استخوان ها: 20 نکته در مورد روابط غرفه و برنان که هیچ معنایی ندارند

چه فیلمی را ببینید؟
 

شش فصل طول کشید تا سرانجام بوث و برنان در استخوان ها جمع شدند. به همین دلیل ، چیزهای زیادی در مورد رابطه آنها وجود داشت که جمع نمی شدند.





این شش فصل و 128 قسمت طول کشید استخوان ها تا طرفداران دریابند که بوث و برنان با هم جمع شده اند. با این حال ، این اتفاق خارج از صفحه رخ داد و این فقط یکی از جنبه های روابط آنها بود که منطقی نبود. بوت و برنان در اینکه چه کسی بودند و به چه اعتقاد داشتند ، مخالف بودند ، اما در مبارزه با جرم مشترک بودند. این به تنهایی باعث تحسین بسیاری از آنها در طول سال ها ، چه قبل و چه بعد از دور هم جمع شدن بود. با این حال ، وقتی صحبت از نحوه نمایش رابطه آنها بود ، منطقی نبود.






در طول 12 فصل و 246 قسمت بین بوت و برنان لحظات زیادی وجود داشت که فقط به این دلیل کار کرد که در یک نمایش تلویزیونی اتفاق افتاد. استخوان ها با برخی از جنبه های رابطه خود کنار آمدند زیرا آنها اراده کردند و آنها را دوست نداشتند. این به معنای قطع روابط آنها در چندین فصل اول و آوردن علایق عاشقانه دیگر بود (و حسادت می کردند).



از جهاتی ، درام رویه ای بودن سریال به روابط بوث و برنان لطمه زد. تمرکز صرفاً روی عاشقانه آنها نبود. گاهی اوقات ، این امکان را نمی داد که زمان کافی برای بروز برخی درگیری ها و عواقب ایجاد شود. اجتناب ناپذیر بود که این دو شخصیت دور هم جمع شوند و سریال را با هم به پایان برسانند. با این حال راهی که طی کردند چندان منطقی نبود. هواداران سالها منتظر دیدن آنها با هم بودند ، اما با این حال روابط زیادی (خصوصاً ابتدای کار) خارج از صفحه نمایش بود. بینندگان (و شخصیت ها) پس از مدتی که در انتظار نمایش و این زوج سرمایه گذاری کرده اند شایسته بهتر بودند.

با این گفته ، در اینجا موارد زیر است 20 چیز در مورد روابط غرفه و برنان در مورد استخوان ها که هیچ منطقی نیست .






بیستاستخوان ها آنها را با هم نشان نداد

طرفداران شش فصل را پشت سر گذاشتند و از 128 قسمت تشکیل شده بودند و منتظر بودند تا دو شخصیت اصلی دور هم جمع شوند. آنها وصیت نامه بوث و برنان را تماشا می کنند که نمی رقصند. آنها دیدند که هرکدام علاقه های عاشقانه دیگری دارند (و در برخی موارد ، روابط قابل توجهی داشتند). سپس ، به دلایلی ، استخوان ها بوث و برنان در خارج از اکران با هم جمع شده بودند. هواداران پس از آنکه دشمن جان یکی از افراد شرور ، وینسنت نایجل موری را گرفت ، او را در حال دلگرمی دیدند.



بهترین بازی far cry چیست

با این حال ، قسمت 'سوراخ در قلب' ، ما حتی آنها را نمی دیدیم که می بوسند. در عوض ، برنان و آنجلا درباره آنچه اتفاق افتاد روز بعد کوتاه صحبت کردند. سپس ، در قسمت بعدی ، فینال فصل 6 ، برنان اعلام کرد که باردار است. روابط بوث و برنان - و طرفداران - پس از انتظار شایسته بهتر بودن از زوج اصلی نمایش بودند.






