25 واقعیت عجیب در ساخت داستان کریسمس

چه فیلمی را ببینید؟
 

برخی از مردم هر ساله در طول تعطیلات یک داستان کریسمس را تماشا می کنند ، اما برخی از حقایق در مورد ساخت طرفداران فیلم وجود دارد که ممکن است هنوز از آنها اطلاع نداشته باشد.





انکار نمی شود یک داستان کریسمس برای بسیاری از خانواده ها در سراسر دنیا به یک سنت تعطیل تبدیل شده است. این فیلم برای اولین بار در سال 1983 اکران شد ، پیتر بیلینگزلی در نقش رالفی بازی کرد. پسر جوانی که برای کریسمس چیزی بیش از Red Ryder BB Gun نمی خواهد. از زمان اکران فیلم ، این فیلم به عنوان یک کلاسیک کریسمس شناخته می شود و خانه اصلی نمایش داده شده در فیلم حتی به یک موزه تبدیل شده است. بسیاری از مردم هر ساله در حدود فصل تعطیلات فیلم را تماشا می کنند ، حتی TBS سالی یک بار به مدت 24 ساعت در ایستگاه خود فیلم را بازی می کند.






بین داستان جذاب ، شخصیت های دمدمی مزاج و سبک کلی فیلمبرداری ، یک داستان کریسمس در مقایسه با چندین فیلم کریسمس با سبک مشابه دیگر برجسته شده است. یک داستان کریسمس در طول سال ها چندین دنباله کسب کرده است ، حتی یکی در سال 1994 به کارگردانی خود باب کلارک ساخته شده است ، اما هیچ یک از آنها نتوانسته اند به همان سر و صدای اصلی دهه 80 ‘برسند. درست مثل فیلم های دیگر که کلاسیک به حساب می آیند ، یک داستان کریسمس چیزهای بی اهمیت جذاب زیادی در پشت فیلم دارد که ممکن است بسیاری از مردم از آن آگاه نباشند. با توجه به این ، در اینجا آمده است 25 واقعیت عجیب در ساخت داستان کریسمس .



25او نگفت فاج

لحظات شاخص بسیاری در وجود دارد یک داستان کریسمس ، اما از محبوب ترین صحنه ها زمانی است که رالفی می گوید فاج. خوب ، رالفی در واقع نگفت فاجل است. وی گفت: مادر ملکه کلمات [بد]. همانطور که معلوم شد ، بازیگر پیتر بیلینگسلی هم نگفت فاج .

فینیاس از فینیاس و فرب چند ساله است

در مصاحبه با Buzzfeed ، بیلینگزلی توضیح داد که باید این کلمه بد را بارها و بارها بگوید تا زمانی که آنها برداشت درستی داشته باشند. در حالی که مردم معمولاً کودکان 12 ساله این کلمه را نمی شنوند ، بیلینگزلی توضیح داد که از آنجا که او در سنین جوانی در هالیوود بود ، این اولین باری نبود که آن را می شنید یا می گفت.






24آنها چیزهایی را که واقعاً نباید داشتند به بیلینگزلی می دادند

در حالی که بسیاری از بازیگران کودک مجبور می شوند خیلی سریع بزرگ شوند ، بیلینگزلی مجبور شد در سر صحنه نمایش کاری انجام دهد یک داستان کریسمس که هیچ بازیگری هرگز مجبور به انجام آن نیست. در طی صحنه ای که رالفی به سمت راهزنان در حیاط خانه اش شلیک می کند ، بیلینگزلی در واقع داشت معامله واقعی را می جوید.



اکثر بازیگران شیرین بیان سیاه را می جوند تا به نظر برسد که همان چیزهایی را که کابوی ها انجام می دهند می جوند ، اما بخش حمایت از یک داستان کریسمس به بازیگر کودک چیزی داده که از نظر قانونی نباید داشته باشند. بیلینگزلی توضیح داد که او واقعا گیج شد ، شروع به تعریق کرد ، و لبهایش روی صحنه شروع به سوختن کردند.






