25 بزرگترین قهرمان کمیک بوک ، رتبه بندی شده

چه فیلمی را ببینید؟
 

وقتی صحبت از این می شود که چه کسی بهترین ابرقهرمان است ، هیچ پاسخ ساده ای وجود ندارد.





بتمن؟ سوپرمن؟ شاید گروت؟ از زمانی که سوپرمن و بتمن تروپ های قهرمان را که در فولکلور مانند رابین هود ، زورو ، تارزان و ویلیام تل یافت می شود ، دوباره اختراع کردند و آنها را با افسانه های کلاسیک یونان و نورس ترکیب کردند ، ابرقهرمانان جهان را به طوفان کشاندند.






از سپیده دم 21خیابانقرن ها ، ابرقهرمانان بزرگترین خبر در گیشه نیز شده اند ، با اکثر فیلم های پردرآمد چند سال گذشته که از ماجراهای آن قهرمانان اسپاندکس پوشیده از کتاب های مصور الهام گرفته شده اند.



فایل های x چه ساعتی می آیند

اما وقتی صحبت از این می شود که چه کسی بهترین ابرقهرمان است ، هیچ پاسخ ساده ای وجود ندارد. این موارد بحث زمین بازی و اینترنت در سراسر جهان است و ممکن است هرگز به طور قطعی حل و فصل نشود. قهرمانان با محبوبیت بالا می روند و سقوط می کنند ، جایی که Fantastic Four زمانی در دهه 60 ruled بر فروش کتاب های کمیک حکمرانی می کرد ، اکنون پس از لغو آن با ابهام روبرو شده است. مردان ایکس از قهرمانان فراموش شده در دهه 70 to به عنوان سگ برتر در دهه 90 تبدیل شدند. مرد عنکبوتی برای دهه ها پسر اصلی مارول بود و اکنون با رقابت سخت Deadpool و Iron Man روبرو است.

با توجه به تأثیر آنها بر ژانر ، ارتباط فرهنگی ، اصالت ، محبوبیت ماندگار و ده ها عامل دیگر ، ما فروتنانه لیست خود را ارائه می دهیم 25 بزرگترین قهرمان کمیک بوک.






25مستر خارق العاده

رید ریچاردز ، رهبر گروه چهار خارق العاده ، باهوش ترین مرد جهان است. او همچنین شوهر نسبتاً وحشتناکی است که علی رغم اینکه آنها را بسیار دوست دارد ، توجه کمی به همسر و فرزندان خود دارد. او همچنین دیوانه وار خود خواه است و تصور می کند عقل او همیشه او را در هر شرایط خاص درست می کند. او به نوعی یک لقمه است.



بنابراین ، چرا او 25 نفر برتر را تشکیل می دهد؟ این ایرادات اوست که او را به یک شخصیت عالی تبدیل می کند. قبل از معرفی چهار خارق العاده (لحظه ای که انقلاب مارول را برانگیخت) ابرقهرمانان شخصیت های بی عیب و نقصی بودند که بهترین های بشریت را نشان می دادند. آنها قبل از صبحانه دنیا را نجات دادند ، دختر را به دست آوردند و به موقع برای تهیه کاکائو در خانه بودند. اما استن لی همه اینها را با چهارتایی خارق العاده تغییر داد و قهرمانان را به افرادی واقعی تبدیل کرد که در دنیای واقعی زندگی می کردند و دارای مشکلات واقعی بودند. ناگهان قابل استفاده بودند. و در حالی که هر یک از این چهار نقص داشت ، هیچ کس بیش از رید نداشت.






رید علی رغم اشتباهات زیاد خود به عنوان یک مرد ، در قلب او مرد خوبی است. او خانواده و دوستانش را دوست دارد ، علی رغم اینکه تمایل دارد همیشه کار را در اولویت کار خود قرار دهد. او همچنین چندین بار دنیا را از دست Galactus و Doctor Doom نجات داده است. در حالی که وی در حال حاضر بازنشسته است و سرانجام وقت خود را با همسر و فرزندان خود سپری می کند ، لیاقت دارد که روزی دوباره به کانون توجهات بازگردد.



24میشون

سخت است که یک قهرمان کتاب کمیک واقعاً نمادین باشید. حتی اگر قهرمان DC یا Marvel نباشید حتی سخت تر. وقتی لباس نمی پوشید یا ابرقدرت ندارید ، هنوز سخت تر می شود. و نزدیک به غیرممکن است وقتی که شما در جهانی زندگی می کنید که غرق در ارواح هستید. اما میکونه واقعاً یک نماد است و در آن بزرگ است.

میشون به عنوان یکی از محبوب ترین شخصیت های مجموعه کتاب های طنز The Walking Dead ، از یک جنگجوی تنها به یک چهره برجسته در گروه بازماندگان Rick Grimes تبدیل شده است. بیشتر داستان ابتدایی او معطوف به مبارزه خشونت آمیز او علیه فرماندار بود که بسیار وحشیانه تر و شخصی تر از نمایش تلویزیونی بود. گذشته او ، به ویژه از دست دادن دخترانش ، او را بسیار بد آزار می داد و ایجاد ارتباطات قوی را برای او سخت می کرد.

شمشیر سامورایی که میچون در دست دارد ، با توجه به اینکه مردم در اطراف او چند بار می میرند ، بر همه چیز جهان وحشتناکی که او در آن زندگی می کند ، بر او غلبه کرده است.

