مصاحبه کاپیتان بابی ارل: ماهی تن شریر: بانک های بیرونی

چه فیلمی را ببینید؟
 

دریا مکان نابخشودنی است، اما تلویزیون فوق العاده ای ایجاد می کند. این فرضیه Nat Geo's است ماهی تن شریر: بانک های بیرونی ، که ماهیگیران و خدمه آنها را در حالی که تجارت خود را انجام می دهند دنبال می کند و آنچه را که باید انجام می دهند تا به معنای واقعی کلمه و به معنای واقعی کلمه سر خود را بالای آب نگه دارند.





کاپیتان بابی ارل کشتی Reel E' Bugging برای ماهیگیری متولد شد، اما مدتی طول کشید تا متوجه این موضوع شود. بومی بای ساید، کوئینز، بخش عمده ای از 30 سال را با پوشیدن کت و شلوار و کراوات در وال استریت گذراند تا اینکه سقوط مالی سال 2008 او را مجبور کرد که در آینده خود تجدید نظر کند. اول، او دست خود را در تجارت از بین بردن ساس امتحان کرد، اما چهار ماه از سال را به ماهیگیری در Outer Banks کارولینای شمالی می گذراند. در نهایت، او تجارت ساس را به پسرش سپرد، یک ماهیگیر تمام وقت شد و هرگز به عقب نگاه نکرد.






مطالب مرتبط: 20 جزئیات وحشی در پشت ساخت ماهی تن شرور



ضمن تبلیغ فصل جدید ماهی تن شرور: بانک های بیرونی، بابی ارل با او صحبت کرد TVMaplehorst درباره کارش در سریال، مسیر منحصربه‌فردش در طول زندگی، و آنچه که مخاطبان می‌توانند از مجموعه جدید قسمت‌ها انتظار داشته باشند. او همچنین درباره حادثه ناگوار سال گذشته، آتش سوزی در موتورخانه که Reel E' Bugging را گرفت، صحبت می کند. امروزه قایق قدیمی زیر عمق 200 فوتی آب گم شده است. کشتی جدید برای فصل جدید حتی بزرگ‌تر از کشتی قدیمی است، اما چیدمان ناآشنا آن هنگام واکنش‌های فوری و تصمیم‌گیری در چند ثانیه با مشکل مواجه شد. با این وجود، ارل برای خطر آماده است، او از امنیت آگاه است و به قایق، خدمه و مهارت خود به عنوان یک ماهیگیر ایمان دارد. همانطور که او می گوید: «من از باخت می ترسم. این چیزی است که من را هدایت می کند.

TVMaplehorst: آب چطور است؟






بابی ارل: من امروز روی آب نیستم، اما آب برای من خوب بود!



شما یک پسر نیویورکی هستید، درست است؟ یک پسر کوئینز؟ من در Far Rockaway زندگی می کنم.






بابی ارل: من در بای ساید به دنیا آمده و بزرگ شده ام. اما در نه ماه گذشته، من برای همیشه به کارولینای شمالی نقل مکان کرده ام.



آیا داریل در کمیک مردگان متحرک می میرد؟

آیا شوک فرهنگی وجود دارد؟ اون پایین چطوره؟

بابی ارل: می‌دانی، خنده‌دار است، من بیش از دوازده سال است که هر زمستان در ساحل بیرونی ماهیگیری می‌کنم. بنابراین بیش از یک دهه است که چهار ماه از سال خانه من بوده است. اما من فقط 140 مایل به سمت جنوب بانک های خارجی حرکت کردم. محل سکونت من در شهر مورهد است. بنابراین من کمی پایین تر هستم. باید به شما بگویم، من کاملاً آن را دوست دارم.

