The Good، The Bad and the Ugly یکی از شاخص ترین وسترن های تمام دوران است که با نقل قول های عالی پر شده است.
خوب، بد و زشت نه تنها یکی از بهترین اسپاگتی وسترن است که تاکنون ساخته شده است بلکه دارای رتبه بالایی در بسیاری از لیست های 'بزرگترین فیلم های همه زمان ها' است. کارگردان Sergio Leonne در این قسمت آخر از یک شاهکار جاودانه خلق کرد سه گانه دلار . او که کمال گرا بود ، از معدود فیلمسازانی بود که به خونریزی برای هنر اعتقاد داشت. استنلی کوبریک به نظر می رسید که عقاید مشابهی دارند این فیلم جدا از آهنگ تم جذابش ، به خاطر نقل قول هایش برجسته است. به نظر می رسد شخصیت ها بیش از حد باهوش هستند و نمی توانند مسلحانه های مسلح آب و هوایی باشند. انتخاب شغل اشتباه است؟ شاید تحصیلات برای آنها کسل کننده بود.
اعتبار باید به تیم فیلمنامه لوسیانو وینچنزونی ، سرجیو دوناتی و فوریو اسکاپلی داده شود. بازی دو نفره کلینت ایستوود (Blondie یا همان خوب) و الی والاچ (Tuco یا همان زشت) نیز از خودشان پیشی گرفتند. آبدارترین نقل قول ها از گفتگوهای این دو است. حتی اگر لی ون کلیف (Angel Eyes یا همان بد) نیز بدرخشد ، این فیلم بیشتر از 'ماجراهای توکو و بلوندی' است. ما این لیست را از 10 نقل قول اصلی به مجموع 15 به روزرسانی کرده ایم که همه این کلاسیک نمادین را کاملاً جمع بندی می کنند.
به روز شده در 24 ژوئن ، 2020 توسط درک Draven: همانطور که در مقدمه به روز شده ما ذکر شد ، ما 5 نقل قول به یادماندنی دیگر از The Good ، The Bad ، and the Ugly ، در مجموع 15 مورد اضافه کرده ایم. کلاسیک
dj royal به لباس بله گفتن
پانزده'یک دو سه چهار پنج شش. شش عدد کامل. '
بلاندی از ترساندن مخالفان خود با کمی گستاخی مغرور و قفسه سینه نترسید ، اما این کار را با سبک نیز انجام داد. هنگامی که رو به پایین Angel Eyes و افرادش قرار دارد ، قبل از بیان این نقل قول ، بلوندی شروع به شمردن آنها می کند.
وقتی Angel Angel از او می پرسد که چرا فکر نمی کند سه عدد عالی باشد ، بلاندی پاسخ می دهد ' مم ، آره ، اما من شش گلوله دیگر در تفنگم دارم. کلاسیک
14شما هرگز طناب به دور گردن خود نداشته اید. خوب ، من قصد دارم چیزی را به شما بگویم. هنگامی که آن طناب شروع به سفت کشیدن می کند ، می توانید احساس کنید شیطان الاغ شما را گاز گرفته است! '
فقط می توان تعجب کرد که آیا در این گزاره واقعیتی وجود دارد که بسیار شبیه به عبارت ' هیچ آتئیست در روباهها وجود ندارد. توکو این نقل قول را برای توصیف احساسی که قبل از حلق آویز شدن احساس می کند غر می زند.
از بسیاری جهات ، تأثیر روانشناختی دانستن اینكه لحظاتی از مرگ چنین مرگ ناخوشایندی دور نیستید ، كافی است كه كسی بنشیند و توجه كند. شاید این گفته درست تر از آن است که مردم فکر می کنند.
13'هر کسی که بیشتر مشروبات الکلی داشته باشد تا سربازان را مست کند و آنها را برای ذبح بفرستد - او برنده است.'
به نظر می رسد صداقت بی رحمانه دستور روز این کاپیتان اتحادیه است ، که این جمله خاص را با اشاره به اصطلاح 'شهامت مایع' بیان می کند. در ادامه مکالمه آمده است که به نظر می رسد هر دو طرف از روحیه استفاده می کنند تا کمی رشادت های رزمی را بالا ببرند.