2. 3خانم مارول (خان)

آسان نیست که نام یک قهرمان تثبیت شده را از آن خود کنید. هنوز هم سخت تر است که گفته قهرمان قهرمان خانم مارول است. اما ، وقتی کارول دانورس (خانم اصلی مارول) عنوان کاپیتان مارول را به خود گرفت ، کمالا خان جوان پا به میدان گذاشت.

اولین شخصیت مسلمان مارول که تیتر اصلی سریال های خودش بود ، کمالا خان آمریکایی پاکستانی است و در شهر جرسی بزرگ شده است. هنگامی که بلک بولت ، رهبر انسان های غیر انسانی ، Terrigen-Bomb را در جو رها کرد ، بسیاری از انسان ها با DNA غیرانسانی تحت تراریژنز قرار گرفتند و ابرقدرت ها توسعه یافتند. كامالا یكی از این افراد بود و توانایی هایی مانند تغییر شكل پیدا كرد.

کمالا که از جرسی آمده و با قهرمانان نیویورک در معاشرت است ، اغلب احساس می کند که یک قهرمان رشته دوم از یک شهر رشته دوم است و اغلب نیاز به اثبات خود را احساس می کند. بین آن و زندگی در خانه خود به عنوان یک زن جوان مسلمان ، کمالا به اندازه کافی ادامه دارد تا به او کتاب نوع افسوس و احساسی را بدهد که مرد عنکبوتی از همان روزهای ابتدایی داشت. کامالا در حالی که هنوز هم نسبتاً جدید است ، نوعی شخصیت کاملاً گرد است که مارول به خاطر آن مشهور است و مطمئناً برای سالهای آینده موج می زند.

22پلنگ سیاه

در حالی که Moon Knight اغلب به عنوان Marvel’s Batman شناخته می شود ، این مانیتور حتی اگر بیشتر از آن نباشد ، برای Black Panther نیز قابل استفاده است. او نه تنها همان لباس سیاه پوش را در سر دارد ، بلکه مردی با دارا بودن منابع عظیم و اراده ای غیرقابل انکار است. او همچنین یک نابغه فناوری با تخصص در زمینه های مختلف و همچنین یکی از بزرگترین ردیاب ها و رزمی کاران است.

Black Panther بیش از یک ابرقهرمان است ، او یک پادشاه است. او به عنوان رهبر ملت فوق العاده پیشرفته و بسیار خصوصی واکاندا ، دارای منابع مالی تقریباً بی نهایت و همچنین دسترسی به فن آوری هایی است که دهه ها از هر چیز دیگری در جهان جلوتر است.

Black Panther در زمانی خلق شد که شخصیت های سیاه در کمیک های اصلی یا فرعی بودند یا کلیشه های نژادی بودند. Black Panther به عنوان یک نابغه فناوری ، دیپلمات ، دولتمرد و ابرقهرمان ، به تشویق ایجاد دیگر ابرقهرمانان برجسته سیاه که فراتر از کلیشه بودند کمک کرد. به عنوان یک شخصیت و یک نقطه عطف فرهنگی ، نمی توان اهمیت او را بیش از حد بیان کرد.

بیست و یکجان کنستانتین

جان کنستانتین که گاهی اوقات او را هلبلیزر نیز می نامند ، یک جادوگر و کاراگاه پنهان کارگری است. او همچنین یک متهم لغزنده است که زبانی طلایی دارد و احتمال دارد شیاطین را با استفاده از زور به جهنم بازگرداند. او به خاطر تیز بینی و شوخ طبعی اش مشهور است و علی رغم اینکه همه خوبی ها و همچنین بدی ها را در جهان دیده است ، یک بدبینی همیشگی است. گرچه او ضد استقرار نیست ، اما مطمئنا ضد فرهنگ است و به عنوان چیزی ضد قهرمان عمل می کند. جان علی رغم نقایص شخصیتی زیادی که دارد ، یا شاید به دلیل آنها ، یک انسان گرای سرسخت است و برای محافظت از بشر در برابر نیروهای شر عمیقا رانده می شود.

جان که از طیف وسیعی از کاربران جادو تبار بود ، در لیورپول (انگلیس) متولد شد اما در لندن بزرگ شد. در لندن بود که علاقه خود را نسبت به غیبت نشان داد و ابتدا به یک هنرمند شیاد و شیاد تبدیل شد. از آن زمان ، او به عنوان یکی از مهمترین مقامات در مورد جادو در سراسر جهان شناخته شده است و مهارتهایی دارد که او را در یک لیگ با زاتانا قرار می دهد.

بیستBatgirl / اوراکل

باربارا گوردون ، دختر کمیساریای معروف گوردون ، اولین زن باتگرل عصر مدرن بود. او در حال شرکت در یک مهمانی صحنه و لباس با لباس زن بتمن بود که دید بروس وین را توسط شرور بید قاتل ربوده است. او با الهام از لباس خود ، مداخله کرد و وین را نجات داد ، که این باعث جلب توجه شوالیه تاریکی به او شد. باربارا با داشتن ذکاوت و ذکاوت بروس وین ، یک رزمی کار ماهر و ژیمناست شد و کار با بتمن و رابین را آغاز کرد.