19روابط آنها شروع معمولی نداشت

این سریال تمام تروپهای معمول یک اراده را که آنها با بوث و برنان زوج نمی شوند بازی کرد. به مدت شش فصل ، طرفداران تماشا می کردند که احساسات خود را نادیده می گیرند و اعتراف می کنند که می توانند بیشتر باشند. آنها تماشا می کردند که دوستان و خانواده شان در مورد روابطشان (یا فقدان آن) با آنها صحبت می کنند. آنها تماشا می کردند که با دیگران قرار می گذارند و بوت حتی از زن دیگری خواستگاری می کند.



با این حال ، این درام آغاز رابطه آنها را به طور كامل نادیده گرفت. آنها دور هم جمع شدند ، سپس او درمورد بارداری خود در فینال فصل 6 به او گفت. پرش زمان بین فصول به این معنی بود که هواداران نمی توانند آغاز رابطه خود را ببینند. به عنوان یک رویه ، استخوان ها قرار نبود هر قسمت را به قدمت آنها اختصاص دهد. با این حال ، منطقی نیست که طرفداران نتوانسته اند ابتدای رفتن از دوستان به بیشتر را ببینند.

18اولین بوسه آنها تعجب آور بود

سالها بود که طرفداران فکر می کردند اولین بوسه بوث و برنان زیر بغل راه افتاده است. با این حال ، قسمت 100 نشان داد که آنها پس از اولین پرونده مشترک خود ، آنها را بوسیدند - و تقریباً با هم بودند. در آن زمان بوت و برنان فقط مدت کوتاهی با هم کار کردند. وقتی دیگر چنین نبود ، آنها فکر کردند که پس از آن می توانند با هم باشند. با این حال ، چون او الکل مصرف کرده بود ، آنها فقط بوسه می زدند. سپس ، هر دو به خانه خود رفتند.

با این حال ، برای پنج فصل (و 99 قسمت) ، هرگز اشاره ای به این اتفاق نشده بود یا این دو مورد بیشتر را در نظر گرفته بودند. شیرینی ها - همانطور که مخاطبان نیز تعجب کردند - وقتی اتفاقات سالها پیش را فاش کردند ، متعجب شدند. او همیشه فکر می کرد که یک بوسه منجر به چیزهای بیشتری برای آنها می شود.

17انکار مداوم آنها در مورد احتمال بیشتر وقتی آنها پس از اولین پرونده خود را می بوسند

مطابق معمول با اراده آنها در شوهای تلویزیونی زن و شوهر نخواهند شد ، این دو شركت این احتمال را انكار می كنند. آنها اذعان نمی کنند که می توانند با دوستان ، خانواده یا کسی که در مورد رابطه آنها س asksال می کند دور هم جمع شوند. این همان اتفاقی بود که در بوت و برنان افتاد تا اینکه سرانجام آنها با هم بودند و صاحب فرزند شدند.

با این حال قسمت صد ام نشان داد که آنها بوسه زده اند و تقریباً پس از اولین پرونده مشترکشان با هم بودند. انکار اینکه بعد از آن ممکن است بین آنها بیشتر باشد منطقی نیست. با این حال ، این همان اتفاقی است که برای 99 قسمت رخ داده است ، قبل از آنکه آشکار شود. شوک اولین بوسه هر آنچه بوث و برنان در مورد یکدیگر گفتند را زیر سوال برد تا آن زمان. اگر هر دو فقط در مورد همكار بودن و دوست بودنشان سخت نمی گرفتند ، این می توانست مثر واقع شود.

16غرفه برنان در فرودگاه بازداشت شد

اولین باری که بوت و برنان در خلبان با هم روی صفحه بودند ، او می توانست سیستم را دستکاری کند. او از شناسایی و شناسایی قربانیان از دو ماه در گواتمالا بازگشت. در فرودگاه ، یک مأمور از Homeland Security وی را به دلیل داشتن جمجمه انسانی در کیف خود بازداشت کرد.

سپس ، بوث برای رفع مشکلات حاضر شد. او از فرصت استفاده کرد و سعی کرد او را برای کمک به یک پرونده جذب کند. او فقط وقتی موافقت کرد که او با شرایطش موافقت کند. از یک طرف ، منجر به اولین بار تماشای طرفداران این دو ضرب و شتم شد. از طرف دیگر ، بوث آژانس فدرال دیگری را به خدمت گرفت و برنان را در فرودگاه بازداشت کرد. او برای کمک گرفتن از او کمی زیاد کار را پیش برد.

