دیو باوتیستا ممکن است شبیه یک ستاره اکشن به نظر برسد، اما او می خواست در آن بازی کند ارتش مردگان تا با زک اسنایدر کار کند و بازیگری دراماتیک او را تغییر دهد. هنگامی که TVMaplehorst از مجموعه بازدید کرد، در مورد این موضوع و موارد دیگر صحبت کردیم ارتش مردگان در اکتبر 2019 و این فرصت را داشت که با باتیستا درباره فیلم دزدی زامبی ها، جاه طلبی های شغلی او و حتی کمی درباره مارول صحبت کنیم.
بازگشت زاک اسنایدر به ژانر زامبیها با گنجاندن زامبیهای سریعتر و باهوشتر با منشأ منطقه 51، ترکیب زامبی/دزدی، محیط لاسوگاس و بازیگران متنوع، موجهای زیادی را ایجاد میکند. دیو باتیستا با بازی در نقش اسکات، تیمی از قاتلان زامبی را رهبری میکند که برای ورود به منطقه قرنطینه وگاس استخدام شدهاند تا قبل از اینکه همه چیز توسط یک بمب هستهای از بین برود، برای مالک Bly Casino پول دریافت کنند.
مطالب مرتبط: همه چیزهایی که در مجموعه ارتش مردگان زک اسنایدر یاد گرفتیم
بازدید ما از مجموعه چیزهای زیادی را در مورد آنچه که باید از آن انتظار داشته باشیم نشان داد ارتش مردگان و با توجه به اینکه چند نفر از بازیگران و خدمه بازی باتیستا را ستایش کردند، ما خوشحال شدیم که با او بنشینیم تا در مورد مشارکت او به قول خودش بشنویم.
اوضاع چطوره؟
من خیلی خسته ام. من چسبنده هستم. من معمولاً چنین بویی نمی دهم، اما 2 ماه است که این s*** را می پوشم. این چیزها نیست، این تجهیزات من است که در بالای این قرار دارم تا همه چیز را جا بدهم. این فقط بد بو است. چطور هستید؟ این درشت است، درست است؟ گرد و غبار است کثیف همیشه هم همینطوره نشد، اتفاق افتاد. این کاری نیست که ما انجام دادیم. همیشه همینطوره کازینو تعطیل شد، بچه ها این را می دانستید؟ برجسته است
آیا این فوق العاده مفید است؟ برای داشتن چنین موقعیتی؟
حدس می زنم. من به زودی در آلبوکرکی می ماندم. من کویر را دوست دارم. من گرما را دوست دارم. همه در آنجا ذوب می شدند. من در بهشت بودم ترجیح میدم اونجا بمونم
تجربه انجام یک فیلم زامبی زاک اسنایدر چگونه بوده است؟
بگذارید فقط آن را کوتاه کنیم تا بگوییم یک فیلم زک اسنایدر است. به همین دلیل من برای این ثبت نام کردم. چون می خواستم با زک کار کنم. در اصل زک و من روی پروژه دیگری کار میکردیم که در سه سال گذشته سعی در انجام آن داشتم. و فقط، به دلایلی، هرگز محقق نشد. و بنابراین زک یک روز با من تماس گرفت و گفت... چون می دانستم این فیلم در حال وقوع است و با او صحبت کردم. ما هر دو در CAA هستیم، بنابراین من چندین بار آن را به راه انداختم و به نظرم جالب بود، اما این فقط چیزی نیست که فکر میکردم با زک کار کنم. به هر حال در حال انتخاب بازیگر بودند و او به من زنگ زد و گفت قسمت دیگری را که می خواهند انجام دهند نوشته است و من گفتم باشه، قسمت را نگاه می کنم و گفتم آیا می توانم قسمت Vanderhoe را ببینم و وقتی نوبت به بازیگری رسید گفت. او سعی می کرد فکر کند اسکات کیست و گفت دیو وان نیست، دیوید اسکات. بنابراین او با من تماس گرفت و گفت که قبلاً با نتفلیکس صحبت کرده و مطمئن شد که آنها تأیید کرده اند و او تماس گرفت و نقش را به من پیشنهاد داد. و من آن را گرفتم، اما به همین دلیل بود. چون می خواستم با زک کار کنم. می خواستم سال ها با او کار کنم. و این واقعاً فقط برای این است که بتوانم همه *** او را بدزدم. من می خواهم وسایل را بدزدم. من می خواهم کار او را تماشا کنم. فقط از نظر بصری او عالی است. او یک استاد بصری است. میخواستم وارد شوم و از او یاد بگیرم و وسایلش را بدزدم تا بتوانم فیلمهایم را کارگردانی کنم و اعتبار کار او را بپذیرم. وسایلش را می دزدم و بعد فیلم هایم شبیه فیلم های او می شود.