پس از بازنشستگی در نقش Batgirl ، توسط جوکر شکار شده و به شکم او شلیک می شود. این ضربه ستون فقرات باربارا را قطع کرد و او از کمر به پایین فلج شد. در ابتدا که دچار یک افسردگی شد ، باربارا به زودی شروع به استفاده از مهارت های خود در کامپیوتر و همچنین حافظه عکاسی کرد تا دوباره خود را به عنوان اوراکل ، ارائه دهنده اطلاعات به قهرمانان DCU و رهبر پرندگان شکاری ، دوباره اختراع کند. تغییرات اخیر به این معنی است که باربارا به لطف فیزیوتراپی فشرده از فلج خود بهبود یافته و یکبار دیگر یک مجرم لباس مجرمانه با عنوان مستعار Batgirl است.

19رورشاخ

والتر كواچس ، پسر روسپی ، در فقر شدیدی بزرگ شد و توسط دولت از مراقبت های مادرش برداشته شد. او با وجود جنبه ای کاملاً تاریک و خشن ، در خانه های کودکان بزرگ شد و رشد کرد. در 16 سالگی وی تا زمان مرگ کیتی ژنووز به عنوان کارگر لباس مشغول به کار شد ، اتفاقی که او را به شدت تحت تأثیر قرار داد. او برای تهیه ماسک از برخی مواد ریخته شده استفاده کرد و تبدیل به جنگنده جنایت Rorschach شد.

Rorschach برای چندین سال یک مبارز جنایی نسبتاً آینه ای بود تا اینکه پرونده ای را در مورد کودکی که قتل داده شده بود و به سگ ها خورانده شده بود تحقیق کرد. روان ناپایدار او از هم پاشید و سگها را کشت و قاتل کودک را زنده سوزاند. در این مرحله ، وی والتر كواكس را مستعار و Rorschach را خود واقعی خود دانست.

Rorschach در مورد مرگ The Comedian تحقیق می کند ، و توطئه ای را که در صفحات Watchmen اتفاق می افتد ، کشف می کند. Rorschach با کشف نقشه Ozymandias برای جعل یک حمله بیگانه به منظور متحد کردن بشریت ، از این که این خلاف اخلاق او است ، از ادامه این طرح امتناع می ورزد. او خواستار این است که دکتر منهتن قبل از اینکه خبر اقدامات اوزیمندیاس را منتشر کند ، وی را بکشد و در همانجا بخار می شود.

18پسر جهنمی

Hellboy نامی است که به دیو Anung un Rama داده شده است. او توسط غیبت گرایان نازی که بدنبال قدرت باورنکردنی بودند به زمین آورده شد. هلبوی توسط نیروهای متحد نجات یافت و توسط پدر خواننده اش پروفسور ترور بروتنهولم پرورش یافت ، نفرت عمیقی از نازی ها ایجاد کرد و برای کار در دفتر تحقیقات و دفاع فراطبیعی آمریکا (BPRD) رفت.

پسر جهنمی به مراتب کندتر از سن انسان است ، اما به نظر می رسد پیری او در مراحل مختلف شتاب و کند می شود. با گذشت زمان ، شبیه دیو بزرگ ماهر سرخ با شاخ ، دم ، سم های میخ شده برای پا و یک دست راست عظیم از سنگ شد. او به طور معمول شاخهای خود را به سمت پایین کنده می کند تا جا بیفتد. او علیرغم خشن بودن ، به لطف تربیتی که در یک پسر عادی داشت ، شوخ طبعی بدی دارد. او هیچ یک از صفات شیطانی را که شخص از یک دیو انتظار دارد ، ندارد.

به دلیل چندین دهه تجربه ، Hellboy در امر غیبت بسیار آگاه است و می تواند به مناطقی از جهان دسترسی پیدا کند که بیشتر مردم حتی از وجود آن اطلاع ندارند.

17کاپیتان مارول (Danvers)

کارول دانورس در دهه 1960 معرفی شد و بلافاصله به عنوان شخصیتی نوشته شد که بر کلیشه های جنسیتی غلبه کرد. وی هنگام استخدام به عنوان رئیس امنیت ناسا در کیپ کاناورال ، خلبان جنگنده آس ، افسر USAF و مأمور میدانی CIA بود. او در کنار دکتر فیلیپ لاوسون کار می کرد ، که بعدا مشخص شد نماینده کری ، مار-ول ، اولین کاپیتان مارول است. بعد از اینکه کاپیتان مارول با یک کری سنتری خفته جنگید ، کارول هویت او را کشف کرد و رابطه ای بین این دو شکوفا شد.

مار-ول پس از نبرد با یون-روگ که از یک Kree Psyche-Magnitron ممنوع استفاده می کرد ، از بدن خود برای محافظت از کارول استفاده کرد اما DNA Kree او با او ترکیب شد و DNA او به یک قدرت عالی و خارق العاده به انسان و کری تبدیل شد. خود او. او نام خانم مارول را به خود گرفت و به یک ابرقهرمان موفق تبدیل شد.

کارول پس از بسیاری از فجایع و پیروزی ها ، که مار او را از دست داد ، توسط مارکوس فوق بعدی مورد تجاوز قرار گرفت ، و توسط روگ مورد تعرض جسمی و روحی قرار گرفت ، و همچنین به عنوان یکی از اعضای اصلی انتقام جویان شناخته شد ، کارول نام مارول را کاپیتان مارول گرفت برای احترام به او و همچنین نشان دادن وضعیت جدید او به عنوان یک بازیکن اصلی در جهان مارول.

