حتی طرفداران سرسخت The Notebook هم نمی توانند انباشت بخشش صحنه های جذاب را انکار کنند. لنگ ترین اردک های فیلم را بررسی کنید.
حتی اگر هرگز ندیده باشید دفترچه یادداشت ، این یک جنبه کاملاً حکاکی شده از گرایش فرهنگی است. علی رغم استقبال انتقادی ، فیلم درام عاشقانه نیک کاساوتس در سال 2004 (بر اساس رمان نیکلاس اسپارکس) به پانزدهمین فیلم عاشقانه پردرآمد تاریخ تبدیل شد.
بخش عمده ای از موفقیت آن ناشی از همبازیان رایان گاسلینگ و ریچل مک آدامز است که پس از یک معرفی سرد ، عاشق واقعی شدند. می توانید رابطه آنها را برعکس توسعه دهید. آنها تازه در حال آشنایی با یکدیگر بودند که صحنه های بازسازی پس از عمارت را به تصویر کشیدند. اما زمانی که خواستگاری جوان را شلیک کردند ، مک گاس شعله ور شد. اشتیاق روی صفحه کاملاً معتبر است.
متأسفانه ، فیلم نامه از زشتی رنج می برد که حتی عشق رایان و راشل نمی تواند آن را نجات دهد. در حال حاضر توسط یک پیرمرد از زنی که از زوال عقل در یک خانه احیا رنج می برد ، روایت می شود و داستان عاشقانه ای غیرقابل احتمال در دهه 1940 بین یک فقیر سیبروک ، کارولینای جنوبی و دختر یک خانواده ثروتمند در تعطیلات را دنبال می کند.
از آنجایی که ما نمی توانیم کل فیلم را به عنوان مخرب ترین چیز در مورد آن قرار دهیم دفترچه یادداشت ، ما این 16 نمونه برجسته را انتخاب کرده ایم. خراب کننده های جلو
16وقتی آنها از طریق مدفوع پرندگان قایق می زنند
هنگامی که آلی به Seabrook بازگشت تا احساس رابطه با نوح را تجربه کند ، همه چیز از ابتدا شروع می شود. اما وقتی نوح او را در یک ردیف بعد از ظهر از طریق صدها قو سفید سوار می کند ، جریان اوج می گیرد. این یکی از آن لحظاتی است که روی کاغذ عاشقانه به نظر می رسد ، اما واقعیت این است که ، خوب ، پرندگان دائماً پوپ می زنند.
اگر تا به حال حتی به مقدار عادی قوها رفته اید ، می دانید که آنها در پی خود مین از تورهای سفید و سبز را ترک می کنند. بنابراین تصور کنید که یک دریاچه آلوده به غاز چقدر ناخالص خواهد بود. گاسلینگ و مک آدامز باید فقط به خاطر بازی در حین عبور از دستکش پرندگان ، اسکار برنده می شدند. درست است که Allie چیزی برای پرندگان دارد (نگاه کنید به 13) ، اما حتی عاشقان سرسخت گربه ها نیز لزوماً نمی خواهند در جعبه بستر فرشته های برفی بسازند. ما دریافتیم که در طول فیلم استعاره ای در مورد پرندگان و مهاجرت وجود دارد ، اما آیا باید تعداد زیادی از آنها وجود داشته باشد تا نکته را بیان کنند؟
پانزدهوقتی نوح برای بردن یک تاریخ خودکشی می کند
هنگامی که آلی با دستکاری عاطفی شروع به کار کرد ، آلی فقط 5 دقیقه با او آشنا شده است. آلی در ابتدا پس از گفتگوهای نزدیک با معرفی آنها ، او را برکنار می کند. و از آنجا که یک مرد هرگز نباید جواب منفی را بگیرد ، او روی ماشین چرخ فلک او می پرد و سپس از بلندگوها آویزان می شود و تهدید می کند که اگر با یک قرار موافق نیست موافق است. (برای نمونه ، یک مرد باید همیشه جواب منفی بگیرد ، مهم نیست چقدر فکر می کنید منظور او نیست). تهدید به خودکشی برای به دست آوردن یک تاریخ رتبه بالایی را برای پرچم های قرمز دارد.