برخی از چیزهایی که در نهایت از او یاد گرفتید چه بود؟
فقط نوعی ترفند دوربین. من هم از اینکه او خیلی خوشم می آید - این را فقط از تماشای این مستند می دانم - اما اسپیلبرگ یکی از آن بچه هایی بود که از نظر بصری به اطراف نگاه می کرد و چیزی را می دید و می گفت بیا آن را بگیریم بیایید آن را بگیریم! و زک هم همینطور است، زیرا ما در حال عکاسی از همه این موارد هستیم، بیشتر با نور طبیعی. آنها فقط چند لامپ لوله را اینجا و آنجا می چسبانند و بسیار کم هستند، اما بیشتر آن نور طبیعی است. بنابراین بیشتر اوقات او در حال شکار چیزهایی است. عجیب است زیرا یکی از مواردی است که برنامه ما دائماً به همین دلیل تغییر می کند. این یکی از آن چیزهایی است که شما به نوعی می خواهید انعطاف پذیر باشید زیرا می خواهید بخشی از آن باشید، اما گاهی اوقات ممکن است کمی ناامید شوید، اما کاری را که باید انجام دهید، انجام می دهید. خوب است بدانید که چه کاری انجام می دهید و چه زمانی آن را انجام می دهید و کمی بهتر آماده شوید. بنابراین این یکی از آن چیزهایی است که شما در حال انجام کارهای زیادی هستید و برخی از آن کارها، به خصوص زمانی که در بیابان هستید و همه چیز در حال تغییر است در نورها در حال تغییر هستند و شما به سراغ چیز دیگری می روید و شما روز بعد برگرد گاهی اوقات کمی خسته کننده است. این و همچنین راه، بسیاری از ترفندهای تمرکز او واقعاً غیرعادی هستند. واقعا غیرعادی اما ظاهر بسیار جالبی ایجاد کرد. یک نگاه جالب به شخصیت ها، اما همچنین یک نگاه واقعا جالب در پس زمینه. بنابراین بسیاری از اوقات به این دلیل است که روشی که او از پسزمینه عکس میگیرد تقریباً تبدیل به یکی از شخصیتها میشود و به نظر میرسد که آن شخص دیگری است. انگار زنده است. بنابراین ترفندهای کوچک را در آنجا یاد بگیرید. جالب است. این یک روش هنری برای نگاه کردن به فیلم های زامبی است. متفاوت است.
آیا این چیزهایی است که همه را در جریان قرار می دهد یا شما به طور خاص سعی می کنید سایه بزنید؟
اوه نه، من کاملاً از روی شانه او نگاه می کنم. هاها نه، من فکر میکنم اگر در این مورد با او صحبت کنید، او خیلی باز است، اما فکر میکنم گاهی اوقات او هم همینطور که میرود آن را جبران میکند. این یک چیز هنری است. این چیزی است که در مورد آن عالی است. من دوست دارم که او دوربین را برمی دارد و هنرمند است. گاهی اوقات فکر میکنم که او حتی میتواند عملکرد را از دست بدهد، زیرا او به شدت بر روی صحنههای بصری تمرکز دارد، زیرا او چیزهایی را به صورت بصری خلق میکند. بنابراین این یک فرآیند واقعا جالب است. چون ما، بازیگران، واقعاً هر چند وقت یکبار به هم تکیه کردهایم. چون فکر میکنم زک گاهی آنقدر روی چیزی که میگیرد متمرکز میشود که میدانید، ما به عنوان اجراکنندگان نگران اجراهای ما هستیم. وقتی به دوربین نگاه میکنم و تصویر بزرگی را نمیبینیم، فقط اجراهایمان را میبینیم، و گاهی اوقات زک آنقدر روی همه چیز تمرکز میکند که هر چند وقت یکبار برای اجراها به هم تکیه میکردیم.
