جدیدترین کمدی جاد آپاتو، پادشاه استاتن آیلند ، به بررسی روند اسکات (پیت دیویدسون) دستگیر شده در پی مرگ پدر آتش نشانش می پردازد. زندگی پرفراز و نشیب او زمانی که مادرش مارگی (ماریا تومی) شروع به نزدیک شدن به یک آتشنشان دیگر میکند، بیشتر زیر و رو میشود.
بیل بور، آتشنشان، ری را به تصویر میکشد که واقعاً از خانواده جدیدش مراقبت میکند، اما گذشتهای دردناک نیز دارد که با اسکات تلاقی میکند. این بازیگر با TVMaplehorst صحبت کرد تا اکران بلوری این فیلم را جشن بگیرد که در 25 آگوست میآید، و تجربیات خود را در صحنه فیلمبرداری و افکار خود را در مورد هواداران جنگ ستارگان که به تازگی بخشی از آن شده است به اشتراک گذاشت.
[ پادشاه استاتن آیلند ] از طرق مختلف بسیار تاثیرگذار است، به خصوص دانستن داستان واقعی پیت. مارگی در ری چه می بیند؟
بیل بور: یعنی باید از او بپرسی. من نمی دانم. من نمی دانم. من فقط میگفتم که آنها نوشتهاند. تلاش برای خوب کردن آن
جالب است که ری چگونه وارد زندگی مارگی و اسکات می شود. او شروع به ابراز همدردی با اسکات و مارگی می کند، اما او یک چرخش سریع انجام می دهد، به خصوص بعد از بازی با توپ. چقدر احساس می کنید که ری در مورد نگرانی های خود برای اسکات قبل از نقل مکان به آتشگاه صادق است؟
بیل بور: خوب، قبل از اینکه اسکات به آنجا نقل مکان کند، رفته بود و با همسر سابقش صحبت کرده بود. و او البته قانون شورش را خواند. چیزی که در مورد آن دوست داشتم این بود که... کاری که اسکات انجام داد همان کاری است که همه در اینترنت انجام می دهند. آنها اساسا در گوگل جستجو می کنند 'من درست می گویم'. آنها به imright.com می روند، و سپس به 'خب، شما بروید.' و این تنها چیزی است که آنها باید بدانند. نکته بعدی که می دانید، آنها به همان چیزی فکر می کنند که فکر می کنند.
من کل پویایی را دوست دارم. من فقط فکر می کردم که هر دوی آنها برای جایی که در زندگی خود هستند نابالغ هستند و هر دو باید بزرگ شوند. جایی که ری در پایان برای اسکات به نوعی شخصیت پدری بود، شخصیت استیو بوشمی برای ری نقش پدری داشت. وقتی شخصیت پیت در حال شستن کامیون بود، این توصیه را به او کرد.
چه چیزی در این فیلمنامه وجود داشت که واقعا شما را برای پیوستن به پروژه ترغیب کرد؟
بیل بور: عدم پیشنهاد در هیچ فیلم دیگری.
من را به عنوان یک کمدین می شناسند. من فقط کمی بازیگری کرده ام. بنابراین، وقتی جاد آپاتو میگوید: «هی، من دارم یک فیلم میسازم»، آیا میخواهم نه بگویم؟ البته، من می خواهم بگویم بله. او پادکست من را ساخت و گفت: 'هی، میخواهم این فیلم را برایت بسازم.' و توی سرم دارم میخندم. این مانند، 'رفیق، من می خواهم بگویم بله.'
اما ما بیرون رفتیم، چیزی برای خوردن گرفتیم، و او فقط فیلم را گذاشت. و واقعاً به نظر می رسید که این فرصتی برای من خواهد بود تا کاری فراتر از نقش یک پلیس انجام دهم. اساساً همه اینجا از بازیگری و چیزهایی از این قبیل شکایت دارند، اما پول زیادی در خطر است. و اگر مانند یک آتش نشان یا پلیس وارد شوید، این همان چیزی است که تا زمانی که نشان دهید می توانید [بیشتر انجام دهید] بازی می کنید.
در واقع نقش یک آتش نشان را بازی کنم، اما در واقع یک داستان واقعی داشته باشم و همه چیز برای من واقعاً سرگرم کننده بود. من مفتخر بودم که بالاخره توانستم فرصتی برای بدست آوردن چیزی داشته باشم که در آن قله ها و دره هایی وجود دارد، نه چیزهای دیگری که به دست آورده ام.
