پایان رسیدن توضیح داده شد

چه فیلمی را ببینید؟
 

هشدار: SPOILERS عمده برای ورود در پیش





-






ورود سرنخ های زیادی را بدون افشای حقیقت پنهان خود تا پایان فیلم ارائه می دهد. موفقیت داستان سرایی استادانه فیلم مدیون کارگردان دنیس ویلنوو و نویسنده تد چیانگ است که رمان علمی تخیلی اوست. داستان زندگی شما، منبع اصلی فیلم بود. روایت چیانگ یک زبان‌شناس به نام لوئیز بنکس (امی آدامز) را نامزد می‌کند تا از زبان ماورایی هپتاپودها، نژادی بیگانه که در سراسر زمین فرود آمده است، رمزگشایی کند. از آنجایی که جامعه بین‌المللی به طور فزاینده‌ای از حضور آنها نگران می‌شود و ارتش‌های خارجی و داخلی برای انتقام‌جویی آماده می‌شوند، لوئیز مسئولیت غیرقابل‌غیرت‌انگیز برقراری ارتباط مسالمت‌آمیز با هپتاپودها را قبل از اینکه خشونت جهانی گفتگو را تحت الشعاع قرار دهد، بر عهده می‌گیرد.



از آنجا که ورود این فیلم که برای اولین بار در جشنواره فیلم تورنتو به نمایش درآمد، به عنوان یکی از بهترین فیلم های علمی تخیلی در دهه های اخیر مورد تحسین قرار گرفته است. فیلم ویلنوو علاوه بر فراتر از انتظارات باکس آفیس، به دلیل رویکرد پخته و تفکر برانگیزش به این ژانر، مورد احترام منتقدان و تماشاگران قرار گرفته است. همانطور که داستان معمایی در حال گسترش است، ورود برخی پیچش های متناقض و یک پایان عاطفی خلع سلاح را نشان می دهد. چیزهای زیادی برای بازگشایی از فیلم وجود دارد، بنابراین ما اینجا هستیم تا به روشن شدن برخی از فوری ترین سؤالات داستان کمک کنیم.

    این صفحه: بیگانگان چه کسانی هستند؟ صفحه 2: ​​هدیه بیگانه چیست؟ صفحه 3: پیچ و تاب رسیدن و سفر در زمان

بیگانگان چه کسانی هستند؟






که تایم لاین نفس طبیعت در آن است

علیرغم اخبار پیشگویی و مداخله نظامی عجولانه، کاملاً واضح است که افراد وارد شده موجوداتی غیر تهاجمی هستند. اگر آنها به دنبال مجازات سیاره زمین بودند، قبلاً این کار را می کردند. با وجود فرود در یک گروه دوازده نفری، فضاپیمای بیگانه هیچ گونه انتشار یا نشانه های رادیواکتیو ارتباط بین کشتی ها بر جای نمی گذارد. آنها ندارند رد پا، همانطور که محیط بانان مدرن ممکن است بگویند. مانند یک لنز تماسی غول پیکر و ابسیدین، این یکپارچه های هوا به وضوح به یک دلیل به زمین آمده اند: برقراری ارتباط. آنها حتی ساعات بازدید را تعیین کرده اند که در آن افراد علاقه مند می توانند از طریق یک پورتال جذاب جاذبه صفر وارد کشتی شوند.



در حالی که بقیه جهان برای تعامل با هپتاپودهای محلی خود تلاش می کنند، لوئیز، ایان دانلی (جرمی رنر) و سرهنگ وبر (فورست ویتاکر) توجه خود را به کسی که در مونتانا فرود آمد متمرکز می کنند. ایان پس از برقراری اولین تماس با بیگانگان، به طور فزاینده‌ای خود را با استعدادهای زبانی لوئیز متقاعد می‌کند و نام هپتاپودها را به نام دو کمیک افسانه‌ای ابوت و کاستلو می‌گذارد. لوئیز و ایان از طریق ابزارها و مکانیسم های مختلف بصری برای شناسایی تلاش می کنند چه کسی اول است؟ همانطور که آنها مسیری برای برقراری ارتباط با بیگانگان ایجاد می کنند.