2. 3این فیلم عمدتا در کلیولند و تورنتو فیلمبرداری شده است

اکثر فیلم ها در چندین شهر مختلف فیلم می گیرند تا مناظر مورد نظر برای عکس ها را بدست آورند و یک داستان کریسمس از این قاعده مستثنی نبود. این فیلم قرار است در شمال ایندیانا در شهری به نام هولمن اتفاق بیفتد ، اما فیلم عمدتا در کلیولند ، اوهایو و تورنتو ، انتاریو فیلمبرداری شده است.



محل اقامت پارکر در خیابان 3159 W. 11th St. ، کلیولند ، OH 44109 در نزدیکی مرکز شهر کلیولند فیلمبرداری شده است که از آن زمان به موزه ای اختصاص داده شده به فیلم تبدیل شده است. همانطور که گفته شد ، بسیاری از عکسهای داخلی خانه و صحنه خرید درخت کریسمس در کانادا فیلمبرداری شده است.

22رالفی در یک صحنه پاک شده با فلش گوردون همکاری کرد

وقتی یک فیلم مراحل ویرایش را طی می کند ، بسیاری از صحنه ها قطع می شوند یا حتی به طور کامل خارج می شوند تا یک زمان اجرا مشخص انجام شود. این بدان معنی است که گاهی اوقات ، دید کامل فیلمسازان به صفحه نمایش بزرگ راه پیدا نمی کند ، بلکه به جای آن در صحنه های حذف شده نمایش داده می شود.

یک صحنه حذف شده برای یک داستان کریسمس سکانس خیالی دیگری بود که در آن رالفی با فلش گوردون به هم پیوست برای شکست دادن مینگ بی رحم. در حالی که صحنه را نمی توان بصورت آنلاین پیدا کرد ، داستان کریسمس موزه در اوهایو دارای صفحات خطی از آن و همچنین تصویری از رالفی در سیاره Mongo با لباس فضایی با اسلحه BB خود است.

بیست و یکیک داستان کریسمس براساس یک کتاب ساخته شده است

بسیاری اوقات ، فیلم ها از نظر فنی داستان های اصلی نیستند ، زیرا بسیاری از آنها بر اساس کتاب ساخته شده اند. دقیقاً مانند فیلم های ابرقهرمانی از روایت های کمیک برای اقتباس از شخصیت های محبوب استفاده می شود ، باب کلارک یک داستان کریسمس روی کتابی که توسط ژان شفرد نوشته شده است.

فیلم براساس یک کتاب ساخته شده بود نامیده می شود به خدا اعتماد داریم: همه دیگران نقد پرداخت می کنند ، که مجموعه ای از داستانهای چوپان بود که او قبلاً در دهه های 60 و 70 on از رادیو خوانده بود. این کتاب در نهایت به پرفروش ترین کتاب تبدیل شد ، بنابراین جای تعجب نیست که کارگردان باب کلارک در نهایت آن را برای یک فیلم اقتباس کرد.

بیستصحنه بدنام زبان جعلی بود (اما در واقع امکان پذیر است)

در میان نمادین ترین صحنه ها در یک داستان کریسمس لحظه ای است که فلیک ، با بازی اسکات شوارتز ، جرات می کند زبان خود را به یک تیر پرچم یخ زده بچسباند. فقط این فقط جرات نبود ، یک جرات سگ سه گانه بود ، بنابراین البته ، فلیک چاره ای جز انجام آن نداشت.

همانطور که مشخص شد ، بازیگر کودک در واقع از زبان خود استفاده نکرده است زیرا یک زبان انسانی در واقع می تواند به یک قطب یخ زده گیر کند! صحنه فیلمبرداری شد با کشیدن زبان بازیگران با یک لوله مکش ، اما افسانه ها ثابت کرد که در دماهای سرد ، فلز سرد اساساً بزاق را به نوعی چسب ابر تبدیل می کند.

