در تریلر فوق طبیعی نتفلیکس آسمان سرخ خونی ، خدمه ای از مزدوران هواپیمای اشتباهی را می ربایند و در مقابل یک مادر خون آشام قرار می گیرند که برای محافظت از پسرش هر کاری انجام می دهد. پایان فیلم داستان را به دایره کاملی می رساند که در آن هواپیما در یک پایگاه هوایی RAF در اسکاتلند فرود آمده است و ارتش اطراف هیچ تصوری از کابوسی که در داخل آن در انتظارشان است ندارند.
به کارگردانی پیتر توروارث، آسمان سرخ خونی ناجا را دنبال میکند، مادری مجرد مبتلا به خونآشام که سالها به لطف رژیمی دقیق از حداقل نوشیدن خون و دارو برای تحت کنترل نگه داشتن شرایطش، تغییر کامل خود را متوقف کرده است. هنگامی که یک پزشک در ایالات متحده به او امید درمان را می دهد، ناجا با پسرش یک پرواز شبانه از اقیانوس اطلس را به امید درمان دائمی انجام می دهد. متأسفانه، هواپیما توسط هواپیماربایانی مورد هدف قرار گرفته است که اجازه نمی دهند ظاهر غافلگیرکننده یک خون آشام آنها را متوقف کند.
مربوط: راهنمای بازیگران و شخصیتهای Blood Red Sky
هنگامی که Eightball، روانپریشترین عضو مزدوران، سرنگی پر از خون نادجا را به خود تزریق میکند، یک خونآشام تمام عیار در هواپیما میشکند و به بمب ساعتی تبدیل میشود که منتظر است به محض غروب خورشید، جهنم را آزاد کند. در اینجا یک تفکیک از آسمان سرخ خونی پایان، نقشه هواپیماربایان برای سقوط هواپیما، و ماهیت نفرین خون آشام ناجا.
بیولوژی خون آشام و درمان ناجا توضیح داده شده است
آسمان سرخ خونی 's رویکرد به خون آشام ها بیشتر علمی تخیلی است تا فانتزی، با ناجا از یک واسطه سرطان خون به نام سیتارابین برای سرکوب اثرات نوشیدن خون استفاده می کند تا بتواند در ظاهر بیشتر انسان باقی بماند و از وحشی شدن خود جلوگیری کند. دکتر براون معمولا بیماران سرطانی را درمان می کند، اما معتقد است که می تواند از پرتو درمانی برای از بین بردن سلول های خون آشام در بدن نادجا استفاده کند. همانطور که الیاس به فرید توضیح می دهد، او می تواند خون بد او را از بین ببرد و مغز استخوان جدید را کاشت. سپس او شروع به ساختن خون جدید سالم خواهد کرد . سلول های خون آشام به طور موثر مانند سلول های سرطانی عمل می کنند و نوشیدن خون باعث می شود که آنها به سرعت رشد کنند و کل بدن افراد را تحت کنترل خود درآورند و به آنها قدرت و دوام فوق بشری می بخشند.
با این حال، این قدرت بهایی دارد. نوشیدن خون چیزی است که خونآشامهای نوپا را به خونآشامهای بالغ تبدیل میکند و باعث میشود بدنشان دگرگون شود و ذهنشان خراب شود تا زمانی که فقط هیولا پشت سر بماند. خون آشامی که به نادجا و همسرش حمله کرد کاملاً وحشی بود، اما پدرش توانسته بود با نوشیدن محدود خون و تزریق منظم سیتارابین وضعیت او را تحت کنترل نگه دارد. این درمان از خون آشام شدن کامل جلوگیری می کند، اما با عوارض جانبی مانند ظاهر بیمار و ریزش مو ناجا همراه است. اینکه آیا دکتر براون می توانست او را به طور کامل درمان کند یا نه، سوالی است که متأسفانه تا پایان سال بی پاسخ می ماند. آسمان سرخ خونی.
