گلادیاتور ریدلی اسکات فیلمی حماسی است که نقل قول هایی مطابقت دارد. در اینجا نمادین ترین خطوط فیلم برنده جایزه اسکار آورده شده است.
ریدلی اسکات گلادیاتور یکی از حماسی ترین فیلم های تمام دوران است که شکوه رم را در اوج خود برجسته می کند. فیلمبرداری ، بازیگران و صحنه های اکشن شایسته اسکار بودند زیرا این فیلم جایزه بهترین تصویر سال را از آن خود کرد.
اما این نقل قول های شخصیت ها هستند که بالاتر از همه چیز ایستاده اند و در ابدیت شبیه بسیاری از اقدامات قهرمانانه ماکسیموس می شوند. با این کار ، در اینجا 15 مورد از نمادین ترین نقل قول ها آورده شده است گلادیاتور .
ocarina of time master quest vs original
به روز شده در 30 سپتامبر 2020 توسط جولیان بوو: گلادیاتور در زمان اکران یک فیلم دوست داشتنی بود و تا امروز محبوبیت خود را حفظ کرده است. گفتگوی بی وقفه قابل نقل و انتقالات آن برای دهه ها صادق بوده است. از زمان برنده شدن فیلم در بهترین فیلم در سال 2001 ، شایعات مربوط به یک دنباله بسیار زیاد بوده و بدون اینکه فیلمبرداری یا اکران شود ، مراحل مختلف توسعه را طی کرده است. با راسل کرو افشای اخیر یک داستان داغون برای دنباله ای ناعادلانه قریب الوقوع ، به نظر می رسید زمان خوبی برای مرور دوباره برخی از خطوطی است که باعث لذت بخشیدن فوق العاده این فیلم شده است .
پانزده'هنگامی که یک مرد پایان خود را می بیند ، می خواهد بداند که هدف زندگی او وجود دارد.'
نقل کامل: 'دارم می میرم ، ماکسیموس. هنگامی که مرد پایان خود را می بیند ، می خواهد بداند که هدف زندگی او وجود دارد. در سالهای آینده جهان چگونه نام من را بیان خواهد کرد؟ آیا من به عنوان فیلسوف شناخته خواهم شد؟ جنگجو؟ ظالم؟ یا من امپراطور خواهم شد که روم خود واقعی خود را پس دادم؟ '
بخشی از فرجام خواهی از گلادیاتور می توان با خیال راحت به مرواریدهای متعدد خرد دیرینه ای که تقریباً در هر صحنه از شخصیت ها سرچشمه گرفته اند ، گچ زد. اگرچه ماركوس اورلیوس به لطف پسرش كومودوس مدت طولانی در این فیلم بازی نكرد ، اما موفق شد برخی از گفته ها را كه شایسته شهرت تاریخی او به عنوان یك فیلسوف بود ، از بین ببرد.
اورلیوس مراقبه ها بستری از فلسفه رواقی هستند و هزاران سال زنده مانده اند تا به خوانندگان آثار او و توسعه دهندگان پوسترهای انگیزشی شرکت ها در هر مکان الهام بخشند. شکوفایی اورلیوس در مورد میراث تاریخی او تا حدودی زبان است ، زیرا او یکی از مشهورترین و مشهورترین تفسیر امپراطورهای روم است.
14هرچه از این دروازه ها بیرون بیاید ، اگر با هم کار کنیم شانس بیشتری برای بقا داریم. آیا می فهمی؟ اگر با هم بمانیم ، زنده می مانیم.
بدون شک ماکسیموس یکی از جذاب ترین چهره هایی است که تاکنون صفحه نقره ای را جلب کرده است ، زیرا در بخش کوچکی به دلیل تفسیر الهام گرفته از شخصیت راسل کرو بود. جذابیت او بر اساس شایستگی در جنگ ، قاطعیت ، شجاعت و نگرانی او برای افراد هم رزمش بود.
