داستان صبحانه از پنج دانشجو که روز شنبه تحت بازداشت بودند ، باشگاه صبحانه یک احساس فوری بود و بسیاری از موارد قابل قبول را ارائه داد.
بعد از اولین حضور در شانزده شمع ، جان هیوز در سال 1985 به داستان پردازی خود ادامه داد باشگاه صبحانه . این فیلم که حاوی پنج دانش آموز بازداشت شده در روز شنبه است ، یک احساس فوری برای نوجوانان و مخاطبان عام در همه جا بود. و سرانجام به یکی از قطعی ترین فیلم های دهه 80 تبدیل شد.
لورل چگونه با یک قاتل فرار کنیم
وقتی شخصیت های به یادماندنی فیلم آنها را به خطوط قابل قبولی که بینندگان را به فکر فرو برد ، جلب کرد ، آسان است. برای آن ، در اینجا تعدادی از به یادماندنی ترین خطوط از اینجا آورده شده است باشگاه صبحانه ، از مهمترین تا قلب ترین.
به روز شده در تاریخ 26 مه 2020 توسط آماندا بروس: با بیش از 30 سال پس از اولین حضور ، باشگاه صبحانه بسیار نمادین باقی مانده است ، توقف در تنها ده نقل قول دشوار است. ما لیست را از همان زمان انتشار به روز کرده ایم تا حتی به یادماندنی ترین خطوط فیلم را نیز شامل شود. برخی از خطوط امروزه در سایر رسانه های فرهنگ پاپ همچنان نقل می شوند.
پانزده'آیا باری مانیلو می داند که به کمد لباس او حمله کردی؟' - جان بندر
با این خط ، مخاطبان دقیقاً می دانستند که از جان بندر چه می گیرند. او به محض شروع بازداشت وقت خود را در توهین به آقای ورنون تلف نکرد.
اگر این نوجوانان با خواننده آشنا نباشند ممکن است برای این نوجوانان امروز کمی مرجع ذکر شده باشد ، اما سبک خاص او در ذهن مخاطبان دهه 80 تازه بود. علیرغم اختلاف طرفداران مانیلو ، این به وضوح به معنای توهین است.
14'مرد جوان با گاو نرود. شما شاخ ها را خواهید گرفت. - ریچارد ورنون
این جمله بسیار عالی - و عجیب و غریب - برای استفاده از یک شخصیت معتبر است. یعنی نوعی اقتدار که معتقد است همیشه بالاتر از سرزنش هستند و فقط وقت ندارند با هر بچه ای که او را به چالش می کشد کنار بیایند.
این دقیقاً همان رقمی است که ورنون در فیلم ارائه داده است. پس از تمرکز بر استفاده از قدرت خود بر دانش آموزان ، ورنون نمی تواند با این واقعیت کنار بیاید که بندر یا هر یک از بچه ها اصلاً او را زیر سوال می برند. این یکی از مواردی است که از همان زمان اغلب در فیلم ها و سریال های تلویزیونی تکرار شده است.
13'دو بازدید. من تو رو میزنم شما کف می زنید. ' - اندرو کلارک
خط دیگری که هنوز هم توسط سر تند و قلدر در رسانه ها استفاده می شود این خط است. اگر مخاطبان هرگز از میزان تنش و عصبانیت شوخی در اتاق مطمئن نبودند ، این خط به آنها ایده می داد.
استفاده از این خط به جای اینکه به سادگی به هدف خود بگوید که قصد ضربه زدن به آنها را دارد کمی باهوش تر است. گرچه هیچ کس نخواسته است این حرف به آنها گفته شود ، اما این موضوعی است که وقتی طرفداران آن را در سایر متن ها بشنوند ، تکان می دهد.
final fantasy vi - جهان دوباره متولد شده
12'آیا می توانید The Ruckus را توصیف کنید ، آقا؟' - برایان جانسون
این س particularال خاص مورد علاقه طرفداران مخاطبان مخاطب هویت برایان بود. او نوعی بچه بود که همیشه آنچه را که به او می گفتند انجام می داد و خودش را تحت فشار قرار می داد تا یک دانش آموز کامل باشد. این خط به اندازه کافی بی گناه بود که مفید به نظر می رسید ، اما به آدمی اشاره داشت که می خواست خارج از جعبه جامعه او را وارد کند.
هنگامی که ورنون به کتابخانه بازگشت و گفت که 'یک غرغر شنیده است' ، خیلی زود در فیلم بود که هر یک از بچه ها می توانستند یکدیگر را رها کنند ، اما آنها این کار را نکردند. حتی برایان با بازگشت هوشمندانه سر خود را نگه داشت.
یازده'من مجبور نیستم فرار کنم و در خیابان زندگی کنم. من می توانم فرار کنم و به اقیانوس بروم ، می توانم به کشور بروم ، می توانم به کوهستان بروم. ' - آلیسون رینولدز
بندر شخصیتی بود که به عنوان شورشی برچسب خورده بود ، اما شاید باید آلیسون چنین می بود. او در پایان به عنوان 'سبد سبد' به این دلیل که چیزهای عجیب و غریبی را بیان می کرد که مردم را متعجب می کند ، انگشتان چسبنده ای دارند و با ایده کسی در مورد اینکه یک دختر نوجوان باید چگونه باشد مطابقت ندارد.
