بروس وین چاقوی ارتش سوئیس ابرقهرمانان است. به عنوان بتمن - با هوش، آموزش، اراده و پول خود - او می تواند هر کاری را انجام دهد. خارج از کمیک ها، او علیرغم اینکه هیچ قدرت واقعی ندارد، شخصیتی مغلوب در نظر گرفته می شود، که این یک تعریف عالی است. اما بروس خطاناپذیر یا دانای کل نیست. او حتی ممکن است بهترین بتمن نباشد.
دیک گریسون، رابین اصلی، بتمن سابق و نایت وینگ فعلی، ممکن است تنها فردی بهتر از بتمن باشد، زیرا او همه چیز را از بروس آموخته است و این را به مهارت هایی که در سیرک به او آموزش داده شده است، اضافه کرده است، جایی که او در کلاس جهانی بود. آکروبات در جوانی نایت وینگ در هر موقعیتی که به او تحمیل شده موفق بوده است و هر نقش جدید را با شک و تردید و دل به همان اندازه ایفا می کند. او شخصیتی است که سازمانهای جاسوسی مخفی مجهز به فناوری خدا را نابود کرده است، او با Deathstroke مبارزه کرده و از آن پیشی گرفته است، او هر تیمی را که تا به حال بخشی از آن بوده رهبری میکند و یک نقطه کانونی در Multiverse DC است.
صرف نظر از اینکه چه کسی بهتر از چه کسی است، این یک واقعیت اساسی است که نایت وینگ می تواند کارهایی را انجام دهد که بتمن نمی تواند انجام دهد، چه به دلیل مهارت، موقعیت، شخصیت یا سن. اینجا هستند 15 کاری که نایت وینگ می تواند انجام دهد که بتمن نمی تواند .
15. سامرسو چهارگانه
در زندگی واقعی، بسیاری از آکروباتهای با استعداد گردن خود را شکستند و برخی از آنها جان خود را از دست دادند و سعی کردند یک طناب چهارگانه را انجام دهند. دی سی کامیکس تصمیم گرفت تا دیک گریسون را به تنها فردی در جهان بسازد که قادر به انجام حرکات طناب زنی چهارگانه است و یک قطعه هوشمندانه از چیزهای بی اهمیت خلق می کند و کمیک ها را به دنیای واقعی متصل می کند.
در حال حاضر، تنها سه نفر در جهان تا به حال این حرکت را با موفقیت انجام داده اند، اگرچه در DCU، گریسون تنها فردی است که این کار را انجام می دهد. خیلی نادر است که تیم دریک بعد از دیدن هر دوی آنها در انجام مانور بسیار دشوار متوجه شود رابین نایت وینگ شده است. به همان اندازه که بروس وین برای مردی با جثه و سنش خوب ورزیده و به طرز شگفتانگیزی زیرک است، هرگز آمادگی جسمانی یا ورزشکاری برای انجام کاری مانند یک طناب چهارگانه را نداشت.
به طور خلاصه، نایت وینگ یک پرواز و بتمن یک کبود است. قاب بیحساب و سبک حرکتی Boy Wonder سابق باعث میشود که او در دعوا به مهرهای روی او بیفتد. ضربه زدن به او سخت تر و تیراندازی سخت تر است. همیشه در حال حرکت و اغلب به صورت تصادفی، سرعت گریسون در مبارزاتی که در آن سایز کوچک یا خارج از عضله است، ارزشمند است.
در حال مبارزه با بتمن، در حالی که دارید دندان های خود را در می آورید، تعجب خواهید کرد که قطاری که به شما برخورد کرده از کجا آمده است. در مبارزه با نایت وینگ، شما همچنان دندان های خود را از دست خواهید داد، اما نمایشگری بیشتر وجود دارد - که تصور می شود در مبارزه با جرم و جنایت مهم است.