آنها چه میخواهند؟



کجا می توانم بروکلین نه و نه را تماشا کنم

همانطور که ابوت و کاستلو با صداهای نهنگ مانند خود غرغر می کنند و نمادهای پر از جوهر منتشر می کنند، مشخص می شود که زبان آنها دنیایی جدا از زبان ماست. از آنجایی که هپتاپودها زمان را به صورت غیر خطی درک می کنند، زبان آنها به واژگانی دشوار تبدیل می شود. همانطور که پوسترهای تبلیغاتی فیلم و همه اعضای سرویس های مسلح روی صفحه می پرسند: چرا آنها اینجا هستند؟ این اولین دلیلی است که سرهنگ وبر لوئیز را استخدام کرد.

پس از مرگ ابوت (که کاستلو آن را چنین توصیف می کند مرگ روند ، با تأیید ادراک غیر خطی هپت پاد از زمان)، او به لوئیز نشان می دهد که هپتاپودها در 3000 سال آینده به کمک زمین نیاز خواهند داشت. اگرچه ما هرگز در مورد ماهیت تهدید بیشتر نمی آموزیم، کاستلو سردرگمی قبلی در مورد سلاحی که با لوئیز صحبت کرده بود را روشن می کند. کاستلو که کمتر یک ابزار زور و بیشتر یک هدیه درک است، با کمک به لوئیز برای یادگیری زبان آنها، زمینه را برای اتحاد آینده هپتاپودها با نوع بشر فراهم می کند. هنگامی که او به تنهایی از کاستلو دیدن می کند و در فضای تیره و تار کشتی حرکت می کند، درک کامل شکل ارتباط کاستلو را جذب می کند و زمان را از همان چشم انداز همه جانبه هپتاپودها تماشا می کند.

صفحه 2: هدیه بیگانه چیست؟

ما خرس های برهنه فصل 3 قسمت 22

هدیه بیگانه چیست؟

با توجه به عذاب قریب‌الوقوعی که کاستلو هشدار می‌دهد (با زمان غیرخطی، 3000 سال فقط چند ثانیه فاصله دارد)، او و 11 میزبان هپت‌پاد دیگر قصد دارند درک غیرخطی خود را از زمان به همه بشریت منتقل کنند. گفته می شود که هدف تهاجم جهانی به عنوان یک انتشار دوازده نقطه ای برای زبان هپت پاد بوده است. علی‌رغم بهترین تلاش‌هایشان برای اجرای این دیاسپورای جهانی، تنها لوئیز ثابت کرد که به اندازه کافی در دسترس و متواضع بود که واقعاً به آن گوش داد و یاد گرفت.

در کنار سربازان آمریکایی که مواد منفجره را در کشتی ابوت و کاستلوس کار می‌گذاشتند، بقیه اعضای کنگره جهان تصمیم گرفتند رویکرد ستیزه‌جویانه‌تری نسبت به هپتاپودها اتخاذ کنند و حقیقت مأموریت خیرخواهانه بیگانگان را کاملاً از دست دادند. در حالی که بقیه جهان آنها را به عنوان یک خطر آشکار و کنونی می بینند، لوئیز عملاً ذهن خود را تغییر داده است تا به زبان بی حد و حصر بیگانگان صحبت کند و مرزهای انسانی زمان را بشکند. او تنها امید هفتپایان است.