شرم آور است که حتی ممکن است این پیشنهاد که مشروبات الکلی در افزایش روحیه نیروهای نظامی نقش دارد ، مطرح شود ، اما اوقات ناامیدانه گاهی اوقات اقدامات ناامیدانه ای را می طلبد.
12'یک چیز به تو می گویم ، بلوندی. اگر می دانستم که آخرین ساعتم آمده است ، قسم می خورم ، به جای من ... در جای تو همان کار را می کردم. من می خواهم در مورد طلا بگویم. بله ، بله ، من می خواهم.
توکو بالاتر از هر حربه ای برای دستیابی به خواسته خود نبود ، از جمله همدردی و دلسوزی ساختگی. در تلاش برای جلب یک Blondie کم آب برای کشف محل قبر حاوی یک مخزن طلا ، او سعی کرد با استفاده از مخلوطی از همدردی و منطق او را تحت تأثیر قرار دهد.
متأسفانه ، توکو قادر به پنهان کردن چگونگی آشکار بودن تلاش خود نبود و با تاکتیک 'اگر من جای شما بودم' باعث القا بلاندی (و مخاطبان) شد.
یازده'هر اسلحه آهنگ خود را تنظیم می کند.'
یکی از معروف ترین جملات کلینت ایستوود با حسن نیت ارائه می دهد خوب، بد و زشت ، وقتی بلوندی این کلمات را بیان می کند که خلاصه جهان اسلحه ها را به یک T. می آورد. این نقل قول اشاره مستقیم به این واقعیت دارد که هیچ دو اسلحه علی رغم مدلشان یکسان یا یکسان نیستند. هرکدام تاریخ و داستان خاص خود را برای گفتن دارند.
کلکسیونرهای اسلحه قدیمی این را بهتر می دانند ، زیرا سلاح های ساخته شده بیش از صد سال پیش باید یکی دو داستان داشته باشند. چه کسی مالک این اسلحه های خاص بود؟ آیا آنها برای دفاع از خود در غرب بی قانون استفاده می شدند ، یا این که میراث خانوادگی از پدر به پسر منتقل می شد؟ بعضی از قصه ها ممکن است هرگز گفته نشوند.
10'هی ، آمیگو! شما می دانید که برای داشتن ارزش دو هزار دلار به اندازه کافی زیبا هستید؟ '
وقتی چند شکارچی فضل توکو را پیدا می کنند ، یکی از آنها چهره زشت او را مسخره می کند. توکو به وضوح ' سکسی ترین مرد زنده ' توسط مجله مردم اگر این افتخار در دهه 1860 وجود داشت. به این دلیل که او می توانست اسلحه ای را به سر سردبیر نگه دارد. amigo را انتخاب کنید! صورت زشت من روی جلد یا گلوله در فک تو.
چیزهای زیادی است که شکارچیان فضل می توانند با 2000 دلار انجام دهند. آیا ممکن است دستمالهایی بخرید تا گرد و غبار صحرا از چهره آنها پاک شود؟ در میان هیجان ، بلاندی ظاهر می شود و آماده است تا مهمانی را خراب کند. او به طور عادی به آنها می فهماند که به آنها اجازه نمی دهد این فضل را جمع کنند. در لحظه بعد ، آنها را اسلحه می کند.
9'وقتی مجبوری بزنی، بزن. صحبت نکن
عملکردها به وضوح برتر از کلمات هستند. یک مرد یک مسلح که توکو نزدیک به هشت ماه قبل آن را کشت ، این را از راه سخت می آموزد. او به دنبال انتقام ، توکو را ردیابی می کند و او را در وان در حال آرامش می یابد. سپس به خود می بالد که تیراندازی با یک بازو را یاد گرفته است. خوش به حال شما آقا! بنابراین ، آیا او مهارت های جدید تک دستی خود را اعمال می کند؟ نه وی در ادامه سخنرانی های طولانی فارغ التحصیلی خود را ارائه می دهد که افراد دارای اسلحه در فیلم ها دوست دارند بدون اسلحه سخنرانی کنند.