اما این بدتر می شود ، زیرا وقتی او سرانجام پذیرفت که با او بیرون برود ، او می گوید ، به من لطفی نکن و او را وادار می کند سه بار دیگر آن را بگوید قبل از اینکه سرانجام به مکان امن برود. این صحنه علی رغم اینکه بسیار تهاجمی و دستکاری بود ، لیست Total Film را در فهرست قرار داد 50 رمانتیک ترین لحظه فیلم در همه زمان ها . این چیزی است که ما آن را فرهنگ تجاوز می نامیم.
14وقتی آنها در خیابان آویزان می شوند
مطمئناً ، نوح فقیر است ، اما او تلاش زیادی کرد تا با آلی قرار بگیرد. شما فکر می کنید که او می تواند فعالیت پس از فیلم بهتری نسبت به Extreme Stoplight Watching داشته باشد. افسوس ، بعد از نادیده گرفتن مرگ او ، نوح آلی را به چالش می کشد شل شدن با درگیر شدن در سرگرمی ای که از پدرش (پدر سال) آموخت: دراز کشیدن در وسط خیابان اصلی و تماشای تغییر نور.
وقتی آلی با تیزبینی مشاهده کرد که یک ماشین می تواند از آنجا عبور کند ، نوح با خونسردی اشاره به خیابان خالی می کند. احمق احمق. اکنون هیچ اتومبیلی وجود ندارد بنابراین دیگر هرگز وجود نخواهد داشت. او که از شنیدن اینکه چقدر کسل کننده است خسته شده است ، کنار او دراز کشیده و شما هرگز حدس نمی زنید چه چیزی مکالمه آنها را قطع می کند. این یک ماشین است.
پس از آن ، آنها چیز لعنتی را یاد نمی گیرند ، و تصمیم می گیرند که به خیابان برگردند و با قصاب خارج از کلید نوح برای آهنگ Billie Holiday برقصند. آنچه مخصوصاً ناراحت کننده است این است که به نظر می رسد آلی وقت زندگی خود را سپری می کند.
13وقتی آلی پرنده است
این جایی است که آنها واقعاً آن استعاره پرنده را یک درجه بالا می برند. در یک قرار ملاقات در ساحل ، نوح با سرگرمی تماشا می کند ، در حالی که آلی با دستهای دراز به سوی مرغ های دریایی می دود و مانند یک دیوانه دزدکی می کند. مرغ های دریایی برای زندگی خود فرار می کنند و سپس آلی می چرخد و به طرف نوح پرتوی می کند ، فکر می کنید در زندگی دیگری می توانستم پرنده باشم؟ قبل از اینکه او پاسخ دهد ، او می پیچد و گاو می زند ، به او می گوید که او یک پرنده است. هنگامی که او امتناع می کند ، او بازوهای خود را محکم تر می زند و به سمت او شلیک می کند. و چون این رابطه بر اساس اجبار بنا شده است ، او سرانجام می گوید ، تو پرنده ای .
اگر این کافی نبود ، او خواستار این است که او نیز خودش را یک پرنده معرفی کند. به نوعی ، Gos با خواندن خط ، تمام صحنه را ذخیره می کند ، اگر شما یک پرنده هستید ، من یک پرنده هستم. از بین راه هایی که یک فیلم می تواند یک زوج عاشق را نشان دهد ، این یکی از عجیب ترین هاست. همچنین این تنها لحظه های خودمختاری است که آلی در کل فیلم انجام می دهد.
12هنگامی که آنها در عمارت Squalid لباس خود را در می آورند
وقتی آلی و نوح برای اولین بار با هم ملاقات می کنند ، قرار است آنها بچه هایی در انتهای نوجوانان خود باشند. از آنجا که دهه 1940 است ، دلیل آن این است که هیچکدام از آنها در این مرحله به طور خاص از نظر جنسی تجربه ندارند. با این حال ، وقتی گاسلینگ و مک آدامز این صحنه را فیلمبرداری کردند ، اواسط بیست سالگی بودند و نگاه کردند. بنابراین وقتی نوح یک ورق قدیمی غبارآلود را در کف خانه در حال خراب کردن می گذارد ، آنچه در زیر می آید یکی از سکانس های کم نظیر سلولی است.
