هر چه در مورد حمله برنامه ریزی شده یونیورسال به بازی فرنچایز توسعه یافته با آن فکر کنید جهان تاریک ، نمی توانید جاه طلبی های بلند آنها را انکار کنید. این استودیو چندین دهه است که اجداد پیشگام سینمای ترسناک را در کاتالوگ پشت سر خود داشته است و چندین بار تلاش کرده است تا آنها را برای مخاطبی جدید احیا کند، اما هرگز با گستره این جهان گسترده برنامه ریزی شده، که امیدوار است چادر پرفروش را ترکیب کند. قالب میله ای با آیکون های سری Monster.
تا حالا، مومیایی با بازی تام کروز، فیلم داخلی را تنظیم نکرده است باجه بلیط فروشی در میان منتقدان مشتاق یا الهام بخش بود، اما در خارج از کشور عملکرد خوبی داشته است، که نویدبخش خوبی برای قسمت های برنامه ریزی شده آینده است (بعدی: کارگردانی بیل کاندون عروس فرانکشتاین با بازی خاویر باردم برنده اسکار). تا کنون، کارگردان الکس کورتزمن ( پیشتازان فضا: کشف ) که یکی از معماران اصلی این فرنچایز است، از ساخت فیلم های آینده با بازی مرد نامرئی (جانی دپ) و دکتر جکیل و آقای هاید (راسل کرو) خبر داده است. نیز آشکار کرد برنامه های آزمایشی برای گنجاندن دیگر شخصیت های کلاسیک کلاسیک ترسناک یونیورسال:
ما می دانیم که قرار است فیلم های فرانکنشتاین، عروس فرانکشتاین، دراکولا، موجودی از مرداب سیاه، شبح اپرا، گوژپشت نوتردام، مرد نامرئی را بسازیم.
گوژپشت نوتردام و شبح اپرا دو محصول اول یونیورسال بودند که به ترتیب در سالهای 1923 و 1925 به عنوان بخشی از فرنچایز هیولاها دستهبندی شدند. هر دو با بازی Lon Chaney و به عنوان دو تا از موفق ترین فیلم های دوران صامت ایستاده اند، که باعث موفقیت سی سال موفقیت در سینمای وحشت برای یونیورسال شد که بسیاری از استودیوها مشتاقانه تلاش کردند آن را تکرار کنند.
در حالی که شناخته شده ترین فیلم های ترسناک یونیورسال بیشتر بر داستان های ماوراء طبیعی یا موجودات متمرکز شده اند، هر دو گوژپشت نوتردام و شبح اپرا قابل توجه هستند که چگونه آنها در واقع گرایی ریشه دارند، هرچند در قوی ترین و گوتیک ترین آن. هر دو بر اساس رمانهای معروف فرانسوی ساخته شدهاند و بهانهای برای استودیو برای تولید قطعات مجلل و پرهزینه دورهای بودند که مخاطبان در دوران پیش از رکود به سراغشان رفتند. هر دو فیلم اکنون در مالکیت عمومی قرار دارند و داستانها بارها توسط استودیوها و نویسندگان دیگر به مجموعهای از داستانهای تخیلی اقتباس شدهاند، بنابراین منطقی است که یونیورسال بخواهد برخی از نمادینترین ویژگیهای فکری خود را پس بگیرد و آنها را به داستان اضافه کند. فهرست دنیای تاریک. اما چگونه یک فرنچایز بلاک باستر اکشن گرا حتی به چنین مطالبی نزدیک می شود؟
قبل از شروع تولید، کورتزمن و یونیورسال باید تصمیم بگیرند که آیا Quasimodo و Phantom قهرمان، شرور یا چیزی بینالمللی خواهند بود. Quasimodo تقریباً منحصراً یک قهرمان تراژیک است که جهان با بیرحمی رفتار میکند و محکوم به سرنوشتی غمانگیز است، در حالی که Phantom (یا Erik، بسته به داستان) شخصیت انعطافپذیرتری است. در فیلم اصلی لون چنی، او شرورتر از رمان است، جایی که او با دلسوزی به عنوان شخصیتی از شرایط وحشتناک ترسیم شده است، در حالی که مگا موزیکال دهه 1980 او را به عنوان یک شخصیت رمانتیک درک نشده در ابعاد بایرونیک معرفی می کند.
نکته مهمی که در مورد هر دو داستان باید به آن توجه کرد این است که تمرکز اصلی مردی است که از بد شکلی رنج می برد، بنابراین ارائه آنها به عنوان هیولا در معنای سنتی ترسناک قلمرویی به شدت فریبنده است. تاریخچه ای طولانی از زخم یا بدشکلی های فیزیکی وجود دارد که خلاصه نویسی سینمایی برای بد یا خطرناک است، و پیامدهای پشت آن عواقب مخرب بلندمدتی دارد.
ارائه چنین داستان هایی در قالب ترسناک همیشه دشوار خواهد بود، اما انجام این کار در روایت مورد نظر دنیای تاریک - با توجه به اطلاعات اندکی که تاکنون از آن می دانیم - نیاز به یک دست ماهر دارد. بسیاری از سازگاری های شبح اپرا به عنوان مثال، شخصیت فانتوم به جای اینکه با آن متولد شود، در طول داستان زخمی یا زخمی شود. این انگیزه جدیدی را برای شخصیت ارائه می دهد که ممکن است با مسیر جدید یونیورسال مطابقت داشته باشد (و این انگیزه ای است که آنها قبلاً اتخاذ کرده اند، زیرا بازسازی اصلی استودیو در سال 1943 با بازی کلود رینز، شخصیت را با اسید سوزانده بود).
