وقتی صحبت از فیلم هایی درباره سفر در زمان می شود، سر و شانه بالاتر از بقیه قرار می گیرد. اما رابرت زمکیس بازگشت به آینده بسیار بیشتر از یک فیلم در مورد سفر در زمان است. این فیلم به عنوان یکی از بهترین کمدیها، یکی از بهترین فیلمهای علمی تخیلی و یکی از بهترین فیلمهایی که تا کنون ساخته شده است، تحسین شده است.
مطالب مرتبط: 10 دلیل برای بازگشت به آینده جلوتر از زمان خود بود
نزدیک به چهار دهه بعد، بازگشت به آینده هنوز به عنوان یک کلاسیک جاودانه باقی می ماند. اما چه عناصری از فیلم آن را تا این حد قابل تماشای بی پایان می کند؟
چرخش خنده دار مایکل جی فاکس در نقش مارتی مک فلای
در نهایت، چه لنگرها بازگشت به آینده و بازی مایکل جی فاکس در نقش مارتی مک فلای باعث می شود فیلم بسیار خوب کار کند. اگر او وحشت وجودی گیر افتادن در گذشته را نمی فروخت، مخاطب واقعیت طرح را نمی خرید.
فاکس علاوه بر اینکه بسیار دوستداشتنی است و زمانبندی کمیک بینقصی دارد، در نقش مارتی بهطور قانعکنندهای متزلزل میشود که خود را در دهه 50 میبیند.
ساختار داستانی بدون هوا
رابرت زمکیس و باب گیل بازگشت به آینده فیلمنامه یکی از بهترین فیلمنامه هایی است که تا کنون نوشته شده است. ساختاری محفوظ دارد - هر صحنه و هر خط دیالوگ باید وجود داشته باشد تا طرح را به جلو براند.
در افتتاحیه نمایش های زیادی وجود دارد، اما همه اینها مهم است زیرا همه چیز بعداً بازمی گردد. و نه تنها انجام می دهد بازگشت به آینده طرحی با دقت طراحی شده داشته باشید. زمکیس و گیل نیز توانستند جای زیادی برای شوخی پیدا کنند.
سهام قابل ربط
مشکل بسیاری از بلاک باسترهای مدرن این است که مخاطرات آخرالزمانی درگیری از دور واقعی نیستند. چیز طراوت در مورد بازگشت به آینده این است که مخاطرات به اندازه کافی کم هستند که قابل ارتباط باشند، اما هنوز برای خود مارتی بسیار بالا هستند.
اگر مارتی به آینده بازنگردد، دنیا به پایان نمی رسد، اما اگر والدینش با هم جمع نشوند، او هرگز به دنیا نخواهد آمد، و اگر صاعقه ای را دقیقاً در سمت راست هدایت نکند. دوم، او 30 سال قبل از زمان خودش سرگردان خواهد شد.
اجرای دوگانه کریستوفر لوید در نقش دو داک براون
در حالی که مایکل جی فاکس یک نسخه از مارتی را در سراسر بازی بازی می کند بازگشت به آینده کریستوفر لوید چالش بازی در دو نسخه از یک شخصیت را داشت - و او هر دو را میخکوب کرد. و همچنین بسیاری از بازیگران برای نقش داک براون در رقابت بودند ، لوید دقیقاً ثابت کرد که چرا او بهترین انتخاب برای این قسمت است.
مربوط: 5 بازیگری که در نظر گرفته شده برای بازی مارتی در بازگشت به آینده (و 5 برای Doc)
لوید هم بهعنوان دوست مارتی در سال 1985 و هم بهعنوان دانشمندی که در سال 1955 باید متقاعد کند که مارتی از آینده است، تمام نمایشهای دانشمند دیوانه کلاسیک را تداعی میکند و در عین حال چرخش تازهاش را روی این کهنالگو انجام میدهد.