آلی و نوح به موقع حمام به لطف یک کودک 5 ساله لباس را مرتباً در می آورند و در بین مقالات مکث می کنند تا ناجور به هم خیره شوند. و چون روزهای قدیمی است ، هر دو چیزهای زیادی برای از دست دادن دارند. وقتی آنها سرانجام به کار خود ادامه دادند ، آلی نمی تواند در مورد اینکه چگونه نمی تواند صحبت را متوقف کند صحبت کند قبل از اینکه مهر و موم معامله را ببندند ، دوست نوح ، فین ، که ظاهراً همه چیز را در مورد عمارت فرسوده جنسی می داند ، آنها را قطع می کند. کسی باید ترفند دستکاری در گوش را به نوح بیاموزد.
یازدهوقتی والدین آلی والدین هستند
ما اولین بار وقتی پدر آلی را در ایوان نگهبانی می دهیم ، ملاقات می کنیم. او روی صندلی گهواره ای است ، سیگار می کشد و بدون شک کتهای معمولی موم به سبیل های خمیده خود می زند. اینطور نیست که او می گوید ، شما با آن پسر دوست دارید دوستانه دوست باشید شوم است ، اما راهی که او فقط در کنار او ظاهر می شود مانند یک شرور کارتونی به نظر می رسد.
شرور واقعی مادر آلی ، آن ، است که نمی تواند انزجار خود را نسبت به افراد فقیری که هستند ، مهار کند زباله ها! زباله ها! زباله ها! نه برای شما! ابتدا نامه های ارزش یک ساله نوح به آلی را پنهان می کند و سپس ، وقتی به نظر می رسد ممکن است آلی نامزدی خود را با یک فرد ثروتمند ارزشمند بشکند ، او آلی را با خود می برد. هر وقت که نسبت به انتخاب های زندگی خود احساس ناخوشی می کند ، آن پشت این انبوه خاک پارک می کند و به تماشای این یک پسر می رود که بیل می زند. می بینید که او نیز یک دوست پسر فقیر داشت که زمانی شبیه رایان گاسلینگ بود. اما اکنون به او نگاه کنید: کمتر جذاب و همچنان فقیر. سپس او ثابت می کند که تماس صحیح را با هق هق گریه به شانه دخترش برقرار کرده و خود را a خوانده است زن احمق .
10هنگامی که نوح در خانه آلی شام می خورد
شاید پدر آلی کمی شرور باشد ، زیرا او باید بداند که حضور نوح در مهمانی شام چقدر ناخوشایند است. مهمانان دیگر وقتی نوح را یاد می گیرند که فقط او درست می کند ، مانند یک کنجکاوی احترام می گذارند و دهانشان خوب می شود حدود 40 سنت در ساعت. (شما می توانید به حقوق نوح فکر کنید ، او می داند دقیقا چقدر پول می گرفت.)
در همین حال ، پدر آلی بیش از حد زیاد می نوشد و در مورد چیزهای میلیونر صحبت می کند. هیچ کس ، حتی نوح و دوست او به همان اندازه پایین و رفیق فین ، مردم رنگی را که در حال سرو غذای خود هستند ، تصدیق نمی کند. و سپس آن تفتیش عقاید اسپانیایی را مطرح می کند ، و از نوح س geالاتی در مورد جغرافیای منفعل-پرخاشگرانه می پرسد تا ثابت کند محض عشق آنها وقتی آلی دانشگاه را شروع می کند غیر ممکن خواهد بود. در صورتی که نمی توانستید بگویید ، زیرمجموعه این صحنه این است که نوح و آلی هرگز نمی توانند کار کنند زیرا آنها از دو دنیای متفاوت هستند.