این صحنه همه این خصوصیات را دربرمی گیرد و نمونه دیگری از تحسین ژنرال رومی را برای مخاطبان فراهم می کند. جدا از اطلاع رسانی به گلادیاتورهای محکوم به فنا چه می تواند آنها را از مرگ نجات دهد ، سخنان وی برای همه شرایطی که کار گروهی ضروری است صادق است.
13بعضی اوقات من کاری را که می خواهم انجام می دهم. بقیه اوقات ، آنچه را که باید انجام می دهم.
روم به دلیل اداره امپراتوری خود بر پشت برده هایی که جمعیت آنها بیشتر متشکل از افرادی بود که فتح کرده بودند ، بدنام بود.
سیسرو ، خادم ماکسیموس گرچه برده نبود ، جدا از بندگی ، وظایف زیادی را برای عموم انجام می داد ، ظاهراً از روی تحسین و احترام محض. هنوز هم ، گفته او ، بعضی اوقات من کاری را انجام می دهم که می خواهم انجام دهم. در بقیه اوقات ، آنچه را که باید انجام می دهم ، نه تنها روند عمل ماکسیموس را در پذیرفتن پیشنهاد امپراطور برای هدایت رم قوت بخشیدم ، بلکه مردم کارگر را در همه جا مورد اصابت قرار داد.
12آیا شما ، کوینتوس؟ آیا من می خواهم؟
ماكزیموس با ابراز اینكه كوینتوس اظهار داشت كه 'مردم باید بدانند كه چه زمان تسخیر می شوند' ، این واكنش عمیق را نشان داد. علی رغم ویژگی های قهرمانانه و تحسین برانگیز ماکسیموس ، مخاطبان نباید فراموش کنند که او ابزار امپراتوری بود که ثروت خود را از طریق فتح بدست آورد. ارتشهای روم به طور روزمره گسترش می یابند تا خود را به خدمت بگیرند در اطراف امپراتوری سرزمین می زند و مرزهای خود را افزایش دهند ، مردم و فرهنگ هایی را که در آنها ساکن هستند ، نابود کنند.
ماکسیموس علی رغم مأموریت خود در فتح ، با مردمی که برای تسلیم شدن به آنها فرستاده شده بود همدردی کرد و تمایل ناپذیر آنها برای آزادی و خودمختاری را تحسین کرد. این تلاش نهایی ماکسیموس برای شکستن یوغ اسارت خود و انتقام از کمودوس بود.
یازدهبه سیگنال من ، جهنم را آزاد کن
خشونت ارتش روم و ژنرالی که این امر را فرماندهی می کرد ، هنگامی آشکار شد که در آغاز نبرد با آلمانی ها ، ماکسیموس خواستار این بود که سربازانش ، به نشانه او ، جهنم را آزاد کنند.
این سخنان باعث خنک شدن ستون فقرات مخاطبان شد ، تماشاگران که قبلاً انتظار نبرد حماسی را داشتند اما اکنون انتظار داشتند چیزی خونسردانه و خونسرد باشد. این فیلم ناامید کننده نبود ، زیرا برآمدگی سنگین جنگ نبرد ریدلی اسکات ، آشفتگی و عدم اطمینان جنگ باستان را بیشتر می کرد ، در حالی که آرزوی چشم باز و مشتاق راسل کرو برای تحمیل خشونت ، ترسناک بودن او را به عنوان یک جنگجو تأکید می کرد.
10'نام من Maximus Decimus Meridius است ...'
نقل کامل: نام من ماکسیموس دسیموس مریدیوس ، فرمانده ارتشهای شمال ، ژنرال سپاهیان فلیکس و خادم وفادار به امپراطور واقعی ، مارکوس اورلیوس است. پدر به پسر مقتول ، شوهر به همسر مقتول. و من انتقام خود را خواهم گرفت ، در این زندگی یا زندگی بعدی.
