه هایی از سردابه . این یک سورپرایز خوب و پایانی مناسب برای بری سر استخوانی است.

یازده11. زرد (فصل 3، قسمت 14)

این یک قسمت بسیار متفاوت است قصه هایی از سردابه ; در واقع بخشی از آن بود قصه های دو مشت گلچین، یک خلبان تلویزیونی ناموفق و یکی دیگر از اموال مربوط به EC Comic. در کمیک این یک داستان در همان شماره اول بود داستان های تعلیق شوک . به کارگردانی رابرت زمکیس ( بازگشت به آینده این قسمت در سال 1918 در طول جنگ جهانی اول اتفاق می افتد. ستوان مارتین کالتروب با بازی اریک داگلاس تلاش می کند که مرخص شود، اما در نهایت یک گشت را به خطوط آلمان هدایت می کند تا یک خط ارتباطی را تعمیر کند. کلثرب پس از رفتاری ترسو به اعدام محکوم می شود. اما آیا او می تواند با کمک پدرش فرار کند؟

این اپیزود نشان می دهد که چگونه وحشت های مختلفی در زندگی وجود دارد و جنگ نیز در میان آنهاست. کار دوربین نیز باعث می شود این قسمت بیشتر شبیه یک فیلم باشد. اریک داگلاس کار بزرگی انجام می دهد و پدرش در این قسمت با بازی پدر واقعی خود کرک داگلاس ( اسپارتاکوس ) برجسته است. از سنتی فاصله زیادی دارد قصه هایی از سردابه اپیزود، با این حال هنوز هم یکی از بهترین ها با اختلاف است.

1010. The New Arrival (فصل 4، قسمت 7)

کارگردان پیتر مداک اپیزودی پر از فراطبیعی و روانشناسی را به ما می دهد. دکتر آلن گوتز با بازی دیوید وارنر ( تایتانیک ، ترون ) وقت خود را صرف اجرای یک برنامه رادیویی می کند که در آن سعی می کند مشکلات روحی تماس گیرندگان خود را برطرف کند. اما به دلیل رتبه بندی ضعیف، نمایش او در خطر است. گوتز که نفس خود را در بالاترین حد خود قرار می دهد، تصمیم می گیرد به ملاقات تماس گیرنده همیشگی خود، نورا، که از دخترش، فلیسیتی، همیشه بد رفتار می کند، شکایت می کند. گوتز همراه با تهیه‌کننده‌اش بونی و رئیسش ریتا، از خانه بازدید می‌کنند و بیشتر از آنچه که چانه‌زنی می‌کرد، به دست می‌آورند.

این قسمت احساس می کند داستان هایی از سردابه ها جواب دادن به جن گیر . و این واقعاً جواب است! اپیزود به خوبی اجرا می شود و لحظات پرتعلیق زیادی برای لذت بردن دارد. وارنر به عنوان یک روانشناس خودپسند که فقط می خواهید گردنش را فشار دهید، کار بسیار خوبی انجام می دهد. سپس زلدا روبینشتاین است که به لطف او احساس فراطبیعی اپیزود را کامل می کند پولترگیست ریشه ها این قسمت اجراهای لذت بخشی دارد و داستانی دارد که شما را تسخیر می کند.

99. Split Second (فصل 3، قسمت 11)

یکی از بهترین نمونه‌های اپیزودی که از صفحات کمیک جدا شده است، میشل جانسون، ستاره‌های «Split Second» است. مرگ او می شود ) در نقش شرور لیز کلی دیکسون و بریون جیمز ( بلید رانر ) به عنوان صاحب کمپ چوبی استیو دیکسون. لیز با استیو ازدواج می کند اما به سرعت متوجه می شود که او چیزی نیست که او واقعاً می خواهد. همه چیز پیچیده می شود، زیرا تد، یک کارگر جدید و بسیار جذاب با بازی بیلی ویرث ( پسران گمشده ) برای کار به کمپ می آید. لیز نمی تواند دستانش را برای خودش نگه دارد و شوهرش آخرین کسی است که به کسی اجازه می دهد آنچه را که او «مال او» می داند لمس کند.