16هالک

جکیل و هاید نهایی (با وجود این Marvel’s Mister Hyde) باید The Hulk باشد. در ابتدا ، هالک بدخواهی وحشیانه و کودکانه ای از دکتر بروس بنر نابغه بود. با گذشت زمان ، هالک در نوع خود شخصیتی شد و شخصیتهای مختلفی ظهور کردند. علاوه بر هالک گرین هالک ، یک هالک خاکستری نیز وجود دارد که به آن جو فیکسیت (Joe Fixit) نیز گفته می شود ، نسبت به هالک سبز ، آدم کینه توز و باهوشی خیابانی است ، اما کاملاً قوی نیست. همچنین پروفسور هالکس باهوش و شخصیتی درخشان از نظر تاکتیکی سبز اسکار وجود داشته است. هر کدام جنبه های مختلف روان شکننده بنر را نشان می دهند و قدرت آنها در درجات مختلف متفاوت است.

برخلاف بیشتر قهرمانان این لیست ، از هالک بندرت بعنوان قهرمان تجلیل می شود. او در بهترین حالت تهدید و در بدترین حالت تهدیدی در سطح امگا دیده می شود. در حالی که قهرمانان دیگر اغلب او را برای نبرد در کنار آنها جستجو می کردند ، اما هنگامی که یکی از شخصیتهای او باعث تخریب در مقیاس وسیع شده است ، آنها همچنین علیه او اسلحه برداشته اند. ایلومیناتی (مرد آهنی ، دکتر استرنج ، مستر فانتستیک و بقیه) یک بار پس از یکی از چنین هیاهوهایی اقدام به اخراج هالک کرد. بازگشت او منجر به حماسه جنگ جهانی هالک شد ، که هالک را در قدرتمندترین خود دید. هالک در بالاترین سطح خشم خود فقط توسط یک نیروی سطح کیهانی مانند ققنوس یا کهکشانی متوقف می شود.

پانزدهDaredevil

چندین ابرقهرمان که توسط استن لی در دهه 1960 خلق شد از نوعی معلولیت داشتند. به عنوان مثال چارلز خاویر به یک صندلی چرخدار محدود شد. این یک لایه آسیب پذیری به شخصیت های او اضافه کرد که آنها را نسبت به چهره های بزرگتر از زندگی خدا مانند لیگ عدالت DC ، انسانی تر و قابل اشتیاق کرد. هیچ کس از نظر معلولیت برجسته تر از Daredevil نبود ، با این حال ، نابینایی او هرگز مانع از این شد که یکی از جالب ترین و منحصر به فردترین شخصیت های مارول باشد.

مت مرداک متولد چشم بود ، پسر بوکسور باتلین ، جک مرداک بود و در آشپزخانه جهنم نیویورک بزرگ شد. در حالی که از مدرسه به خانه می رفت ، برای نجات پیرمردی از وانت با وانت مواد سمی که به طور غیرقانونی از خیابان ها عبور می کرد ، شتافت. مت مرد را نجات داد ، اما در نتیجه تصادف بینایی خود را برای همیشه از دست داد. یک عارضه جانبی غیر منتظره از مواد سمی که بینایی مت را از بین برد این بود که حواس باقیمانده او تا سطوح فوق بشری افزایش یافته بود. شنوایی او چنان حاد شد که او یاد گرفت تمرکز آن را به گونه ای انجام دهد که بتواند مجاورت اجسام جامد را تشخیص دهد.

پس از کشته شدن پدرش به دلیل امتناع از جنگیدن ، مت به سختی تحصیل کرد تا وکیل شود. وی همچنین از توانایی های ورزشی ، مهارت های بوکس و رزمی کار خود که توسط مرد معمایی معروف به استیک آموزش دیده بود و همچنین قدرت های خود ، برای تبدیل شدن به جنگ طلب Daredevil استفاده کرد.

14جیم گوردون

یکی از معدود قهرمانان غیر ابرقهرمانی در این لیست ، جیم گوردون ، کمیسر پلیس شهر گاتهام و یکی از متحدان اصلی بتمن است. در حالی که کمیک های بتمن قهرمانان زیادی را به دنیا آورده اند ، جیم به دلیل ماهیت ثابت قدم خود یکی از بهترین ها است. در حالی که او گاهی قانون را ارائه می دهد تا اطلاعات حیاتی را در اختیار بتمن قرار دهد (بتمن همیشه قهرمان قلمداد نمی شود و از نظر قانونی در بسیاری از اقدامات هوشیار است) جیم گوردون این کار را برای محافظت از شهری که دوست دارد انجام می دهد. بر خلاف بتمن که در سایه ها پنهان می شود ، جیم چهره قانون و نظم در گاتهام است. در شهری که اغلب توسط جنگ باند ویران می شود و یا دیوانه هایی مانند جوکر به باج می گیرند ، جیم مصمم است. با اعتماد شهر به او برای حفظ امنیت آنها ، جیم مسئولیت بزرگی را بر عهده دارد.

جیم یکی از معدود شخصیت هایی است که تقریباً در هر اقتباسی از بتمن حضور داشته است. حتی وقتی رابین غایب است ، جیم معمولاً حضور دارد. به استثنای آلفرد ، جیم گوردون شخصیتی است که بیشترین ارتباط را در رسانه های مختلف با بتمن دارد و جدایی ناپذیر در داستان گسترده تر گاتهام و به ویژه بتمن است.