14. بال شب یک نماد جنسی است
شخصیت سادهروی نایتوینگ و چهرهای سبک او را برای هر دو جنس محبوب میکند و بهعنوان یک متقاطع نادر شناخته میشود: نمادی از جنس هم در جوامع همجنسگرا و همجنسگرا. او در نظرسنجی طرفداران DC برای واجد شرایط ترین لیسانس با قاطعیت برنده شد و با توجه به نیمهشب، گریسون یکی از معدود ابرقهرمانانی است که میتوان آن را از پشت سرش شناسایی کرد. ستایش بالایی است!
در حالی که هنرمندان تقریباً همیشه تمایل داشتند که نایت وینگ را با مقدار مشخصی از جذابیت پین آپ به تصویر بکشند گریسون سریالها جنسیت را تا یازده، با تمرکز بر این ویژگیهای فیزیکی و شخصیتی شمارهگیری کردند. در دنیای یک جاسوس، اغواگری و ظاهر بسیار مهم است. اغلب، دیک به ژستهای سکسی کشیده میشود تا باسن یا شکم خود را برجسته کند. اینها اغلب همان ژست هایی هستند که ابرقهرمانان زن به آن کشیده می شوند -- (تا انتقادات زیادی -- اگرچه هیچ کس وقتی او باشد شکایت نمی کند.
با بروس، قضیه متفاوت است. جنبه های پلی بوی شخصیت او بیشتر فقط یک نمایش است. وسواس فکر، بروس وین واقعی است. جذابیت هوا و رفتار آرام، دیک را خواستنی می کند، و ژست های سکسی با یک ابرقهرمان آکروباتیک بیشتر احساس آرامش می کند تا بتمن که برای القای ترس در همه چیز با نبض ساخته شده است. به طور خلاصه، او نماد جنسی است که شوالیه تاریکی هرگز نمی تواند باشد.
13. او می تواند ادامه دهد
یک ساعت پدربزرگ قدیمی در وین مانور وجود دارد. اگر زمان را روی 10:47 (زمانی که در آن توماس و مارتا وین به ضرب گلوله کشته شدند) تنظیم کنید، ساعت به کناری می رود و ورودی بت غار را نشان می دهد. بتمن هر سال در روز مرگ آنها گلهای رز را در کوچه جنایت جایی که آنها مردند قرار می دهد. همه چیز در مورد او فریاد خشم و همه چیز حل نشده است. این یک اجبار است - بروس وین نیاز دارد بتمن بودن
به عنوان نایت وینگ، دیک متفاوت است. او زندگی والدین متوفی خود را به جای تمرکز بر مرگ آنها جشن می گیرد. لباس اولیه نایت وینگ او نوعی ادای احترام به گریسون های پرنده است. او می خواهد نایت وینگ بودن چون کار درستی است. گریسون حتی پذیرفت که قاتل پدر و مادرش، تونی زوکو، تغییر کرده است، و بعداً احساساتی نسبت به دختر زوکو پیدا کرد (یکی از علایق عشقی او، اما در مورد آن کمی بیشتر).
مهمتر از همه، نایت وینگ توانست پس از مرگ دامیان به کار خود ادامه دهد. بروس، در عوض، مستاصل، خودکشی و وسواس نکرومانسی شد. این خشم کور و غیرمنطقی بود که فقط می توانید نسبت به فرزندان طبیعی خود احساس کنید، خشمی که نشان دهنده وسواس او نسبت به مرگ والدینش بود. ببینید بعد از از دست دادن آنها چقدر جلو رفت. تصور کنید اگر نمی توانست دامیان را برگرداند چقدر جلو می رفت.
بروس توانست پسرش را زنده کند، هرچند که بیشتر از هر گام تحقیقی منطقی به یک کتاب کمیک مک گافین مربوط می شد، و تقریباً شرکای دیگرش را به دست آورد. لیگ عدالت در این روند کشته شد. نایت وینگ بدتر شد، حتی نسبت به بتمن خشن بود، اما پس از مدتی توانست باخت را بپذیرد.