چند قسمت در عزیزم در فصل 2 فرانکس
با اسکات، واضح است که داستان پدر و دختری وجود دارد. حدس میزنم برای یک فیلم زامبی دیوانه بزرگ کمی غیرعادی است.
چیزهای بسیار متفاوتی در این فیلم وجود دارد. این فیلم دارای لایه های بسیار متفاوتی است. چیزهای زیادی در رابطه وجود دارد. این بسیار دلخراش است، اما همچنین، این فیلم بسیار سیاسی تر از آن چیزی است که مردم فکر می کنند. من فقط آن را هجی می کنم. من نمی دانم که آیا شما در حال تماشای اخبار در مانیتورهای آنجا هستید یا خیر. خیلی سیاسی است و آن را مرتبط می کند. فکر میکنم بیشتر مردم آن را بهعنوان دزدی زامبیها میبینند و این همان چیزی است که هست، اما برخی از افرادی که آن را جدا میکنند، ارتباط سیاسی نیز با آن پیدا میکنند.
از دیدگاه شما، آیا آزادی بیشتری برای کاوش در این زاویه وجود داشته است که این یک فیلم نتفلیکس است نه یک پروژه بزرگ استودیویی؟
نه، این برای من یک پروژه بزرگ استودیویی است. فکر میکنم انعطافپذیری زیادی در اجرا برای آنچه من فکر میکنم وجود داشته است، میدانید، من چند بار با زک نشستم که به نوعی با آنچه در فیلمنامه بود مخالفت کردم و او به من توضیح داد که چرا به شدت فکر میکرده است. برخی از راه ها بود و در نهایت او کارگردان است و من باید با آنها موافق باشم. اما چند چیز بوده که به من فکر میکردم میتوانست مسیرهای متفاوتی را طی کند و فکر میکنم او یک چشمانداز در سر دارد و یک پیام در سر دارد و او رئیس است.
یادم میآید، این مدتها پیش است، اما من داشتم تو را از تلویزیون تماشا میکردم و ادی گوئررو به جای باتیستا، تو را باوتیستا صدا کرد و این برای من ارزش زیادی داشت. فکر میکنم فیلیپینیهای زیادی در سراسر کشور درست کردم. برای آمریکایی های فیلیپینی اکنون شما همیشه دیو باتیستا هستید و در بزرگترین فیلم های روی کره زمین بازی می کنید. برای شما چه معنایی دارد که به نوعی پسر ما باشید، به نوعی اولین کسی که این کار را در این سطح انجام می دهد؟
عجیب است. خیلی خنده دار است که باید بگویید چون من در حال آماده شدن هستم، من مرد جوهر خود را در تقویم خود دارم، من در حال حاضر دو پرچم فیلیپین دارم، اما دارم آماده می شوم که ستاره ها را از جلو و مرکز واقعاً بزرگ کنم. قفسه سینه این نشان می دهد که غرور من تا فیلیپینی بودن به کجاست. من نیمی فیلیپینی هستم، اما با خانواده پدرم بزرگ شدم و این همان خونی است که می شناسم. هرگز مانند زمانی که به فیلیپین رفتم در آغوش نگرفتم. فیلیپینی ها من را در آغوش گرفته اند و این برای من بسیار مهم است زیرا می خواهم در آغوش گرفته شوم و می خواهم چیزی را نمایندگی کنم. من می خواهم به مردم الهام بخشم. پس برای من خیلی معنی دارد. گاهی اوقات مسیر آن را گم می کنم اما هر چند وقت یک بار به من یادآوری می شود.