9هر وقت نوح و آلی با هم دعوا می کنند
به همین دلیل زنان جوان انتظارات ناسالم درباره روابط دارند. با توجه به این (و 1000 فیلم دیگر) ، شما واقعاً عاشق کسی نیستید مگر اینکه در ملا public عام با یکدیگر فریاد بزنید و یک روز دیگر از هم جدا شوید. درست بعد از اینکه آلی برای آخرین بار نوح را رها کرد ، پشیمانی او فوراً انجام می شود و او با فریاد دنبال ماشین او می رود ، فردا مانند هرگز اتفاق نخواهد افتاد ، درست است؟ این الگو به وضوح ماده روابط پایدار است.
هفت سال بعد ، وقتی آلی می خواهد بین دو مرد یکی را انتخاب کند (زیرا باید یکی باشد یا دیگری) ، نوح سعی می کند او را جلب کند و به او بگوید که او درد الاغ دارد ، 99٪ مواقع و او از آسیب رساندن به احساسات او نمی ترسد. سپس ، برای اینکه آن را به خانه بیاورد ، شروع به فریاد زدن بر روی او می کند ، چه چیزی می خواهید؟ دوباره و دوباره. آیا تا به حال سعی کرده اید در حالی که کسی سر شما داد می زند ، تصمیمی برای تغییر زندگی بگیرید؟
بازی 4 dead 2 را به صورت رایگان ترک کرد
8وقتی بچه های نوح و آلی دیدار می کنند
آلی وقتی پرستار اعلام می کند گیج می شود ، فرزندان شما وارد شده اند. اما بعد پرستار روشن می کند نه فرزندان شما. بچههای او، گویی این افراد فقط برای دیدن دوک اینجا هستند. آیا دروغ گفتن به بیماران زوال عقل به صورت استاندارد انجام می شود؟ فرزندان آلی و دوک به نوبه خود خود را معرفی می کنند ، از جمله نوه ناموس آور ، DAVE-KNEE. سپس همه آنها همدیگر را صدا می کنند تا اینکه آلی آه می کشد و خود را برای چرت بهانه می کند.
بعد از رفتن او ، یکی از دختران آنها مشاهده کرد که این روزها ، علی رغم عدم فراخوان کامل ، یکی از روزهای خوب او است. نوح در مورد معجزات غرق می شود ، در حالی که بچه ها نگاه های ناامیدانه ای با هم رد و بدل می کنند. سپس دختر دیگر آنها از دوک التماس می کند که به خانه بیاید زیرا دلشان برای او تنگ شده است. اما دوک امتناع می کند ، مادر تو خانه من است. این یک احساس شیرین در رابطه با آلی است ، اما احساس می شود که در برابر بچه هایش توهین می شود. با عرض پوزش ، DAVE-KNEE ، پدربزرگ دیگر هرگز به خانه نمی آید. او می خواهد اینجا بماند و با مادربزرگ بمیرد.
7وقتی دوک انتصاب دکتر دارد
ما یاد می گیریم که دوک / نوح هنگامی که برای ملاقات با پزشک احضار می شود در خانه سالمندان زندگی می کند. دکتر بارنول ، پزشک معالج جدید دوست دارد با استفاده از حیوانات حیاتی خود را به ساکنان معرفی کند. او اشاره می کند که دوک در 18 ماه گذشته 2 حمله قلبی داشته است و شکنندگی خود را برای دادن 'اعتبار' به صحنه نهایی تنظیم کرده است. دوک راه خود را از طریق درخواست های دکتر بارنول طلب می کند. اما دوک نمی تواند به خودش کمک کند وقتی داک اظهار داشت که قصد ندارد آلزایمر همسرش را هر روز با خواندن دفترچه خاطرات همسرش درمان کند.