12. او قادر به تصمیم گیری بهتر است
همانطور که در آخرین ورودی خود ذکر کردیم، بتمن نتوانست با مرگ پسرش کنار بیاید و بنابراین با لباسی به آپوکولیپس حمله کرد که به احتمال زیاد دامیان را به زندگی بازگرداند. او زندگی لیگ عدالت، شرکای خود و کره زمین را به خطر انداخت. مسلماً، این یک کار واقعاً انسانی است. شاید حتی چیز درست. اما به روش اشتباه انجام شد.
به این فکر کنید که چگونه بروس از لیگ کم استفاده می کند، چگونه جیسون را به قتل رساند، چگونه یک بار استفانی براون را استخدام کرد تا تیم دریک را به مانتو رابین بازگرداند، چگونه ژان پل ولی را به جای او انتخاب کرد زیرا وسواس را با کارآمدی اشتباه گرفت. اطمینان بروس توسط ذهن درخشان او پشتیبانی می شود، اما شکست های او هرگز کوچک نیستند. با منزوی ماندن و کمتر پذیرش کمک از دیگران، دید بتمن گاهی تنگ می شود و بارها او را گاز می گیرد.
گریسون تعادل بهتری بین زندگی عادی و ابرقهرمانی برقرار می کند. او همچنین به اندازه کافی به افراد اعتماد دارد تا در صورت نیاز به او کمک کنند، که این مزیت بزرگی است که او نسبت به مربی خود دارد.
کشتن طبقه 2 برای همیشه طول می کشد تا راه اندازی شود
11. او بان را شکست... نوعی
احتمال رویارویی با بن در افق در آینده است شوالیه های گاتهام شماره 34، و نایتوینگ میخواهد بهگونهای آماده باشد که هیچکدام از آنها در طول دوره آماده نبودند نایت فال قوس (معروف به زمانی که بن ستون فقرات بتمن را روی زانویش کوبید). دیک طراحی اوراکل را دارد که شبیهسازی مرگبار حمله Bane است، با چند شکوفایی اضافی مانند مسلسل و شعلهافکن. تیم دریک -- تنها چند سالی است که رابین (زمان کمیک) در این نقطه - تحت تأثیر هولوگرام قرار گرفته است.
و سپس نایتوینگ وارد میشود. با استفاده از تیم بهعنوان عامل حواسپرتی، او مخفیانه پشت شبیهسازی Bane میرود و کمرش را میشکند و بزرگترین دستاورد ابرشرور را منعکس میکند.
سالها بعد، زمانی که بروس را مرده میدانستند (به احتمال زیاد برای اهداف مالیاتی)، بن واقعی تلاش میکند تا از شهر گاتهام به همان شیوهای که بتمن انجام میدهد، محافظت کند، اما به طرز قتلآمیزی. او می خواهد این کار را بهتر از شوالیه تاریکی انجام دهد. نایت وینگ با او روبهرو میشود و بن فوراً عقبنشینی میکند و متوجه میشود که شهر هنوز یک محافظ دارد، محافظی که بیش از آن حاضر است برای اثبات آن با دندان و ناخن بجنگد.
بن خفاش را شکست، اما نمی تواند دیک گریسون را بشکند.
10. نایت وینگ استاد بداهه است
بداهه نوازی نایت وینگ به خوبی به او خدمت کرده است، و او مطمئناً در آن بهتر از بتمن است. ضد قهرمان Midnighter یک کامپیوتر مبارزه در مغز خود دارد که به او اجازه می دهد تا حرکت بعدی حریف را بر اساس تاریخچه مبارزات آنها محاسبه و پیش بینی کند. این او را به یکی از خطرناک ترین مردان DCU تبدیل کرده است و احتمالاً بهترین مبارز آن در کنار Deathstroke. کامپیوتر مبارزه ... در طول نبرد او با گریسون کوتاه شد.
مثل جاز میجنگی Midnighter می گوید. دیک به لطف غیرقابل پیش بینی بودنش توانست از یکی از بهترین مبارزانی که DCU تا به حال دیده است پیشی بگیرد.