13شبگرد

فقط جیم گوردون را بیرون کشید ، چیزی نیست جز رابین اصلی ، دیک گریسون. به عنوان رابین ، دیک اولین یار راهنمای بتمن بود (و احتمالاً معروف ترین یار بزرگ هم time زمان ها بود) و این نقش را از آن خودش کرد. اگرچه توسط بتمن آموزش دیده است ، اما سالها تجربه خود را به عنوان یک آکروبات اضافه کرده و سبک جنگی خود را منحصر به فرد کرده است.

با گذشت زمان ، دیک از نقش خود به عنوان یار بزرگ خارج شد و بسیار بیشتر شد. او با هدایت تیتان های نوجوان و رشد هرچه بیشتر صلاحیت خود ، رابین بودن را رها کرد و نایت وینگ شد. همانطور که نایت وینگ ، دیک از گاتهام دور شد (اگرچه متحد ثابت قدم بتمن باقی ماند) و در نوع خود قهرمان شد. در حالی که بسیاری از یاران دیگر بتمن رشد کرده و تغییر کرده اند ، اما هیچ کدام به اندازه موفقیت دیک این کار را نکرده اند.

چه به عنوان رابین ، نایت وینگ ، حتی به عنوان بتمن برای مدتی ، هر کاری که دیک انجام می دهد ، او این کار را به خوبی انجام می دهد.

12ریک گریمز

ریک گریمز یکی دیگر از قهرمانان غیر ابرقهرمان است. در دنیایی که توسط واکرها (هیچ کس آنها را زامبی نمی نامد!) غرق می شود ، ریک معاون کلانتری سابق است که برای هدایت گروه کوچکی از بازماندگان می آید. در ابتدا صرفاً تلاش برای زنده ماندن در جهانی که به نظر می رسد تمدن در آن فروپاشیده است ، ریک سرانجام تلاش می کند جامعه ای بسازد که در آن مردم بیش از زنده ماندن در آخرالزمان ، بلکه رشد و نمو ، قادر به انجام کار باشند.

پس از مدتی حرکت از مکانی به مکان دیگر ، گروه او به یک زندان قدیمی پناه می برند. حصارها آنها را از واکرها در امان نگه می دارد ، اما وقتی صحبت از اولین کینه توزی وی ، فرماندار سادیست می شود ، بی اثر هستند. ریک که قصد معامله با فرماندار را دارد ، وقتی دستش قطع می شود ، معلول می شود.

چگونه فصل 3 جوان عدالت را تماشا کنیم

سرانجام ، زندان سقوط می کند و گروه موسیقی او بار دیگر در جاده پیدا می شوند. ریک با یافتن منطقه امن اسکندریه ، فکر می کند آرامش پیدا کرده است. با گذشت زمان ، اسکندریه با بسیاری از جوامع دیگر مانند نجاتگران Negan درگیر می شود.

برخلاف بسیاری از سفیدپوستان تر از قهرمانان سفید ، ریک کارهای وحشتناکی برای زنده ماندن از جمله کشتن مردم به روشی وحشیانه انجام داده است. اقدامات او گاهی اوقات باعث می شود از مرز عبور کند و او را به یک شرور تمام عیار تبدیل کند و عقل او اغلب مورد آزمایش قرار می گیرد. با رفتن شخصیت ها ، وی یکی از پیچیده ترین شخصیت ها در این لیست است.

یازدهقاضی دادگاه

در آینده dystopian از post-apocalyptic 22دومقرن ، جرم و جنایت یکی از مگا سیتی ها را تصرف کرده است. تنها چیزی که در برابر جرم ایستاده نیروی پلیس معروف به قاضی است. این پلیس های نخبه برای از بین بردن عنصر جنایتکار و جلوگیری از هرج و مرج ، از جمله مجازات اعدام و اعدام در محل ، هر کاری که لازم است انجام می دهند. قضات علی رغم تعداد بسیار زیاد ، به دلیل مهارت های خارق العاده خود بسیار ترسیده اند. در جهنمی که Mega-City One است ، هیچ قاضی مانند قاضی Dredd مورد احترام و ترس نیست. او قانون است!

Dredd کلونی است که از مواد ژنتیکی رئیس دادگستری فارگو ایجاد شده است. درد و دوقلوی او ، ریکو ، از همانند سازی گلدان ها با رشد برابر کودکان پنج ساله بیرون آمدند و بلافاصله به عنوان قاضی آموزش دیدند. 13 سال بعد ، درد به عنوان یک قاضی کاملاً آموزش دیده وارد خیابان ها شد.

برخلاف بیشتر قهرمانان ، Dredd هیچ هویت پنهانی ، هیچ وقت مرخصی ندارد ، او فقط ده دقیقه در روز می خوابد و دوباره به خیابان ها برمی گردد. با وجود این ، او به عنوان چراغ امید دیده نمی شود. حتی با جزئی ترین جرمی که می بیند تا آنجا که ممکن است سختگیرانه برخورد می شود. او برای اجرای قانون و حمایت از عدالت ساخته شده است. و این فقط کاری است که او انجام می دهد.

10لوک کیج

شروع ده برتر ما شخصیتی است که می توانست به راحتی محصولی از زمان او باشد اما به مراتب بیشتر می شود. لوک کیج ، پیشامد خراب نشدنی هارلم در دوره Blaxploitation فیلم هایی مانند شافت . وقتی محبوبیت این دوران از بین رفت ، ماجراهای لوک را می توان فراموش کرد. با این حال ، همکاری تیم او با Iron Fist (که برای پول نقد در فیلمهای Kung-Fu ایجاد شده است) به این معنی بود که Heroes for Hire برای سالها حضور قابل توجهی داشت.