من برای او خواندم و او به یاد می آورد ، دوک اصرار دارد. اما زوال عقل پیری برگشت ناپذیر است ، دکتر بارنول این چیزی است که آنها مدام به من می گویند ، آهی می کشد دوک. هرگز کسی به آنچه همه مرتباً به او می گویند گوش دهد ، او با روشی مطمئن برای آگاهی از پزشکی که به واقعیت علاقه ندارید برنده می شود. شما می دانید چه می گویند. علم فقط تا اینجا پیش می رود و بعد خدا می آید. گچا
6وقتی نوح 20 ثانیه جنگ می کند
از آنجا که داستان در دهه 1940 اتفاق می افتد ، قهرمان جوان مرد باید مدتی به تلاش جنگ بپیوندد. اما زمان حضور نوح در ارتش مطمئناً از جهنم دور مانده است. در یک مونتاژ سریع ، نوح و فین نام نویسی می کنند و سپس ناگهان با یکنواختی در صحرای آفریقا می خندند و سیگار می کشند. یک ثانیه بعد ، دوستان در اروپا هستند (نیازی به مشخص شدن نیست ، نوح) ، با کلافگی در میان برف ها راهپیمایی می کنند. به نوعی ، هیچ کس بیش از دوازده هواپیمای دشمن را متوجه نمی شود تا اینکه بالای سر خود قرار بگیرند. بمب آتش ، بمب آتش.
نوح نمی تواند فین را پیدا کند زیرا در طی کمتر از 1 دقیقه اقدام ، فین گرد و غبار را گاز گرفته است. گاسلینگ حتماً نیمه کاره بودن صحنه را حس کرده است ، زیرا او واقعاً اینجا را تلفن می کند. او برای فین فریاد می زند ، بلافاصله او را لکه دار می کند و به طرف بدن لنگ و پوشیده از برف دوستش می دود. Gos BFF مرده خود را با ظاهری فوق العاده تصادفی قلمداد می کند و سپس توسط چیزی به سمت چپ منحرف می شود. و صحنه!
5وقتی نوح خانه خود را لیست می کند
در وسط تعمیرات اساسی عمارت ناخوشایند ، پدرش می میرد. دوک روایت می کند ، خانه تمام [نوح] بود . بنابراین به طور طبیعی ، وقتی کار نهایی انجام شد ، او تصمیم می گیرد آن را به بازار عرضه کند. اما او مرتباً مردم را از خود دور می کند. یا پیشنهادات خیلی پایین بود ، یا اگر با قیمت درخواستی او مطابقت داشت ، احساس کرد ارزش خیلی بیشتری دارد. وقتی یک زوج مرفه 50K دلار به او پیشنهاد می دهند ، 5000 دلار بیش از قیمت او ، او بلافاصله یک اسلحه کمری را که در تخت کامیون پشت سرش قرار داده است ، بیرون می کشد و آنها را به سمت ماشین دزدگیر خود می اندازد. هیچ کس در ذهن او چنین کاری نمی کند ، دوک توضیح می دهد. و او یک دیوانه در خانه * خود زندگی نخواهد کرد.
ظاهراً ، نوح درک نمی کند که به محض فروش خانه ، مجبور نیستید در آنجا زندگی کنید. می شود خانه شخص دیگری. و آیا هدف اصلی برای بدست آوردن هرچه بیشتر پول نیست؟ شخصی باید املاک و مستغلات را برای نوح توضیح دهد.
4هنگامی که آلی ماشین خود را به یک حصار می کشاند.
وقتی آلی نامزد دیگری با هوس و هوس به خانه نوح می راند ، او واقعاً فکر نکرده است. وقتی نوح از ماشین پیاده می شود ، نوح با او ملاقات می کند و توضیحاتش را می گیرد. سلام، او می گوید ، گویی که با کودکی صحبت می کند که واقعاً نمی داند. نوح صحبت نمی کند ، بنابراین او کمی در مورد دیدن خانه اش در کاغذ و این که می خواهد او را بررسی کند حرف می زند. نوح مادر می ماند و از اطراف یک آبجو به او نگاه می کند. آلی تصمیم می گیرد با قرار دادن وثیقه ، با زمزمه اینکه او یک ماشین احمق است وقتی دوباره به ماشین خود می رود. و سپس او بلافاصله به حصار سقوط می کند - درست مثل یک زن احمق (توجه: این فیلم در حال صحبت است).
در این مرحله ، شما باید نسبت به آلی احساس کنید ، زیرا همه به او گفته اند که باید تمام زندگی خود را انجام دهد ، و هنگامی که او سرانجام تصمیم می گیرد قلب خود را دنبال کند ، وحشت می کند و نرخ بیمه خود را از پشت بام می برد.