پانزدهغرفه به دلیل برنان در زمان با کریستین گم شد

کریستوفر پلانت ، یک نابغه رایانه ای ، یکی از معترضان تکراری این تیم بود. او موفق شد نه تنها بیش از یک بار از دستگیری طفره رود ، بلکه برنان را نیز برای یک جرم در نظر گرفت. او که هیچ راهی برای اثبات بی گناهی خود نداشت ، یک صفحه از کتاب پدرش برداشت. او فرار کرد و دختر خود و دختر بوث را با خود برد.

وقت دوری او به معنای از دست دادن بوت به موقع با کریستین بود و این باید معامله ای بزرگتر از آنچه بود بود. این یک وضعیت از دست دادن و از دست دادن بود. یکی از آنها مجبور بود از او جدا شود. با این حال، استخوان ها می توانست جبران کند که با داشتن این یک بحث جدی برای زوجین ، طولانی تر از آن طول کشید و بعد از چند قسمت فراموش نشد.

14برنان نباید به آلدو می فهمید که چرا غرفه پیشنهاد خود را رد کرد

درست مثل اینکه سالها طول کشید تا بوث و برنان دور هم جمع شوند ، برای ازدواج هم طول کشید. انجام خواستگاری به عهده برنان بود و او این کار را کرد. بوت قبول کرد ... تا اینکه کریستوفر پلانت ، کینه توزی مکرر آنها مداخله کرد. اگر بوت با برنان ازدواج کند ، پلانت جان پنج انسان بی گناه را تهدید کرد. بوت مجبور شد پیشنهاد او را رد کند ، اما طول کشید تا برنان با آلدو صحبت کند تا بفهمد که او دلایل خود را دارد.

در بازی دره خدایان

با توجه به مدت زمانی که او بوت را در آن زمان می شناخت - و اینکه می دانست دین برای او چقدر مهم است - باید این مسئله را خودش تشخیص می داد. اگر سریال دوست سابق ارتش و مشاور بوث را به ارمغان نمی آورد ، احتمالاً او نیز چنین می کرد.

سنگ اِما روی مالکوم در وسط

13وسواس کارولین با رابطه آنها

همه افراد در زندگی بوت و برنان در مورد رابطه خود (یا فقدان آن) در یک نقطه یا نقطه دیگری اظهار نظر کردند. چرا آنها با هم نبودند؟ آیا آنها تا به حال با هم بوده اند؟ آیا آنها نمی خواهند با هم باشند؟ به نظر می رسید هرکسی که وارد زندگی آنها شود و حتی فقط برای یک قسمت در کنار آنها باشد ، نظری دارد.

با این حال ، کارولین جولیان این کار را یک قدم جلوتر برد. هنگامی که برنان می خواست یک خانواده را با هم هماهنگ کند - در زندان - یک شرط داشت. او بوث و برنان را در زیر دارواش بوسه زد. طرفداران آن را پسندیدند زیرا حداقل اولین بوسه این زوج بر روی صفحه بود. (یک بازگشت فلاش در قسمت 100 نشان داد که آنها پس از اولین پرونده خود را بوسیده اند.) با این حال ، خیلی عجیب است که کارولین در رابطه آنها چقدر سرمایه گذاری کرده است و چگونه فصلی بعد از آن بسیار افت کرده است.

12درگیری آنها بر سر فرار برنان نباید به این سرعت حل می شد

وقتی کریستوفر پلانت ، یک کینه توزی مکرر ، برنان را برای یک جنایت جدی در نظر گرفت ، مجبور شد فرار کند. او و دیگران نتوانستند سریعاً نام او را پاک کنند. بنابراین ، او همان کاری را انجام داد که پدرش انجام می داد. او کریستین را گرفت و ماهها زندگی خود را برای زندگی جدیدی پشت سر گذاشت. این به معنای پشت سر گذاشتن بوت بود.

