یک شبکه نسبتا جوان، CW با نمایش هایی مانند The Vampire Diaries، Gossip Girl و البته، دنیای نمایشهای DC که از آن سرچشمه میگیرد فلش . این شبکه برای همه چیزهایی ارائه می دهد: درام، صابون های نوجوانان، علمی تخیلی، فانتزی و حتی درام های خانوادگی. همه کسانی که به شبکه متصل می شوند، برنامه های مشابهی را دوست ندارند، اما یک چیز وجود دارد که همه ما می توانیم روی آن توافق داشته باشیم: ما دوست داریم ببینیم کدام شخصیت ها در نهایت جفت می شوند (و از هم می پاشند، و آرایش می کنند).
هر زوجی در CW برای سنین یکی نیستند. برای هر عاشقانه حماسی، پرتاب بی معنی وجود دارد. به همین ترتیب، برای هر زوجی که به نظر می رسد کاملاً مناسب هستند، یکی وجود دارد که تماشاگران نمی توانند منتظر تماشای تصادف و سوختن آن باشند. برخی از جفتها به پیشبرد داستان برای یک سریال کمک میکنند، در حالی که برخی دیگر به نظر میرسد در مسیر اصلی قرار میگیرند. برای همه کسانی که با نفس طعمه دار منتظر ماندند تا ببینند چه کسی توانسته عاقبت بخیر خود را به دست آورد یک تپه ی پر درخت و برای همه کسانی که منتظرند ببینند کدام زوج های ابرقهرمانی به پایان سریال خود می رسند، این لیست برای شماست.
ما کتابخانه دیویدیها (و سایتهای استریم) خود را جستوجو کردهایم تا رتبهبندی نهایی زوجهای CW را گردآوری کنیم. با محدود کردن جستوجوی 60+ سری آنها (و شمارش)، ما جمعآوری کردیم 20 بهترین زوج CW تا کنون (و 10 بدترین)، رتبه بندی رسمی .
هری پاتر و ارباب حلقه ها
بدترین: دن و سرنا (Gossip Girl)
دن و سرنا مثل راس و راشل بودند دختر شایعه پراکنی . زیبا و محبوب، او مسائل خاص خود را داشت که باعث می شد او را نادیده بگیرد. او را از دور دوست داشت - تا زمانی که خودش را درست در میانه زندگی او یافت.
به نظر می رسید که آنها دقیقاً آنچه را که نیاز داشتند به یکدیگر دادند. مشکل این بود که آنها فقط یکدیگر را جذب خود و ویرانگرتر می کردند. آخرین فاش شد که دن دختر شایعه پراکنی بود و اساساً دوران دبیرستان را با تعقیب دوست دخترش و دوستانش گذراند، این زوج را حتی عجیبتر کرد. سرنا که همه چیز را کنار زد و به هر حال با او ازدواج کرد، این جفت را به یکی از بدترین جفت های CW تبدیل کرد.
بهترین: لوگان و ورونیکا (ورونیکا مارس)
زمانی که بینندگان برای اولین بار لوگان و ورونیکا را ملاقات کردند، او مرکز غنی و محبوب نمایشنامه دبیرستانی بود در حالی که او در پایین ترین پله نردبان اجتماعی قرار داشت. طعنه و طعنههای شوخآمیز او فقط با طعنههای او قابل تطبیق بود، اما خصومت بین آنها باعث میشد باور کنیم که در نهایت با هم میشوند.
در نهایت، آن دو متوجه شدند که تمام مشاجره ها در واقع مسائل بزرگتر آنها را پنهان می کند و آنها واقعاً به یکدیگر اهمیت می دهند. آنها جان خود را برای یکدیگر به خطر انداختند، رازها را با هم حل کردند و بهترین ها را در یکدیگر به نمایش گذاشتند.