او به اشتباه فکر می کند توکو درمانده است. با این حال ، او نمی داند که توکو اسلحه ای را در زیر آب نگه داشته است. قبل از ادامه صحبت مرد ، توکو چند گلوله به درون او پمپ می کند. توکو سپس به شوخی می گوید که مرد باید به جای اینکه زیاد حرف بزند ، فقط به او شلیک کرده باشد.
8'تقریباً فراموش کردم ... او 1000 دلار به من هدیه داد. فکر می کنم ایده او این بود که تو را بکشم. '
چه اتفاقی می افتد که شما یک ضارب را برای کشتن شخصی استخدام کنید سپس هدف شما برای کشتن شما پول بیشتری به شخص ضارب پرداخت می کند؟ خوب ، اگر ضارب Angel Angel باشد ، او هر دو شما را می کشد. بعضی ها آن را راهی عجیب برای تجارت می نامند. دیگران آن را عادلانه می دانند.
در یکی از جالب ترین صحنه های فیلم ، آنجل آیز گزارش خود را به بیکر می دهد ، پیرمردی که 500 دلار برای کشتن مرد دیگری به او پرداخت. متأسفانه برای بیکر ، فردی که او را کشته 1000 دلار به Angel Angel داده شد. وی در ادامه اظهار داشت که وقتی به او دستمزد می دهند همیشه کار را تمام می کند. بنابراین سر بیکر را با بالش می پوشاند و به او شلیک می کند.
7'خدا در کنار ما نیست زیرا او نیز از سفیهان متنفر است.'
به گفته بلوندی ، یهوه انسانهای روشن را دوست دارد ، نه انسان های لال. ما باید صفحات کتاب مقدس را کاوش کنیم تا بفهمیم آیا این واقعاً چنین است. بلوندی توکو را در رتبه بندی ضریب هوشی زیر خود می داند. ترجیح می دهد خودش باشد اما گاهی اوقات او را مجبور به همکاری با راهزن می کند.
توکو هنگام جستجوی طلای پنهان به بلوندی می گوید که آنها در کار خود موفق خواهند بود زیرا خدا در کنار آنها است. با این حال ، بلوندی با بیان اینکه خدا احمق ها را دوست ندارد او را تعطیل می کند. او از توکو به عنوان احمق یاد می کند زیرا واضح است که بلاندی خود را پادشاه سلیمان دوران جنگ داخلی آمریکا می داند.
6'افراد با طناب در اطراف گردن خود همیشه آویزان نیستند.'
آنجل اِیز این را با اشاره به این واقعیت که راهزنان محکوم به دار زدن معمولاً به دار آویخته نمی شوند ، می گوید. آنها همیشه توسط شکارچیان فضل پس انداز می شوند تا پول پاداش افزایش یابد. واقعاً راه بدی برای پول درآوردن نیست.
Angel Eyes از طرح پولساز چرخشی که بلوندی و توکو درگیر آن هستند آگاه است. هر زمان که توکو اسیر می شود ، بلاندی به او کمک می کند تا فرار کند. در نتیجه ، فضل افزایش می یابد. سپس بلاندی توکو را تحویل می گیرد ، پول را جمع می کند و دوباره او را آزاد می کند.
5'اگر برای زندگی خود کار می کنید ، چرا خودتان را در کار می کشید؟'
توکو تقریبا در صحنه ای که مشغول کندن پرهای مرغ مرده است با خودش صحبت می کند. او تعجب می کند که چرا کسی اینقدر سخت کار می کند و زندگی خودش را در معرض خطر قرار می دهد اما هنوز برای زندگی تلاش می کند.
اینجا جای فکر است. راست میگه مطمئن. شما می توانید تصمیم بگیرید که خودتان را در حال کار نکشید اما در این کار ، ممکن است فقط حساب بانکی خود را بکشید. بنابراین ، بیایید فقط فرض کنیم که توکو بهانه ای برای تنبلی می آورد. به هر حال ، منبع اصلی درآمد او ، پول پاداش خودش است.
