Black Mirror فصل 5 قسمت ها ، رتبه بندی شده ، بدترین و بهترین

چه فیلمی را ببینید؟
 

در فصل 5 آینه سیاه برخی از موضوعات فن آوری و اجتماعی فعلی مطرح شده است که نباید نادیده گرفته شوند. در اینجا نحوه رتبه بندی قسمت ها آورده شده است.





بعد از دو سال وقفه و یک فیلم تعاملی در این بین ، آینه سیاه در ژوئن 2019 با یک فصل پنجم بازگشت - و نحوه رتبه بندی قسمت ها در اینجا است. ایجاد شده توسط چارلی بروکر ، میرو سیاه اولین بار در دسامبر 2011 با پخش فصل دوم در فوریه 2013 در تلویزیون انگلیس به نمایش درآمد. Netflix این سریال را در سال 2015 خریداری کرد و با پخش فصل های بعدی و پخش فیلم در این خانه ، خانه جدید آن شد.






آینه سیاه منتقدان و بینندگان به دلیل بررسی جامعه ، فناوری های جدید و پیوند این دو مورد ستایش قرار داده اند. این سریال غالباً چرخشی تاریک به خود می گیرد و چند قسمت از آن مسیرهای سبک تر و مثبت تری را طی می کنند. آینه سیاه با افزودن ارجاعات به فصول گذشته در هر قسمت جدید ، از جمله فیلم تعاملی ، جهان متصل خود را ساخته است Bandersnatch . با این حال ، برخی از بینندگان احساس می کنند سریال در آخرین قسمت ها ارتباط خود را از دست داده است.



برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

مرتبط: آینه سیاه: هر اشاره ای به نخست وزیر خوک در قسمت های بعدی

مثل دو فصل اول ، آینه سیاه فصل 5 دارای سه قسمت است ، و گرچه آنها نه تنها با یکدیگر بلکه با قسمتهای قبلی متفاوت هستند ، اما با پرداختن به برخی از مسائل اجتماعی و تکنولوژیک فعلی ، ارزش تماشای آنها را دارد. در اینجا نحوه رتبه بندی اپیزودهای فصل 5 آورده شده است.






3. ملاقه ها

قسمت 2 این فصل بد نیست ، اما در مقایسه با دو قسمت دیگر ، قطعاً ضعیف ترین است. Smithereens یک راننده اشتراک ماشین به نام Chris (Andrew Scott) را دنبال می کند که Jaden (Damson Idris) ، کارمند شرکت رسانه های اجتماعی Smithereens را به گروگان می گیرد. مشخص شد که کریس تجارت ناتمامی با این شرکت داشته و خواستار صحبت با مدیرعامل شرکت ، بیلی بائر (Topher Grace) است. بروکر گفته است که او نمی خواست Smithereens در مورد فناوری نزدیک به آینده باشد بلکه در مورد فناوری ها و مسائل اجتماعی است که در حال حاضر اتفاق می افتد و مطمئناً نسبت به قسمت های دیگر نزدیکتر است.



به همین ترتیب ، Smithereens به موضوع رسانه های اجتماعی و چگونگی تسخیر زندگی مردم می پردازد و آنها را در سطوح بسیار عمیق تر از آنچه که به نظر می رسد تحت تأثیر قرار می دهد. داستان همچنین به 'عقب نشینی های معنوی' و چگونگی این که افراد در موقعیت های قدرت این روند را در حالی که دنیا (یا فقط شرکت های آنها) دچار بحران می شوند - می پردازد ، با این تفاوت که باوئر برای صحبت با کریس وقت صرف کرد و می خواست کمک کنید ، چیزی که واقعاً در دنیای واقعی نمی بینید. این احتمالاً علمی-تخیلی ترین قسمت این قسمت است. با این حال ، واقعا اپیزود طولانی (70 دقیقه) و زیرمجموعه مادری که دخترش خودکشی کرده است ، تضمین نمی شود و آنها می توانستند از شر آن خلاص شوند زیرا هیچ چیز برای طرح اصلی به ارمغان نمی آورد . این یک مقدار کند است ، به خصوص اینکه زمان زیادی را با کریس و جیدن در ماشین می گذراند ، در وسط یک میدان ، هر چند این چیزی است که عملکرد اسکات را درخشان می کند - و این یکی از بهترین های او است. حتی اگر موضوع اصلی این است که هر وقت تلفن خود را برمی دارید و رسانه های اجتماعی خود را بررسی می کنید ، به آن فکر کنید ، 'Smithereens' احتمالاً در آینده ای نزدیک به یاد نخواهد آمد.