شاه شب با سبوس چه می خواست
گلادیاتور یک فیلم انتقام جویانه است ، بدون شک ، و همانطور که بسیاری از طرفداران می دانند ، این غذایی است که بهتر است به صورت سرد سرو شود. این خط تحویل کمودوس یکی از بهترین صحنه های کل فیلم بود که ماکسیموس این واقعیت را فاش کرد که او با یک کار مانده هنوز زنده است. برای کشتن کمودوس و انتقام قتل خانواده اش.
عناوین ماکسیموس به خودی خود صحبت می کند ، و رقبای بعدی او شکوه رم را رقم می زنند. با این خط ، ماکسیموس به یکی از شاخص ترین شخصیت های هالیوود تبدیل شد.
9'من فکر می کنم شما تمام زندگی خود را ترسیده اید.'
کمودوس شخصیتی تراژیک است که در نهایت نامردی و ذهنیت ساده لوحانه او را به قتل می رساند. قوطی های ماکسیموس درست از طریق او می بینند ، که باعث خشم کمودوس می شود و به آکورد حسودی درون او برخورد می کند زیرا مارکوس اورلیوس او را پسری می داند که هرگز نداشته است.
درست قبل از نبرد نهایی ، این نقل قول توسط ماکسیموس گفته می شود که با صداقت خود Commodus را می شکند. کمودوس در تمام زندگی خود ترسیده است ، در حالی که در پشت دستاوردهای پدرش و ماکسیموس مخفیانه مخفی شده است ، در حالی که احمقانه سعی در ایجاد نام برای خود دارد.
8'برادران ، آنچه در زندگی انجام می دهیم ... در ابدیت انعکاس می یابد.'
سایه و گرد و غبار ، همانطور که پروکسیمو می گوید ، همه آنچه مردان و زنان هستند هستند. این کاری است که ما در زندگی انجام می دهیم و برای همیشه روی سنگ قبرها و میراث ما حک شده است ، بنابراین آن را به حساب آورید. نه اینکه همه وجودی را بدست آورم ، اما این نقل قول چیزی الهام بخش نبود.
ماکسیموس این را قبل از حمله به قبایل بربران ژرمنی به افراد خود بیان می کند. آنچه ماکسیموس در زندگی انجام داد ، در ابدیت پژواک خواهد یافت ، بهترین جایزه تصویر همه چیز را می گوید.
7'امروز دیدم که برده ای از امپراطور رم قدرتمندتر شد.'
كومودوس هرگز به مردی كه می خواست باشد تبدیل نشود و همیشه در سایه ماكسیموس و دستاوردهای او ظاهر می شد. وقتی لوسیلا متوجه عدم اقتدار خود شد ، کمودوس متوجه حق با او شد. برده ای که خونریزی او را به زندگی دیگری بدل می کند ، او را قدرتمندتر از Ceaser و خوش شانس کمودوس کرد.
با دیدن افسانه های کلوسئوم ، جای تعجب نیست که کومودوس تصویر خود را به ماکسیموس از دست داد ، پس از همه ، این شخص یکی از بزرگترین ژنرال هایی است که ارتش روم افتخار عضویت داشت.
6'من یک بار مردی را شناختم که گفت:' مرگ به همه ما لبخند می زند. همه کاری که یک مرد می تواند انجام دهد این است که لبخند بزند. '
مرگ و مالیات دو قطعیت در زندگی است ، که مورد آخر همیشه حدود آوریل است. با نگاهی به اولین ضمانت ، ماکسیموس به جای خیال پردازی ، فردی واقع گرایانه است. او می تواند یک اتاق یا موقعیت را فوراً بخواند ، و یک مرد نیز به همین خوبی.
لیست بازی های اصلی ایکس باکس که روی ایکس باکس 360 کار می کنند
ماکسیموس قبل از مسابقه خود با کمودوس می داند که زنده بیرون نخواهد آمد ، بنابراین عبارتی را بر زبان می آورد که چیزی جز خشم کمودوس ندارد.