این غیرقابل پیش بینی بودن به او اجازه داد تا اسپیرال - آژانس جاسوسی آنقدر مخفی که آماندا والر حتی از وجود آن خبر نداشت - از درون تضعیف کند. Boy Wonder سابق در نهایت توانست سازمان را به طور کامل نابود کند و به شدت عملیات پارلمان جغدها در سراسر جهان را مختل کند. اخیراً، او با بداههپردازی مسیر خود در نبرد، بر رپتور، جنگنده برتر، برتری یافته است. در این روند، او جان بروس وین را نجات داد.
این بدان معنا نیست که بداهه گویی استراتژی بهتری نسبت به برنامه ریزی است. بروس است قطعا برنامه ریز بهتری (شاید بهترین در این سیاره) است، اما نایت وینگ در مورد تفکر روی پای خود دست برتر را دارد.
9. او می تواند روابط عادی داشته باشد
دیک گریسون باکرگی خود را به استارفایر، الهه بیگانه 6' 4' از دست داد. وسوسه انگیز است که این ورودی را در اینجا پایان دهیم، اما احتمالاً باید ادامه دهیم. در طول سالها، او روابط جدی متعددی داشته است، که مهمترین آنها الهه بیگانه و باربارا گوردون او با هر دوی آنها در زمانهای مختلف نامزد کرده بود، اگرچه هیچکدام از آنها عقد نکردند. وزیر در مراسم عروسی دیک و استارفایر به قتل رسید و باربارا نامزدی را لغو کرد زیرا گریسون در وضعیت بدی قرار داشت و بابز فکر میکرد که بهترین زمان برای انجام این کار است. (در جهان های متناوب مختلف، این دو زوج در نهایت به هم می پیوندند. هیچ چیزی به نام پایان خوش در تداوم اصلی وجود ندارد، مردم.)
بروس واقعاً هرگز نمی تواند به همان شیوه به کسی تعهد بدهد. ماموریت همیشه اول است. او بارها تلاش کرده است (به ویژه با سلینا کایل و سیلور سنت کلود) اما آنها همیشه در ادامه وظایف او به عنوان شوالیه تاریکی گاتهام هستند. بتمن حتی این را تایید کرد. او دیک را در کنار تایتانهای نوجوان قرار داد زیرا میخواست آن پسر دوستانی (نسبتاً) عادی داشته باشد. این دوستی ها به خانواده ای سخت تبدیل شد که حتی نیو 52 هم نمی توانست برای همیشه آن را کاملاً خراب کند. در حالی که شوالیه تاریکی روابط نسبتاً نزدیکی با هم تیمی های خود در لیگ عدالت دارد، اما گریسون آدم باز نیست، زیرا فاصله مشخصی با دیگران حفظ می کند. او قطعا هرگز به آن نوع صمیمیت (عاشقانه یا غیر عاشقانه) که نایت وینگ می تواند دست یابد - او فقط قادر به انجام آن نیست.
8. به عنوان یک بازیکن واقعی تیم، نایت وینگ می تواند کارهای بیشتری انجام دهد
نظر بحث برانگیز: بروس افراد و پویایی تیم ارگانیک و همچنین تحت حمایت خود را درک نمی کند. مهارت های مردمی بتمن همه در مورد جرم شناسی است. او احتمالاً از این موضوع آگاه است، زیرا گریسون را مجبور کرد تا به تیتان های نوجوان ملحق شود تا نحوه کار در یک تیم را بیاموزد. نایتوینگ در نهایت رهبر تیم میشد و حریفان خطرناکی مانند تریگون و دث استروک را میگرفت، قبل از اینکه رهبر Outsiders (ارتش خصوصی بتمن) شود.