این قسمت یک سوختگی کند دارد که واقعا جواب می دهد. بینندگان با نفس بند آمده منتظرند تا بالاخره دیکسون عکس بگیرد. تنش در کل قسمت وجود دارد و بازده بسیار خوبی دارد. همه بازیگران اینجا کار بزرگی انجام می دهند. دوستی بین جک های چوبی در کمپ نیز بسیار لذت بخش است و دن مارتین ( Rin Tin Tin: K-9 Cop ) همانطور که اسناز در اینجا اجرای کوتاه اما خاطره انگیزی ارائه می دهد. همه اینها به پایانی خارق العاده و وحشتناک منجر می شود.

88. مثلث چهار وجهی (فصل 2، قسمت 9)

کارگردانی و نویسندگی بخشی از این قسمت توسط تام هالند، این قسمت حول محور چهار شخصیت می چرخد: زوج متاهل جورج و لویزا یتس، که صاحب یک مزرعه هستند. مزرعه زن جوان آنها مری جو. و از همه مهمتر مترسک! زن و شوهر (با بازی غریزه اولیه چلسی راس و ادوارد دست قیچی سوزان بلومارت) رئیس‌های وحشتناک مری جو (با بازی) هستند دوران پسرانه پاتریشیا آرکت). چیزی که اوضاع را بدتر می کند این است که جورج به او علاقه دارد، اما او آنقدر مشغول است که عاشق مترسک مزرعه آنها نیست و متوجه او نمی شود. این زمانی است که جورج تصمیم می گیرد بالاخره مری جو را به دست آورد که وضعیت نسبتاً خاردار می شود.

زن و شوهر در این قسمت برای تحقیر کردن سرگرم کننده هستند و ما واقعاً برای مری جو احساس می کنیم. وضعیت روحی او نیز در این قسمت جالب است و شما را متعجب می کند که چقدر باید 'دیوانه' باشد. پایان یک پیچ کوچک هوشمندانه دارد که این قسمت را در ذهن بسیاری از بینندگان برجسته می کند.

77. ترور تلویزیونی (فصل 2، قسمت 16)

هورتون ریور، روزنامه‌نگار تلویزیونی توسط همتای واقعی او مورتون داونی جونیور (مجری برنامه گفتگوی برنامه) بازی می‌کند. نمایش مورتون داونی جونیور ). در «ترور تلویزیونی»، هورتون یک عمارت ظاهراً خالی از سکنه را بررسی می کند. اما چیزی که او فکر می‌کند فقط یک خانه بی‌آزار با تاریخچه وحشتناکی است که به او کمک می‌کند رتبه‌بندی را به دست آورد، ممکن است واقعی‌تر از آن چیزی باشد که او تصورش را می‌کرد.

این قسمت به دلیل ارتباطات واقعی بهترین است. مورتون داونی جونیور اساساً یک نسخه اغراق آمیز(؟) از خود را در اینجا بازی می کند و هر دقیقه از آن لذت بخش است. نفس عظیم او فقط با سرگرمی هایی که این قسمت می تواند به ارمغان بیاورد مطابقت دارد. این اپیزود یک حس ترسناک کلاسیک دارد زمانی که همه چیز در خانه شروع به خراب شدن می کند و درگیری بین هورتون و دستیارش سم (در نقش دوروتی پارک) هیچ راه خروجی وجود ندارد ) در این قسمت فوق العاده بازی می کند. آخرین صحنه در این قسمت چنان تصویر وحشتناکی را حفظ می کند که واقعاً به ارزش کلی شوک می افزاید و این را به یکی از خاطره انگیزترین قسمت های تمام دوران تبدیل می کند.