من را در مسیر خود راهنمایی کنید، شما یک پسر نیویورکی هستید، شما یک مرد وال استریت بودید، درست است؟

دقیقا. همه از جایی شروع می کنند، درست است؟ بنابراین من حدود 30 سال تجربه در بخش مالی داشتم. من در وال استریت کار می‌کردم و سقوط‌های زیادی، ریزش‌های مختلف بازار سهام و چیزهایی از این دست وجود داشت. در سال 2004، من به مدیریت تغییر مکان دادم. من مدیر منطقه ای سرمایه گذاری بانک آمریکا شدم. و اندکی پس از آن، در سال 2007، 2008، بازار سهام سقوط کرد. بانک ها سقوط کردند. همه اخراج شدند همه اخراج شدیم در آن زمان من هیچ مشتری نداشتم زیرا سه سال را در مدیریت گذرانده بودم. این به معنای شروع دوباره بود و من فقط حاضر به انجام آن نبودم.

بنابراین تصمیم گرفتید به اصطلاح دستان خود را کثیف کنید.

در آن زمان دوستی داشتم در تجارت ساس. گفت، می دانم که کت و شلوار و کراواتت را دوست داری، اما من یک ایده دارم. و من می گویم، ساس؟ آیا شما از ذهن وخیم خود را؟ و اینگونه شروع شد. او گفت: 'هی، دو هفته را در کامیون من بگذران، بگذار به شما نشان دهم چه خبر است.' و به نظر راه خوبی برای امرار معاش بود، من باید رئیس خودم باشم. من و پسر بزرگم کسب و کارم را اینگونه شروع کردم. ساس‌ها را می‌کشیم.

یکی باید انجامش بده

اما پس از آن، هر سال به مدت سه ماه مخفیانه دور می‌شدم تا به صید ماهی تن در بانک‌های بیرونی بروم. این پیشرفت بود. به این ترتیب نام قایق پیدا شد. فکر من این بود که ساس هزینه قایق را پرداخت کرده است! Reel E' Bugging. من نمی توانستم صبر کنم تا به ماهیگیری بروم تا بتوانم از بروکلین و منهتن استراحت کنم. فرار من همیشه اقیانوس بود. در یک نقطه، من گفتم، 'هی، من احتمالا می توانم این کار را تمام وقت انجام دهم.' بنابراین ما شروع به اجرای چارترها و غیره کردیم و بقیه آن تاریخ است.

این فوق العاده است. من در مورد آن انتقال فکر می کنم. وقتی پشت میز نشسته‌ای و در اینترنت و یا حتی برای خودم دست به دست شدن پول می‌بینی، من بیشتر با کامپیوتر کار می‌کنم، می‌خواهی بیرون بروی، باد به صورتت بخورد، دست‌هایت را کثیف کنی! من می خواهم در یک قایق زندگی کنم، این عالی خواهد بود!

در اواخر کار من در امور مالی، تماس های کنفرانسی، تماس های ویدیویی، بلک بری، ایمیل بود. من در بیشتر موارد مردمی هستم، اما می‌دانید که ارتباط بسیار کمی با مردم وجود داشت؟ وقتی 'مرد مردم' هستید کار را سخت می کند. من دوست دارم هر روز با مردم صحبت کنم. اما وقتی وارد مدیریت شدم، فقط کاغذبازی و انطباق بود، می دانید منظورم چیست؟

در هر صورت، شرط می بندم که شما خوش شانس هستید که برنامه تلویزیونی را برای قایق گرفتید و نه برای ساس.

درست! ما واقعاً داشتیم هنرمان را تقویت می کردیم و شروع به ساختن نامی برای خود کردیم. حدود سه سال قبل از اینکه وارد برنامه شویم، به گروهم گفتم: 'ما یک روز در آن برنامه خواهیم بود، ما از این بچه ها بهتر هستیم!' این فقط شخصیت من است. من کلمه به کلمه گفتم. این یک روند بود، اما به محض اینکه به ما ضربه زدند، می دانستم که خواهیم درخشید.

کی تازه شاهزاده بل ایر روی نتفلیکس میاد

مطالب مرتبط: مصاحبه جک رندال: بیرون آنجا با جک رندال

باید بدونم... تو وسط اقیانوس گیر کردی و بعد قایقت سوخت. چی شد؟!