این باید باعث ایجاد تنش در روابط او با بوث بیش از آنچه شده بود. با این حال ، مانند سایر جنبه های روابط آنها ، که مورد توجه قرار گرفت (اما سریعاً حل شد) یا براق شد. در حالی که هیچ کس دوست نداشت با توجه به اینکه بوت و برنان دیگر از یکدیگر جدا شده اند ، تصمیمی گرفت که مستقیماً او را تحت تأثیر قرار داد.

یازدههر دو هانا موجود را فراموش کردند

پس از ماهها ترک FBI و جفرسونین ، هر دو بوت و برنان به دی سی بازگشتند. او تنها نبود. او با روزنامه نگاری به نام هانا ملاقات کرده بود و آنها نه تنها با هم بودند بلکه جدی بود. پیشنهاد او به اندازه کافی جدی بود. هرگز دوام نمی آورد ، حتی اگر او بله بگوید ، به دلیل رابطه بوث و برنان.

هانا فقط دوست دختر بوث نبود. او و برنان حداقل دوستانه بودند. جدایی بوت و هانا در همان فصلی اتفاق افتاد که سرانجام او و برنان با هم دیدار کردند. با این حال ، هنگامی که آنها دور هم جمع شدند ، مانند این بود که هانا هرگز وجود نداشته است. هیچ یک از آنها از او نام نبردند و به نظر می رسید که هیچ کس نقشی را که وی در هیچ یک از زندگی های خود داشته یادآوری نمی کند.

10رفتار او با عقاید مذهبی او

مسئله اینجا این نبود که آنها دیدگاههای مختلفی نسبت به دین داشتند. او یک کاتولیک رومی معتقد بود ، در حالی که او بی دین بود. آنها برای کنار هم بودن نیازی به اعتقادات مذهبی یکسان نداشتند. با این حال ، وی از عقاید وی بسیار رد می کرد ، که منجر به اختلاف نظر بیش از یک مورد شد.

او واقعاً پذیرفت که اهمیت اعتقادات وی برای وی در طول رابطه آنها چیست. این شامل تعمید کریستین بود (قبل از اینکه ماهها با او فرار کند). با این حال ، آنها می توانستند همان طرفین استدلال های خود را در مورد دین بگیرند ، بدون اینکه وی نسبت به دین خود بی احترامی کند. این نه برای رابطه آنها لازم بود و نه برای تفرقه ای که به دلیل آن ایجاد شد.

9باید زمان بیشتری به پیامدهای اعتیاد او به قمار اختصاص داشت

همانطور که برنان می دانست ، بوت سابقه مشکل در قمار را داشت. در طی یک پرونده ، او بدترین فصل 10 را بدست آورد و در این باره به او دروغ گفت. او فقط به این موضوع پی برد که بوکی او در خانه آنها وقتی بدهکار بود که پول زیادی بدهکار بود. این امر منجر به جدایی مختصری از این دو شد ، هرچند در پایان فصل ، او و روابطشان دوباره در مسیر درست قرار گرفتند.

با این حال ، پس از آن ، یک جهش زمانی بین فصل 10 و 11 وجود داشت. به همین دلیل ، استخوان ها به او و آنها زمانی را که لیاقت شفابخشی روی صفحه را داشتند ، نداد. وقتی طرف برگشت دوباره هواداران ندیدند که چه اتفاقی افتاد و هر دو دوباره با هم بودند.

8چقدر آنها نسبت به سایر علاقه های عشقی حسادت می کنند

بوت و برنان سالها طول کشید تا احساسات خود را بپذیرند ، چه رسد به اینکه دور هم جمع شوند. با این حال ، هر دو اغلب علائم حسادت را نشان می دهند هنگامی که دیگری در رابطه است یا فقط به شخص دیگری علاقه نشان می دهد. در روزهای اول ، آنقدرها واضح نبود. با این حال ، هرچه نمایش بیشتر می شد و آنها نزدیکتر می شدند ، حسادت آنها بیشتر می شد ، تا حدی که باید زودتر احساسات خود را قبول می کردند. در عوض ، آنها حسادت می ورزند ، دیگران در مورد آن اظهار نظر می کنند ، و آنها آن را انکار می کنند.