الهام بخش ظاهر شما با آن سبیل چه بود؟
بیل بور: خوب، ما سعی داشتیم به یک نگاه فکر کنیم. آنها می گویند، 'می خواهی موهایت را بلند کنی؟ آیا می خواهید سبیل داشته باشید؟ گفتم: 'خب، فکر می کنم سر تراشیده شده باحال به نظر برسد.' چیز آتش نشان. بنابراین، جاد در آوریل، زمانی که در ژوئن شروع به فیلمبرداری می کنیم، به من گفت: 'فقط ریش خود را نتراشید.'
بنابراین، من فقط آن را رها کردم. و سپس ما به آنجا رفتیم و آرایش مو و آرایش گفت: 'باشه، بیا سبیل بزنیم.' و من میگفتم، 'بیایید کمی فرمان را انجام دهیم.' من فکر می کنم ری یک پسر مدرسه قدیمی است. او بیشتر شبیه یک آتش نشان آن روزگار خواهد بود تا نسل خودش. این روش کوچک او برای گفتن این است که کارها را به روش قدیمی انجام می دهد، و روش قدیمی راه درست بود. همه اینها در آنجا بود.
همچنین هنگام بازی در این نقش یاد گرفتم که به عنوان آتش نشان نمی توانید ریش داشته باشید، زیرا مهر نقاب شما را می شکند. اکسیژن شما نشت می کند و دود وارد می شود. شما باید تراشیده شده باشید تا مهر و موم خوبی داشته باشید. اما شما مجاز به داشتن سبیل زیاد هستید.
نیروهای صوتی چگونه می توان سوپر سونیک را دریافت کرد
آیا فکر می کنید که ری وقتی اسکات برای اولین بار به آنجا آمد، خانواده اش را می شناخت؟
بیل بور: نه، او این کار را نکرد.
این فیلم اکنون از شاید حتی یک سال پیش مرتبطتر به نظر میرسد، زیرا همه نسخههای مشابهی از نوعی آسیب را تجربه میکنند. آیا فکر میکنید که این باعث میشود این داستان به سن بلوغ قابل ربطتر باشد؟
بیل بور: اوه، تا آنجا که کووید و همه چیز؟ فقط فکر می کنم فیلم فوق العاده ای است چون فیلم خنده داری است و همچنین قلب و همه چیز دارد. من فکر میکنم، در غیر این صورت، مردم نمیخواهند فیلمی را تماشا کنند که به آنها یادآوری کند که همه از سرشان میگذرند. من احساس میکنم که آنها میخواهند فرار کنند، و من احساس میکنم این فیلم گروهی از مردم است که در یک آتشخانه دور هم میچرخند، بدون ماسک. بسیاری از مردم به دانشگاه می روند و چیزهای مشابه. من فکر می کنم این قطعا یک فرار خوب برای مردم است.
جاد آپاتو به خاطر سبک کارگردانی بداههنوازش شهرت دارد. چگونه این به شما کمک کرد چیزهایی را در لحظات دراماتیک کشف کنید؟
بیل بور: این یک سوال جالب است. منظورم این است که لحظات دراماتیک آنجا بود. همه چیز آنجا بود. من احساس کردم که از نظر احساسی ریسک بسیار بالایی داشت. حداقل برای چیزی که پسر من از سر گذرانده بود - طلاق بی رحمانه و پیدا کردن یک نفر جدید. و از همه شانس ها، شخصی که پیدا می کنید مادر این بچه است که این کار وحشتناک را با پسر خودتان انجام داده است.
بنابراین، من مجبور نبودم خیلی به دنبال آن باشم تا آن را پیدا کنم. قبلاً در صفحه وجود داشت.
شما و اسکات رشد می کنید تا در فیلم بر سر آتش نشانی با هم پیوند داشته باشید. آیا شما و پیت در مورد استندآپ کمدی هم رفاقت و مربیگری مشابهی داشتید؟
بیل بور: بله، او فقط کسی بود که من خیلی سریع او را همتای خود می دانستم. او فقط یک جورهایی عاقل بود فراتر از سال هایش. نمیدانم به این دلیل است که پدرش را در این سن کم از دست داده، باید بزرگ شود و مرد خانه واقعاً جوان باشد.
او کسی نبود که مجبور باشد برای مدت طولانی این کار را انجام دهد تا احترام من را جلب کند. منظورم این است که من به همه کمیک ها احترام می گذارم، اما تا آنجا که به او توجه کنم و بگویم: 'این مرد واقعاً خوب خواهد بود.' اما من احساس میکنم که تابستان گذشته با او همنشینی کردم، بالاخره یک دوستی محکم شد، زیرا ما واقعاً با هم خوب بودیم، اما من در لسآنجلس زندگی میکردم و او در نیویورک زندگی میکرد.