بنابراین، اتفاقی که افتاد این بود که من تصمیم گرفته بودم، تابستان گذشته، پاییز که می‌آید، قایق‌ام را به بانک‌های بیرونی می‌برم و برای همیشه در آنجا کار خواهم کرد. پسر بزرگ من به اندازه کافی بزرگ است که بتواند تجارت حشرات را خودش اداره کند. داشتم آن را آویزان می کردم. او آن تجارت را اداره می کند، من به بانک های بیرونی می روم و آنجا می مانم. همه چیزهایی را که داشتم در نوامبر بارگیری کردیم و به سمت جنوب حرکت کردیم. یک یا دو ماه فرصت داشتیم تا برای Wicked Tuna آماده شویم. من حدود 50 مایل دورتر از ساحل نیوجرسی بودم و دوست خوبم در طبقه پایین خوابیده بود و خورشید تازه طلوع کرده بود و زیبا بود. در واقع داشتم با خودم فکر می کردم، 'قایق عالی در حال حرکت است. زندگی خوب است! به طلوع خورشید نگاه کن!

و بعد صدای انفجار را شنیدم. و من رفتم پایین و کل موتورخانه و سالن در آتش بود. سریع رفت. به سمت اتاق دو طبقه دویدم و دوستم، دنی کینگ، خواب بود. حداقل فکر میکردم خوابه ولی جواب نمیده. من با مشت به صورتش می زنم و فریاد می زنم: 'ما در آتش هستیم!' و او پاسخی نمی داد. به همه می گویم، در تمام این مصیبت آتش سوزی، تنها زمانی که ترس وجود داشت، ترس واقعی، زمانی بود که فکر می کردم او مرده است. مغزم سعی می‌کرد پردازش کند، نمی‌توانستم او را آنجا رها کنم، پس چگونه بدنش را از این قایق بیرون بکشم؟ اما به لطف خدا شروع به سرفه کردن همه جور چیزها کرد و به خود آمد. بنابراین من او را در لباس بقا پوشاندم، لباسم را پوشیدم، با گارد ساحلی تماس گرفتیم و از دریا پریدیم. تقریبا به همین سرعت بود. حدود دوازده دقیقه وقت داشتیم.

آیا می دانید یا می توانید بگویید علت آتش سوزی چیست؟

سه ماه تحقیق گارد ساحلی و تحقیقات کلانتری، تا در بهترین حالت به یک حدس تحصیل کرده برسیم. قایق غرق شد، زیر 200 فوت آب است. بنابراین، بدون کشیدن قایق و گرفتن NTSB [هیئت ایمنی حمل و نقل ملی] برای انجام پزشکی قانونی، بهترین حدس من، برای یک قایق قدیمی مانند آن، یک انفجار توربو خواهد بود. همان جایی بود که وقتی برای اولین بار وارد سالن شدم دیدیم که آتش از آنجا می آید. نیازی به گفتن نیست که قایق جدید من دارای توربوهای مرطوب است نه توربوهای خشک.

بدیهی است که از دست دادن قایق خود ویرانگر بود، اما در مورد قایق جدید، قایق 2.0 به ما بگویید. شما به توربوهای مرطوب اشاره کردید، اما این یکی دیگر چه چیزی دارد که قبلی نداشت؟

از شرکت بیمه حدود 30 سنت دلار گرفتیم. این یک قایق 50 ساله بود، بنابراین آنها آن را برای چیزی که آنها می گویند، 'بر سر ارزش توافق شده' بیمه کردند. مثل این بود که 'این ریسکی است که ما حاضریم بپذیریم.' یا بگیرش یا ولش کن.' بنابراین من حدود 380 یا 400 گرند در قایق داشتم و فقط برای 150 هزار بیمه شده بود. بنابراین ما یک ضرب و شتم مطلق خوردیم.

