در حالی که به تلویزیون و تماشای قلعه چسبیده بودیم، کیت بکت، اسپو و رایان جنایات را حل می کردند، ما غرق زندگی آنها شدیم.
نویسنده ای تصمیم گرفت که می خواهد بیشتر با روشی که پلیس برای کتاب جدیدش اداره می کند، ارتباط برقرار کند. قلعه زندگی ریچارد کسل، رماننویس را در حین پیوستن به منطقه 12 در شهر نیویورک دنبال کرد که با همه درگیر نشد.
مطالب مرتبط: 10 سریال اصلی آمازون که به خوبی سریال نتفلیکس هستند
در حالی که به تلویزیون و تماشای قلعه چسبیده بودیم، کیت بکت، اسپو و رایان جنایات را حل می کردند، ما غرق زندگی آنها شدیم. ما عاشقانه ها، تعقیب و گریزها را پیش بینی می کردیم، اما هنوز عزاداری می کردیم که پایان آن فرا رسید. به مرور زمان عاشق شدیم و حتی برخی از شخصیت ها را تحقیر کردیم. در اینجا 10 شخصیت برتر این موفقیت آورده شده است ABC نشان می دهد قلعه .
روی مونتگومری
برای درک اینکه چرا بکت همیشه اینقدر گونگ هو بود، باید بفهمید که روی مونتگومری کیست. اگر منصف باشیم، او فقط یک پلیس تازه کار در مکان اشتباه در زمان نامناسب بود. در تلاش برای سرنگونی مافیای ایتالیا، حادثه ای رخ داد که زندگی او و بکت را برای همیشه تغییر داد. در حالی که قتل پنهان شده بود، مونتگومری بود که باید با عواقب ناشی از آن زندگی می کرد.
زمانی که کیت بکت وارد زندگی او شد، فکر میکرد فرصتی دوباره برای رستگاری دارد، اما در نهایت، وفاداری او به کیت و یاد مادرش به قیمت جانش تمام شد، زیرا او با گذشتهاش جبران کرد.
هیلی شیپتون
شخصیتی از آن سوی برکه که مسیر خود را در آن راه انداخت قلعه . هیلی نفس تازه ای بود که باید به او زمان بیشتری برای نمایش داده می شد. اگرچه هیلی شریک کسل بود، اما زندگی می کرد تا کارها را به روش خودش انجام دهد. حضور او در زندگی کسل تصادفی نبود و جدول زمانی از دست رفته او نشان داد که او در آن زمان هیلی را میشناخت.
هیلی یکی از اعضای سابق واحد اطلاعات بریتانیا، در بازی جاسوسی عالی است و یکی از شخصیت های واقعی با مهارت های مبارزه تن به تن مناسب است.
ویکتوریا گیتس
پس از مرگ مونتگومری، نیاز به تکان دادن اوضاع وجود داشت. حوزه 12 خیلی شل شده بود و به کسی نیاز داشتند که فرمان را محکم کند. وارد ویکتور گیتس شوید. ویکتوریا که با نام مستعار «دروازههای آهنین» شناخته میشود، به خاطر رویکرد کتابخوانیاش و تحمل کم برای مزخرفات شناخته شده بود.
موارد مرتبط: 10 بهترین نمایش درام اصلی در آمازون پرایم، رتبه بندی شده
این یک حرکت عالی توسط نویسندگان بود که این عنصر را به نمایش اضافه کردند زیرا به Castle یک دشمن دوستانه برای مقابله با آن داد. گیتس اصلاً قلعه را دوست نداشت. او فکر میکرد که داشتن یک غیرنظامی که با هم تگ میکرد و در محوطه میرفت، یک شوخی بود.
لنی پریش
مانند بسیاری از پلیس های منطقه 12، لنی پاریس از طرفداران زیادی برای اضافه شدن قلعه به تیم نبود. بر خلاف بکت، لینی دارای حس شوخ طبعی است، اما می تواند آنقدر مستقیم باشد که شما هدیه بخندید. او کنایه آمیز اما راستگو است. پیوند او با کیت به همان اندازه قوی است که کیت و کسل به اشتراک گذاشتند. لنی در جستجوی عشق است و معتقد است که آن را با اسپو پیدا کرده است، اما به نظر می رسد که آنها اغلب اوقات نمی توانند در یک صفحه قرار بگیرند.
چیز زیادی وجود ندارد که لنی ندیده باشد، زیرا فیلمهای مهآلود در Castles از میان او میگذرد. بهعنوان یک متخصص آمار و پزشکی قانونی، لانی است که تیم در زمانی که به یک استراحت بزرگ در پرونده نیاز دارد به او مراجعه میکند.