66. Easel Kill Ya (فصل 3، قسمت 8)

در حالی که این ممکن است یکی از ترسناک ترین عناوین هر قسمت را داشته باشد، 'Easel Kill Ya' یک قسمت سرگرم کننده با یک پایان طعنه آمیز کلاسیک است. به کارگردانی جان هریسون ( داستان هایی از تاریکی ) در این قسمت، تیم راث (که در آن زمان ناشناس بود که در سریال تارانتینو بازی می کرد) بازی می کند. داستان عامهپسند و سگ های مخزن ) در نقش جک کریگ، نقاش ناموفق. به نظر می رسد جک پس از فروش یک پرتره تاریک و وحشتناک، زمانی که یک حامی ثروتمند را به دست می آورد، خوش شانس می شود. برای اینکه حامی خود را راضی نگه دارد، او باید به خلق نقاشی های وحشتناک مرگ ادامه دهد، که او را به قتل برای الهام می کشاند. برای هنرمندانی که این را می خوانند، این راهی نیست!

تماشای سفر کریگ به تاریکی، و همچنین تلاش‌های او برای سالم ماندن، سرگرم‌کننده است. این پایان فقط به اپیزود معنای جذاب تری می بخشد که اگرچه برای برخی قابل پیش بینی است، اما این قسمت را به یک ورودی قوی در این لیست تبدیل می کند.

55. What’s Cookin' (فصل 4، قسمت 6)

در این قسمت خود سوپرمن بازی می کند. چه چیزی بهتر از این؟ گیلبرت آدلر کارگردانی و تا حدی نویسندگی این قسمت را برعهده داشت که کریستوفر ریو در آن نقش آفرینی کرد. سوپرمن ) و بس آرمسترانگ ( فک سه بعدی ) به عنوان فرد و ارما، یک زوج متاهل که صاحب یک رستوران هستند. کسب و کار آنها روزهای بهتری را سپری کرده است و به نظر می رسد هیچ کاری آنها را به سمت خود جذب نمی کند. باشگاه صبحانه ) که دستور تهیه استیک را با یک ماده مرموز ارائه می کند.

همه بازیگران اینجا واقعاً کار خوبی انجام می دهند. اما ریو و نلسون در اینجا برجسته هستند، ریو در انتهای طناب خود نقش یک خوشبین ابدی را بازی می کند و نلسون به عنوان غریبه مرموز که رستوران را دوباره روی پا می کند، خدمت می کند. تماشای رابطه کاری آنها جذاب است، به خصوص پس از اینکه ریو متوجه شد که عنصر 'راز' چیست. همچنین ظاهر چهره های آشنای دیگری مانند Meat Loaf را نیز به نمایش می گذارد. داستان با سرعتی ثابت از هم باز می شود و به پایانی سرگرم کننده می رسد. و به نظر می رسد همیشه ما را گرسنه می کند ...

44. Death of Some Salesman (فصل 5، قسمت 1)

کارگردان گیلبرت آدلر (تهیه کننده بازگشت سوپرمن و کنستانتین ) داستان یک کلاهبردار را به ما می دهد که خود را فروشنده نشان می دهد. جاد کمبل، با بازی اد بیگلی جونیور ( این اسپینال تپ است ) از هر ترفندی که بتواند برای به دست آوردن پول استفاده کند. نقشه فعلی او شامل زدن درب خانواده براکت است، که به زودی متوجه خواهد شد که بدترین اشتباهی است که می تواند انجام دهد.

نکته اصلی فروش در این قسمت این واقعیت است که تیم کاری در نقش کل خانواده برکت بازی می کند. شوهر، زن و دختر: همه کاری! او مانند هر شخصیتی کار شگفت انگیزی انجام می دهد و باعث می شود که آنها هم خنده دار و هم شوم جلوه کنند. این همیشه یک ترکیب عالی است قصه هایی از سردابه .

اد بیگلی جونیور نیز به‌عنوان فروشنده‌ای که سریع صحبت می‌کند، کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد، و این اپیزود دو نمونه کوچک و سریع را در همان لحظه به ما نشان می‌دهد که چقدر می‌تواند نفرت‌انگیز باشد. استعداد بازیگری در این اپیزود نامناسب یکی از بهترین های سریال است.