در حالی که همه شخصیت ها فرصتی برای ابراز ناراحتی خود پیدا می کنند ، آلیسون شخصیتی بود که در واقع به نظر می رسید آماده است شهر خود را ترک کند و به جایی برود که بتواند خودش باشد. بسیاری از نوجوانان - و بزرگسالان - با آن جنبه از شخصیت او شناخته می شوند.
10اکنون ساعت 7:06 است. شما دقیقاً 8 ساعت و 54 دقیقه فرصت دارید تا درباره این که چرا اینجا هستید فکر کنید - تا در مورد خطای راه خود تامل کنید. - ریچارد ورنون
دستیار رئیس دانشگاه ریچارد ورنون شروع کاملی برای یک شنبه آرام بازداشت برای پنج دانش آموز با جرائم نامشخص بود. او با اقتدار كامل و تردید آشكار نسبت به كودكان از گروههای مختلف ، هدف نهایی و هدف از بازداشت را بیان كرد - مقاله ای برای ارزیابی خود برای مدت زمان تقریباً نیمی از روز.
فقط با توجه به لحن و سختگیری او می توان دریافت که معاون اصلی ورنون چه نوع اختیاراتی دارد. به جان بندر اشاره كرد و او از آنجا مونولوگ خود را ادامه داد.
9متنفرم من از اینکه مجبور باشم با همه حرفهای دوستانم همراه شوم متنفرم. - کلر استندیش
به زودی در حالی که این باند بر روی سکو قرار می گیرند ، آنها احساسات پنهان خود را در زیر صفات کلیشه ای خود تقسیم می کنند. کلر اعتراف کرد که دائماً مجبور به تسلیم فشار همسالان می شود. وقتی برایان بیان کرد که این پنج نفر پس از بازداشت چگونه ادامه خواهند یافت ، کلر به واقعیت پیوست که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
کلر فاش کرد ، وقتی برایان به او متهم به افتخار می شود ، من متنفرم که مجبورم با همه چیزهایی که دوستانم می گویند پیش بروم ، 'قبل از اینکه با فشار غیر همگانی ادامه دهد. این خط به میزان زیادی برای کسانی که تحت فشار هستند صحبت می کند.
فصل 6 walking dead چند قسمت است
8شما باید کمی بیشتر برای انجام کاری با خودتان صرف کنید و کمی هم برای تحت تأثیر قرار دادن مردم. - ریچارد ورنون
مدیر ورنون ممکن است خیلی اوقات شخصیتی ناعادلانه خشن باشد ، اما او نکات خوبی را برای بچه ها مطرح می کند. همه او نگران وضعیت عصیان نسل فعلی کودکان است که او بر آنها نظارت می کند. بنابراین ، منطقی است که وقتی این داستان هشدار دهنده را مطرح می کند ، او یک لحن بدخواهانه را نسبت به باند ، به ویژه نسبت به بندر ، اعمال می کند.
گرچه وقتی لجبازی خود را نسبت به او نشان داد تصور می کرد که بندر فقط درحال نمایش دادن به چهار نفر دیگر است ، اما ورنون از اینکه چرا بندر چنین رفتاری کرده است ، درست درک نشده است. بنابراین ، این نقل قول می سوزد.
7می خواهی بدانی من برای ورود به اینجا چه کردم؟ هیچ چیز ... من کار بهتری برای انجام دادن نداشتم. - آلیسون رینولدز
این نقل قول می تواند از طریق الگوهای رفتاری قابل شارژ آنلاین باشد زیرا واقعاً مورد توجه کسانی قرار می گیرد که فقط می خواهند سرد شوند. برای شکستن یخ تاریک برایان که چرا او در بازداشت به سر می برد ، آلیسون گفت که او دلیلی ندارد که در آنجا به سرانجام برسد.
این یک بضاعت لازم برای باند پس از یک جلسه اشتراک طولانی بود که در آن هر یک احساسات سنگین خود و خود را داشتند. گفتن تصادفی آلیسون واقعاً از هیچ کجا بود ، اما به چنین چیزی احتیاج داشت.
جنگ ستارگان: x-wing در مقابل جنگنده کراوات
6من می توانم برای همیشه ناپدید شوم و هیچ تفاوتی ایجاد نمی کند. - جان بندر
اکنون این خطی است که اندرو قبلاً به اشتراک گذاشته و توسط Bender در جلسه اشتراک آنها مطرح شده است وقتی که او (با کنایه) به کلر زدن لب با استفاده از رخش اشاره کرد. اندرو کمی از تمسخر بندر ابراز نگرانی کرد که دومی پس از آنکه اندرو او را یک جور خار خواند ، او را خشمگین کرد.