شما خوش شانس بوده اید که با چند کارگردان و فیلمساز بزرگ کار کرده اید. آیا این چیزی است که بیشتر اوقات تصمیمات شما را هدایت می کند؟
نمیدانم که این تصمیمات من را هدایت میکند یا نه، اما فکر میکنم قطعاً با انتخاب است. عجیب است. زوئی سالدانا، در اوایل کارم، او گفت که در مورد کارگردانانی که با آنها کار می کنم و همیشه در پشت سر من بوده اند، بسیار دقیق و حساس است. من فهرستی از کارگردانانی دارم که میخواهم با آنها کار کنم و برخی که در لیست من نیستند، اما وقتی آنها سر راهم قرار میگیرند اولین کاری که انجام میدهم این است که بدانم چه کار کردهاند و ببینم چه کردهاند و من برگردید و آن را تماشا کنید و ببینید که آنها چگونه کارگردانی می کنند و اجراها چگونه است. عملکرد برای من بسیار مهم است. و همچنین، اگر آنها قصه گوی خوبی باشند، فکر می کنم گاهی اوقات، می دانید، اجرا عالی خواهد بود. فیلمهای زیادی وجود دارد، من فکر میکنم فیلمها یا اجراهای ابرقهرمانی فوقالعاده هستند و از نظر بصری عالی هستند، اما جایی در طول مسیر آنها مسیر داستان را گم کردند و فقط به s*** میرود. پس این چیزی است که من در پس ذهنم نگه می دارم، قطعا. من با تعدادی از بهترین کارگردانان جهان کار کرده ام زیرا می خواهم کارگردان باشم. می خواهم یاد بگیرم. من شاگرد این هستم
شما در مورد زک صحبت میکنید که در حین رفتن بازخورد میدهد و اجازه میدهد اجراها ادامه پیدا کنند، در مقابل میدانم که با جیمز گان کار میکنید که او همچنین با شما در صحنه فیلمبرداری بسیار تعاملی است. مقایسه آن دو به عنوان کارگردان سر صحنه چگونه بود؟
من فکر می کنم که جیمز خیلی بیشتر با عملکرد ما درگیر است. فکر می کنم انعطاف پذیری بیشتری با زک دارم. جیمز یک آدم کنترلی است. آیا شما بچه ها او را ملاقات کرده اید؟ آیا با او صحبت کرده اید؟ او خیلی آدم کنترلی است. که من بدم نمیآید، او کارگردان بزرگی است، مثل اینکه او کارگردانی درخشان و داستاننویسی درخشان است. پس من مشکلی ندارم که اینطوری از پس خودم بر بیایم چون به او اعتماد دارم. به نظر می رسد که زاک مایل است به شما آزادی و انعطاف بیشتری بدهد و شما می دانید زمانی که او از چیزی راضی است، زیرا او می گوید یک راه خاص را قطع کنید. یا او فقط، شما می توانید آن را ببینید زمانی که او نمی بیند. او به شما احساسات زیادی نمی دهد. شما فقط به او نگاه می کنید و او سرش را تکان می دهد و می توانید بفهمید که چه زمانی خوشحال است یا چیز دیگری. هر چند وقت یکبار احساس می کنم خودآگاه هستم. من همیشه به عملکردم اهمیت میدهم، بنابراین گاهی اوقات از او میپرسم که چه فکری میکند و او فقط به شما روی میآورد و میگوید که عالی است.
