Army Of The Damned برداشت جالبی از این ژانر بود، اما شخصیتهایی که توسط تونی تاد، مایکل بریمن و غیره جان گرفتند چقدر دوستداشتنی بودند؟
وقتی پلیس ایالتی رسید، بریج و تیمش فکر کردند که مشکلات آنها بالاخره به پایان رسیده است، اما رهبر سواره نظام آنقدر مغرور بود که به حرف کسی گوش دهد. سواره نظام در نهایت تقویت شد ارتش لعنتی به جای اینکه زندگی فقط اوضاع را برای کلانتر بیچاره بدتر کند.
مطالب مرتبط: The Walking Dead: 5 مرگهای غمانگیز در سریال (و 5 مورد که در واقع بسیار احمقانه بودند)
جکسون تنها شخصیتی نبود که طرفداران او بود ارتش لعنتی با این حال، ایستادن برای او سخت است. این فیلم درجه C به لطف نامهای بزرگی مانند تونی تاد و مایکل بریمن که بخشی از بازیگران بودند، طرفداران زیادی پیدا کرد، اگرچه شخصیتهای آنها آنقدرها هم عالی نبودند.
جکسون
درست قبل از اینکه خودش به مردگان بپیوندد، گفت: «ما سریع هستیم و آنها مردهاند. جکسون با تمام عضله و تجربه قرار بود مردی باشد که بالاخره روز را نجات داد. با این حال، مانند هر فیلم ترسناک دیگری، او مرد متکبر و پر زرق و برقی بود که تقریباً همه را به قتل رساند.
تا آنجایی که به او مربوط می شد، بریج و تیمش یکسری پلیس نامناسب و کثیف بودند و ایده قدرت های ماوراء طبیعی برای او معنی نداشت. او همه از جمله جسد مرده کارپوزا را با چشمان مشکی وحشتناک از کار انداخت.
Sobecheck
سوبچک برای ارتش مردگان جنگنده بهتری نسبت به بریج و تیمش بود. مرگ او قطعی شد زیرا او هرگز برای موقعیت آماده نبود زیرا همیشه حواسش به چیزی پرت می شد. او فردی شوخ بود که با آمدنش تیم را روشن کرد، اما دوست داشتنی ترین مرد نبود.
کنترلر xbox one یا ps4 برای کامپیوتر
لبخند کج او حتی قبل از اینکه تبدیل به یک زامبی شود او را شبیه یک شرور می کرد. وقتی بالاخره برگشت، از بقیه لعنتی ها ظالم تر بود. او لبخند شیطانی خود را حفظ کرد و برای مبارزه با جکسون و مردانش، یک پتک کامل را به هر چیزی که از دستش باقی مانده بود چسباند.
رودز
رودز با عینک آفتابی «تجویزی» عجیبش پس از ناکامی در درخواست پشتیبان به جاسوسی در ارتش لعنت شدگان تبدیل شد. او همچنین از آزاد کردن دونالد برای ادرار کردن خودداری کرد، اقدامی که می توانست بسیاری از افراد از جمله گریفیث را نجات دهد. عینک او نیز زشت به نظر می رسید و او همیشه سر مردم فریاد می زد که او را به کمترین شخصیت فیلم تبدیل می کرد.
دیو
دیو فیلمبردار هرگز متوجه نشد که درگیر چه چیزی است، او فقط به غذا اهمیت می داد. او آنقدر آب نبات هایش را دوست داشت، به طوری که وقتی زامبی کارپوزا به او حمله کرد، تمام چیزی بود که در جیبش پیدا کرد. جنبه بد او زمانی رخ داد که او در نهایت وارد عمل شد و نتوانست کمکی به او کند.
مطالب مرتبط: 10 فیلم ترسناک که طرفداران از تماشای دو بار خودداری می کنند
او فقط مانند یک ربات دستورات کایلا را دنبال می کرد و به چیزی جز آنچه دوربینش می گرفت اهمیت نمی داد. او بدترین وینگمن بود، بدون اینکه سهم قابل توجهی در مبارزه داشته باشد جان خود را از دست داد. او وقتی با زامبی جکسون روبرو شد یخ زد و در نهایت با اسلحه خودش مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
ارل دیوانه
کریزی ارل پسر خوبی بود چون همه چیز را فهمیده بود اما خیلی خوب نبود. او این نگاه شرورانه را داشت که او را مانند یک تهدید جلوه می داد، اگرچه او راه حل بود. سبک زندگی ترسناک او با سگش سندی نیز او را به شخصیتی تبدیل کرد که هر کسی از آن بترسد.
با این حال، زمانی که با دونالد هم گروه شد، چهره ای دوستانه نشان داد. هنگامی که جکسون از گوش دادن به او امتناع کرد، او آن سلام خندهدار را به او داد و در پایان تبدیل به رهبری شد که همه به آن نیاز داشتند و او را به یک بازیکن با ارزش تبدیل کرد.
دختر کوچولو
همه افراد فیلم نسبت به دختر کوچولو نقطه نرمی داشتند و به نظر نمی رسید او را تهدیدی با وجود اینکه او مرده است، در نظر بگیرند. او چیزی نگفت و نگاه معصومانه و تکان دادن سرش باعث شد که او را آسیب پذیر نشان دهد، بنابراین شما نمی توانید از همدردی خود جلوگیری کنید.