19جک نیکلسون تقریباً نقش پدر رالفی را بازی می کرد

بسیاری از بازیگران با استعداد در آن شرکت داشتند یک داستان کریسمس ، از جمله دارن مک گاوین. این بازیگر در آن زمان نزدیک به 40 سال بازی کرده بود یک داستان کریسمس آزاد شد ، اما نقش او در نقش پیرمرد تقریباً به یک بازیگر بسیار جوان تر رسید.

18لامپ پا با تبلیغ سودا الهام گرفته شده است

از بین تمام تصاویری که یک داستان کریسمس Leg Lamp بدون شک نمادین ترین نماد فیلم است که در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. این لامپ توسط پیرمرد در فیلم اصلی برنده شد ، اما طراحی لامپ این بود با الهام از تبلیغات Nehi Soda روشن .

این چراغ ابتدا به طور مفصل برای داستان کوتاه شرح داده شد پیرمرد من و جایزه ویژه جذاب که تولد پاپ آرت را اعلام کرد ، نوشته شده توسط ژان شپرد. توصیف لامپ یک کار است ، اما در واقع ایجاد یک تقویت کننده فیزیکی کاملاً داستان دیگری بود.

17هیچ کس نمی داند چه زمانی فیلم به وقوع می پیوندد

حتی اگر این فیلم در دهه 1980 ساخته شده باشد ، فیلم در واقع در حدود دهه 1940 اتفاق می افتد. اگرچه تصور می شود که این فیلم در دهه 40 اتفاق می افتد ، اما هنوز سال دقیق آن مشخص نیست. برخی معتقدند که این اتفاق در سال 1941 رخ می دهد ، از آنجا که خانم پارکر از بازی Bears vs Packers که در 14 دسامبر سال 1941 برگزار شد ، نام برد. یتیم آنی پین رسیور مدل Speed-O-Matic است که در سال 1940 منتشر شد.

با این حال ، فیلم می تواند حتی در سال 1939 تنظیم شود ، زیرا تقویم در آشپزخانه اول دسامبر را جمعه قرار می دهد.

16باب کلارک و ژان شفرد دوربین های فیلمبرداری دارند

امروز ، خیلی عجیب نیست که فیلم ها بازیگران مشهور را به نمایش بگذارند. تقریباً در هر فیلم ابرقهرمانی چندین بازیگر مشهور وجود دارد ، اما در دهه 80 it این فیلم خیلی معمولی نبود. که می شود گفت، یک داستان کریسمس نه تنها یک کامو از کارگردان باب کلارک ، بلکه از نویسنده ژان شفرد نیز ارائه می شود.

چوپان راوی فیلم است ، اما وقتی رندی و رالفی منتظر دیدن سانتا هستند در فروشگاه بزرگ نیز حضور پیدا می کند. کلارک همچنین در فیلم به عنوان همسایه ای به نام سوئد ظاهر می شود که برای دیدن چراغ پای آقای پارکر به بیرون می آید.

پانزدهبرف از صابون و کف ساخته شد

جای تعجب نیست که فیلم ها اغلب از برف ساختگی برای ایجاد سرزمین های عجایب زمستانی استفاده می کنند. کنترل برف ساختگی نه تنها از برف واقعی آسان تر است ، بلکه معمولاً برای بازیگران نیز آسان تر است ، زیرا آنها هنگام تحویل خطوطشان یخ نمی زنند.

با این حال ، در مجموعه یک داستان کریسمس ، در طول صحنه ای که بچه ها با میانه ها روبرو می شوند ، تراش صابون و کف آتش نشان برای برف استفاده شد در حالی که این احتمالاً باعث گرمتر شدن بازیگران می شود ، اما چندین بازیگر اظهار داشتند که این مجموعه را فوق العاده لغزنده می کند.

14فیلم الهام بخش سالهای شگفت انگیز است

در حالی که یک داستان کریسمس چند دنباله نامطبوع داشت ، این اتفاق افتاد تا حدی الهام بخش یک برنامه تلویزیونی محبوب است : The Wonder Years . این زمانی آشکار می شود که بینندگان روی مضمون روی سن و همچنین روایت استفاده شده در نمایش تمرکز کنند.