برای مدت طولانی ، لوک نماینده سطح خیابان جهان مارول بود. لوک که یک قهرمان شهری بود ، نقاب نمی زد و یکی از اعضای مشهور جامعه اش بود. اما با گذشت زمان ، او رشد کرد. رابطه با جسیکا جونز منجر به بارداری جسیکا شد. لوک و جس فهمیدند که احساسات واقعی نسبت به هم دارند و ازدواج کردند ، بعداً از کودکشان ، دانیل استقبال کردند. تقریباً در همان زمان ، لوک عضویت در New Avengers را پذیرفت. علیرغم احتیاط ، او می خواست مردی باشد که فرزندش بتواند برای او احترام قائل شود. با گذشت زمان ، او حتی پس از مرگ کپ ، رهبری انتقامجویان جدید را نیز عهده دار شد. بعداً هنوز ، او تجسمی از صاعقه را رهبری می کرد.

از نماد ضد فرهنگ ، گرفته تا انتقام جوی و پدر محترم ، لوک همیشه در حال رشد و بلوغ است. با وجود این ، او هرگز فراموش نکرده که اهل کجاست و همچنان یک شخصیت ماندگار محبوب است.

9فلش (والی غرب)

والی وست که در شرایطی یکسان با شرایطی که قدرت دایی وی باری آلن را به دست آورده بود ، برخورد کرد ، کید فلش شد و به عنوان یار جان دایی و عضو تیتان های نوجوان شد. وقتی باری در نجات جهان درگذشت ، والی پا به پا کرد و به افتخار میراث عمویش تبدیل به فلش شد. مانند باری ، والی نیز به عضویت لیگ عدالت درآمد. در حالی که در این تیم بود ، او به دوست نزدیک Green Lantern Kyle Rayner تبدیل شد و این دو به یک تیم قدرتمند تبدیل شدند و همچنین در بعضی مواقع سبک وزن مورد نیاز را تأمین کردند.

اگرچه او اغلب به عنوان یک جانشین دیده می شد ، اما والی همانطور که باری بازی می کرد ، The Flash را مجسم کرد. عزم و اراده او برای مطابقت با قهرمانی و سرعت باری باعث شد که او اغلب در تلاش باشد تا قهرمان بهتری باشد. اگرچه به نظر می رسید زندگی او پس از برنده شدن در قرعه کشی به یک چرخش تبدیل می شود ، و سپس از دست دادن کل پول ، ولی می تواند راهی برای بازگشت پیدا کند.

در حالی که والی در ابتدا خود را بسیار کندتر از بری باور داشت ، اما بعداً فهمید که او در واقع مجرائی برای Speed ​​Force است و می تواند به سرعتی بیشتر از باری برسد.

8کاپیتان آمریکا

استیو راجرز جوانی مبتلا به فلج اطفال بود که وقتی هیتلر شروع به راهپیمایی در سراسر اروپا کرد قصد جنگ با نیروهای فاشیسم را داشت. التماسات پرشور او هنگامی که قصد داشت در ارتش نام نویسی کند ، ناشنوا شد ، اما پروفسور ارسکین به وی این فرصت را داد تا آزمودنی یک پروژه Super-Soldier باشد. اگرچه موفق بود و راجرز به اوج قدرت ، سرعت و چابکی انسان تبدیل شد ، پروفسور قبل از اینکه آزمایش را تکرار کند ، کشته شد. استیو راجرز به جای اینکه یکی در میان بسیاری باشد ، در میدان جنگ به کاپیتان آمریکا تبدیل شد و به او کمک کرد تا قهرمانان WW2 شود.

اندکی قبل از پایان جنگ ، استیو پس از جنگ با بارون زمو در یخ قطب جنوب یخ زده بود. او تا سالها بعد در انیمیشن معلق باقی می ماند و هنگامی که توسط انتقام جویان تازه تأسیس کشف می شود. زندگی او که از کنار او گذشت ، او در کنار انتقام جویان ماند و سرانجام به بزرگترین رهبر تیم تبدیل شد.

برای همیشه به عنوان یک مرد خارج از زمان ، استیو هنوز هم تلاش می کند تا با دنیای مدرن سازگار شود ، اما برای دفاع از آن بارها زندگی و اندام خود را به خطر انداخته است. او همچنان نمادی از بزرگترین صفات ، شجاعت ، ازخودگذشتگی و تمایل به دفاع از ضعیفان در آمریکا است. قهرمانی او اکنون مانند همیشه الهام بخش است.

7فانوس سبز (هال اردن)

فانوس های سبز زیادی از زمین ، جون استوارت ، گای گاردنر ، کایل رینر وجود داشته است ... اما اولین و بهترین آنها هال جردن است.

در ابتدا به صورت یک پیکان مستقیم نوشته می شد ، هال در طول سالها تغییراتی در شخصیت خود داشت و به نوعی شخصیتی سرکش تبدیل شد. هال یکی از معدود افرادی است که در برابر نگهبانان جهان ایستادگی می کند ، در میان فانوس ها به عنوان کسی که از دستورات سرپیچی می کند دیده می شود ، اما به طور کلی سعی در انجام کارهای درست دارد. در زمین ، او یکی از اعضای قابل احترام لیگ عدالت است ، اما اغلب شاخ های خود را با بتمن قفل می کند که سبک او با Hal’s در تضاد است.