اما گاهی که با جیمز گان دیدهام، یک بار داشتم این اجرا را اجرا میکردم و فکر میکنم او ناراحت بود، نه به خاطر اجرای من، بلکه از جایی که چشمان من بود ناراحت بود. او به من گفت یک نقطه را انتخاب کنم و روی آن تمرکز کنم و چشمانم را تکان نده. و همچنین کارگردانانی مانند دنیس. دنیس دیدی دارد و نمیخواهد شما از آن دور شوید، این برای من بسیار مفید است زیرا او اجراهایی را در من به نمایش گذاشت که فکر نمیکردم توانایی انجامشان را داشته باشم، زیرا او به من دستور داد راه خاصی را بروم. مثل نقش کوچک من در بلید رانر. من برای انجام آن نقش به روشی خاص ظاهر میشوم، و وقتی به آنجا رسیدم متوجه شدم که همه چیز اشتباه است، زیرا او از من خواسته بود که همه چیز را متفاوت از راه رفتنم انجام دهم. من برای آن نقش کوچک بسیار دوست داشتم و باید به او اعتبار بدهم، زیرا او مرا برای اجرا راهنمایی کرد. من دوست دارم این افراد را پیدا کنم که در یک چیز واقعاً خوب هستند. فقط در یک چیز خوب نیست، اما به چیزهای خاصی علاقه مند است و فقط به نوعی از آنها درس می گیرد.
به نظر می رسد که در نقش هایی که در کارنامه سینمایی خود بازی کرده اید، حرکت های حساب شده ای انجام داده اید و عمیقاً به آن فکر کرده اید و تنوع زیادی در آن وجود دارد. تا چند سال آینده. به دنبال چه کاری هستید که هنوز انجام نداده اید؟
تلویزیون بله، من می خواهم یک سریال تلویزیونی بسازم. من به نوعی می خواهم آن کادر را علامت بزنم. من واقعاً میخواهم انجام دهم... پروژهای است که برای مدت طولانی دنبال میکردم و فقط برای انجام آن تلاش میکردم، بنابراین در حال حاضر به پروژههای دیگر نگاه میکنم، اما میخواهم یک پروژه تلویزیونی انجام دهم. فکر میکنم پروژههای بزرگترم را آماده کردهام. من مطمئن نیستم که اجازه داشته باشم در مورد آنها صحبت کنم. اما من پروژههای بزرگترم را بهعلاوه چیزهای کوچکتری آماده کردهام. من میخواهم عقبنشینی کنم و کارهای مستقلی انجام دهم، که برای من هم یک مبارزه است، زیرا شبیه یک قهرمان اکشن به نظر میرسم، که خیلی وقتها فیلمهای مستقل عمیق و دراماتیک نمیخواهند من را انتخاب کنند. متوجه شدم، نگاهم حواسپرت کننده است، اما در عین حال اینها اجراهایی هستند که ترجیح میدهم. بنابراین امیدوارم هند بیشتر شود. هند دراماتیک و سپس یک سریال تلویزیونی.
چرا تلویزیون؟
خوب، چند دلیل مختلف وجود دارد. من فکر می کنم که تلویزیون به دلیل سرعتی که آنها با آن کار می کنند، یک راه واقعا عالی برای یادگیری است. من همچنین فکر می کنم که... من همیشه اینطور فکر می کنم، اما می خواستم در طول دوران حرفه ای ام به عنوان یک بازیگر ساخته شوم و فکر می کنم که تلویزیون و قرار دادن چهره خود در آن هر هفته شغل شما را می سازد و باعث می شود نام ارزشمندی برای شما ایجاد شود. ، اما من همچنین یک چالش می خواهم که فقط همینطور حرکت کنم و فقط همین طور دائم حرکت کنم. و آنچه به آنها می دهید، زیرا فقط چند فرصت برای دریافت این برداشت ها دارید، و آنچه به آنها می دهید همان چیزی است که در آن گیر کرده اید. این عملکرد شماست. و به همین دلیل در فیلمی به نام بوشویک بازی کردم. کارهای طولانی مدتی در آن وجود داشت و این واقعاً در آن زمان برای من یک چالش بود، زیرا عملکردی که در آن برداشت ارائه دادم، عملکردی بود که در آن گیر کرده بودم و من آن چالش را می خواستم زیرا می خواستم بهتر باشم. پس همین است. من یک چالش میخواهم، و میخواهم چهرهام را هر هفته نشان دهم. من می خواهم حرفه ام را بسازم.