تنها دلیلی که باعث شد این اتفاق به اندازه طولانی و غالباً بیفتد این بود که آنها یک زوج در یک برنامه تلویزیونی بودند. این امر همیشه با اراده و عدم ازدواج آنها اتفاق می افتد که بوت و برنان برای شش فصل حضور داشتند.

7غرفه دستگیر برنان

در فصل 1 ، برنان درخواست کرد که بتواند یک سلاح مخفی به همراه داشته باشد. بوث ، به دلیل اتهام جرم علیه سابقه خود ، درخواست او را رد کرد. او افسر دستگیر بود ، و از گفتن اشتباه برای اتهام زدن به او خودداری كرد. با این حال ، او به شخصی که قصد صدمه زدن به او را داشت اما خودش اسلحه نداشت ، شلیک کرد. او استدلال کرد که این فقط پای او است و این مرد تا آخر عمر در زندان است.

بوت از نشستن در آنجا و مجبور ساختن روند ارسال درخواست خود بسیار خوشحال شد. او همچنین از رد درخواست او لذت برد و به او گفت که از هرگونه نیاز به سلاح مراقبت خواهد کرد. وی حتی به او پیشنهاد کرد در صورت لزوم در شرایطی از کلمات خود استفاده کند که داشتن سلاح را به او الزام کند.

6شخصیت آنها هرگز مش

Booth و Brennan کاملاً مخالف یکدیگر هستند. بله ، موارد متضاد جذب می شوند ، اما نظرات مخالف آنها اغلب دلیل اختلافات آنها بود. برنان قبل از هر چیز دانشمند بود. او به حقایق تکیه کرد و وقتی صحبت از این موارد شد ، از استفاده از روده خودداری کرد. او همچنین زیاد اهل مردم نبود و فاقد برخی مهارت های اجتماعی بود. این بدان معنا بود که او شوخی یا برخی اظهارنظرهای اطرافیان خود را نمی فهمد. او همچنین یک ملحد بود و بنابراین اغلب دین را نفی می کرد.

برخلاف برنان ، بوت به روده گوش می داد. او فردی مردمی بود و جنبه های اجتماعی همسرش را درک نمی کرد. مذهب او نیز برای او بسیار مهم بود و اغلب محل اختلاف بین این دو ، به ویژه در فصول اولیه بود.

چه شب وحشتناکی برای نفرین

5بوت فکر کرد تومور مغزی او باعث احساسات او برای برنان می شود

در فصل 4 ، بوت فهمید که تومور مغزی دارد. در طی کما به دنبال جراحی ، او خواب دید که او و برنان با هم هستند. در فصل 5 ، او نسبت به احساس خود در مورد برنان گیج بود. ممکن است تومور و خواب باعث این احساسات شده باشد ، و او مجبور شد بفهمد که این واقعیت دارد یا نه. اگرچه اسکن مغز نشان می داد که اینگونه است ، اما او فهمید که در آن فصل واقعاً او را دوست دارد.

هنوز هم ، آن تومور مغزی برای مدت کوتاهی تمام اقدامات و احساسات بوت در مورد برنان را زیر سوال برد. با توجه به اینکه هیچ یک حاضر نبودند احساسات خود را تا آن زمان بپذیرند ، آیا واقعاً لازم بود که دلیلش وجود تومور باشد؟

4برنان نتوانست خطر باشد که با او باشد اما او را با شخص دیگری دوست نداشت

در صدمین قسمت این سریال ، شیرینی ها فهمیدند که بوت و برنان پس از پرونده اول خود را بوسیدند. به دنبال صحبت آنها با او ، بوث قماری را در پیش گرفت و به برنان گفت که او می داند او یکی است. با این حال ، برنان نمی توانست همان خطر را بپذیرد. او بی خطر بازی کرد و نمی خواست خطر از دست دادن او را بدست آورد.