بزرگترین شکست هال زمانی رخ داد که وی با تخریب شهر خود دیوانه شد و با هجوم به قشر سپاه فانوس ، آنها را نابود کرد. بعدا مشخص شد که وی توسط شخص ترس معروف به پارالاکس تسخیر شده است ، و اقدامات او خود او نبوده است. با وجود این ، بسیاری از مردم هنوز به او اعتماد نداشتند و او سخت تلاش کرد تا اعتبار خود را بدست آورد و همچنین برای آنچه که تحت تأثیر اختلاف منظر انجام داد توبه کند. داستان او غالباً داستان بازخرید است.

6Wonder Woman

شاهزاده خانم آمازون های انزوا طلب ، زن شگفت انگیز یکی از قدرتمندترین قهرمانان جهان DC و یکی از اعضای برجسته لیگ عدالت است. بسیاری از کتاب های طنز به شدت تحت تأثیر او قرار گرفته اند و به طور گسترده ای او را نمونه اولیه این ابرقهرمان می دانند. شخصیت های زن قدرتمندی مانند Power Girl ، Storm ، Captain Marvel و Vixen همگی از Wonder Woman الهام می گیرند.

خاستگاه اصلی او نشان می داد كه او یك چهره خشتی است ، كه توسط مادرش ساخته می شود و توسط خدایان یونانی جان داده است. نسخه های جدیدتر تصور کرده است که او دوباره به عنوان دختر زئوس و ملکه آمازون هیپولیتا تصور می شود. خاستگاه الهی او منبع قدرت باورنکردنی اوست و باعث می شود او یکی از معدود اعضای لیگ عدالت باشد که در همان سوپرمن یا انسان شکارچی مریخی در همان لیگ (بهانه جناح سیاسی) حضور دارد ، اگرچه قدرت خام او بیشتر پذیرفته شده است از هرکدام از اینها

5ولورین

شخصیتی مدرن که از بسیاری جهات برخلاف آنچه که یک قهرمان باید داشته باشد خلاف است. برخلاف سفیدتر از سفید کاپیتان آمریکا ، ولورین از همان ابتدا یک شخصیت خاکستری بود. ریشه های او برای چندین دهه رمز و راز بود ، تنها اشاره هایی به اینکه او واقعاً از کجا آمده است. تنها چیزی که شناخته شده بود این بود که او یک جهش یافته است ، بسیار بزرگتر از سنش است و در گذشته آزمایش شده بود و توسط یک حزب ناشناس اسکلت و پنجه آدامانتیوم به او داده شده بود.

سرانجام ، ریشه های او پاک شد و بسیاری از رمز و راز از بین رفت. اما آنچه باقی ماند ، شخصیتی بود که از هم جدا بود. او مانند مرد عنکبوتی یا موضوع ابراز خواسته مانند سوپرمن قابل گفتگو نبود. ولورین یک فرد خارجی بود ، که توانست دوستان خود را پیدا کند ، و تنها فردی بود که تقریباً در هر تیمی حضور داشت. او بدخلق ، بی ادب ، مغرور است ... و با این وجود روحانی و خردمند نیز است. همین تناقضات زیاد او را بسیار جذاب کرده است.

4ددپول

هنگامی که Deadpool برای اولین بار ظاهر شد ، او یک آنتاگونیست از X-Force بود که سابقه ای با دشمن کابل معروف به Tolliver داشت و به عنوان مجری Tolliver کار می کرد. یک پاره شدن آشکار از Deathstroke ، با پرتاب عناصر مرد عنکبوتی ، Deadpool می توانست به راحتی فراموش شود. و با این وجود ، با گذشت زمان او به چیزی منحصر به فرد تبدیل شد. چند مینی سریال او را آماده کرد و تاریخ او کاملا غم انگیز شد. با گذشت زمان ، او کمی شوخ طبع تر شد و اغلب به عنوان یک شخصیت کمدی بیشتر از آن چیزی که قصه های واقعی اش او را به تصویر می کشید ، مورد استفاده قرار می گرفت.

سری های انفرادی متعدد و همچنین تیم های بزرگ با کابل ، ولورین ، مرد عنکبوتی و تقریباً همه افراد در مارول شاهد محبوبیت بیشتر Deadpool بوده اند. وسواس او در مورد chimichangas و Bea Arthur به کنار ، او احتمالاً یکی از محبوب ترین شخصیت های مارول در حال حاضر است و به لطف موفقیت فیلم 2016 خود ، او در حال نوشتن مجدد کتاب در مورد فیلم های ابرقهرمانی است.

7 روز تا مردن هور چه ساعتی میاد

دیوانه شکستن دیوار چهارم ، کاملاً دیوانه وار ، مسلح به اسلحه که به دور شوخی های حریف و منفجر کردن ساختمان ها می دوزد ، ممکن است یک قهرمان به نظر نرسد ، اما به نوعی ددپول همچنان توسط شخصیت هایی مانند مرد عنکبوتی (که با او عجیب و غریب است) کاملا دوست داشتنی است و طرفداران در سراسر جهان.