مارتا راجرز
مارتا راجرز بازیگر سابق که هنوز در گذشته زندگی می کند، به عنوان یک مادر مجرد کار بزرگی را انجام داد و قلعه را بزرگ کرد. اکنون، او بیشتر یک مادربزرگ دلسوز و نصیحتکننده است، زیرا دستانش پر است و به پسر بی پروا خود توصیه زندگی میکند. او رازهایی را از پسرش پنهان می کرد، مانند اینکه پدر کسل چه کسی بود، زیرا او در یک شبانه روز حامله شده بود.
کمی از شانس او به لطف شوهر سابقی که او را از بین برد، او با کسل و الکسیس زندگی می کند. مارتا آنجاست که به نظر میرسد کسل برای انجام کاری خارج از پایه حرکت میکند و کمک میکند تا همه در نمایش ثابت نگه دارند.
قلعه الکسیس
اگرچه الکسیس همه چیز را داشت، اما به لطف پدر مشهور و ثروتمندش، الکسیس هرگز آن احساس بداخلاقی و بداخلاق را از خود بروز نداد. او کاملا برعکس بود. الکسیس همیشه می خواست به مردم کمک کند و او فقط به دنبال صدای خودش در زندگی بود. رابطه او با مادرش در بهترین حالت عجیب و غریب بود و او اغلب در کنار پدرش بود حتی زمانی که او گاهی اوقات به پایان رسید.
اوایل می شد فهمید، او می خواست دقیقاً مثل او باشد. نه آنقدر در جنبه نوشتاری زندگی، بلکه از نظر تلاش برای درست کردن شرایط. در طول دوران او علاقه زیادی به عشق نداشت قلعه اما الکسیس هر وقت روی پرده بود حضورش را احساس می کرد.
کوین رایان
یک اشتباه تازه کار رایان را در حین کار برای Narcotics تغییر داد. او به طور تصادفی اجازه داد نام یک خبرچین از بین برود و از آن زمان، رایان همه چیز را نزدیک به بهترین و با کتاب بازی کرده است. شراکت او با اسپو یک پویایی عالی در نمایش است زیرا هر دو اغلب با یکدیگر ضربات کمدی میکنند.
مطالب مرتبط: 10 جمله به یاد ماندنی از قلعه
رایان تنها عضوی از تیم است که با بچه ازدواج کرده است و اغلب برای انتخابهای خود داغ میشود. او شریک کاملی برای اسپو بود که به او لقب قلعه جونیور را داد.
پنج شب در فردی یک مکان واقعی است
خاویر اسپوزیتو
یک کارآگاه قتل باهوش اما همچنان با دزدی بیش از حدی که در زمان حضور در نیروهای مسلح داشت سر و کار دارد. اسپو و رایان تیم بزرگی بودند اما جایی که رایان آینده ای را می دید، اسپو با باد رفت. به نظر من، او میتوانست یک رهبر بزرگ باشد، اما غرور او اغلب در مسیر خودش از ارتقای حرفهاش به سطح بعدی تأثیر میگذارد.
رایان بیشتر با کتاب همراه است در حالی که اسپو هر از گاهی از فیلمنامه خارج می شود. خیلی خوب می شد که او را به جای این که بین او و لنی درگیر شود، عاشقانه می دیدم.
کیت بکت
زمانی که قلعه توانست دیوار خود را خراب کند، کیت به شخصیتی دوست داشتنی تبدیل شد. اگرچه کیت سرسخت و مصمم بود، اما همه چیز در مورد تیم بود و هر کاری انجام می داد تا مطمئن شود حقیقت آشکار شود. او همیشه از دستورات پیروی نمی کرد، به خصوص در مورد Castle در ابتدا، اما با گذشت فصل، کیت راهی برای عملی کردن آن پیدا کرد.
حرفه او بر اساس سوالاتی بود و سپس انتقام از آنچه برای مادرش اتفاق افتاد. یک کارآگاه بزرگ که اغلب خود را در موقعیت های سخت می دید.
قلعه ریچارد
پادشاه کلمات، طعنه و سماجت، ریچارد کسل در دنیای خودش زندگی می کند. یک روز او می خواست برای یک کتاب تحقیق کند و فکر کرد عاقلانه است که با پلیس نیویورک تگ کند. یک تصمیم زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد. در حالی که کسل عضو رسمی این بخش نبود، اغلب خود را در مشکل می دید. او که اجازه حمل اسلحه را نداشت، مجبور شد راه خود را برای خروج از برخی موقعیت های سخت صحبت کند.
وفاداری چیزی است که او بیش از همه دوست داشت و وقتی نوبت به کیت و خانواده اش رسید، کسل آن مردی نبود که شما می خواستید از آن عبور کنید.
بعدی: 10 خنده دارترین لحظات کمدی محل کار، رتبه بندی شده