یک برنامه نمایشی را پیدا کنید که به او اعتماد دارید.
آره ما الان داریم در مورد یکی صحبت می کنیم. که من خیلی به آن علاقه مند هستم، اما کاملاً در مورد آن مطمئن نیستم زیرا یک تعهد شش ماهه است و وقتی این کار را انجام دهم 51 ساله خواهم شد، بنابراین شش ماه را رها می کنم، بنابراین باید منطقی باشد.
خوب، شما 30 ساله به نظر می رسید.
خب ممنون من خیلی آرایش دارم
اشاره کردید که می خواهید کارگردانی کنید. آیا ژانر یا نوع خاصی از فیلم وجود دارد که بخواهید انجام دهید؟
من فقط همیشه به سمت درام متمایل شده ام. بله، من فقط درام را دوست دارم. من چند ایده از خودم دارم که میخواهم انجام دهم، اما همه اینها به ارزشمند بودن برمیگردد. اگر نام ارزشمندی هستید، مردم گوش می دهند. وقتی در اتاق راه می روید، مردم گوش می دهند. پس این تمام است، من فقط سعی می کنم این کار را انجام دهم. من فقط سعی می کنم خودم را به عنوان یک بازیگر بسازم تا مردم توجه کنند تا استودیوها گوش کنند. اگر به آنها پول در آورید، حاضرند گوش کنند.
اگر کارگردانی می کردید، آیا می خواهید نویسندگی هم بکنید یا همکاری کنید؟
حتما همکاری خواهم کرد من اون آدم نیستم من می توانم طرح کلی یک داستان را به شما ارائه دهم، اما اینکه بنشینم و یک مکالمه کامل را بنویسم، برای همیشه طول می کشد، و من همه چیز را بیش از حد تحلیل می کنم و هرگز درست نمی شود. ترجیح میدهم بنشینم و همکاری کنم و به دیگری خط داستانی بدهم و بگویم که میخواهم این داستان را بگویم: پرده اول، پرده دوم، سوم. من می دانم که می خواهم این چیست. میدونم چطوری میخوام تمومش کنم حالا تمام شد، این را بنویس. من ترجیح می دهم با یک نویسنده واجد شرایط و فردی که تحصیل کرده باشد و این کار را انجام دهد، بنشینم. کسی که قبلا ثابت شده این ترجیح من خواهد بود.
شما اشاره کردید که شبیه یک قهرمان اکشن هستید. بنابراین برای فیلمی مثل این، آیا شما فقط حاضر می شوید و وسایل را می پوشید و آماده رفتن هستید یا باید تمرینی انجام دهید؟
سر صحنه حاضر شدم و دنده را گرفتم و آماده بودم، هاها.
زیرا به نظر آماده عمل هستید. مثل اینکه میدونی چیکار کنی آیا این بسیار استاندارد است؟
و منظورم همین است. اگر زک این فیلم را کارگردانی نمی کرد، راستش را بخواهید، احتمالا آن را نمی گرفتم. من می گذشتم. من احتمالاً صد فیلم در این زمینه را پشت سر گذاشته ام. من می توانم بگویم یک مرد اکشن دیگر؟ میتونستم کمتر اهمیت بدم اما چون زک کارگردانی می کرد، گفتم بله، من آنجا هستم. اما آره، حاضر شدم و آماده بودم.
خوب، به نوعی بر اساس آن، من فکر می کنم نوعی هنر از دست رفته با بازیگری در دوران مدرن، بیان داستانی با بدن شماست. چارلی چاپلین، باستر کیتون، جکی چان، اما شما به نوعی در این صنعت ظاهر شدید که به گفتن داستان هایی با بدن خود برای ما عادت کرده اید. آیا این یک دارایی برای شما بوده است؟
نه، چون سعی کردم از مسیر دیگری بروم. چون سعی می کنم این کار را نکنم. مانند، The Rock نمونه کاملی از کسی است که از این قدرت استفاده می کند. بنابراین من می خواستم بر خلاف غلات بروم و همه چیز را بسیار کوچکتر کنم. بسیار ظریف من از ظرافت امرار معاش می کنم. من می خواهم این نقطه قوت من باشد. من می خواهم این چیزی باشد که ما را از هم جدا می کند. من نمی خواهم آن مرد بزرگی باشم که در اتاق راه می رود، هرگز نمی خواستم آن مرد باشم.