چگونه کار می کند؟

ورود با توضیح ماشین زبان غیرخطی هپتاپودها و ادراک زمان به آرامی قدم می گذارد. در حالی که جزئیات مکانیک تا حد زیادی به تخیل ما سپرده شده است (بالاخره، داستان لوئیز زبان شناس است و نه ایان دانشمند)، ویلنوو و چیانگ به چندین مؤلفه کلیدی اشاره می کنند:

    فرضیه Sapir-Whorf:در مورد فرضیه Sapir-Whorf در هر دو چیز زیادی ساخته شده است ورود و دانشگاه مدرن این فرضیه به خوبی فرسوده نشان می دهد که زبانی که ما صحبت می کنیم به طور غیرقابل تقلید با واقعیتی که تجربه می کنیم گره خورده است. در اواسط فیلم، ایان از لوئیز می‌پرسد که آیا او به زبان‌های خارجی خواب می‌بیند یا خیر، و در واقع، هر چه بیشتر ارتباط هپتاپودها را درک می‌کند، بیشتر تصورات بیداری از آینده‌اش را تجربه می‌کند. دنیای رویاها با یک زمان بندی مسطح ادغام می شود که به طور غیرقابل برگشتی درک او از زمان و حافظه را تغییر می دهد.

بخشی از دشواری اولیه لوئیز و ایان در ترجمه ابوت و کاستلو ناشی از شیوه زبانی کاملاً ریشه‌دار آنها بود. ما جملات را در یک خط تحت اللفظی (معمولاً از چپ به راست) می نویسیم و صحبت می کنیم، جایی که تصاویری که به تصویر می کشیم بستگی به ترتیب کلمات ما دارد. با این حال، هپتاپودها بر شکلی از ارتباط نشانه‌شناختی تکیه می‌کنند که داستانی کامل و بدون محدودیت زمان را در یک لحظه بیان می‌کند. در واقع، انتهای نمادهای دایره‌ای آن‌ها هرگز به طور کامل لمس نمی‌شوند، شاید دلالت بر امکانات بی‌نهایتی باشد که در نحوه ارتباط آنها وجود دارد. پس جای تعجب نیست که روس ها به شدت توسط هپتاپودهای محلی خود گیج شده بودند که می گفتند: هیچ وقت نیست. متأسفانه، زبان شناسان آنها ساده ترین توضیح را نادیده گرفتند: این که هپتاپودها این عبارت را به معنای واقعی کلمه معنی می کردند، و اینکه شکل ارتباط آنها کاملاً مستقل از ساختار انسانی زمان است. آنها در سراسر حوزه زمانی ارتباط برقرار می کنند و زبان آنها با گذشته، حال یا آینده بی بند و بار است.

در این مرحله، کاملاً واضح است که تنها فردی که بهتر از لوئیز برای این کار مناسب است خود آقای Rust Cohle .

صفحه 3: پیچ و تاب رسیدن و سفر در زمان

پایان رسیدن توضیح داده شد

هنگامی که لوئیز به دخترش، هانا، می‌گوید که نامش یک پالیندروم است، او همچنین ساختار آن را توضیح می‌دهد. ورود. وقتی فیلم شروع می شود، ما به جهان بینی تیره و تار لوئیز و بیماری و مرگ فرزندش متعاقب آن وارد می شویم. قاب شده با عکاسی شبیه ترنس مالیک و آهنگ دلخراش مکس ریشتر، در مورد طبیعت نور روز، ما کاملاً معتقدیم که در حال تماشای فلاش بک های گذشته غم انگیز لوئیز هستیم. همانطور که مشخص است، عملکرد پالیندرومیک داستان به ما می گوید که این صحنه های عشق و از دست دادن نه فلاش بک هستند و نه فلش فوروارد، بلکه یکی هستند. به لطف چشم انداز همه جانبه ای که به لوئیز داده شده است، این سکانس ها به سادگی وجود داشته باشد فارغ از محدودیت زمان

این پارادوکس است ورود، و می توان گفت پیچیده ترین و از نظر ذهنی مشکل ترین بخش فیلم است. هنگامی که لوئیز تلفن ارتش را ربوده و با ژنرال شانگ (تزی ما) تماس می گیرد، او از زمان حال فراتر می رود تا به دانش آینده در مورد یک رویداد گذشته دست یابد. در صحبت کردن با رهبر چین، او آخرین کلمات همسر در حال مرگ شانگ را تکرار می کند: جنگ برنده نمی سازد، فقط بیوه می سازد. او چگونه چنین دانش صمیمی را به دست آورد؟ خود ژنرال شانگ که از هشدار لوئیز بهره مند شد، مجبور شد خودش به آینده نسبی سفر کند و سخنان قدرتمند همسرش را به زبان بیاورد تا زبان شناس آمریکایی بتواند از آنها برای متقاعد کردن او در تلفن استفاده کند.