دیک تنها کسی است که هر کس در تراست های جامعه ابرقهرمانی حتی کهنه سربازان باتجربه ای مانند گرین ارو، ددمن و هاکمن زمانی که به دنبال نابود کردن کشیش اژدها شرور، آنوتارا بودند، از او پیروی کردند. نایت وینگ زمانی سوپرمن (!) و تیمی متشکل از متا انسان ها را رهبری می کرد، زمانی که متروپلیس مورد حمله قرار گرفت. این واقعیت که نایت وینگ با وجود حضور گنگ بلو جی همچنان توانست آنها را به پیروزی برساند به خودی خود یک معجزه است. جهنم، او حتی سربازان HIVE و شروران را برای همکاری با او مجبور کرد تایتان های نوجوان یک بار. و زمانی که تایتانها باید با لیگ عدالت که شستشوی مغزی شده بود مبارزه میکردند، قهرمانان نوجوان در صدر قرار گرفتند.
در نهایت، همه اینها بخشی از نقشه بروس بود. دیک گریسون قرار بود به رهبری تبدیل شود که نیست: کسی که احترام همه را داشته باشد و اعتماد... تا روزی نایت وینگ برای رهبری لیگ عدالت آماده شود.
7. به عنوان یک پلیس، دیک گریسون می تواند مجرمان را دستگیر کند
بتمن علیرغم داشتن رابطه ای با GCPD، دقیقاً یکی از اعضای مجری قانون نیست. او میتواند مجرمان را روی پلههای شهرداری رها کند، اما از آنجایی که هرگز برای شهادت به دادگاه نمیآید، باید شواهدی نیز ارائه دهد - شواهدی که میتوانند به طور منطقی از طریق اقدامات قانونی به دست آیند یا به پلیس ارائه شوند، پلیسی که وظیفه ارائه آن را دارد. با یک بهانه منطقی آ Batman: The Animated Series اپیزود، دادگاه، به این موضوع می پردازد، و نشان می دهد که بسیاری از مجرمان در نهایت آزاد می شوند، زیرا شواهد قابل اجرا یا دور ریخته می شوند یا وجود ندارند. بتمن به تمام معنا یک هوشیار است، و در حالی که می تواند بدها را به زندان بیاندازد، اقداماتش همیشه آنها را در آنجا نگه نمی دارد.
در یک نقطه، دیک تصمیم گرفت در Blüdhaven (بغل گاتهام در کمیک) پلیس شود. در آنجا، او از مزایای هوشیاری و عضویت در مجری قانون برای اطمینان از محکومیت بیشتر و برهم زدن فساد پلیس از درون استفاده کرد. درست است، او حدود یک ساعت در روز میخوابید و سرانجام Deathstroke یک بمب اتمی را از روی کینه روی شهر انداخت ، اما، می دانید، تا آن زمان همه چیز خوب پیش می رفت.
6. نایت وینگ در دسترس است
جدای از جنبه منفی اصلی دیوانگی بودن، بروس وین همان چیزی است که شما می خواهید باشید. موفق، خوش تیپ، درخشان - آن همه جاز. اما تقریباً کامل بودن همیشه او را به عنوان یک شخصیت قابل شناسایی ترسیم نمی کند. تعداد زیادی از ما با یک فتیش خفاش و چند میلیارد دلار پول در اختیار نداریم. تعداد کمی هستند، اما زیاد نیستند.
البته نایت وینگ چندان از مربی خود دور نیست، اما تفاوت های زیادی وجود دارد. گریسون یکی از معدود شخصیت هایی است که در کمیک ها پیر شده است. این یک خط میانی برای خوانندگان ایجاد می کند، زیرا بسیاری از ما در کنار عجایب پسر بزرگ شدیم که او نیز مانند بقیه ما دچار فراز و نشیب شد. این واقعیت که او نسبت به بروس بی نقص تر است و توانایی انحراف را دارد باعث می شود که او بیشتر قابل ارتباط باشد.
