Babylon 5: The 5 بهترین قسمت (و 5 بدترین)

چه فیلمی را ببینید؟
 

مدتی است که بابل 5 به هوا ضربه زد زمانی بود که به سختی می‌توانستیم استریم را تصور کنیم و طول عمر آن را تضمین می‌کرد. ولی بابل 5 در واقع برای آن زمان بسیار نوآورانه بود. علیرغم اینکه ذاتاً یک ریف بر روی انواع موجود است پیشتازان فضا نشان می‌دهد - که ماجراجویی‌های دیپلماسی فضایی بود - بخشی از گذار دهه به سمت داستان‌سرایی سریالی بود و بازاریابی به آن وابسته بود. در نهایت، این سریال ایده های خلاقانه ای داشت و پس از فصل اول، قوس داستانی فراگیر به خوبی دنبال شد. بنابراین، بیایید همه یک بار دیگر گرانج خود را بپوشیم تا پنج بهترین و بدترین قسمت کلاسیک دهه 90 را مرور کنیم. بابل 5 .





بهترین: رویاهای بریده شده

این قسمت در واقع برنده جایزه هوگو در سال 1997 شد که تماماً در مورد تجلیل از داستان های علمی تخیلی است. کل فرضیه بابل 5 شامل درگیری های سیاسی مختلف در قلمرو بی طرف است. بنابراین، در معرض خطر قرار دادن این هدف در قسمت قبل، ذاتاً جالب است. این قسمت تاثیرگذارترین داستان سه قسمتی بود که شامل رویارویی اجتناب ناپذیر با رئیس جمهور زمین بود.






مربوط: بابیلون 5: 10 کشتی سریع در جهان، رتبه بندی شده



هر زمان که این نمایش واقعاً به فلز ضربه می زند، به طور مداوم ثابت می کند که خود را از سایر داستان های علمی تخیلی متمایز می کند. این نمایش بیشتر از سهم عادلانه خود پرکننده بود، بنابراین سرعت سرسام آور این داستان در مقابل، حتی چشمگیرتر بود. تصمیم شریدان برای پناه دادن به اسکندر یک راه بسیار ارگانیک برای تشدید سریع درگیری بود.

بدترین: WHO

زوج IMDb با موقعیت این قسمت در بین بدترین سریال ها موافق است. این ویژگی تاسف بار این است که تقریباً به طور کامل از بقیه داستان کلی جدا شده است. اما این اپیزود پرکننده شامل موتای است که یک بازی لنگ با کلمات موی تای است. در واقع می تواند یک شکل بسیار عملی از هنرهای رزمی باشد، بر خلاف ... هر چه که باشد. مطمئنا، طرح با ایوانووا تاثیرگذار بود، اما بقیه چیزها یک کشش مطلق است. به طور کلی، این اپیزود هیچ یک از توطئه های سیاسی که به این نمایش اجازه می دهد تا نوعی هویت را نشان دهد، ندارد.






بهترین: جنگ بدون پایان: قسمت دوم

این قسمت پر از پاسخ و وضوح بود - و حتی یک فصل پایانی هم نبود. داستان به سفر در زمان بستگی دارد، بنابراین آنها جفری سینکلر را در گذشته ترک می کنند. این آخرین باری است که او را در برنامه می بینیم.



مطالب مرتبط: 18 راز پشت بابل 5 که حتی طرفداران سرسخت هم نمی دانند






در نهایت، به دلیل پیش فرض، این قسمت می تواند بسیار گیج کننده باشد. اما این به فصل اول بازمی گردد و در نهایت به مخاطبان اجازه می دهد تا بدانند که چه اتفاقی برای آن افتاده است بابل 4 . نقشه های سفر در زمان برای ما جذاب است زیرا هدف ما را زیر سوال می برد. مفهوم علت و معلول، در مقابل سرنوشت. اما وقتی طرح‌هایی از این دست را تماشا می‌کنیم، شبیه به چیدن یک پازل است. و دیدن اینکه چگونه قطعات با هم چیده می شوند بسیار سرگرم کننده است، حتی اگر بدانید که تصویر قرار است چگونه باشد.



بدترین: اسرار روح

این سریال بسیاری از داستان‌سرایی‌های خود را در فصل چهارم با پیش‌بینی اینکه فاکس آن‌ها را لغو خواهد کرد، فشرده کرد. متأسفانه، در حالی که محتوای فوق‌العاده‌ای ارائه کرد، به نظر می‌رسید که تأثیر بسیار منفی بر فصل بعدی داشته باشد. کل خط داستانی در مورد تله پات ها چندان زیاد نیست. فقدان شدید تضاد وجود دارد، و به نظر می رسد نویسندگان در مورد مسیری که باید در پیش بگیرند بسیار نامطمئن هستند. زمانی که سریال حتی اهدافش را نمی داند سرمایه گذاری روی یک قسمت سخت است. در فصل پایانی هیچ سریالی، هیچ چیز اینقدر خسته کننده تر از این نیست.

بهترین: مبارزه طولانی، گرگ و میش

نه، ما به وظیفه دلهره آور تماشای تک تک افراد اشاره نمی کنیم گرگ و میش فیلم سینما. که در بابل 5 ، نارن و قنطورس همیشه با یکدیگر در تضاد بودند. به عنوان یک کنار، به نظر می رسد که نام اولی یک اشاره به آن بوده است نارنیا، که جایی بین تمیز و چسبنده است. به هر حال، جنگ بین این دو نژاد پس از انباشته شدن درگیری‌های کوچک‌تر، سرانجام در این قسمت به اوج رسید.