صفحه بعدی: [valnet-url-page=2 paginated=0 text='An%20Uncomfortable%20Romance']
لون چنی در گوژپشت نوتردام
قدرت های ماوراء طبیعی مومیایی در فیلم همنام به صراحت جهان تاریک را به گونه ای تعریف می کند که هر اقتباسی در جهان از گوژپشت یا فانتوم قادر به نادیده گرفتن نخواهد بود. افزودن یک عنصر عرفانی برای هر دو داستان چیز جدیدی نخواهد بود - برداشت دیزنی در سال 1996 گوژپشت مجسمههای غارگویل سخنگو و ترسناک بسیار عجیب و غریب 1989 فانتوم با بازی رابرت انگلوند، یک پیمان فاوستی با شیطان و سفر در زمان را نشان میدهد – اما این خطر را به همراه خواهد داشت که قهرمانها و سفرهای انسانی آنها را از بین ببرد (یکی از شکستهای کروز. مومیایی مانند مجموعه آب ظرفشویی کسل کننده است).
هر دو داستان، در دل خود، موضوعاتی به شدت ادبی هستند که ریشه در قراردادهای خاص زمان خود دارند - از تلههای جنایی وحشتناک عمومی فانتوم به عاشقانه گوتیک از گوژپشت . عاشقانه در قلب هر دو باقی می ماند، و آن ژانری نیست که بلاک باسترهای بزرگ روی آن سرمایه گذاری کنند. مومیایی بین کروز و آنابل والیس، به دلیل یک روایت کلی و عدم وجود شیمی واقعی بین این دو بازیگر، به طرز شگفت انگیزی دچار افت می شود.
هم گوژپشت و هم فانتوم تراژدی عاشقانه گوتیک را پذیرفته اند، که در زمان خود است، اما بدون شک در این دهه به فروش می رسد. در حالی که شبح اپرا محبوبیت خاصی برای عاشقانه اش است، که بیشتر بر اساس موزیکال بسیار موفق اندرو لوید وبر است، این یک پویایی از وسواس شدید، سوء استفاده از قدرت و تعقیب است. گفتن داستان همانطور که هست، بدون عاشقانه کردن آن، ممکن است، اما ممکن است این اولویت جهان تاریک نباشد. راه ایده آل برای نزدیک شدن به هر دو فیلم این است که آن روابط را در مرکز داستان قرار دهیم و تا حد امکان آنها را توسعه دهیم، اما انجام این کار در یک قاب اکشن ماجراجویی تازه اضافه شده برای هر نویسنده ای چالش برانگیز خواهد بود.
برای سریالی که قصد دارد مانند دنیای تاریک حماسی و اکشن متمرکز باشد، دلیلی ندارد که نتوانند روانشناسی این شخصیت های واقعاً جذاب را که جزء اصلی 19 هستند، بررسی کنند.هفتمو 20هفتمادبیات قرن آشفتگی زندگی آنها و تاریکی که منجر به آن می شود را کاوش کنید، اما مراقب باشید که آنها را فقط به شرورهای دوبعدی تبدیل نکنید، که در بهترین حالت، هدف رمان ها و اقتباس های بعدی را از دست ندهید. و بگذارید آنها در واقع قهرمان داستان های خودشان باشند، برخلاف فقیر سوفیا بوتلا که در مومیایی ، که مجبور به نواختن کمانچه دوم برای تام کروز می شود.
در صورت امکان، اینها ممکن است بهترین داستانهایی باشند که دنیای تاریک خارج از روایت اصلی خود با آنها بازی کند، زیرا هر دوی آنها برای موقعیت های تاریخی مناسب تر هستند. موفقیت اخیر برادران وارنر و دی سی زن شگفت انگیز مزایای خلاقانه استفاده از یک دوره زمانی برای بیان یک داستان آشنا را نشان داد که هنوز هم می تواند در یک چارچوب زمانی مدرن قرار بگیرد، و این شاهکاری است که یونیورسال به خوبی آن را تکرار می کند. اقتباسهای مدرنی از این دو داستان وجود داشته است - یکی از بهترین فیلمهای فانتوم، فیلم مورد علاقه برایان دی پالما است. شبح بهشت ، که داستان را به آمریکای دهه 1970 و دنیای موسیقی پاپ منتقل می کند - اما برای اجرای عدالت ترسناک گوتیک قدیمی، حفظ کتاب ها در دوره های مربوطه بهترین کار است.
هر دو گوژپشت نوتردام و شبح اپرا آثار کلاسیک داستانی تاریخی هستند که ثابت کرده اند منابع بی حد و حصر الهام برای صحنه، صفحه نمایش و موسیقی هستند. مانند همتایان دوران خود دراکولا و فرانکشتاین روایتهای آنها محکم است و میتواند مقدار زیادی ابزارآلات مجدد را برای تناسب با سلیقهها و ایدههای در حال تکامل تحمل کند. تصور اینکه یونیورسال دو ستاره اصلی را از اتر بیرون میکشد و آنها را با پروتز میپوشاند، برای بازی در نقش جدیدترین سربازان Dr Jekyll's Prodigium، مناسب برای اکشن و مبارزه نهایی با شر، آسان است. مطمئناً جذابیت سرگرم کننده و تا حدودی کمپینگی نیز در آن وجود دارد. با این حال، انجام این کار به معنای انکار جذابیت طولانی مدت هر دو داستان است. اینها رمانهایی درباره مبارزه مردان هستند و روشهایی که ظلم جامعه میتواند آنها را به اصطلاح به هیولا تبدیل کند. را جهان تاریک مطمئناً می تواند جرقه ای اضافی به هر دو اضافه کند فانتوم و گوژپشت ، اما برای بازگشت به اصول باید چیزی گفت.