جمعه سیزدهم حالت داستانی بازی

33. And All Through the House (فصل 1، قسمت 2)

همسری با بازی مری الن ترینر ( جان سخت ) در شب کریسمس شوهرش را می کشد. متاسفانه برای او، او بدترین زمان را در جهان می گذراند. یک بیمار روانی با بازی لری دریک ( قانون L.A ) از یک پناهگاه فرار کرده و با پوشیدن لباس بابانوئل شروع به تعقیب ترینر می کند که در نبرد زندگی او است. آیا او پیروز خواهد شد، یا بابانوئل تصمیم گرفته است که امسال خیلی شیطان بوده است؟

هیچ لحظه ای وجود ندارد که تنش در این قسمت بالا نباشد. دعوای زن و بابا نوئل به لحظات پرتعلیق زیادی منجر می شود و شما واقعا مطمئن نیستید که چگونه به پایان می رسد. ترینور در نقش همسر شرور کار بسیار خوبی انجام می دهد و دریک در نقش بابانوئل خزنده ساکت فوق العاده است. البته، پایان به یک اصل کلاسیک تبدیل شده است قصه هایی از سردابه پایان‌هایی که اکثر طرفداران می‌توانند از روی قلب نقل کنند. این یک نتیجه گیری درخشان و ساده برای یک داستان واقعاً دلخراش است.

دو2. Dead Right (فصل 2، قسمت 1)

به کارگردانی هوارد دویچ ( زیبا در صورتی ، مطرود , دمی مور ( روح ، چند مرد خوب ) در نقش کتی، زنی حریص که می خواهد هر چه سریعتر ثروتمند شود، بازی می کند. او با یک رسانه آشنا می شود که به او می گوید که با مردی آشنا می شود و ازدواج می کند که پول زیادی به ارث خواهد برد. متأسفانه برای کتی، شوهر پیشگویی شده او چارلی مارنو با بازی جفری تامبور است. توسعه دستگیر شده ، شفاف ). چارلی بزرگ‌ترین و بی‌نظم‌ترین مردی است که کتی تا به حال ملاقات کرده است، اما به دلیل پیش‌گویی، او به هر حال او را تعقیب می‌کند. آیا میراث او همان چیزی خواهد بود که او آرزویش را داشت؟

بازي بازي در اين قسمت فوق العاده است. مور در حقیر بودن کار بسیار خوبی انجام می دهد. تامبور از نظر شخصیت تقریباً غیرقابل تشخیص است و او عامل اصلی را کامل می کند. پایان این قسمت یکی از راضی کننده ترین پیچش هاست. این واقعا بیننده را به این سوال می‌اندازد که آیا نگاه کردن به آینده ایده خوبی است (ما فکر می‌کنیم این یک 'نه' سخت است).

11. Dig That Cat… He's Real Gone (فصل 1، قسمت 3)

به کارگردانی ریچارد دانر ( سلاح کشنده )، جو پانتولیانو ( ماتریکس ) نقش اولریک، مردی بی خانمان را بازی می کند که پس از اینکه توانایی بازگشت به زندگی به او داده شد، تبدیل به یک مجری سیرک می شود. او از توانایی های خود برای انجام شاهکارهای واقعاً مرگبار از جمله غرق شدن و سپس احیا استفاده می کند. او هودینی است بدون این ترفند در آستینش! اولریک که تبدیل به یک مخاطب رسانه‌ای می‌شود، از موقعیت خود سوء استفاده می‌کند و پول نقد را جمع‌آوری می‌کند، و بیشتر و بیشتر توسط طمع مصرف می‌شود. اما او یک چیز مهم را فراموش می کند ...

داستان از بهترین راه ها ساده است و سرعت قسمت شما را روی لبه صندلی خود نگه می دارد. هر اجرایی که اولریک انجام می‌دهد سرگرم‌کننده است و دیدن او با روش‌های جدید و جالبی برای کشتن خود و در عین حال جذاب‌تر کردن آن، جالب است. این نسبتاً وهم انگیز است که چگونه تماشاگران با اجرای اولریک سرگرم می شوند. پایان، اگرچه قابل پیش بینی است، اما در نهایت رضایت بخش است. اگرچه ظاهراً اولریک نمی تواند برای نجات جانش حساب کند، همیشه ما را ناامید کرده است.

---

آیا ما یک را از دست دادیم قصه هایی از سردابه قسمتی که احساس می کنید متعلق به این لیست است؟ در نظرات زیر به ما اطلاع دهید که چیست و چرا!