این نمایش حول کوین آرنولد (فرد ساوج) بود که داستان هایی درباره بزرگ شدن در دهه های 60 و 70 پوند را روایت می کرد که به راحتی قابل مقایسه با رالفی است که داستان آن کریسمس را در دهه 40 پوند تعریف می کند. پیتر بیلینگسلی حتی در دو قسمت پایانی نمایش نقش میکی اشپیگل را بازی کرد.

13پیتر بیلینگزلی اولین کودکی بود که برای رالفی تست داد

هنگام ساختن فیلم ، انتخاب بازیگر یکی از مهمترین مراحل پیشرفت یک فیلم است. اگر یک فیلم تصمیم گیری در انتخاب بازیگران را اشتباه انجام دهد ، اغلب می تواند کل فیلم را ضعیف کند ، اما خوشبختانه ، باب کلارک پیتر بیلینگسلی را برای رالفی انتخاب کرد.

ظاهراً کلارک از طریق هزاران بازیگر کودک ، فقط برای بازگشت به اولین پسری که برای رالفی تست داد. کلارک فکر نمی کرد که باید اولین بازیگری را که تست داده بود استخدام کند ، اما در نهایت با تست دادن خیلی از بازیگران دیگر وقت زیادی را تلف کرد.

12شخصیت شخصیت Scark Farkus در این کتاب نبود

در حالی که عناصر بسیاری از رمان ژان شفرد است به خدا اعتماد داریم: همه دیگران نقد پرداخت می کنند آن را به یک داستان کریسمس ، Scut Farkus در این کتاب حضور نداشت اصلاً Farkus (زک وارد) یکی از ماین هایی است که در این فیلم به کودکان حمله می کند ، اما Grover Dill (یانو آنایا) نیز با او همراه است.

در حالی که گروور یکی از شخصیت های کتاب چوپان بود ، Scut Farkus به طور خاص برای این فیلم طراحی شده بود.

یازدهواکنش های بازیگر به خوانندگان واقعی بود

در حالی که یک داستان کریسمس دارای صحنه های دل انگیز و پیام های خانوادگی خوبی است ، پایان فیلم در واقع کاملا زننده است. در یکی از صحنه های آخر فیلم ، خانواده به رستورانی می روند که اردک کریسمس را سر سفره آنها می آورند.

این صحنه شامل گروهی از مردان است که Jingle Bells را به صورت کاملاً کلیشه ای آواز می خوانند ، و این فوق العاده توهین آمیز است. با وجود این واقعیت ، صحنه هنوز هم اتفاق افتاده است ، و واکنش بازیگران نسبت به آواز واقعی بود همانطور كه ​​باب كلارك به هيچ يك از آنها نگفت كه اين مردان قصد دارند در طول فيلم آواز بخوانند.

10بیلینگزلی چندین وسیله را به خانه برد

موارد متعددی وجود داشته است که به بازیگران اجازه داده می شود از مجموعه های سینمایی که کار کرده اند وسایل خانه بردارند. در حالی که چندین وسیله از وجود دارد یک داستان کریسمس که طرفداران دوست دارند بازیگر داشته باشند پیتر بیلینگسلی در واقع مجبور شد سه وسیله را به خانه برد .

این وسایل شامل اسلحه معروف Red Ryder BB ، لباس شرم آور اسم حیوان دست اموز صورتی و عینک شکسته رالفی بود. چیزی که این موضوع را جالب تر می کند این است که عینک شکسته ای که بیلینگسلی به خانه برد در واقع یک پایه نبود ، بلکه عینک شخصی او بود که روی صحنه شکست.

9بودجه فیلم بسیار اندک بود

حتی اگر در آن زمان باب کلارک کارگردان موفقی بود یک داستان کریسمس منتشر شد ، این فیلم هنوز هم داشت بودجه فوق العاده کم . بودجه ای در حدود 3 میلیون و 300 هزار دلار به این فیلم داده شده بود که حتی در آخر هفته افتتاحیه آن نیز بازپس گرفته نشد.