بهترین: جفرسون و لین (Black Lightning)
چه زمانی رعد و برق سیاه جفرسون و لین در یک دوراهی بودند. آنها که طلاق گرفته بودند، اما همچنان مانند قهرمانان دخترانشان را با هم والدین می کردند، چیزهای زیادی را خارج از دختران مذکور نمی دیدند. اکنون، علیرغم تفاوتهایشان، آنها یک جبهه متحد هستند.
نگرانی همیشگی لین برای شوهرش، زیرا او ساکنان فریلند را نجات داد، زیرا رعد و برق سیاه در ابتدا آنها را از هم جدا کرد. اکنون، او دانشمندی است که در حالی که جفرسون و هر دو دخترشان لباس می پوشند، همین کار را انجام می دهد. آنها مشکلات خود را بالغ و منطقی بحث می کنند و همیشه در کنار یکدیگر هستند.
بدترین: کندرا و کارتر (افسانه های فردا)
افسانه Hawkgirl و Hawkman قرار است حماسی باشد. عشق آنها به یکدیگر فراتر از هر زندگی ای است که در نهایت به آن تناسخ می دهند. متاسفانه، افسانه های فردا پشت سر گذاشتن این ایده را واقعا دشوار کرد.
در حالی که به نظر می رسید کارتر کاملاً قصد دارد همان جایی را که با کندرا در زندگی قبلی خود متوقف کرده بود، ادامه دهد، او اینطور نبود. هنگامی که مخاطبان برای اولین بار او را ملاقات کردند، این تصور را داشتند که او با سیسکو دوست دارد فلش . رابطه او با ری پالمر را نیز به این ترکیب اضافه کنید، و ایده مجبور شدن او به یک رابطه سرنوشتساز با کسی جوابگو نبود.
بهترین: الکس و مایکل (روزول، نیومکزیکو)
یکی از جدیدترین درامهای CW، یک سریال قدیمی WB را بازسازی میکند. رازول، نیومکزیکو به WB ادای احترام می کند رازول ، اما منبع اصلی نمایش را اقتباس می کند - مجموعه ای از کتاب ها به نام رازول بالا . با سری جدید تکرارهای کاملاً جدیدی از روابط ارائه می شود.
کسی که بیشترین تحسین را به خود اختصاص داده الکس و مایکل هستند. در حالی که الکس پسر یک مقام نظامی است که پدرش او را به دلیل همجنسبازی مجازات کرده است، مایکل یک بیگانه است که همیشه میتوانست به حالت عادی بگذرد. آنها در دبیرستان رابطه ای نوپا داشتند که ما از طریق فلاش بک و همچنین چند برخورد در زمان حال دیده ایم. مخاطب فقط منتظر چیزهای بیشتری است.
بهترین: نیکیتا و مایکل (نیکیتا)
نیکیتا از ته سنگ کنده شد و توسط لشگر شرور برای جاسوسی آموزش دید. مایکل سرپرست او بود. نیکیتا با کشف فساد سازمان و سرکش بودن، برای مدتی بین آن دو شکاف ایجاد کرد و آنها بیشتر وقت خود را صرف تیراندازی به یکدیگر کردند تا اینکه صحبت کنند.
در نهایت، مایکل متوجه شد که نیکیتا در مورد فساد درست می گوید و او به سمت او آمد. آنها به روشهای بیشتری با هم متحد شدند، زیرا شراکتشان به عشقی شکوفا شد. تا زمانی که سریال تمام شد، هر دو یکدیگر را در بدترین حالت خود دیده بودند، و هنوز هم توانستند به افراد خوبی تبدیل شوند و روز را با هم نجات دهند.
بدترین: آدام و کیسی (دایره مخفی)
دایره مخفی گروهی از نوجوانان در مورد میراث خانوادگی جادوگری خود یاد می گیرند. کیسی خارجی و آدام عضو دایره جذابیت فوری داشتند. اگر آنها با هم خیلی خسته کننده نبودند همه چیز خوب و خوب بود.
آدام قبلاً با دیانای شیرین تر از شیرین رابطه داشت. او و دایانا کاملاً مناسب به نظر می رسیدند، که آچاری را در بین تماشاگرانی که به دنبال Cassie بودند، انداخت. او و کاسی نیز شیمی چندانی نداشتند.