به میزان طلاق لباس بله بگویید

هوشیاری لوئیز مؤلفه اساسی برای متقاعد کردن شانگ در مورد هدیه هپت پادها، ماهیت نسبی زمان و اهمیت اتحاد جامعه بین المللی است.

انتخاب لوئیز

لوئیز بدون قید و بند از محدودیت های زمان خطی، وسعت زندگی خود را در یک لحظه تجربه می کند. فلاش‌بک‌های از دست دادن هانا پیش‌بینی‌هایی از اتفاقات آینده است، اگرچه او گرانش آن لحظات را در زمان حال احساس می‌کند. پس انتخاب لوئیز این است که مجموع زندگی خود را بدون توجه به لحظات غم انگیز درون آن در آغوش بگیرد. گرچه مرگ دختر و رها شدن شوهرش او را تا ته قلبش می سوزاند، اما او با دانستن لحظات زیبایی که همراه با آن است، آگاهی از اتفاقات آینده را می پذیرد. در حالی که ممکن است به نظر یک داستان قطعی (یا شاید سرنوشت ساز) باشد، ورود در واقع لوئیز را با هدیه اراده آزاد و انتخاب آینده خود توانمند می کند.

به همین ترتیب، لوئیز همچنین تصمیم می گیرد از ایان محافظت کند که می داند فرزند آینده آنها بر اثر سرطان خواهد مرد. وقتی از او می پرسد که آیا می خواهد؟ بچه درست کن ، او با هر فیبر وجودش به گزاره می پرد. با این حال، شادی او با غم و اندوه بسیار برجسته می شود، زیرا می داند که وقتی او سرانجام دانش دیرینه خود را از سرنوشت هانا آشکار می کند، ایان در پذیرش او فرو می ریزد و او را برای همیشه ترک می کند. اگرچه برخی ممکن است لوئیز را یک روح گمراه ببینند، اما ویلنوو و آدامز شخصیتی نمادین از همه ما خلق می کنند، زیرا بزرگترین پیروزی های ما در نهایت به همان پایان گریزناپذیر منتهی می شود.

در نکته دیگر، ارزش این را دارد که بپرسیم چرا ایان با توجه به هفته‌های زیادی که در کنار ابوت و کاستلو کار کرده است، بخشی از آگاهی لوئیز را به ارث نبرده است.

چگونه جلوه جمعی همه را ذخیره کنیم 2

ورود

رالف والدو امرسون اگرچه توسط بسیاری دوباره تصور شده است، پدر این عبارت است: زندگی یک سفر است نه یک مقصد. از بسیاری جهات، ورود اقتباسی متفکرانه از آن ضرب المثل است. دنیس ویلنوو از لوئیز به عنوان جانشین تماشاگر استفاده می کند و به عنوان کارگردان هپت پاد مانند و دانای کل، ما را با منشور جدیدی آشنا می کند که با آن می توانیم زندگی خود را بهتر ببینیم. نه نجاتی در این نقطه نظر وجود دارد و نه محافظت از مرگ. بجای، ورود یک سوال ساده می پرسد: اگر می توانستید زندگی خود را به عنوان یک تصویر ببینید، داستانی که در یک نماد غیرخطی و بی نهایت روایت می شود، آیا آن را تغییر می دهید؟

لوئیز به سختی چشم‌انداز را سرگرم می‌کند و زندگی را برای همه پیروزی‌ها و باخت‌های بی‌شمارش در آغوش می‌گیرد، زیرا می‌داند که ارزش سفر بسیار بیشتر از مقصد نهایی است.

تاریخ انتشار کلیدی

  • ورود
    تاریخ انتشار: 2016-11-11