2. اعتصاب افعی ها

اولین قسمت این فصل واقعیت مجازی ، دوستان و رابطه جنسی است - و به همان اندازه که دیوانه و خطرناک به نظر می رسد. Striking Vipers دنی (آنتونی مکی) و کارل (یحیی عبدالمتین دوم) را دنبال می کند ، دو دوست که بازی ویدیویی مورد علاقه خود را انجام می دهند ، اعتصاب افعی X ، هنگامی که متوجه می شوند می توانند رابطه جنسی مجازی را به عنوان شخصیت خود به لطف واقعیت مجازی بودن آن ، به سطح جدیدی برسانند. به زودی ، مرزهای دوستی و عشق ، چه واقعی است و چه چیزی ، خیلی مبهم شده و واقعیت مجازی شروع به تحت تأثیر قرار دادن برخی از جنبه های زندگی واقعی می کند. کارگردان Striking Vipers توسط اوون هریس کارگردانی شده است که پیش از این قسمت های 'Be Right Back' و 'را کارگردانی کرده است. سان جونیپرو '، و این یک داستان عاشقانه دیگر در عصری است که فناوری می تواند به نفع شما استفاده شود (مانند 'San Junipero') یا مسائل را پیچیده تر می کند - مانند این قسمت.



مرتبط: چگونه 'افعی های ضربه زن' در جهان مشترک آینه سیاه قرار می گیرند

شیمی بین مکی و عبدالمتین این سوال را برای شما ایجاد می کند که آیا آنها قادر به غلبه بر این نوع موانع در روابط خود هستند ، در حالی که شما را وادار به س --ال می کنند - درست مثل آنها - اگر واقعاً چیزی فراتر از دوستی بین آنها وجود ندارد. این داستان از سوپرجنس گرایی شخصیت ها در مبارزه با بازی های ویدیویی ، وفاداری ، شخصیت های مجازی ، ازدواج ، دوستی و اعتیاد به بازی های ویدیویی عکس می گیرد. این همچنین دیدگاه دیگری از ازدواج را ارائه می دهد ، با دنی و تئو (نیکول بهاری) که برای حفظ تعادل در ازدواج خود یک روز اجازه می دهند به تخیلات خود ، اعم از مجازی یا واقعی بپردازند ، که این یک عمل غیر معمول نیست دنیای واقعی اما قطعاً چیزی برای هر زوجی نیست. Striking Vipers همچنین س questionsالاتی در مورد پورنو و چگونگی تأثیر آن بر مردم ، سرکوب جنسی و تخیلات جنسی ایجاد می کند ، که باعث برجسته شدن آن از بقیه قسمت ها (نه تنها از فصل بلکه به طور کلی از سریال) می شود و همچنین باعث می شود کمی بحث برانگیز باشد. . زمان بسیار تغییر کرده است ، اما مباحثی وجود دارد که هنوز هم توسط بسیاری تابو تلقی می شود و 'Striking Vipers' از پرداختن به برخی از این موضع ترسی نداشته است.

1. راشل ، جک ، و اشلی تو

راشل ، جک و اشلی تو سومین قسمت آخر این فصل است. این خواننده موسیقی پاپ اشلی او (مایلی سایرس) است که توسط تیم مدیریتی او و ریچل (آنگوری رایس) و جک گوگینز (مدیسون داونپورت) محدود شده است. راشل از علاقه مندان اشلی او است و عروسک هوش مصنوعی جدید اشلی تو را به عنوان هدیه تولد دریافت می کند. ماجرا سپس به دو قسمت تقسیم می شود: کشمکش های اشلی در زندگی حرفه ای و عمه / مدیر دستکاری شده و پیوند راشل با عروسک. بعداً ، دو داستان با هم همگرایی می کنند و عروسک در کمک به اشلی او واقعی کلیدی می شود.

راشل ، جک و اشلی تو در مورد استفاده از اجرای هولوگرافیک هنرمندان مرده برای ادامه درآمد از آنها (همانطور که برای توپاک و مایکل جکسون اتفاق افتاده است ، فقط برای ذکر برخی از آنها) و همچنین نحوه برخورد با هنرمندان جوان و نحوه دنیا تمایل دارد هنگام تلاش فقط به آنها اهمیت دهد و به اجرای و ترانه های مورد نظر خود اهمیت دهد. طرح 'خواهران پس از مرگ مادرشان' در حال حاضر بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته است ، اما بقیه داستان - یعنی قسمت اشلی او - آن را جبران می کند ، با تمرکز بر سلامت روان بزرگترین ستاره پاپ جهان و از راشل ، که به دلیل مبارزه با تنهایی و غم و اندوه ، پیوند محکم تری با عروسک رباتیک دارد نه با خواهرش یا افراد دیگر. مایلی سایرس هم به عنوان اشلی او به عنوان یک هنرمند مبارز و هم به عنوان یک عروسک شیرین فیلترشکن اشلی تو ، یک اجرای قدرتمند ارائه می دهد و با استفاده از تجربه شخصی خود در تجارت سرگرمی ، واقعیت را برای هر دو شخصیت به ارمغان می آورد.

این اپیزود در برخی مواقع به نوعی کمدی در می آید که همانطور که بینندگان به آن عادت دارند نظرات منفی را به سمت خود جلب می کند آینه سیاه تعلیق و تاریک بودن بیش از خنده دار بودن ، اما مضامین پرداخته شده در آن (تنهایی ، هوش مصنوعی ، بهره برداری و دستکاری از هنرمندان جوان ، بهداشت روانی و موارد دیگر) مواردی است که آن را بخشی از آینه سیاه کائنات. این به احتمال زیاد یکی از آن قسمت هایی خواهد بود که باعث می شود بینندگان و منتقدان هنگام بازبینی مجدد در مورد نظرات اولیه خود تجدید نظر کنند.