نمایش های تلویزیونی مانند فرزندان آنارشی در نتفلیکس
بخشی از اشکال این است که CW لغو شد دایره مخفی بعد از یک فصل نمیدانیم که آدام و کیسی میتوانستند به یک زوج دوستداشتنیتر تبدیل شوند یا نه، و ما هرگز نخواهیم کرد.
بهترین: والت و بنت (خاطرات کری)
در دهه 1980 اتفاق می افتد، خاطرات کری زندگی کری بردشاو را قبل از ملاقات با سامانتا، شارلوت و میراندا شرح داد. این سوء استفاده های کری نبود که جذاب ترین داستان ها را برای نمایش به همراه آورد.
والت دوست کری در دبیرستان دچار بحران هویت شد زیرا متوجه شد که در واقع به دوست دختر خود علاقه ای ندارد. در عوض، والت بیشتر به پسری علاقه داشت که در یک مهمانی به او توجه نشان دهد. رابطه ای که بین بنت و والت دنبال شد فراهم شد خاطرات کری با داستانی خارقالعاده که با ظرافتی بیش از آنچه که مخاطب انتظارش را داشت اداره میشد.
بهترین: باز و کیت (زندگی غیرمنتظره)
بیز و کیت ممکن است ناکارآمدترین زوجها باشند که به یکی از بهترین زوجهای CW تبدیل شوند. کیت پس از ارتباط با باز در دبیرستان، تصمیم گرفت که زندگی بهتری به دخترشان بدهد و به او اجازه دهد که به فرزندی پذیرفته شود. 16 سال بعد، لوکس به زندگی آنها بازگشت تا سعی کند خود را رها کند.
اپی چه قسمتی در پسران آنارشی می میرد؟
تماشاگران میبینند که بازی و کیت سعی میکنند خاطرات نوجوانی و درام خود را در بزرگسالی مرور کنند. این دو با هم درگیر شدند، اما در زیر همه چیز، احساسات واقعی نسبت به یکدیگر و دخترشان وجود داشت. آنها تبدیل به یک خانواده غیر متعارف شدند - خانواده ای که توانستند مشکلات خود را حل کنند و کنار هم بمانند.
بدترین: بش و کنا (حکومت)
هیچ رابطهای مثل بش و کنا از جایی بیرون نیامد. بانویی در انتظار ملکه اسکاتلند، و پسر نامشروع پادشاه فرانسه، هر کدام به دنبال قدرت و پذیرش خود بودند. متاسفانه برای آنها، پادشاه هنری تصمیم گرفت که شامل ازدواج با یکدیگر باشد.
در طول مدتی که در اثر زهر دیوانه شد، هنری پسرش را مجبور کرد که با معشوقه خود ازدواج کند. این دو در نهایت صاحب زمین و عنوان شدند، اما در دام رابطه ای افتادند که هیچ یک از آنها واقعاً نمی خواستند. آنها تلاش کردند، اما برنامهریزی کنا برای صعود اجتماعی و نیاز بش به کمک به دیگران باعث شد که برای یکدیگر مناسب نباشند.
بهترین: الکس و مگی (سوپر دختر)
الکس همیشه خواهر بزرگی بود که برای نجات روز Supergirl نیازی به ابرقدرت های بیگانه نداشت. به همین دلیل است که وقتی او کمی گم شد، تماشاگران می خواستند ببینند که او به کجا می رود. همانطور که معلوم شد، الکس تمام زندگی خود را سپری کرده بود و متوجه نبود که با خودش صادق نیست.
وقتی الکس با مگی آشنا شد، همه چیز برای او روشن شد. طرفداران سوپرگرل داستانی را دریافت کردند که حتی با وجود بیگانگان، ابرقهرمانان و گروه های دولتی مخفی به عنوان بخشی از آن، به زندگی خود ادامه می داد. اگرچه او و مگی دوام نیاوردند، اما آنها یک قوس صمیمانه و بالغ داشتند تا بفهمند چرا باید از هم جدا شوند.