5'کالا تقصیرهای شما به عنوان پسر شکست من در مقام پدر است.
مارکوس اورلیوس می دانست که شکوه روم برای دستیابی به شکوه فقط از طریق ماکسیموس امکان پذیر است ، به همین دلیل این خط را به کمودوس اعتراف کرد. مانند فردو از پدرخوانده ، احمق و ساده لوح است.
ناتوانی وی در خلاصی از فساد رم فقط درد و رنج مردم را طولانی می کند. ماركوس فقط می تواند این خط را برای پسرش بیان كند زیرا اخبار مربوط به كسی را كه جای او را می گیرد اعلام می كند. بعد از آن مارکوس برای همیشه خوابید و این خیلی خوب پیش نرفت.
4'آیا من مهربان نیستم؟'
واقعیت جالب ، این خط توسط خواکین ققنوس بداهه نواخته شد ، عصبانیت و عقل او به آرامی شروع به لغزش می کند. Commodus هر چیزی است که ماکسیموس نیست ، مردی است که فقط می تواند حسادت کند و نه اینکه از او تقلید کند.
یک سلطنت ترس شایسته حمایت نیست ، زیرا لوسیلا متوجه شد که هیولا Commodus تبدیل شده است. استیصال از کمودوس در اینجا در بهترین حالت بود و به دنبال کوچکترین پشتیبانی از خواهرش بود.
3'قلب تپنده رم ، سنگ مرمر سنا نیست ...'
نقل کامل: قلب تپنده رم ، سنگ مرمر سنا نیست ، بلکه شن و ماسه کولوسئوم است. او مرگ را برای آنها به ارمغان خواهد آورد - و آنها او را به خاطر آن دوست خواهند داشت. '
کولوسئوم خانه واقعی قدرت در رم است ، مکانی برای تجمع جمعیت برای جشن خونریزی. گراكوس و سنا این را می دانند و كومودوس نیز همین را می داند. کمودوس با یک چیز در ذهن خود چیزی جز ارتقا image چهره خود نمی خواست.
هدیه بازی ها به معنای آن بود که خون رم مدام به قلب آن سرازیر می شود ، دستگاهی که بیش از عدالت بر روی مرگ ساخته شده است. شکوه و عظمت روم به هیچ وجه با شکوه نیست ، اما ناخوشایند و فاسد است.
دو'او مانند یک قهرمان فاتح وارد رم می شود. اما چه چیزی را تسخیر کرده است؟
کمودوس ، دقیقاً مانند زندگی واقعی ، از مگالومانیا رنج می برد و سعی داشت خود را به عنوان ناجی رم برچسب بزند. به دنیل رادکلیف فکر کنید چگونه می توان در تجارت بدون موفقیت واقعی موفق شد اما در متن رم.
که در دروغگوهای کوچک زیبا کت قرمز است
کمودوس به سادگی شکوه و تلاش خود را بدون تلاش می خواهد و مانند خود عیسی مسیح به رم می رسد. این مانند یک پروژه گروهی است که در آن یکی از اعضا که کاری نکرده تمام اعتبار را می گیرد.
1'شما سرگرم نیستید؟ شما سرگرم نیستید؟ آیا این دلیل نیست که تو اینجا هستی؟ '
مسلماً قابل تشخیص ترین نقل قول از فیلم ، این خط ارائه شده توسط ماکسیموس نشان دهنده عدم همدلی جمعیت است. اوباش چیزی جز خونریزی و مرگ نمی خواهند ، این نمایشی است که آنها را از پوچی واقعیت منحرف می کند.
ماکسیموس یک سرباز است ، نه یک قاتل بی رحم که برای سرگرمی می کشد. این او را از گلادیاتورها به عنوان کسی که برای شهرستان خود می جنگد جدا می کند تا کسی که برای نمایش می جنگد.