هشدار: حاوی اسپویلر برای افسانه پلنگ سیاه شماره 1!
مارول پلنگ سیاه این فرنچایز به خاطر داشتن شخصیتهای فرعی فراوان که مورد علاقه طرفداران هستند، شناخته میشود، اما یکی از متحدان کمتر شناخته شده T'Challa دوباره در مارول کامیکس ظاهر شد: برادر ناتنی سفیدپوست او Hunter. این کاراکتر تاریخچه جالبی با دنیای سینمایی مارول در آن قهرمان دارد عنوان - گرگ سفید - از صفحه ای به صفحه دیگر منتقل شد، اما نه لزوماً خود قهرمان. ولی در افسانه پلنگ سیاه شماره 1، نوشته شده توسط توچی اونیبوچی با هنر پاریس آلین و رنگها توسط ستور فیادزیگبی، مارول به رابطه تچالا با هانتر بازنگری میکند.
در تاریخ پلنگ سیاه، هانتر در کنار T'Challa در شهر سلطنتی در واکاندا پس از کشته شدن والدینش در یک سانحه هوایی در همسایگی جمهوری موهاندا بزرگ شد. به عنوان یکی از معدود مردم قفقازی که حتی اجازه بازدید از واکاندا را داشتند، چه رسد به زندگی در آن، هانتر همیشه مورد پذیرش شهروندان قرار نمی گرفت - اما او همیشه مورد استقبال تی چالا و خانواده سلطنتی قرار می گرفت. با این حال، او خشم کمی نسبت به خانواده داشت، زیرا میدانست که هرگز برای تصاحب تاج و تخت بر T'Challa (مثل لوکی) انتخاب نخواهد شد.
مطالب مرتبط: پلنگ سیاه و طوفان بالاخره می توانند یک رابطه مساوی داشته باشند
که پادشاهان بازی تاج و تخت هستند
که در افسانه های پلنگ سیاه، مارول داستان سفر دیپلماتیک پادشاه تاچاکا به آفریقای جنوبی را بازگو می کند که هم تی چالا و هم هانتر را با خود می برد. این گروه برای خود شکاف بین نژادها را می بینند - هانتر باید در صف 'فقط اروپاییان' در انزوا بایستد در حالی که بقیه هیئت در کنار او صف می کشند. تی چالا میآموزد که مادربزرگش در آن زمان یکی از بسیاری از انقلابیون ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی بوده است، که او را تشویق میکند تا از کودکی که در خیابانها توسط قلدرها محاصره شده است، دفاع کند. هانتر با او دعوا می کند - و طبیعتاً پس از آن دو نفر توسط والدینشان سرزنش می شوند - اما هانتر بلافاصله متوجه تفاوت بین خود و برادرش می شود.
'من به تی چالا حسادت می کردم،' شکارچی به ملکه، مادر خوانده اش اعتراف می کند. وقتی تی چالا به چالش برخاست و از هدف قلدرها دفاع کرد، هانتر احساس کرد که فقط از تی چالا دفاع می کند. در حالی که او به طور کامل اعتراف می کند که تی چالا لیاقت این را دارد که پلنگ سیاه و پادشاه بعدی واکاندا باشد، اما نمی تواند به محض به دنیا آمدن تی چالا این احساس را نداشته باشد. '...من فرصت اثبات خودم را از دست دادم.' این یک درک شگفت آور بالغ از فردی به سن جوانی هانتر است که بعداً در زندگی تبدیل به گرگ سفید می شود.
متأسفانه، تمایل هانتر برای اثبات خود در تمایل به بالا بردن تچالا به هر طریقی، حتی پس از پادشاه شدن برادرش، آشکار شد. گرگ سفید بعداً به عضوی از پلیس مخفی واکاندان، سپس مزدور و در نهایت دشمن T'Challa و تبعیدی از واکاندا شد. متأسفانه، از زمان هانتر و پلنگ سیاه باند به سالها پیش در کمیکها برمیگشت، وفق دادن گرگ سفید در MCU تقریباً غیرممکن است (شاید به همین دلیل است که باکی بارنز دارنده جدید عنوان است).
بعدی: مارول متوجه نشد که بازیگران مکمل پلنگ سیاه چقدر محبوب خواهند بود
آیا فیلم های پرسی جکسون بیشتر خواهد شد؟