بهترین: لوک و لورلای (دختران گیلمور)
واضح بود، حتی از همان روزهای اول دختران گیلمور ، که لوک و لورلای چیز خاصی داشتند. او اشارههای شوخی و فرهنگ پاپ او را درک میکرد، حتی اگر نمیخواست، و همچنین نیاز همیشگی او را به کافئین تامین میکرد.
شاید سالها طول میکشید تا به نقطهای برسند که حتی بتوانند احساسات خود را نسبت به یکدیگر بپذیرند، اما در نهایت به آنجا رسیدند. البته، آنها هنوز هم مشکلات واقعی روابط داشتند - مانند برقراری ارتباط با یکدیگر - اما این آنها را در تصویر تخیلی ستاره هالو واقعی تر کرد.
بدترین: پیتون و بلین (iZombie)
iZombie دنیایی را تصور می کند که در آن انسان ها و زامبی ها در کنار هم زندگی می کنند. این باعث ایجاد برخی روابط غیر متعارف می شود. یکی از آن ها بین پیتون و بلین بود.
پیتون بهترین سابقه را در مدیریت کل زامبی ها ندارد. به هر حال، او برای چند ماه از شهر دور شد وقتی فهمید بهترین دوستش یکی است. او هنوز هم به نوعی با یک زامبی در حال بهبودی که با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم می کرد، ارتباط برقرار کرد. حتی اگر بلین، ظاهرا، هر کاری را که انجام میداد به خاطر نمیآورد، پیتون میدانست که او یک جامعهشناس است، و همچنان با او رابطه برقرار میکرد. همه چیز ترسناک بود.
چشم های بد و دل های بد، عصر اژدها
بهترین: وینسنت و کاترین (زیبایی و هیولا)
وقتی یک بازگویی مدرن از زیبایی و هیولا به صفحههای تلویزیون رسید، جانوری که در فاضلاب زندگی میکرد دقیقاً پرواز نمیکرد. در عوض، او محصول یک آزمایش نظامی شد و زیبایی او در اجرای قانون بود.
بزرگترین مانع برای این دو نفر این نبودند که افراد بعد از وینسنت یا کاترین دائماً در معرض خطر قرار بگیرند. در عوض، در حالی که او در سایه های خاکستری عمل می کرد، این اعتقاد او به سیاه و سفید قانون بود. این دو در نهایت راه میانه ای پیدا کردند و به یکدیگر راه پیدا کردند.
بهترین: آنی و لیام (90210)
را 90210 سریهای دنبالهدار، بسیار شبیه به سلف خود، کمی در میانهها از ریل خارج شدند. با اتفاقات نامطلوب، خطوط داستانی دراماتیک همیشه باید آنچه را که پیش از آن بود، یکی می کردند. یک رابطه پر از درام که بر همه چیز غلبه کرد رابطه بین آنی و لیام بود.
این دو نفر با مشکلات ارتباطی و تعهدی جدی مواجه بودند. آنی به جای اینکه به لیام بگوید چه احساسی داشت، آن را در کتابی نوشت که لیام آن را تمام نکرد. لیام ثابت کرد که میخواهد به جلو برود، اما وقتی یک هواپیما را از بلند شدن متوقف کرد و روی یک زانو در وسط آسفالت فرود آمد. راهی برای نجات رابطه تان!
بدترین: الیور و سارا (پیکان)
Arrow در حال حاضر یک سریال بسیار متفاوت نسبت به اولین بار است. بخشی از آن به دلیل رشدی است که الیور کوئین از پلی بوی به شوهر تجربه کرد. با این حال، برای رسیدن به آنجا، او روابط دشوار زیادی داشت. یکی که خیلی سنگلاخ نبود، اما همچنان بدترین ها را به همراه داشت، او با سارا بود.