هدف هواپیماربایان چه بود؟
دلیل ربودن هواپیما هرگز به طور کامل توضیح داده نمی شود، زیرا نقشه کامل تنها توسط رهبر تیم، برگ، که در اوایل توسط ناجا گاز گرفته شده و سپس در معرض خطر قرار می گیرد، می دانست. با این حال، آسمان سرخ خونی برخی از جزئیات طرح را ارائه می دهد و دلایل احتمالی را برای آن پیشنهاد می کند. واضح است که شخصی با قدرت زیاد و ارتباط با شرکت هواپیمایی مسئول راه اندازی هواپیماربایی بود، زیرا آنها توانستند باستیان را به عنوان کمک خلبان و Eightball به عنوان مهماندار هواپیما در Transatlantic 473 استخدام کنند. فرید به طور خاص از قبل به عنوان بزغاله انتخاب شده بود و از حضور آنها در هواپیما اطمینان حاصل شده بود. در شروع فیلم Blood Red Sky، فرید در حال برقراری تماس تلفنی نشان داده می شود که در آن از تغییر پرواز خود در آخرین لحظه شکایت می کند و در پایان فیلم متوجه می شود کنفرانسی که قرار بود به آن سفر کند انجام نمی شود. در واقع وجود دارد.
مربوط: مصاحبه پری باومایستر و دومینیک پرسل: آسمان سرخ خونی
هدف هواپیماربایان در واقع ایجاد یک حمله تروریستی اسلامگرای مشابه حمله القاعده به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر 2001 بود. فرید مجبور شد بیانیهای را بخواند که مسئولیت ربودن هواپیما را بهعنوان انگیزههای مذهبی بر عهده بگیرد. اقدام تروریستی، و هواپیماربایان واقعی قصد داشتند به محض اینکه هواپیما در مسیر سقوط به لندن قرار گرفت، با چتر نجات خارج شوند. یک گزارش خبری در شروع Blood Red Sky به افزایش اخیر سهام شرکت های هواپیمایی اشاره می کند و یکی از مسافران نشان می دهد که افراد مسئول فروشندگان کوتاه مدت هستند که قصد دارند با کاهش شدید ارزش سهام شرکت های هواپیمایی ثروتمند شوند. اگرچه این موضوع مبهم باقی مانده است. یکی دیگر از مسافران پیشنهاد میکند که هدف هواپیماربایان تأثیرگذاری بر انتخابات آینده است و پس از آن تئوریهای توطئه به سرعت و به سرعت پخش میشوند.
پس از کشته شدن برگ توسط ناجا، هواپیماربایان باقیمانده هیچ راهی برای تماس با فردی که با آنها قرارداد بسته است، ندارند و هیچ انگیزه ای برای تکمیل ماموریت سقوط هواپیما به مرکز لندن ندارند. باستین به آنها پیشنهاد می کند که فقط باید پیشروی های خود را بردارند و تا زمانی که می توانند خارج شوند، اما چون محمد هواپیما را از مسیر اصلی خود دور کرده است، آنها دیگر نمی توانند برنامه اولیه خود را برای پرواز با چتر نجات انجام دهند. تنها راه فرار آنها این است که هواپیما را دوباره گرفته و به مسیر خود برگردانند - حتی اگر به معنای روبرو شدن با یک خون آشام باشد.
چرا نظامیان فرید را سرزنش کردند
که در آسمان سرخ خونی در مقدمه، گفته می شود که حداقل یک نفر در این پرواز در لیست دیده بان تروریست های آلمانی است. وقتی فرید، محمد و یک مسافر دیگر توسط هواپیماربایان دستگیر میشوند، مشخص میشود که مسافر سوم زمانی یک اسلامگرا بوده است، اگرچه میگوید: من دیگر به آن پسرها تعلق ندارم . احتمالاً این مسافری است که در لیست دیده بانی قرار داشت و اعتقادات رادیکال گذشته او دلیل انتخاب او به عنوان قربانی هواپیماربایی بود. فرید به این دلیل انتخاب شد که او یک فیزیکدان است و بنابراین میتوان او را برای ساخت مواد منفجره قاب کرد، و محمد به این دلیل انتخاب شد که او دانشجوی هوانوردی است و میداند چگونه با هواپیما پرواز کند. این سه مرد با هم مهارتهای تئوری ربودن و منفجر کردن Transatlantic 473، و پیوندی با افراطگرایی مذهبی را دارند که - در ترکیب با بیانیهای که مجبور به خواندن آن هستند - میتواند به راحتی مقامات را متقاعد کند که آنها تیمی از تروریستها هستند.