4'می بینید در این دنیا دو نوع مردم وجود دارد ، دوست من - کسانی که اسلحه های بارگیری دارند و کسانی که حفاری می کنند. شما حفاری می کنید.
بلوندی این حرف را بعد از اینکه دو نفر سرانجام طلای کنفدراسیون را در قبرستان پیدا کردند به توکو گفت. توکو به اشتباه فکر کرد که آنها می توانند تقسیم کار بین آنها باشند اما اشتباه کرد.
بلاندی به سرعت او را به برده تبدیل می کند. حتی اگر توکو دوست ندارد که توسط کسی سفارش شود ، اما با اکراه موافقت می کند. به هر حال ، او در MCU نیست. او می داند که گلوله ها از بدن او نمی پرند.
3'شهر بعدی 70 مایل است ... اگر نفس خود را پس انداز کنید ، احساس می کنم مردی مانند شما می توانید آن را مدیریت کنید.'
پس از کافی بودن شکایت های توکو ، بلوندی رابطه خود را با او قطع کرده و پاداشی را که قرار است قبل از سوار شدن بر اسبش به اشتراک بگذارند ، می گیرد. او به توکو می گوید نفس خود را حفظ کند و سعی کند 70 مایل راه برود. خیلی به خاطر 'خوب' بودن
خوشبختانه ، توکو موفق می شود به نزدیکترین شهر برسد و نقشه انتقام از بلاندی را شروع می کند. او موفق شد بلاندی را نیز دستگیر کند اما برنامه او برای ترک او برای مرگ در صحرا و همچنین نتیجه اینکه بعد از اینکه متوجه شد بلوندی محل طلای کنفدراسیون را به او گفته اند ، نتیجه معکوس می دهد.
دو'دوست من ممکن است خطرات را اجرا کنی ، اما من برش را انجام می دهم. اگر درصدم را کاهش دهیم ... چه کسی می داند؟ این ممکن است فقط در هدف من دخالت کند. '
توکو حریص شده است. یا او جاه طلب است؟ شاید او فقط ارزش خود را بداند. او خواستار برش بزرگتر پاداش است زیرا او کسی است که به طور معمول اسیر می شود و بر روی صدای جلاد قرار می گیرد. او احساس می کند کار بلوندی در شلیک طناب کار ساده ای است.
توکو همچنین احساس می کند که اگر با خطر بیشتری روبرو شود زیرا اگر بلوندی از دست بدهد ، می میرد. همانطور که انتظار می رفت بلوندی می خواهد هیچ یک از آن را نشنود. او با شوخ طبعی روشن می کند که اگر برش او کاهش یابد ، ممکن است هدف او نیز تحت تأثیر قرار گیرد. یک مورد کلاسیک از 'اگر پول درست نباشد ، من کار را به خوبی انجام نمی دهم'
1'اگر دلت برایت تنگ شده بهتر است خیلی خانم را از دست بدهی. هر کسی که دو برابر من را عبور دهد و مرا زنده بگذارد ، در مورد Tuco چیزی نمی فهمد. هیچ چیزی!'
نکته درخشان در مورد توکو این است که او همیشه پاسخ های بسیار شوخ طبعی به هر آنچه به او گفته می شد داشته است. به عنوان مثال ، بعد از اینکه بلوندی پیشنهاد کرد که وی ممکن است عمداً شلیک خود را به سمت حلقه از دست بدهد ، توکو تهدیدی برای خودش ایجاد می کند.
آیا می توانید به گناه اصلی الوهیت احترام بگذارید 2
او به بلوندی می گوید مطمئن شوید که او مرده است وگرنه انتقام می گیرد. جالب اینجاست که بلوندی در پایان فیلم با رها کردن حلقه ای به دور گردن و راهی برای دسترسی به برش طلای کنفدراسیون ، موفق می شود که از توکو عبور کند. برای شخصی به نام 'خوب' ، او واقعاً کارهای وحشتناک و در عین حال خنده داری را علیه توکو انجام داد.