3سوپرمن

سوپرمن فقط یک کهن الگو نیست ، بلکه آن یک کهن الگو برای ابرقهرمانان است. نه تنها مشهورترین ابرقهرمان ، بلکه کسی است که الهام گرفته از همه آنچه در پی او بود. مطمئناً ، او از شخصیت های اساطیری کلاسیک الهام گرفته است ، اما او کسی است که تمام آنچه قهرمانان آرزو می کنند باشد. ریشه های او کاملاً از افسانه های یونان و حتی کتاب مقدس خارج است. آخرین پسر کریپتون که از یک سیاره در حال مرگ فرستاده شده است ، بر روی زمین فرود می آید و توسط کشاورزان مهربان در کانزاس بزرگ می شود که تمام خوبی های آمریکا را به او القا می کنند. بعداً ، با افزایش قدرت ، او به شهر متروپولیس می رود و هنگامی که در برابر ابرشهرها ، فساد جنایی و تهدیدهای خارجی جهان ایستادگی می کند ، به یک مبارز جنایت و نماد امید برای توده ها تبدیل می شود.

در حالی که قدرت او او را به یک خدا شبیه می کند ، و او حتی با خدایان جنگیده و آنها را شکست داده است ، این شخصیت پیشاهنگی پسر کانزاس است که او را به همان چیزی تبدیل می کند که هست. او که گاهی اوقات به عنوان چیزی خوش بینانه دیده می شود ، جهان را آنگونه که می تواند می بیند و تلاش می کند تا با الگوبرداری و تبدیل آن به مکانی بهتر. این به معنای لمس نرم او نیست. او تا آخر با هیولای روز رستاخیز جنگید و ضرب و شتمی را متحمل شد که باعث می شود قهرمانان دیگر زمین به طور مشترک از بین بروند ، اما تا زمانی که شهر را نجات نداد تسلیم نشد. حتی دشمنان قدرتمندی مانند Darkseid نیز به قدرت او احترام می گذارند. او ممکن است یک پیشاهنگ پسر باشد ، اما همچنین یک الاغ بد است.

دومرد عنکبوتی

مرد عنکبوتی ، از بسیاری جهات ، قهرمانی است که همه را تغییر داده است. برخلاف بازیکنان میلیاردر موجود در آسمان خراش هایشان ، یا خدایان و بیگانگانی که قدرت حرکت کوه ها را دارند ، پیتر پارکر پسربچه ای پانزده ساله بود که با بدست آوردن ابرقدرت ها مرتباً با مشکلات منظمی روبرو شد. این پسر قابل پذیرش بود او مورد آزار و اذیت قرار گرفت ، اما نتوانست مقابله کند زیرا می توانست بدون تعریق عرق کل تیم فوتبال را شکست دهد. او تکالیف درسی داشت که باید آن را در نبردهای جنایی خود جای می داد. او هم ضرر داشت. درد او از دست دادن پدر و مادرش ، و گناهی که به دلیل عدم توانایی در متوقف کردن مجرمی که بعداً عموی خود را کشت ، باعث شد او بیش از هر قهرمان قبل از خود احساس یک شخصیت واقعی کند.

با افزایش سن شخصیت ، او به یک قهرمان باتجربه و قابل احترام تبدیل شد. اما چالش های او نیز بیشتر شد. دشمنانش دیگر فقط به جنگ با او راضی نبودند ، آنها همچنین به دنبال دوستان و خانواده اش رفتند. کینه توزی وی نورمن آزبورن / گرین گابلین حتی دوست دخترش گوئن استیسی را به قتل رساند ، لحظه ای آبشار که آغاز عصر مدرن کمیک است.

1بتمن

شمارش معکوس تمام شده است ، و چه کسی می تواند شماره یک باشد ، به جز خود صلیبی افسرده ، بتمن! ریشه های او بارها گفته شده و تقریباً در همه رسانه ها سازگار است. تنها وارث ثروت عظیم وین ، بروس وین جوان در جلوگیری از قتل والدینش توماس و مارتا ناتوان بود. او مصمم برای مبارزه با عنصر جنایتکار ، زندگی خود را وقف بزرگترین کارآگاه جهان کرد و ذهن و بدن خود را به اوج تعالی انسان رساند.

علی رغم اینکه یکی از بزرگترین مبارزان در کمیک های DC است (شیوا و کاساندرا کاین احتمالاً برابر هستند) ، ذهن او بزرگترین سلاح او است. اغلب گفته می شود که اگر وقت کافی برای آماده سازی داشته باشد ، او می تواند هر دشمنی ، حتی متحدان خود را شکست دهد. گاهی اوقات به عنوان نقطه مقابل سوپرمن دیده می شود ، به طور کلی این دو به عنوان دوستان خوبی به تصویر کشیده می شوند. بدبینی بتمن غالباً با خوش بینی سوپرمن متعادل می شود و بتمن اغلب مجبور می شود قبول کند که شاید دنیا آنقدر که او می بیند تاریک نیست.

علی رغم لباس جالب ، ماشین ، هواپیما و ابزارهای مختلف ، آنچه باعث محبوبیت ماندگار بتمن در طی این دهه ها می شود ، جایگاه وی در ناخودآگاهی جمعی فرهنگ غرب است. این س ofال که چه عواملی می تواند انسان را وادار کند تا خود را به چنین افراطی سوق دهد ، و خود را در تاریکی برای خدمت به نور هدایت کند ، اکنون مانند همیشه مهم است.

---

آیا مورد علاقه شما برش را ایجاد کرد؟ آیا شما دستپاچه شده اید که دلمان برای شخصی که دوستش دارید تنگ شده ایم؟ در نظرات به ما بگویید!