مطالب مرتبط: 10 انتخاب مشکوک والدین در The Walking Dead
او هنوز یک شرور بود، بنابراین دقیقاً کسی نبود که دوستش داشته باشید، اما شما نمی توانید برای او متاسف شوید. حتی بریج هم تهدیدی را که به وجود آورده بود فراموش کرد و بعد از اینکه ارل در پایان بمبی را که به صخره می رفت منفجر کرد، او را سوار ماشینش کرد.
لاوسون
لاوسون (زلینا وگا) فقط یک پلیس ساده بود که از شانس حضور در تلویزیون هیجان زده بود. او همچنین یک تیرانداز عالی بود همانطور که Sobecheck وقتی مرده او را یافتند تأیید کرد. لبخند او قبل از اینکه تبدیل به یک سرباز برای لعنت شدگان شود نیز نفس گیر بود.
رفتار مادرانه او با دختربچه نیز بیارزش بود، اگرچه او را به قتل رساند. علاوه بر این، او باحالتر از همه زامبیها بود که میرقصید و کمی طنز به ارتش زشت میآورد.
کارپوزا
کارپوزا تنها افسری در شهر بود که از کایلا و نمایش واقعی او هیجان زده نشد. او فقط به دنبال اجرای قانون در شهر بود. وقتی به خانه جن زده رسیدند، کارپوزا همیشه جلوتر بود و به سمت خطر می رفت.
او به یک زامبی شرور تبدیل شد، اما شما نمی توانید او را به خاطر آن سرزنش کنید، زیرا او مرده بود. او همچنین موفق شد درست قبل از مرگ یک جوک بزند.
تراشه جاده دیوید کراس آلوین و سنجاب ها
گریفیث
گریف داناترین همکاران بریج و همچنین مسئول ترین بود. او جنگنده خوبی نبود، اما همچنان دوست داشتنی ترین عضو تیم بود. او با دختر کوچولو مهربان بود و حتی بعد از اینکه متوجه شد که دختربچه نبض ندارد عصبانی نشد.
او همچنین به اندازه کافی خوب بود که دونالد را رها کرد تا بتواند ادرار خود را انجام دهد، که حرکت بسیار خوبی بود زیرا باعث نجات بسیاری از مردم شد. او هرگز فرصت دفاع از خود در برابر نسخه فوق قدرتمند کارپوزا مرده را پیدا نکرد.
کایلا
میزبان از نیروی کمک چندانی نکرد و به نوعی توانست همه افراد حاضر در فیلم را وادار کند تا دستورات او را انجام دهند بدون اینکه بفهمند او شخصیت شرور است. او بیشتر به اغوا کردن بریج علاقه داشت، کاری که ترسناک بود اما در حین انجام آن بسیار باهوش بود.
مطالب مرتبط: The Walking Dead: The 12 Main Child Characters, Ranked
او همچنین میدانست چگونه با اعتیاد دیو به غذا کنار بیاید که عجیب بود. او دوست داشتنی ترین شخصیت را می ساخت اگر معلوم نمی شد که او شرور و مادر بد دختر کوچک بیچاره است.
جانیس
جانیس تنها کسی است که تمام اکشن ها را از دست داد، زیرا او بیش از حد مشغول هدف قرار دادن دشمنان خیالی در دفتر بود. هنگامی که او در انتخاب تماس رودز به تعویق افتاد، رودز تصور کرد که او در توالت است که زاویه ای خنده دار به سبک زندگی منشی نینجا داد.
با این حال، او آدم خوبی بود، زیرا همیشه با صدایی شیرین به تلفن پاسخ میداد و موفق به دریافت نسخه پشتیبان شد، اگرچه خیلی دیر رسید. پوزخند عصبانی او در پایان درام کافی بود تا لبخندی نیز به همراه داشته باشد.
پل
بریج احتمالا تنها کلانتری در آمریکا بود که دعا کرد تا جنایتی به شهرش بیاید، اما او بهترین رهبری بود که شهر کوچک می توانست درخواست کند. او در کار خود خوب بود و همیشه موفق می شد شوخ طبعی خود را حفظ کند حتی وقتی همه چیز به جهنم می رفت.
با این حال، او نتوانست از طریق ترفندهای Kayla ببیند. او آشکارا به او دروغ میگفت و دستکاری میکرد و او فقط عاشق آن شد. او همچنین هیچ کاری در مورد دختر مرده انجام نداد، حتی زمانی که می دانست چیزی اشتباه است، که در مورد شخصیت اصلی فیلم ترسناک بسیار بی توجه بود.
دونالد
این بیچاره فقط امیدوار بود که شب را روی مبل مادرش بگذراند و صبح کمی صبحانه بخورد، اما شوخ طبعی او چیز دیگری بود. زمانی که گریفیث کشته شد، او این شانس را داشت که برای آن تلاش کند، اما تصمیم گرفت جان خود را برای نجات بریج به خطر بیندازد.
او همچنین حتی با ارل ترسناک شوخی می کرد و به نوعی توانست از زامبی ها و بمب جان سالم به در ببرد. سبک راه رفتن خنده دار و شوخی او در مورد اخراج شدن از پشت بام بهترین طنز در پایان کل آزمایش بود.
بعدی: مردگان متحرک: 5 مرگ و میر در سریال (و 5 مورد که در واقع بسیار احمقانه بودند)