این فیلم در زمان افتتاحیه فقط 2،072،473 دلار درآمد کسب کرد اما در نهایت به ساخت یک فیلم منجر شد کل ناخالص داخلی از 19،294،144 دلار. از آنجایی که فیلم بودجه کمی داشت ، جلوه های ویژه فیلم بسیار کمی بود ، به این معنی که صحنه ای که راهزن جرقه هایی از پشت سر او ظاهر می کند واقعاً واقعی بود.

8ویل ویتون و شان آستین برای نقش رالفی تست دادند

در حالی که پیتر بیلینگسلی برای همیشه با نام Ralphie شناخته می شود یک داستان کریسمس ، چندین بازیگر دیگر هم بودند که برای بازی در این تست تست دادند. گفته می شود که کارگردان باب کلارک بیش از 1000 کودک را برای این شخصیت آزمایش کرده است ، از جمله ویل ویتون و شان آستین .

ویتون به خاطر بازی در این فیلم شناخته شده است کنار من بایست ، و همچنین نمایش تلویزیونی Star Trek: The Next Generation. از طرف دیگر ، آستین به خاطر بازی در نقش ریچارد دونر شناخته می شود The Goonies ، و همچنین نقش او در سام ارباب حلقه ها سه گانه . اگرچه احتمالاً هر دو در این نقش خوب بودند ، اما هیچ کس نمی تواند جایگزین بیلینگزلی در نقش رالفی شود.

7رالفی می گوید 28 بار می خواهد BB Gun Red Ryder را بدست آورد

هرکسی که دیده یک داستان کریسمس دقیقاً می داند که رالفی برای کریسمس چه می خواهد. رالفی خواستار یک تفنگ بادی Red Ryder ، اکشن کارابین ، مدل دویست شلیک بود ، اما همه به او می گویند که خودش را زخمی خواهد کرد.

فراموش کردن آنچه رالفی برای کریسمس می خواهد بسیار دشوار است ، زیرا اسلحه BB قسمت مهمی از داستان است و این واقعیت که رالفی می گوید که آن را برای یک در کل 28 بار ! البته رالفی آرزوی خود را در روز کریسمس برآورده می کند ، اما در این راه او نیز صدمه می زند. خوشبختانه ، آن عینک بزرگ بینایی او را نجات داد.

6افراد محلی به عنوان موارد اضافی پر شده اند

معمولاً وقتی فیلم ها در دست توسعه هستند ، روند بازیگری گسترده ای را برای یافتن بازیگران مناسب برای نقش در فیلم آغاز می کنند. گاهی اوقات ، یک فیلم از بازیگران معروف عبور می کند و در عوض ، فقط افراد عادی را انتخاب می کنید. در شرایطی که یک داستان کریسمس ، چندین مورد شخصیت های جزئی با موارد اضافی محلی پر شدند .

در صحنه ای که رالفی و رندی منتظر ملاقات سانتا هستند ، رالفی با کودکی عجیب و غریب با عینک بزرگ روبرو می شود. پسر فقط یک چیز اضافی بود ، اما باب کلارک تصمیم گرفت او را در این فیلم قرار دهد زیرا عجیب به نظر می رسید. سانتا ، الف هایش و جادوگر شیطانی غرب نیز همه موارد اضافی محلی بودند.

5نویسنده فیلم اغلب سعی می کند کارگردانی کند

کارگردانان معمولاً تنها کسی نیستند که ایده های خود را در فیلم قرار می دهند. بسیاری از اوقات ، مدیران توسط سایر اعضای خدمه که فکر نمی کنند چیزی درست پیش می رود ، عقب نشینی می کنند. برای یک داستان کریسمس ، باب کلارک بدون شک کارگردانی فیلم را کار خارق العاده ای انجام داد ، اما نویسنده ژان شفرد نیز بارها تلاش کرد تا بازیگران را کارگردانی کند.