آن نایتوینگ زندگی شخصی توسعهیافتهای دارد و در حال حاضر در گروه بیست و چند سالگی قرار دارد، امکان تعامل واقعی انسانی را فراهم میکند. او اشتباه میکند، سعی میکند زندگیاش را رقم بزند، و بیشتر اوقات، در حین پیشروی همه چیز را جبران میکند. چه کسی با آن برخورد نکرده است؟
5. او می تواند دیگران را به روشی مثبت الهام بخشد
مسلماً، بله، بتمن نیز این کار را انجام داده است. او به شهروندان کمک کرده تا برای شهر خود بجنگند و میلیونها گاتهامی را الهام بخشد تا برای شهر خود بایستند و بجنگند. او حتی سعی میکند مجرمانی را که دستگیر میکند بازسازی کند، اما اجازه دهید با آن روبرو شویم، اینها معمولاً داستانهای موفقیتآمیز نیستند. زن گربه ای همیشه بین خوب و بد این طرف و آن طرف می دود، تالیا پسرشان را به خاطر دیوانه بودنش به قتل رساند و دو چهره هنوز هم دو چهره است. جیسون تاد یک آزمایش منظم بود - سعی کنید از ایجاد یک جنایتکار جلوگیری کنید - اما پس از آن جیسون طعمهای شد، کشتار جمعی را امتحان کرد و اکنون به طور معمول در عناوین نوشتهشده توسط اسکات لوبدل گیر کرده است. در مورد اصلاح افراد بد، The Caped Crusader کار سختی را پشت سر گذاشته است.
نایت وینگ، در عین حال، در تلاش های توانبخشی خود موفقیت واقعی داشته است. او رتیل را مجبور کرد که زندگی را رها کند و تایگر، هلنا برتینلی و چندین مامور را علیه اسپیرال برانگیخت و در نهایت سازمان فاسد را برای همیشه از بین برد. از همه بهتر، او رز ویلسون، دختر دشمن اصلی خود Deathstroke را علیه پدرش قرار داد. او کنار پدرش را رها کرد و پسر خوبی شد ( مسافت پیموده شده شما ممکن است متفاوت باشد). گریسون به بهانه بد شدن، جنبه ای متفاوت از اخلاق را به رز نشان داد و فاش کرد که چگونه پدرش به آرامی او را می کشد. هیچ کس نمی تواند اسلید را در یک مبارزه عادلانه شکست دهد، بنابراین نایت وینگ یک مبارزه فیزیکی را از میز حذف کرد. او به گونه ای به دث استروک آسیب رساند که هیچ کس نتوانسته بود، و در این راه جان رز ویلسون را نجات داد.
4. دیک گریسون می تواند آزادانه به اطراف حرکت کند
گریسون بهعنوان افسر پلیس برای بلودهون بیشتر از نایتوینگ خوب عمل کرد، زیرا او برای مدت طولانی سیستم را از درون کار میکرد. او توانست بیش از یک سال ناپدید شود و مخفی ترین و خطرناک ترین سازمان جاسوسی جهان را قبل از اینکه بتوانند هویت همه ابرقهرمانان فعال روی زمین را فاش کنند، نابود کند. در این مورد، هیچ کس بودن بسیار آسان تر است.
3. او کمتر به ابزارها وابسته است
صرف نظر از این، سبک دیک به پارکور بداهه و در سطح جهانی که با هنرهای رزمی متعددی که بتمن در طول سال ها به او آموخته است، خلاصه می شود. ابزارهای اندکی که در اختیار دارد او را از سر ناچاری در این زمینه مقاومتر و مدبرتر میکند. او می خواند و از محیط خود استفاده می کند و با غیرقابل پیش بینی بودن، دشمنانش را از تعادل خارج می کند. آنها نمی دانند که او بعداً چه کاری انجام خواهد داد زیرا او نیز نمی داند.
نایت وینگ با پایبندی به یک روش فیزیکی و تطبیقی، حواس خود را تیز و آماده نگه می دارد. بتمن برای جبران سرعتی که ندارد، به مجموعه وسیعی از ابزارهای چشمگیر خود متکی است. او یک قاب بزرگتر و بزرگتر از گریسون است، بنابراین این یکی کاملاً قابل توجیه است.