مربوط: Babylon 5: 10 Hidden Details درباره شخصیت های اصلی که همه از دست داده اند

با این فرض بزرگ، در واقع با روح نمایش مناسب تر است. این یک اپرای فضایی است، و این دیالوگ است که همیشه این نمایش را هدایت می کند. این قسمت گواه آن است بابل 5 در آشکار ساختن و حل کردن بزرگترین معضلات تنها با گفتگو عالی است. قطعات متحرک زیادی در این درگیری وجود دارد، اما نوشته آنقدر محکم است که موثر و واضح باشد.

بدترین: تاریکی طولانی

با وجود افشای Shadows، این قسمت بسیار کوتاه است. پیش فرض یک ریف آشکار است بیگانه ، با یک کشتی متروک حاوی رمز و راز و مرگ. با همه حساب ها، بدون توجه به این موضوع باید کار می کرد. متأسفانه فقط یک مظنون وجود دارد و دکتر فرانکلین به معنای واقعی کلمه عقل خود را از دست می دهد. تعقیب او برای زن مورد نظر کاملاً مضحک و در تمام طول آن بیهوده است. این دقیقاً نوعی داستان سرایی است که بینندگان ناآشنا تصور می کنند این نمایش درباره آن است. این نوع رفتار صابونی در این نمایش کاملاً نامطلوب است. و بدتر از آن، مانع از آنچه می‌توانست نقش مؤثری داشته باشد.

بهترین: خوابیدن در نور

پس از پنج فصل طولانی، این پایانی برای کل سریال بود. هیچ چیز نمی‌تواند برای نمایشی که مبتنی بر روایت یک داستان کامل باشد، مهم‌تر باشد. پایان‌ها می‌توانند هر سرگرمی را ایجاد یا شکست دهند، زیرا غرامت نهایی برای سرمایه‌گذاری شماست. و می دانید که پس از پایان یافتن، دیگر فرصتی برای اجازه دادن به وضوح ارجح تر وجود نخواهد داشت.

مطالب مرتبط: ۱۰ فیلم علمی تخیلی کمتر موفق تلویزیونی

طبق معمول، این نمایش بار دیگر اجراها و نویسندگی با استعداد خود را ارائه می دهد. این واقعاً به لحن احساسات اجتناب ناپذیری که هر پایانی ذاتاً با آن پر شده است کمک می کند. حتی برای بینندگان معمولی، که ممکن است به اندازه طرفداران قدیمی سرمایه گذاری نکنند، این دیالوگ کار بسیار تاثیرگذاری است. این یکی از معدود نمایش هایی است که پایان سریال را درست انجام داد.

بدترین: جفت روح

عشق برای این قسمت در هوا نیست. این صابون است، اما با اشتباهات کثیف است. مطمئنا، تیموف می تواند سرگرم کننده باشد، و Vorlon ها ذکر شده است. اما در کل، طرح اساساً بی معنی است. اینجا حتی اجراها هم به خطا می رسند. حتی بدترین Babylon 5' اپیزودها معمولاً دارای برخی از ویژگی‌های بازخریدکننده هستند. اما کمدی اینجا فقط کار نمی کند و بسیار شبیه آن است لیسانس خود، از نظر مفهومی قدمت دارد. بدتر از آن، این مصادف است با ظاهر یک شوهر سابق، که بیش از حد کلام خشن و ناراضی است. این یک نمونه فاجعه بار دیگر از سریال هایی است که به جای اپرای فضایی به اپراهای صابونی متوسل می شوند.

بهترین: Chrysalis

این پایان فصل اول بود و به وضوح نقطه عطفی برای سریال بود. این بیشتر یک طاق طراوت به جلو بود تا یک پایان. از اینجا، نمایش شروع به کنار گذاشتن عادت گنجاندن اپیزودهای پرکننده زیادی کرد. این اپیزود پر از رمز و راز، به لطف تحقیقات قتل، با داستان های فرعی موفقش نیز تقویت می شود.

مطالب مرتبط: 15 بهترین اپراهای فضایی که جنگ ستارگان یا پیشتازان فضا نیستند

رئیس جمهور جدید سیاست انتقادی را تغییر می دهد، شخصیت ها درگیر می شوند. باید به آن توجه کرد. Cliffhanger به اندازه سرعت سریع و ناگهانی این پایان امیدوارکننده است. به راحتی می توان تصور کرد که این نمایش امروز چقدر می تواند موثر باشد، با تعداد قسمت های کاهش یافته در هر فصل.

بدترین: مؤمنان

فصل اول این سریال به ویژه برای قسمت های پرکننده معروف بود. متأسفانه، این یکی فقط اتلاف وقت نیست... همچنین دارای یک داستان کلیشه ای قابل توجه است، در مورد اینکه مذهب مانع درمان می شود. مطمئناً این یک مسئله به اندازه کافی قابل قبول است، و در آن می تواند یک موضوع دردناک باشد. با این حال، نه زمانی که برای صدمین بار آن را تماشا می کنید.

بعدی: پیشتازان فضا: 10 خط داستانی DS9 که هرگز حل نشد

بن بست هیچ کششی پیدا نمی کند، و نوشته آنقدر پیچیده نیست که بتوان به شیوه ای جذاب توضیح داد. اما چیزی که واقعاً این قسمت را به تصویر می کشد، داستان فرعی تصادفی درباره یک افسر ناراضی است. به سادگی به جایی نمی رسد.