حتی پس از خنثی شدن نقشه اصلی هواپیماربایان، ارتش همچنان بر این باور است (بر اساس تکه ای از اطلاعات مربوط به یک مسافر در لیست دیده بانی تروریسم) که مقصر آنها یک تروریست اسلامگرا است. این موضوع زمانی تشدید میشود که آنها صحبت فرید با الیاس را در رادیو موج کوتاه درباره مواد منفجرهای که هواپیماربایان در هواپیما کار گذاشتهاند، میشنوند. فرید میخواهد از مواد منفجره برای نابود کردن هواپیما استفاده کند و خونآشامهای داخل هواپیما را قبل از فرار از بین ببرد، اما ارتش هیچ راهی برای فهمیدن این موضوع از طریق تبادل کوتاهی که میشنود ندارد. و البته، آنها تمایلی به باور داستانی در مورد خون آشام ها تا زمانی که خیلی دیر نشده است، ندارند.
چرا الیاس هواپیما را منفجر کرد
الیاس مجبور بوده از سنین پایین به نادجا در مورد وضعیتش کمک کند. آسمان سرخ خونی وقتی ناجا منتظر غروب خورشید است، متوجه میشود که از همان ابتدا بیشتر از سنش پیر شده است. او در تلاش برای نجات مادرش شجاعت و حیله گری زیادی از خود نشان می دهد: با دویدن دستکش در هواپیمای پر از هیولا، چاشنی را از بدن کورتیز بیرون آورد، Eightball را طعمه گذاشت و سپس در محموله را منفجر کرد تا از شر او خلاص شود، و یک امدادگر را با چاقو زد. آرامبخش برای فرار از آمبولانس و بازگشت به هواپیما. عزم الیاس برای محافظت از مادرش برابر است با عزم او برای محافظت از او - پس چرا او هواپیما را منفجر می کند و او را در پایان می کشد. آسمان سرخ خونی ?
کجا می توان kkk را در red dead redemption 2 پیدا کرد
مطالب مرتبط: نتفلیکس: بهترین نمایشها و فیلمهای تلویزیونی جدید این آخر هفته (23 ژوئیه)
پاسخ ساده این است که الیاس در نهایت میپذیرد که مادرش وقتی میبیند که کاملاً متحول شده است، از یکی از سربازان مشروب مینوشد و سپس بدون اینکه هیچگونه تشخیص دهد که او پسرش است، به او حمله میکند، میپذیرد که نجاتبخش نیست. همانطور که او می خواهد ناجا را نجات دهد، او همچنین می داند که او چقدر سخت کار کرده است تا از تبدیل شدن به یک خون آشام تمام عیار جلوگیری کند و اینکه او نمی خواهد مانند یک هیولا زندگی کند. الیاس همچنین از هزینه بیشتر منفجر نکردن هواپیما آگاه است. Eightball به تنهایی ده ها نفر را در عرض چند دقیقه به خون آشام تبدیل کرد و اگر آن افراد از هواپیما دور شوند، سیاره را در معرض خطر یک بیماری همه گیر خون آشام کامل قرار می داد. اگرچه به نظر می رسد که او با موفقیت از این اتفاق جلوگیری کرده است، آسمان سرخ خونی پنجره ای از پتانسیل عاقبت را باز می گذارد.
آیا ناجا می تواند هنوز زنده باشد؟
از آنجایی که ندجا به سمت الیاس می دوید، زمانی که انفجار رخ داد، از هواپیما فاصله داشت. یک عکس از انفجار نشان می دهد که او توسط گلوله آتشین مورد اصابت قرار گرفته است، اما بدن او پس از آن نشان داده نمی شود. به لطف خوردن میان وعده سربازانی که به داخل هواپیما فرستاده شده بودند، او تا پایان سال به قدرت کامل خون آشام می رسد. آسمان سرخ خونی ، که باعث می شود او به مراتب دوام بیشتری داشته باشد و بتواند جراحات شدید را بهبود بخشد. Eightball توانست مدتی از گیر افتادن در شعله های آتشین داخل یک ماشین جان سالم به در ببرد، بنابراین در حالی که خون آشام های داخل هواپیما احتمالاً در اثر انفجار محو شده بودند، Nadja به خوبی می توانست زنده - یا بهتر است بگوییم، مرده از آن خارج شود.
بیشتر: بررسی TVMaplehorst از Blood Red Sky را بخوانید