ما حدود 100000 دلار قرقره، تکل، خنک کننده و چیزهایی از این قبیل در کشتی داشتیم. و من یک سواری 15000 دلاری برای وسایل شخصی داشتم. بنابراین ما به معنای واقعی کلمه نابود شدیم. وقتی قایق جدید را پیدا کردیم، فکر کردم گرانتر از چیزی است که می‌خواستم، اما برای صاحبش توضیح دادم که چه اتفاقی برای ما افتاده است. او به دنبال دو و یک چهارم بود و ما آن را نداشتیم! ما هیچ یک از میله ها، قرقره ها و تکل ها را هم نداشتیم. پس او می گوید، 'خب، آنها از بیمه به شما چه پولی می دهند؟' و من گفتم '164' و او گفت: 'باشه، من آن را می گیرم.' این فقط یک معجزه کوچک از جانب خدا بود. ما نمی توانستیم آن قایق را بپردازیم.

Reel E Bugging، قایق قدیمی بابی ارل. #پاره كردن

پس چه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟

چگونه چراغ ها را در 7 روز کار کنیم تا بمیرند

قدیمی یک هاتراس 1970 و 53 فوتی بود. این «Bed Bugs 2.0» یک هاتراس 60 فوتی 1983 است که دارای پل مگس محصور با گرما در طبقه بالا است. دو ژنراتور آب ساز. یخ ساز. این کشتی مناسب برای کشتن ماهی تن برای زمستان در کرانه های بیرونی است.

پس شما آماده اید. چه انتظاری از فصل جدید Wicked Tuna داریم؟

بگذارید چند نکته را به شما بگویم. ما آن قایق را از پشته فلوریدا، در اطراف فلوریدا کیز، به کارولینای شمالی رساندیم. زمانی که ماهیگیری را شروع کردیم به سختی قایق را شناختیم. حدود 18 روز مالک آن بودیم. پس این یک چالش بود. ما هیچ میله و قرقره ای نداشتیم. مجبور شدیم میله و قرقره را از دوستان قرض بگیریم. نگهدارنده میله نداشتیم. دو روز قبل از فیلمبرداری مجبور شدیم آن ها را بگذاریم. بنابراین چالش های زیادی با قایق جدید و آماده کردن او وجود داشت. اما من این را به شما می گویم: بدون استثنا، این بهترین تولید شده Wicked Tuna در تمام سریال های آنها خواهد بود. شکی در آن نیست از هیچ هزینه ای دریغ نکردند. کلاه من برای Pilgrim Media و Nat Geo است. آن‌ها قایق‌های تعقیب و گریز و بچه‌هایی با دوربین‌های ژیروسکوپی داشتند که ما را با هواپیماهای بدون سرنشین زیر آب دنبال می‌کردند.

در سال های گذشته من در برنامه حضور داشتم و هرگز چنین تلاشی ندیدم. این احتمالاً با بدترین آب و هوایی که تا به حال در زندگی ام ماهیگیری کرده ام همراه است. یعنی بادهای 30 گره، دریاهای 6 تا 8 فوتی معمول بود. تقریبا هر روز. بنابراین ما در بدترین شرایط ماهیگیری می کردیم. با یکی دوتا قایق نو رفتیم و یکی دوتا قایق قدیمی برگشتیم. رقابت، در این فصل خاص، انگار همه در حال ماهیگیری برای سوپر بول بودند. همه هر روز بازی A خود را می آوردند. معمولاً کسی هست که در آب و هوای بد ماهی نمی گیرد یا ریسک نمی کند، اما در این فصل نه. همه در همه زمان ها همه کاره بودند. این یک رقابت شدید در شرایط وحشتناک بود.

به من در مورد اینکه تا چه حد می خواهید آن را فشار دهید بگویید. آنها به دلیلی به آن گورستان می گویند. به من در مورد اینکه می‌خواهم برنده شوم و می‌خواهم به ساحل برگردم، به من بگو.