به طور خاص شما و راک؟
نه، منظورم این نیست که او را بکاود، اما شما می دانید که او به عنوان یک شخصیت چگونه است. او برای من احساس می کند کشتی گیر بسیار حرفه ای است. مثلاً من نمی خواهم آن مرد باشم. من می خواهم بازیگر شوم. می خواهم بپرسم، می خواهم مردم مرا به خاطر بازی و ظرافتم قضاوت کنند. من میخواهم نقشهایی را بازی کنم که به این نیاز دارند. من نمی خواهم یک مرد اکشن بزرگ باشم که فقط می گوید s*** و خیلی ها را می کشد و دختر را می گیرد. من نمی خواهم آن مرد باشم. من می خواهم آن مردی باشم که مردم را به گریه بیاندازد. که مردم را به فکر وا می دارد. که الهام بخش مردم است من می خواهم یک بازیگر نمایشی باشم. من فقط آن را دوست دارم. من عاشق بازیگری هستم.
تئو در مصاحبه ای که با او داشتیم از عملکرد شما عصبانی بود. گفت خیلی غیر منتظره است.
پس آیا این شانس را پیدا کردید که کمی آن را منعطف کنید؟
من هم اینچنین فکر میکنم. بله، ضربات احساسی بسیار خوبی در این فیلم وجود دارد. من کمی خم شدم. چیزهای اکشن جالبی وجود دارد که من فقط زامبی ها را می کشم. این برای من نیز جالب است، زیرا باز هم به این برمی گردد که من همان مردی هستم که آنها از من انتظار دارند، اما همچنین به آن مردی هستم که واقعاً من را ندیده اند. اگر به آن فکر کنید من واقعاً کارهای اکشن زیادی انجام نداده ام. حتی در کارهای مارول من واقعاً برای اکشنم شناخته شده نیستم. در مارول من به خاطر گفتن *** احمقانه شهرت دارم. میدونی. بنابراین، بله، من فکر می کنم که این یک نوع جالب است.
آهنگ در آغاز نگهبانان کهکشان
در هنر مفهومی تصویری از شما با لباس نظامی و همچنین تصویری از شما با یک کلاه سفید و یک پیش بند وجود داشت. می توانید در مورد آن صبحت کنید؟
بنابراین رویای آمریکایی من که از دست داده ام این است که یک کامیون غذا داشته باشم. این رویای من بود من فقط میخواستم رئیس خودم باشم و خانواده داشته باشم و بعد از شیوع زامبیها همه چیز به جهنم رفت. بنابراین بعد از اینکه او شیوع زامبی ها را در بر گرفت، همه چیزم را از دست دادم، از جمله خانواده ام، و به عنوان یک آشپز کوتاه مدت در یک همبرگر کوچولو کار می کردم.
پس آن کامیون تاکو از هنر مفهومی مال شماست؟
این کامیون تاکو من است. این رویای آمریکایی من است. رویای من اکنون این است که یک کامیون دیگر یا رستوران دیگر یا چیزی دیگر داشته باشم و فقط به جایی که زندگی ام بود برگردم.