هرکدام در آن مرحله از صحنه به آنچه که بودند وفادار ماندند (و شما نمی توانستید برای این کار مقصر باشید). هنوز سخت بود که بوت را بسیار آسیب دید. پس از 'قطعات در مجموع کل' ، تقریباً یک سال طول کشید تا وی برای رفع آن تلاش کند. در عوض ، هواداران مجبور شدند از طریق حسادت به رابطه بعدی او با هانا ، او را بنشینند. این دو صحنه از احساسی ترین صحنه های زوجین قبل از اینکه با هم باشند ، بود.

چرا هیلی و اندی از هم جدا شدند

3بوث به او نگفت که دارد به برادرش کمک می کند

در فصل 11 ، بوث به برادرش جارد کمک کرد ، اما او به برنان نگفت که چه کاری انجام می دهد. او همسر او بود و او نباید او را در تاریکی نگه می داشت. در واقع ، آنها جسد جارد را پیدا کردند و به طور خلاصه فکر کردند که این می تواند جسد بوت باشد. برنان مجبور شد استخوان ها را مثل استخوان های دیگر بررسی کند و خودش بفهمد که شوهرش را از دست نداده است.

پس از پایان همه چیز و یافتن بوت ، این زوج در بیمارستان صحبت کردند. با این حال ، آنها با توجه به خطرناک و جدی بودن اوضاع ، خیلی سریع مسائل را حل و فصل کردند. هیچ دلیلی برای بوت نبود که برنان را در تاریکی نگه دارد. استخوان ها به وضوح می خواست که او فکر کند که می توانست او را از دست بدهد ، اما حتی اگر او بداند که او چه کاری انجام می داد ، این اتفاق می افتاد.

دونامه ای که وقتی قبرستان او را اسیر کرد برای او نوشت

در فصل 2 ، برنان و هاجینز قربانیان کینه توزی مجدد تیم بودند. آنها فکر کردند که قرار نیست آن را به عزیزانشان برگردانند ، بنابراین هر یک نامه نوشتند. او به آنجلا نامه نوشت ، و او نیز به بوث. در عروسی خود با بوث ، او نامه را به عنوان بخشی از عهد خود خواند. او در مورد احساسات اولیه و کثیف خود نسبت به او نوشته بود ، اما سالها پس از آن احساسات خود را نسبت به او انکار کرد.

با این حال ، با توجه به آنچه بعد از آن منطقی نبود - و این به این دلیل است که این نامه اصلی نبود. تهیه کننده اجرایی هارت هانسون به نسخه اصلی 'برای نذورات عروسی کاملاً نامناسب بود.' خط تلویزیون . 'آنها باید کاملاً بازنویسی شوند.' در یادداشت اصلی ظاهراً گفته شده بود ، 'اگر به موقع به من نرسیدی خود را سرزنش نکن. من از کار با شما لذت بردم. '

1بارداری زندگی واقعی امیلی دشانل در آغاز رابطه آنها تأثیرگذار بود

شش فصل طول کشید تا بوث و برنان با هم جمع شوند. به محض این که انتظار داشتند ، در انتظار بچه دار شدن بودند. این به این دلیل بود که امیلی دشانل ، ستاره سریال ، که نقش برنان را بازی می کرد ، باردار بود.

استیون ناتان ، تهیه کننده اجرایی ، گفت: 'امیلی باردار است که مطمئناً تا حدی متوجه شده است.' خط تلویزیون . با این حال به آنها این امکان را داد تا داستان را به سمتی که می خواستند برسانند. وی توضیح داد: 'با رفتن به این مسیر ، مجبور نبودیم كه آنها مرحله سنتی كبوتر عشق را طی كنند.' 'ما از همه [دام هایی] که مردم معمولاً با آنها مرتبط می کنند اجتناب می کنیم مهتاب لعنت.' هنوز هم ، شخصیت ها و طرفداران پس از این همه انتظار برای دیدن آنها با هم ، لیاقتشان این بود که زودتر به روابط خود - و بچه ها - نرسند.

---

آیا جنبه های دیگری از رابطه بوث و برنان وجود دارد که هیچ معنایی ندارد استخوان ها ؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!