برای من همیشه در هاتراس ماهی میگیرم. قایق سنگینی است. یک و نیم اینچ فایبرگلاس جامد دارد. این برای بانک های بیرونی ساخته شده است. این همان احساسی است که من در مورد آن دارم. هر دوی قایق من، آخرین و این یکی، حدود 100000 پوند وزن دارند. احتمالاً میانگین قایق در ناوگان حدود 45000 وزن دارد. همیشه احساس می‌کنم در هوای بدتر می‌توانم سخت‌تر ماهی بگیرم. من معمولاً ترس زیادی از این موضوع ندارم. همانطور که گفته شد، ما احتمالا دو برابر هر قایق در ناوگان سوخت می سوزانیم. شعار من، وقتی از اسکله خارج می شویم، روزی یک ماهی است. بدون توجه به آب و هوا، بدون ماهی به خانه نمی آییم. اینطوری بهش نزدیک شدم چون مجبور بودم اینطوری! ما در هر سفر 350 گالن می سوزانیم. شما به دنبال هزار دلار برای ترک اسکله هستید، با یخ و طعمه و تکل. بنابراین، برای آمدن به خانه، 60 مایل، از آن نوار شنی عبور کنید، و با کل آن ورودی، بدون ماهی برخورد کنید؟ نه، من حاضر نیستم این کار را انجام دهم. ترجیح می‌دهم در آن‌جا، در دریاهای بد، کتک بزنم، اما حداقل در حال حاضر آنجا هستم. بیا صبح، من یک شات بخورم. اینگونه به آن نزدیک می شویم. من امسال شوخی های زیادی کردم که با قایق جدید و بهبودیافته، همه برنامه های هواشناسی را حذف کردم، که حتی نگاه نمی کنم. دوستان ماهیگیری من می گویند 'بابی کی ماهیگیری می کنی؟' من می گویم 'هر روز.'

صحنه آخر بازی انتقام جویان من مرد آهنی هستم

باید کاری رو که باید انجام بدی

من فکر می کنم قایق می تواند تقریباً هر چیزی را در اقیانوس تحمل کند. اما من همیشه از ورود به آن ورودی می ترسم. اگر ماهی داریم و باید به اسکله برگردیم، اما ساندبار خیلی بد است، من مخالف این نیستم که 10 یا 12 یا 15 ساعت بیرون بنشینیم، هر چه که طول بکشد تا آن گذر به ورودی منتظر بمانیم. ایمن بودن با این حال، ما آن را فشار خواهیم داد. ما سخت تر از هر کس دیگری به آن فشار خواهیم آورد، این یک واقعیت است.

مطالب مرتبط: مصاحبه رقص چارلز و کلیپ اختصاصی: NatGeo's Savage Kingdom

آیا اعصابی از دست دادن قایق قدیمی وجود داشت؟ می دانم که این یک حادثه مربوط به آب و هوا نبود، اما آیا برای برگشتن به آب، سرمایی وجود داشت؟

خنده دار است که این را می گویی، چون من نمی دانم چیست... من معمولاً از هیچ نوع ترسی رنج نمی برم. چیز عجیبی است. من بیشتر از داشتن قایق جدید نگران بودم، این قایق هنوز 40 ساله است. اجرای آن با بودجه بسیار محدود همیشه ترس من است. آیا قرار است خراب شویم؟ واقعیت این است که من دو موتور دارم. اگر یکی را گم کنم، می توانم با دیگری به خانه برگردم. من تلفن ثابت و دستگاه پیامک دارم. من قایق نجات دارم، لباس بقا. من نگران این نیستم. من به گارد ساحلی و دیگر ماهیگیران اعتماد و ایمان زیادی دارم.

من هیچ ترسی ندارم، اما در مورد قایق جدید کمی دلهره داشتم. حدود پنج سال طول کشید تا دیگری را به نقطه‌ای برسانم که بدانم همه چیز کجاست، به کجا، اگر چیزی خراب شد، می‌دانم چگونه آن را درست کنم. شما با دو نوع موتور متفاوت با تنظیمات کاملا متفاوت روبرو هستید. این یک قایق بزرگ و یک موتورخانه بزرگ است. قطعات متحرک زیادی داره این واقعا دغدغه ما بود. وقتی همه چیز در قایق دیگر اشتباه می‌شد، می‌دانستیم چگونه به آن رسیدگی کنیم. در قایق جدید، ما حتی نمی‌دانستیم چیزی کجاست. کلیدهای مدار را پیدا نکردیم! حیوان متفاوتی بود. ترس من حول محور نگه داشتن قایق بود. هیچ ترسی از آب و هوا، از شن و ماسه، از غرق شدن قایق من وجود نداشت. فقط فکر نمی کنم بتوانید این کار را هر روز انجام دهید و آن افکار را در سر داشته باشید.