اشاره کردید که می خواهید کارگردانی کنید تا فیلمساز شوید. وقتی جیمز گان از بازی Guardians 3 کنار گذاشته شد، خیلی صریح بودید. حالا که او برگشته است، واکنش شما به آن چیست؟
معلومه که خوشحالم من به وجد آمده ام. اما همچنین فکر میکنم این یک بیانیه بزرگ برای دیزنی است که به تصمیم خود بازگردد. من فکر می کنم این یک بیانیه بزرگ است. این یک بیانیه بسیار سیاسی است. همچنین به این دلیل که این چیزی نیست که آنها باید انجام دهند. نه در آن نقطه اما آنها اساساً عقب نشینی می کنند و کار درست را انجام می دهند و من فکر می کنم این بیانیه بزرگی بود. بنابراین من به دیزنی بسیار افتخار می کنم. من مطمئن هستم که این برای آنها آسان نبود، زیرا آنها اساساً اعتراف میکنند که اشتباهی مرتکب شدهاند و اشتباه بوده است، اما همچنین آنچه که این بیانیه میگوید بسیار زیاد است. بنابراین امیدوارم که متوقف شود، نمیدانم متوقف میشود یا نه، اما مردم را از تصمیمگیری عجولانه به این طریق باز میدارد و چیزها و حملاتی از این قبیل را همانطور که هستند ببینند. چون واقعا همین بود. واقعا سیاسی بود این یک حمله سیاسی بود. این یک تصمیم عجولانه بود. تصمیم بدی بود. و شما قدرت زیادی به برخی از افراد واقعاً وحشتناک دادید، بنابراین فکر می کنم که آنها به عقب برگردند، در حالی که در آن مرحله مجبور به این کار نبودند، من بسیار افتخار می کنم.
آیا میتوانید با ماندن در دنیای مارول آن خارش تلویزیون را از بین ببرید؟ آنها استریمهای زیادی از دیزنی پلاس انجام دادهاند.
آره تقریبا شوکه شدم تقریباً برای یک ثانیه وارد توییتر خود شدم و شروع به سرزنش آنها کردم که چرا یک شخصیت Guardians را برای تلویزیون ساخته اند. چگونه این اتفاق می افتد؟ شخصیت های جالب زیادی در آن دنیا وجود دارد. من متوجه نشدم. و بعد فکر کردم، شما می دانید که من نمی دانم آنها چه چیزی در ذهن دارند. نمی دانم چه برنامه ای دارند. حدس میزنم همه شخصیتهای خیمه شب بازیشان را گرفتند و به آنها نمایش دادند و مردم هیجانزده شدند، بنابراین من نمیخواهم آن را از بین ببرم، فقط به این دلیل که من تلخ هستم که هیچکس از سریالهای ما این کار را نکرد. و اگر سریالی به من پیشنهاد می کردند، آن را انجام نمی دادم. شانسی در جهنم نیست که یک سریال تلویزیونی با بازی Drax بسازم. این یک کابوس آرایشی است. من بدبخت خواهم شد این آرایش جالب نیست. این چیزهای وحشتناکی است که من برای آنها ثبت نام نکردم. انجام یک سریال تلویزیونی و آن گریم چیزی نیست که من برای آن ثبت نام کرده باشم.
آیا از اینکه دراکس نتوانست شخصاً انتقام خود را از تانوس بگیرد ناامید شده اید؟
فکر می کنم همه بودند. من در مصاحبه ای جایی گفتم که بله، فکر می کنم درکس باید تانوس را بکشد. و همه آن مردم گفتند که حتی معنی ندارد! چطور می توانی چنین چیزی بگویی؟ دراکس لیاقت کشتن تانوس را ندارد! و من گفتم این را گفتم چون شخصیتی در دنیای مارول وجود ندارد که نخواسته تانوس را بکشد. البته دراکس می خواست تانوس را بکشد. همه می خواستند تانوس را بکشند. پس بله، من کمی ناامید هستم. چون من کل داستان را بسیار شخصی میدانم. اما بله، من فکر می کنم همه شخصیت ها می خواستند به تانوس دست پیدا کنند. اما باید بگویم که جاش برولین را تا حد مرگ دوست دارم. او یکی از افراد مورد علاقه من و یکی از بازیگران مورد علاقه من است. من او را دوست دارم. او چنین بازیگر درخشانی است. او بیش از حد نادیده گرفته شده است.
بعدی: Army Of The Dead تریلر شکست: 31 داستان آشکار و راز
تاریخ انتشار کلیدی
-
ارتش مردگان
تاریخ انتشار: 2021-05-21