آیا همهگیری برای نوشتن مطالب جدید خوب بوده است، و آیا روی پروژههای جدید کار میکنید؟
بیل بور: نه، من واقعاً هیچ یک از این کارها را انجام نداده ام. نوشتن یک فیلم را با یکی از دوستانم تمام کردم. ما در حال تلاش برای فروش آن چیز هستیم، اما این یک نوع زمان باز بسیار عجیب است. خوشبختانه، برخی از باهوش ترین افراد جهان روی این موضوع کار می کنند. من قبلاً کسی را می شناسم که روی یک فیلم کار می کند و آنها آزمایش می کنند که در 30 دقیقه می توانید نتیجه را دریافت کنید. که بزرگ است.
مثل زمانی است که تلویزیون های صفحه تخت برای اولین بار عرضه شدند. آنها غول پیکر بودند و حدود 12000 دلار قیمت داشتند. و اکنون همه می توانند آنها را بخرند. من احساس می کنم سرمایه داری اینگونه عمل می کند. در ابتدا، ابرپولدارها می توانند در 30 دقیقه آزمایش بدهند و نتیجه بگیرند. و سپس تا پایان سال آینده، وقتی وارد پمپ بنزین میشوید، میتوانید این کار را در پمپ بنزین انجام دهید. اگر عطسه میکنید، دقیقاً میگویید: «اجازه دهید یکی از آن آزمایشهای کووید را با نوار اسنیکرز انجام دهم. '
من امیدوارم که این اتفاق بیفتد، زیرا من همه را دوست دارم - همه ما پول زیادی را از دست دادیم، سرعت خود را از دست دادیم، چیزهای زیادی و برخی افراد را از دست دادیم. خوشبختانه خدا را شکر کسی را از دست ندادم. اما برخی افراد در واقع اعضای خانواده خود را از دست دادند. پس واقعاً سخت بوده است. این دلیل دیگری است که چرا داشتن فیلمی خوب است که سرگرم کننده است، پیام خوبی دارد و در یک مکان خوب فرود می آید.
میخوای یکی دیگه خوب ببینی؟ به نتفلیکس بروید و مستندی به نام Tread را تماشا کنید.
همه از ظاهر تو شوکه شدند ماندالوریان ، و شما یک پایگاه هواداران کاملاً جدید برای آن دارید. بزرگترین غافلگیری از زمان ایفای این نقش چه بوده است؟
بیل بر: طرفداران جنگ ستارگان چقدر باحال هستند. و چقدر آنها را می پذیرفتند، زیرا من همیشه آنها را اذیت می کردم. من همیشه جنگ ستارگان را مسخره می کردم، نه به این دلیل که واقعاً آن را دوست نداشتم. این فقط یک چیز کمدی است: شما افراد زیادی را می بینید که چیزی را دوست دارند - یک گروه موسیقی یا یک فیلم یا یک ژانر - و شما کمی روی آن کار می کنید. شما فقط آنها را مسخره می کنید. این یک چیز کمدی است.
اما وقتی او را دیدم، فکر کردم که آنها میگویند: 'اوه، این مردی است که فیلمی را که من دوستش دارم، مسخره میکند.' آنها روان شدند. آنهایی که من ملاقات کرده ام، آنها واقعاً از اینکه من در آن بودم واقعاً روان شده اند. آنها واقعاً شخصیت را دوست داشتند و من آنها را واقعاً باحال دیدم. من عادت کرده ام که طرفداران ورزش به سمتم بیایند، کمی وز وز کنند، با صدای بلند به پشتم سیلی بزنند. احمق هایی مثل من اما پس از آن این بچه ها، آنها واقعا محترم بودند. من واقعاً از این که شما در آن حضور دارید ناراحت هستم. نمیخواهم شما را اذیت کنم.
واقعا عالی بود چقدر خوب بودند
شانس ما در فصل دوم چقدر است؟
بیل بور: من می گویم خوب نیست. آنها من را در یک زندان در میانه جا رها کردند.
من نمی دانم. میدانی، من به برخی از افرادی که به من مزخرفات میدادند، ضربه خوردم. من لهجه کامل بوستون را ندارم، اما می دانید که من اهل ساحل شرقی هستم. بنابراین، آنها می گویند، 'من هرگز لهجه ساحل شرقی را در فضا نشنیده ام.' من فقط به آنها پاسخ دادم، مثلاً «انگلیسی چطور؟ عجیب نیست که همه ما انگلیسی صحبت می کنیم؟ من هیچ لهجه ای نداشتم و شما باور می کنید که من در کهکشانی بسیار دور هستم؟ و من دارم به همان زبانی صحبت می کنم که شما هستید؟
بیشتر: مصاحبه TVMaplehorst King of Staten Island
پادشاه استاتن آیلند در 25 آگوست 2020 در بلوری در دسترس است.