بررسی زره ​​پوش

چه فیلمی را ببینید؟
 

نظرات پل یانگ TVMaplehorst زره پوش





ماما میا را تماشا کنید اینجا دوباره می رویم

هر چند وقت یک بار فیلمی از ناکجاآباد بیرون می آید که کاملاً مرا غافلگیر می کند. سگ سیاه ، باران شدید و Deep Rising هنوز هم سه فیلم اکشن مورد علاقه من با بودجه متوسط ​​هستند که تبلیغات یا احترام بسیار کمی داشتند اما توانستند در تئاتر بسیار لذت بخش باشند. هر سه به کتابخانه دی وی دی من نیز تبدیل شدند - و اکنون زره پوش در قفسه من به آنها ملحق خواهد شد.






در بررسی زیر چند اسپویلر جزئی وجود دارد.



نمرود آنتال، مرد کارگردان شکارچیان ، کار ساخت بسیار خوبی را انجام داده است زره پوش سرگرم کننده و جالب بدون دمیدن آن بیش از حد. از آن‌چه من می‌توانم بگویم، این اولین باری است که نویسنده جیمز سیمپسون با قلم به فیلمنامه تولید می‌شود، و او کار بزرگی را در کنار هم قرار دادن یک طرح نیمه قابل قبول با شخصیت‌های جالب انجام داده است. من هرگز واقعاً به هیچ یک از شخصیت‌ها وابستگی عاطفی احساس نکردم، اما صادقانه بگویم، برای لذت بردن از هر فیلمی که تماشا می‌کنم به آن نیازی ندارم.

این بدان معنا نیست که بازیگران فیلم کار خوبی برای زنده کردن نقش خود انجام ندادند. کلمب کوتاه ( پایکوبی حیاط ) نقش تای هکت، یک سرباز سابق را بازی می کند که به عنوان نگهبان در یک کامیون زرهی کار می کند. تای همچنین برادر کوچکتر خود، جیمی (آندره کینی) را پس از اینکه هر دو والدینشان در همان سال فوت کردند، بزرگ می کند. علت مرگ آنها هرگز واقعاً مورد توجه قرار نمی گیرد، اما تأثیر آن به راحتی قابل مشاهده است. بانک تای را به خاطر پرداخت هایی که در تلاش است انجام دهد به زحمت می اندازد. جیمی مدرسه را از دست می دهد و خدمات اجتماعی تهدید می کند که برادران را از هم جدا می کند و جیمی را تحت سرپرستی قرار می دهد.






تای به دنبال شیفت های اضافی در محل کار است، اما هیچ شیفتی وجود ندارد. این زمانی است که دوست، همکار، شریک و پدرخوانده او مایک کاکرون (مت دیلون) با این نقشه به سراغ او می‌آید تا کامیون‌های خود را سرقت کند. او و تعدادی از نگهبانان - کوئین (ژان رنو)، بینز (لارنس فیشبرن)، پالمر (آموری نولاسکو) و دابز (اسکیت اولریش)، تصمیم گرفته‌اند تا یک سرقت کامیون زرهی از سال 1988 را بازسازی کنند، جایی که به قول کوکرون، هیچ آدم بدی وجود ندارد.



آنها 42 میلیون دلار را در دو کامیون برمی‌دارند، می‌روند آن را در جایی ذخیره می‌کنند، گزارش می‌دهند که از آنها دزدی شده‌اند، سپس برمی‌گردند و جایزه‌شان را می‌گیرند. خب، قسمت اول طرح به خوبی پیش می‌رود، و آن‌ها با پول تمام می‌شوند و موفق می‌شوند نیمی از آن را ذخیره کنند و آن وقت است که کود به تیغه‌های چرخان برخورد می‌کند.






آن‌ها مردی بی‌خانمان را پیدا می‌کنند که در انبار متروکه‌ای که در آن پنهان شده‌اند، خوابیده است و بینز، که ماشه‌اش خوشحال/کم‌هوش‌ترین آن دسته است، او را بیرون می‌کشد و به او شلیک می‌کند. تای، که از قبل در مورد کل کپر شک دارد، نمی‌خواهد دست‌هایش خون شود و سعی می‌کند به مرد بی‌خانمان که کاملاً نمرده است کمک کند. با استفاده از تپانچه کاکرون ناگهان به پایان می رسد و تای برای ایمنی کامیون با بقیه در تعقیب می دود. او سعی می کند از رادیو کمک بگیرد، اما سیگنال ضعیف است، بنابراین سعی می کند دور شود.



آنچه در پی می آید برداشتی بسیار منحصر به فرد از تعقیب و گریز خودروی مورد نیاز است و احتمالاً می تواند بهترین تعقیب و گریز خودرو در سال جاری باشد. حالا به خوبی ماشین تعقیب و گریز نیست رونین، هویت بورن یا حمل کننده ، اما این اولین بار است که می توانم به یاد بیاورم که دو کامیون زرهی را در تعقیب یکدیگر دیدم.

سام و نیل در نگاه اول با هم ازدواج کردند

پس از کشیدن یک مانور از نوع NASCAR (بخوانید: رانندگی در یک دایره)، آنها در نهایت به همان جایی که شروع کرده بودند باز می گردند و تای در کامیون گیر می افتد و ظاهراً هیچ راهی برای خروج وجود ندارد. او آژیر را امتحان می کند که به زودی غیرفعال می شود اما نه قبل از جلب توجه افسر اکهارت (Milo Ventimiglia). یک چیز به چیز دیگری منتهی می شود و اکهارت به زودی به گلوله در روده ختم می شود و با تای در پشت کامیون دراز می کشد (این در واقع در تریلر نشان داده شد، بنابراین فکر نمی کنم بتوانید آن را یک اسپویلر واقعی بنامید). از آنجا، با افزایش تنش‌ها، همه چیز در گروه به هم می‌ریزد تا زمانی که داستان به اوج خود برسد.

به طور کلی، سیمپسون داستان فوق العاده ای نوشته است، اما این بدان معنا نیست که داستان حفره هایی در آن وجود ندارد که دوست داشتم پر شده باشد. تعداد کمی از شخصیت‌های داستان توسط نگرش‌ها یا شخصیت‌هایی هدایت می‌شوند که با آنچه ما در مورد آنها آموخته‌ایم مطابقت ندارد. چند تا کامنت توهین آمیز نظامی هست که زیر پوستم رفت اما زودگذره. برخی از عناصر داستان چندان منطقی نیستند، به عنوان مثال - انباری که آنها پول را در آن پنهان می کنند نزدیک است تای و کاکرون زنده هستند. این خیلی منطقی نیست، اما می‌توانست یک مشکل لوکیشن فیلمبرداری به جای یک موضوع داستانی باشد.

در پایان، اگر به دنبال یک فیلم اکشن لذت‌بخش هستید که در آن می‌توانید بدون زیاده‌روی یا تفکر بیش از حد از فیلم لذت ببرید، می‌توانید این کار را بدتر انجام دهید. زره پوش .