همه پیش بینی ها
مانند فیلم های کورنتو ادگار رایت، بازگشت به آینده صحنه های اولیه پر از گیاهانی است که بعداً در داستان به نتیجه می رسند. اگر چیزی، بازگشت به آینده فیلمی است که در تماشای تکراری بهتر عمل می کند زیرا اولین قسمت آن پر از پیشگویی هوشمندانه است.
از ساعت هارولد لوید که به کنش اوج داک اشاره میکند تا تاریخ خط، ناخواسته تغییر میکند و ماجراجویی را در زنجیره فضا-زمان ایجاد میکند. بازگشت به آینده پر از پیشگویی است.
لحن فراری
همه بهترین فیلم های دهه 80 با احساس فرار خالصشان مشخص شده بودند: امپراتوری ضربه می زند ، مهاجمان کشتی گمشده ، جان سخت ، بتمن ، و در واقع، بازگشت به آینده .
در حالی که بازگشت به آینده در درجه اول یک داستان کمدی علمی تخیلی است زمکیس آن را به عنوان یک فیلم فانتزی به سبک فرانک کاپرا در رگه های آن قاب می کند این یک زندگی شگفت انگیز است، و روحانگیز بودن داستان همان چیزی است که تمام پوچی را به گونهای برمیانگیزد که در واقع میتواند طرفداران را از نظر احساسی تحریک کند.
خطوط نقل قول بی شمار
از اسکات بزرگ! به هیچکس مرا مرغ صدا نمی کند! یک دقیقه صبر کن، دکتر، آیا به من می گویی که یک ماشین زمان ساختی... از یک DeLorean؟ بازگشت به آینده با خطوط نقل قول تا لبه پر شده است.
شاهد توضیح داد که عشق مرگ و روبات ها
حتی این توضیح قابل نقل است: اگر محاسبات من درست باشد، وقتی این بچه با سرعت 88 مایل در ساعت برخورد می کند، شما شاهد یک حرکت جدی خواهید بود.
امتیاز جذاب آلن سیلوستری
آلن سیلوستری با ساخت موسیقی برای آن چالش منحصر به فردی داشت بازگشت به آینده . او باید صدایی خلق میکرد که هم هوسهای شهری کوچک و هم منظره علمی تخیلی تغییر دهنده زمان را به تصویر میکشید.
مطالب مرتبط: 5 چیز که آنها در دنباله های بازگشت به آینده درست کردند (و 5 مورد که علامت را از دست دادند)
نت بزرگ و گسترده ای که سیلوستری در نهایت ساخت دقیقاً همین کار را کرد. هر چرخش داستانی تکان دهنده در فیلمنامه زمکیس و گیل با همراهی عالی موسیقی تقویت می شود.
Cliffhanger Ending
بعد از بازگشت به آینده پایان خوش، درست زمانی که مارتی میخواهد با دوست دخترش جنیفر به سفر برود، داک براون وحشتزده با لباسی آیندهنگر ظاهر میشود و به همراه جوانش میگوید: این بچههای تو هستند، مارتی! باید کاری در مورد فرزندانتان انجام دهید!
مارتی و جنیفر وارد DeLorean میشوند و داک به آنها میگوید: جایی که میرویم، به جادهها نیازی نداریم، قبل از اینکه به آیندهای دور پرواز کنیم. این یکی از بهترین تنظیمات دنباله در تمام دوران است.
Doc & Marty's Endearing Dynamic
در حالی که درگیری از بازگشت به آینده حول محور تلاش مارتی میچرخد تا از وجود خانوادهاش اطمینان حاصل کند، پویایی محوری دوستی او با داک براون است.
هیچ توضیحی برای اینکه چرا داک و مارتی با هم دوست هستند وجود ندارد، اما این مهم نیست، زیرا فاکس و لوید در این نقشها ترکیبی بیعیب و نقص دارند و دوستی آنها دوستداشتنی است.
بعد: 10 نکته درباره Raiders Of The Lost Ark که هنوز هم پابرجا هستند