در مصاحبه با تنوع ، بیلینگزلی توضیح داد که چوپان و کلارک هر دو دیدگاه خاصی برای فیلم داشتند و چوپان اغلب سعی می کرد او را بعد از اینکه کلارک دور شد کارگردانی کند.

4باب کلارک هنگام انتخاب تاریخ به فیلم فکر می کرد

سازندگان فیلم ها اغلب الهامات عجیب و غریبی از چرایی ساخت فیلم دارند ، اما در واقع باب کلارک به این فکر کرده است یک داستان کریسمس در حالی که داشت خرما می گرفت . در حالی که فیلم براساس کتاب ژان شفرد ساخته شده بود به خدا اعتماد داریم: همه دیگران نقد پرداخت می کنند ، او در واقع وقتی ایده یکی از داستان های چوپان را از رادیو شنید ، به ایده فیلم فکر کرد.

چگونه در ویچر 3 سریع سطح کنیم

در سال 1968 ، هنگامی که کلارک قصد داشت قرار ملاقات خود را بگیرد ، چنان شیفته داستان چوپان شد که تا پایان داستان به رانندگی در اطراف بلوک ادامه داد و قرار ملاقات خود را در انتظار او گذاشت.

3موفقیت Porky’s اجازه داد یک داستان کریسمس ساخته شود

در حالی که یک داستان کریسمس یک داستان دلچسب است که کل خانواده می توانند از آن لذت ببرند ، فیلم قبلی باب کلارک چنین نبود. دو سال قبل از انتشار یک داستان کریسمس ، کلارک این کمدی شنیع را منتشر کرده بود نامیده می شود گوشت خوک .

بااینکه گوشت خوک در حال حاضر به عنوان یک فیلم توهین آمیز دیده می شود که زنان را عینیت می بخشد ، این فیلم در دهه 80 ‘موفقیت چشمگیری داشت. این فیلم درآمد زیادی در گیشه کسب کرد و اعتقاد عمومی بر این است که یک داستان کریسمس اگر برای موفقیت نبود چراغ سبز نشان داده نمی شد گوشت خوک .

دوصحنه دوم فانتزی با بارت سیاه بریده شد

صحنه های زیادی در یک داستان کریسمس با مهربانی به یاد می آورند ، اما در میان این صحنه ها سکانس فانتزی وجود دارد. در صحنه ، رالفی در حال نجات خانواده اش از شر قانون شکن ، بلک بارت و راهزنانش است. او برای غلبه بر راهزنان از اسلحه معتبر Old Blue خود استفاده می کند ، اما بارت فرار می کند و می گوید که او برمی گردد.

ظاهراً بارت واقعاً برگشته است ، اما تنها به برش نهایی فیلم نرسیده است. قرار بود وجود داشته باشد سکانس خیالی دوم که حول Black Bart می چرخد ، اما بسیار شبیه به صحنه حذف شده با Flash Gordon ، طرفداران هرگز مجبور به دیدن آن نبودند.

1هر سه لامپ چراغ پا هنگام تنظیمات شکسته شده بودند

از آنجا که چراغ پایه نه تنها برای چنین تصویری نمادین تبدیل شده است یک داستان کریسمس ، اما به طور کلی کریسمس ، بسیاری از مردم دوست دارند چراغ مخصوص خود را برای فصل تعطیلات داشته باشند. احتمالاً بسیاری از بازیگران دوست داشتند چراغ پایه اصلی را نیز از صحنه فیلمبرداری به خانه ببرند ، اما از آن زمان هرگز این اتفاق نیفتاد هر سه وسیله لامپ پایه شکسته بودند در صحنه

بعد از اینکه ژان شفرد به فکر ایده یکی از داستان های کوتاه خود افتاد ، روبن فرید ، طراح تولید ، سه لامپ ایجاد کرد که در فیلم استفاده شد ، اما هیچ یک از آنها از تولید دوام نیاوردند.

-

آیا چیزهای بی اهمیت دیگری وجود دارد که شما در مورد آن بدانید یک داستان کریسمس ؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!