3همه چیز در مورد نوت بوک
علی رغم این واقعیت که نوح به دنبال دوک می رود ، و همسرش به نام اصلی خود بازگشته است ، در مورد چگونگی ارتباط این دو روایت کاملاً واضح است. اما هنوز کمی تعجب آور است که وقتی یک عکس از صفحه عنوان نشان می دهد این داستانی است که آلی و نوح قبل از اینکه تسلیم زوال عقل شود با هم نوشتند.
اگر کل مطلب از دفترچه یادداشت برای یادآوری زندگی مشترک آلی است ، چرا دوک این همه وقت را صرف خواندن بخشهای گل مانند این می کند: عاشقانه های تابستانی به انواع مختلفی شروع می شوند ، اما وقتی همه گفته و تمام می شود ، یک چیز مشترک دارند. آنها در حال تیراندازی به ستاره ها ، لحظه ای تماشایی از نور در آسمان ها ، نگاه اجمالی زودگذر از ابدیت هستند و در یک درخشش از بین می روند.
همچنین ، چرا آنها اینقدر وقت را صرف جزئیات عاشقانه هایی که با افراد دیگر داشته اند می کنند؟ و از کجا می دانند والدین آلی در مورد صحبت کردن وقتی که از گوش خود خارج بودند صحبت کردند؟ بنابراین. زیاد. سوالات
دووقتی افراد رنگی کلیشه باشند و قطعه قطعه شوند
هر بار که یک رنگین پوست روی صفحه است دفترچه یادداشت ، بسیار ناخوشایند است شما پرستار بچه گرای کلیشه ای Allie را دارید. ساقی ای که آلی با عصبانیت او را از دست رد می کند. مردم در حالی که میهمانان مهمانی وانمود می کنند غذا از هوای مطبوع ظاهر می شود ، ساکت در حال صرف شام هستند. این زن و شوهر مهربان در مراسم خاکسپاری پدر نوح که بدون کلام او را آرام می کنند و دیگر هرگز دیده نمی شوند. و افرادی که به طور زنده سرگرمی را ارائه می دهند.
درست است ، بیشتر فیلم در کارولینای جنوبی قبل از حقوق مدنی اتفاق می افتد. اما اگر احساس می کنید که باید داستان را سفید کنید زیرا چه کسی وقت دارد که به مشکلات اقلیت ها بپردازد وقتی که سفیدپوستان کاملاً خوبی مورد ستم قرار می گیرند ، اجتناب از آن به طور کامل توهین آمیز است نه اینکه افراد رنگین پوست را به پس زمینه برسانید. خوب بود که بعضی از قسمتهای سخنرانی را در صحنه های خانه سالمندان گنجاندند ، اما این شخصیت ها واقعاً شخصیتهایی فراتر از لکه گویی و کار در اینجا ندارند.
1وقتی نوح و آلی با هم می میرند
این چیز دیگری است که روی کاغذ عالی به نظر می رسد. چقدر شیرین! یک زوج پیر عاشق تقریباً تمام زندگیشان همزمان می میرند تا مجبور نشوند که لحظه ای را بدون دیگری سپری کنند. اما وقتی می بینیم که بازی می کند دفترچه یادداشت ، غیرقابل تصور است و کمی احمقانه به نظر می رسد. حتی با وجود دو بازیگر برجسته مانند جیمز گارنر و گنا روولندز (مادر کارگردان ، BTW) ، این صحنه بیشتر شبیه یک فیلم تلویزیونی مادام العمر است تا لحظه طعمه اسکار.
بیشتر تقصیرها مربوط به گفتگو است. همانطور که نوح پیش بینی کرد (علم کنید) ، آلی نیمه شب لحظه ای وضوح دارد و اساساً می گوید ، این نوعی وضعیت شل و ول است. اگر هر دوی ما همین الان مرده باشیم چه می کنیم؟ من فکر می کنم عشق ما می تواند هر کاری را که بخواهیم انجام دهد ، نوح ، خوش بین قدیمی و لرزان را پاسخ می دهد. بله ، به جز برای درمان آلزایمر.
-
آیا چیزی را از دست داده ایم؟ کاملاً مخالفم؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!