2. او می تواند بهترین چند جهان باشد
در حین بحران بی نهایت یک سوپرمن مسنتر از ابعادی که دیگر وجود ندارد، با دیگر پناهندگان آواره متحد میشود تا دنیاهایشان را با هزینه ما بازسازی کنند. استدلال سوپرمن ساده است: جهان او بهتر بود. قهرمانانی که او میشناخت مهربانتر بودند، دنیا آنقدرها بدبخت نبود، و همه چیز در کل بالا و بالاتر بود. او به دنبال یک متحد به سراغ بتمن ابعاد ما می رود. اگر کسی می داند دنیا چقدر وحشتناک است، اوست.
سوپرمن به بروس گفت که در دنیای او، Crusader Caped که او میدانست تقریباً اینقدر هم احمق نیست (کلارک، تا به حال، زمین عالی) و همه در این زمین کنونی بیجا تاریک هستند و از نظر اخلاقی ورشکسته هستند. به نحوی، شوالیه تاریکی از غریبهای که تمام تمدنش و همه دوستانش را درگیر کرده، توهین میکند و عقب میزند. سپس می پرسد که آیا نایت وینگ این دنیا بدتر از آن چیزی است که او می شناخت؟
سوپس نشان می دهد که در سراسر جهان چندگانه، دیک گریسون یکی از معدود نیروهای ثابت برای خیر است. همان بچه خوش بین که بروس را از تاریکی بیش از حد دور نگه داشت، چراغی در سراسر جهان است. بتمن حاضر نیست به جهان یا نایت وینگ خود خیانت کند. سپس سوپرمن و بتمن با هم مبارزه می کنند.
فکر می کردی چه اتفاقی می افتد؟
سرانجام، بروس متوجه میشود که باید مرد بهتری شود، و سوپس متوجه میشود که دیک گریسون نمونهای است که نشان میدهد همه افراد روی زمین بد نیستند - و شاید نسلکشی راهحلی برای آن نباشد. هورای!
1. نایت وینگ پتانسیل این را دارد که قهرمان بهتری شود
بروس وین در نوجوانی توسط مبارزان، کارآگاهان و دانشمندان برتر جهان آموزش دید. در نهایت، او نقطه اوج همه مهارت ها و دانش آنها شد. دیک گریسون عملاً از بدو تولد توسط بهترین آکروبات های روی کره زمین آموزش دیده بود. او در سنین پایینتر از زمانی که بروس شروع به کار کرد، آموزش با بروس را آغاز کرد و آموزههای بتمن را با والدینش ترکیب کرد تا چیزی کاملاً منحصربهفرد خلق کند. به عنوان رابین، او زیر آتش آموخت. او رنگآمیزی داشت تا توجه جنایتکاران را در طول دعوا جلب کند. او باید تاریکی را به دست می آورد. گریسون برای تبدیل شدن به بهترین (و در نهایت رهبری بهترین ها، به عنوان رهبر لیگ عدالت) توسط بهترین ها آموزش دید.
نایت وینگ، مانند بتمن، نقطه اوج بسیاری از معلمان است. فقط معلمان گریسون شامل اعضای موسس لیگ عدالت، تیتان های نوجوان و خود شوالیه تاریکی بودند. نایت وینگ تجربه بیشتری نسبت به Caped Crusader در همان سن دارد.
بروس روی کاریزما طبیعی و مهارت های رهبری نایت وینگ حساب می کند تا بتواند از پس او بربیاید. او مورد علاقه همه ابرقهرمانان لیگ است - به طور جدی، همه این مرد را دوست دارند - و می تواند آنها را به گونه ای جمع کند که سبک گرگ تنها بتمن به او اجازه نمی دهد. در سطح زمین، جایگاه خود شوالیه تاریکی به عنوان یک اسطوره به او اجازه می دهد بی شکل و ابدی باشد. شبگردی یک افسانه نیست. او عمومی است و برای پلیس و افرادی که نجات می دهد در دسترس است. بروس وین می تواند یک افسانه بسازد و دیک گریسون می تواند بر اساس آن بسازد.
--
از چه راه های دیگری است نایت وینگ بهتر از استادش؟ چقدر دوست داری اولین حضورش در DCEU را ببینی؟ در نظرات به ما اطلاع دهید.