این بسیار صحبت می کرد که حتی اگر پنج نفر باز شوند ، هر کدام کینه شخصی خود را تحمل می کنند ، از جمله بندر. هوشمندانه است که بندر این مسئله را مطرح کند تا آن احساسات آزاردهنده را برای بعد دفن کند.
5خدای من ، آیا ما می خواهیم مانند پدر و مادرمان باشیم؟ - اندرو کلارک
این واقعاً برای اندرو به دردسر افتاد وقتی که بندر قبل از اینکه رفتار والدینش را در قبال او تقویت کند ، جلوی کلر در مورد سبک زندگی نامناسب خود و رفتارهای فاخر والدینش نسبت به او خسته شد. این به عنوان بازتاب چگونگی مشاهده رفتارهای آندرو نسبت به یکدیگر بود.
چرا ارن اینقدر نسبت به میکاسا بد است
این همچنین پنجره پدر و مادر یکدیگر را باز می کند: افراد اندرو او را به حد مجاز می رسانند ، افراد بندر بدرفتاری کرده اند ، کلر فقط از او به عنوان پلی برای روابطشان استفاده می کند ، بی توجهی آلیسون به او و انتظار برایان از او برایان.
4پیچ ها دائماً می ریزند. جهان مکانی ناقص است. - جان بندر
این خط Bender می تواند در هرگونه الگوی رفتاری یا پست قابل پخش باشد. و او این سخنان را هنگامی بیان کرد که رئیس ورنون در مورد بسته شدن در باز شده با او روبرو شد. بندر لولاهای درب را دستکاری کرد و پیچ را در دهان خود قرار داد.
پس از آنکه ورنون اصرار کرد بندر پیچ را به او بدهد ، خط کلاسیک در می آید. او آن را با یک خط قابل خواندن صف نشان داد که جنبه شاعرانه Bender (کنایه آمیز) را نشان می داد. بندر دو خط را با خط حمله دنبال کرد ، اگر او بلند شود ، همه ما بلند خواهیم شد ، آنارشی خواهد بود.
3همه ما بسیار عجیب و غریب هستیم. برخی از ما در پنهان کردن آن بهتر هستیم. این همه است. - اندرو کلارک
پس از آنکه کلر توسط آلیسون و بقیه مجبور شد اعتراف کنند که آیا روزی از بکارت دست کشیده است ، به خاطر دستکاری و اجبار آلیسون به دروغ گفتن ترش کرد. وقتی شاهزاده خانم این موضوع را عجیب دید ، اندرو این احساس را گفت ، همه ما بسیار عجیب هستیم. برخی از ما در پنهان کردن آن بهتر هستیم. این همه است. ' کلر اگرچه حرف خود را زد ، از او پرسید ، چطور عجیب هستی؟
گرچه منجر به به اشتراک گذاشتن داستان خود توسط اندرو می شود ، اما این خط به تنهایی واقعیت سختی است که بیانگر افرادی است که می خواهند با پنهان کردن موارد غیرمتمرکز مورد قبول واقع شوند.
دووقتی بزرگ شدی ، قلبت می میرد. - آلیسون رینولدز
مسلماً ، این خط به یاد ماندنی ترین قسمت است باشگاه صبحانه که به طور کلی با جان هیوز همراه بوده است. در متن فیلم ، آلیسون پس از مشاجره بندر و کلر این را به اشتراک گذاشت و اندرو با نگرانی واکنش نشان داد که ممکن است رفتار آنها آینه مردم آنها باشد. آلیسون این را با همدلی دید و احساسات خود را به باشگاه ابراز کرد.
این خط ممکن است از واقعیت محکوم شده بزرگ شدن صحبت کند ، اما فوریت دارد که هر لحظه از زمان حال را با عشق و عطوفت به دست بیاورد. و برای این که توسط یک مورد سبد منزوی گفته می شود ، سخت تر از حد انتظار به خانه برخورد می کند.
1آقای ورنون عزیز ، این واقعیت را می پذیریم که مجبور شدیم یک شنبه کامل را در بازداشت به خاطر هر کاری که مرتکب شدیم ، فدا کنیم. اما ما فکر می کنیم شما دیوانه هستید که ما را مجبور به نوشتن مقاله ای می کند و به شما می گوید ما چه فکر می کنیم ... - برایان جانسون
در حالی که قلب شما می میرد مشهورترین خط فیلم است ، روایت پایانی مقاله برایان که خواندن مقاله است سنگین ترین خطی است که بسیار صحبت می کند. این نه تنها هدف اصلی ورنون برای بی علاقگی نسبت به نوجوانان است ، بلکه به چگونگی سختگیری وی نسبت به آنها از نظر ارزش اسمی آنها و نه رنگ واقعی آنها می پردازد.
با این حال ، آنها با بیان هر یک از آنها به عنوان یک مغز ، یک ورزشکار ، یک سبد سبد ، یک شاهزاده خانم و یک جنایتکار در پاسخ به توصیف او که فکر می کنند آنها هستند ، یک قطره سنگین فرود آمدند. چه صحنه شاخصی برای یک فیلم افسانه ای است.