آیا تایلر در خاطرات خون آشام می میرد؟
سارا لنس اولین قناری شد. قبل از آن، او یک مهمانی مثل الیور بود. آن دو با هم جفت شدند و به یک فرار مخفیانه رفتند - اگرچه او در آن زمان با لورل قرار ملاقات داشت. وقتی هر دو هوشیار شدند، با وجود اینکه سارا به او علاقه نداشت، دوباره به هم وصل شدند. این یک جفت عجیب است، حداقل می توان گفت.
بهترین: کلارک و لکسا (100)
100 در آینده ای اتفاق می افتد که در آن تمایلات جنسی آخرین چیزی است که به ذهن هر کسی می رسد. در نتیجه، هیچ داستانی برای کسی وجود ندارد که همجنسش را دوست داشته باشد. با این حال، در دنیای پسا آخرالزمانی، هنوز یک جفت وجود داشت که تأثیر زیادی داشت.
کلارک رهبر نوجوانانی بود که از آسمان سقوط کردند، در حالی که لکسا خدمه مختلف گراندر را در سیاره ای پر از تشعشع رهبری می کرد. مردم آنها عمیقاً در درگیری بودند، اما آنها همچنان موفق به مذاکره و عاشق شدن شدند. این زوج آماده بودند تا افراد خود را به مسیری کاملاً جدید ببرند - اگر نویسندگان به این سرعت از شر Lexa خلاص نمی شدند.
بهترین: الیور و فلیسیتی (پیکان)
طرفداران کتاب های مصور فکر کردند فلش همه چیز در مورد رابطه بین پیکان سبز و قناری سیاه است. در عوض، Felicity Smoak نمایش را دزدید.
او و الیور رابطه بسیار کندی داشتند. در حالی که او از راه دور او را تحت فشار قرار داد، او را به تیم هوشیار خود برای تخصص فنی خود آورد. در نهایت، این دو با هم دوست واقعی شدند، و سپس بیشتر. آنها حتی ستاره شهر را پشت سر گذاشتند تا مدتی زندگی ساده ای داشته باشند. تمام موانعی که بر سر آنها انداخته می شود دلیل دیگری برای نزدیک شدن به یکدیگر به آنها می دهد. حتی وقتی رابطه آنها تیره می شود، بعداً برای آن قوی تر می شوند.
بدترین: بانی و جرمی (خاطرات خون آشام)
خاطرات خون آشام در سالهای پخش خود روابط زیادی را پشت سر گذاشت. اکثر طرفداران در مورد اینکه النا باید با چه کسی پایان یابد بحث می کردند، اما یک زوج وجود داشت که باعث عصبانیت بیشتر طرفداران شد.
جرمی برادر کوچک النا در نهایت برای مدتی با بهترین دوستش بانی جفت شد. ما نمی توانیم انکار کنیم که هر دو شخصیت لیاقت داشتن یک رابطه شاد را داشتند. مشکلات از آنجا ناشی می شد که جرمی هنوز نسبت به یک روح تبدیل به خون آشام احساس می کرد و خط داستانی بانی دائماً در پشت صحنه قرار می گرفت. متأسفانه رابطه آنها به شخصیت ها کمک نکرد تا داستان را توسعه دهند یا پیش ببرند.
بهترین: جان و مری (فوق طبیعی)
بدون شخصیت های جان و مری، بعید است ماوراء الطبیعه 15 فصل خود را اجرا خواهد کرد. (این تنها سریالی است که هنوز از WB در CW ایستاده است.)
وقتی سریال شروع شد، بیشتر چیزهایی که در مورد جان وینچستر می دانستیم با این واقعیت رنگ آمیزی شد که سم و دین بهترین تجربه کودکی را نداشتند. در طول نمایش، و با فاش شدن اینکه خانواده مری قبل از ملاقات با جان، او را به عنوان یک شکارچی بزرگ کردند، داستان پس زمینه تصویر بزرگ تری به تماشاگران داد. عشق جان و مری به یکدیگر واقعاً عاشقانه حماسی سریال است.