برای من مثل این است که هر روز سوار A می شوم. من از عهده هر کاری بر می آیم.

درست! (می خندد) من با قطار 7 به استادیوم شی رفتم، به نظر شما این ترسناک است؟

مخصوصا در بازی خانگی!

دقیقا! من با پیراهن یانکیز به استادیوم شی رفته ام. (می خندد) فکر می کنم مثل این است که یک آتش نشان باشی که از آتش می ترسی. شما نمی توانید کار خود را انجام دهید. یا ساختن پل و ترس از ارتفاع.

اتفاقی که در خارج از جرسی برای ما افتاد، یک بار در زندگی بود. انگار رعد و برق خورده بود همانطور که گارد ساحلی در گزارش خود گفت، این آمادگی خدمه بود که باعث نجات آسان شد. ما همه این چیزها را تمرین کردیم. ما با لباس های بقا تمرین کردیم. با كلك تمرين كرديم. ما منابع باتری جداگانه ای برای رادیوهای خود داریم، بنابراین در صورت آتش سوزی یا آسیب آب، هنوز هم می توانیم از خانه خارج شویم. این چیزی است که ما انجام می دهیم. ما احتمالاً 6000 دلار در سال برای تجهیزات ایمنی هزینه می کنیم و دعا می کنیم که هرگز از آن استفاده نکنید. اما ما آن رویداد را داشتیم. خیلی جالبه من به شما خواهم گفت که چه چیزی تغییر کرده است: رویکرد من به ایمنی آتش‌سوزی تغییر کرده است. احتمالاً 22 کپسول آتش نشانی بیشتر از نیاز گارد ساحلی داریم. ما یک سیستم CO2 در موتورخانه داریم. به وضعیت آتش سوزی پرداختیم. ما بیش از حد آماده هستیم و تمرینات خود را پشت سر می گذاریم. من اون ترس رو ندارم

ترس از دست دادن دارم این چیزی است که من را هدایت می کند. من در محیطی بزرگ شدم که 'مقام دوم، رتبه اول برای بازندگان است.' من واقعاً به یک رویداد بدون شرکت در آن برای برنده شدن نزدیک نمی شوم. سال گذشته، ما بیماری داشتیم، برخی مشکلات قایق. فصل وحشتناکی داشتیم! اما فصل 6، ما آن را بردیم. کسی آمدن ما را ندید. بنابراین، جایی در آنجا، من به دنبال اثبات این هستم که ما در صدر این لیست قرار داریم.

تاریخ انتشار فصل 4 ماده تاریک نتفلیکس

من نمی توانم منتظر بمانم تا نمایش را ببینم و یاد بگیرم که چگونه همه چیز از بین می رود.

نمی توانم به اندازه کافی بگویم: این یکی از حماسی ترین، وحشی ترین خواهد بود... در هوای وحشتناک، عکاسی A-1 بود، بهترین عکس تا کنون. این می تواند بهترین چیزی باشد که تا به حال ساخته اند.

من نمی توانم صبر کنم تا آن را ببینم. و اگر به عرشه نیاز دارید، من پسر شما هستم.

کاملا. بهتره لباس گرم بپوشی!

بعدی: Disney+: هر فیلم و نمایش تلویزیونی جدید در جولای 2021

فصل جاری از ماهی تن شریر: بانک های بیرونی یکشنبه‌ها در Nat Geo پخش می‌شود و تازه‌واردها می‌توانند کل سریال را در Disney+ دنبال کنند.