ریبوت فرشتگان Charlie: 10 بدترین لحظه ها

چه فیلمی را ببینید؟
 

را فرشته های چارلی مجموعه تلویزیونی در سال 1976 با صدای مرموز از بلندگو، سه زن در حال تحقیق در مورد پرونده ها و رابطی بین این دو در سال 1976 عرضه شد. از آنجایی که این فرنچایز به نسل جدید منتقل شده است، به دلیل به روز رسانی های انجام شده، آن را راه اندازی مجدد نامیده اند. به راستی که این نسخه ادامه نسخه های داستانی است که قبلا آمده بود. کریستن استوارت، الا بالینسکا و نائومی اسکات سه نفر جدید را به نمایش می گذارند که توسط یک بوسلی با بازی الیزابت بنکس حمایت می شود. آنها همچنین توسط فرشتگان دیگر در سراسر جهان حمایت می شوند. این یک محیط جدید و بسیاری از فرصت های جدید برای لحظات بد ایجاد می کند.





مرتبط: فرشتگان چارلی: هر فرشته، رتبه بندی شده






هشدار: اسپویلرهای ملایمی برای فیلم وجود دارد. برای طرفدارانی که هنوز آن را ندیده‌اند و می‌خواهند دست نخورده بمانند، ممکن است بخواهند این لحظات بد را نشانه‌گذاری کنند و بعداً برگردند.



سابینا فقط فریب است

بخش هایی از این صحنه خاص ظاهر شد در تریلرهای فیلم این داستان و پویایی بین سابینا و جین را آغاز کرد، اما همچنین نشان داد که سابینا تا چه اندازه بد اخلاق است.






در بیشتر فیلم، سابینا به عنوان یک کلاهبردار یا آسانسور به کار گرفته می شود. در برزیل، در ابتدای فیلم، او هنوز در حال رد کردن است، اما او می‌تواند از مهارت‌های فیزیکی بیشتری استفاده کند. او با نشان دادن سر هم سطح، توانایی ژیمناستیک، و مجموعه ای جدی از مهارت های جنگی، هدف خود را تسلیم می کند (با استفاده از پرده، نه کمتر)، حواس بسیاری از محافظان او را پرت می کند، و گزارش کاملی برای جین آماده می کند که او در صحنه ظاهر شود.



النا انتخاب می کند که یک افشاگر باشد






همه لحظات بد در فیلم های اکشن نباید شامل یک مبارزه بزرگ باشد. النا فقط با فرشته ها درگیر می شود زیرا انتخاب سختی می کند. او می‌توانست موقعیت خود را در یک شغل راحت و تحقیق در مورد فناوری حفظ کند. النا همه اینها را رها می کند.



النا به جای اینکه سرش را پایین نگه دارد و کارمند خوبی باشد، تصمیم می گیرد درباره خطرات عرضه پروژه خود، کالیستو، در بازار صحبت کند. او همچنین با آژانس تاونسند برای کمک به انجام کار درست تماس می گیرد و باعث می شود او ماجراجویی بزرگ خود را آغاز کند.

تعقیب اتومبیل جین

جین عضله است، بنابراین ما تقریباً انتظار داریم که او مهارت های چشمگیری در مبارزه تن به تن و استفاده از سلاح داشته باشد. او در اوایل فیلم یک حرکت دیوانه‌وار انجام می‌دهد که تماشاگران را متعجب می‌کند که آیا کاری وجود دارد که او نتواند انجام دهد.

در وسط تعقیب و گریز ماشین، این جین است که باید تعقیب کنندگان آنها را در حالی که بوسلی رانندگی می کند و الینا در صندلی عقب دیوانه می شود، نگه دارد. جین از سلاح استاندارد فیلم های اکشن و البته بیرون از پنجره ها استفاده می کند. با این حال، او همچنین درب مسافر را باز می کند و تمام راه را به بیرون خم می کند تا سلاحش را شلیک کند، موهایش تقریباً در خیابان میچرخد. این یکی از بدترین حرکات بد در فیلم است و نشان دهنده اعتماد زیادی به آموزش و راننده اش است.

فاطمه وانت را می گیرد

از آنجا که جین قبلا یک مامور مخفی دولت بود که در سراسر جهان کار می کرد، او چند تماس برای کار خود داشت. یکی از آنها زنی بود که یک درمانگاه در استانبول اداره می کرد.

مربوط: 10 چیزی که هرگز درباره فرشتگان چارلی نمی دانستید (2000)

هیچ عشقی برای جین در پایان فاطمه گم نمی شود. او از اینکه جین برای کمک نزد او آمده و هرگز به وعده‌هایش عمل نمی‌کند، خشمگین است. این باعث می شود که او در مورد دست دادن فرشتگان معامله بسیار سختی انجام دهد. اگر چه آنها برای درمانگاهش وسایل زیادی برای او می آورند، فاطمه برای خیانت جین مقداری پول بیشتر می خواهد. او خود وانت را می خواهد. فاطمه زنی است که در محله‌ای سخت زندگی می‌کند و برای کمک به زنان و کودکانی که ملاقات می‌کند هر کاری که لازم است انجام می‌دهد و به دنبال آنچه می‌خواهد می‌رود.

النا خود را در معدن نگه می دارد

چگونه یک اسب بچه در ماین کرافت بسازیم

النا دانشمندی است که آخر هفته در کلاس های کراو ماگا شرکت می کند. او هیچ آموزش رسمی برای مقابله با افراد بد ندارد. این باعث نمی شود که او تصمیم بگیرد به جای مخفی شدن در یک خانه امن، به ماموریت برود.

هنگامی که فرشتگان سعی می کنند به جلسه ای در یک معدن سنگ نفوذ کنند، النا در دفتری قفل می شود تا چشم آنها باشد. البته او متوجه می شود و مجبور می شود از خود دفاع کند. او بدون بهره مندی از پس زمینه جین یا سابینا موفق می شود خود را حفظ کند. او نه تنها خودش، بلکه سابینا را نیز نجات می دهد.

جین سابینا را نجات می دهد

جین خود را دور نگه می دارد - حتی از فرشتگان همکارش. او نمی‌خواهد اشتباهات یا احساساتی را که ممکن است ضعیف به نظر برسد، بپذیرد. او مأموریت را در اولویت قرار می دهد، نه فرشتگان. با وجود این، جین باید ماموریت را کنار بگذارد تا جان سابینا را دو بار نجات دهد.

وقتی خانه امن آنها به معنای واقعی کلمه منفجر می شود، جین باید سابینا را از زیر آوار بیرون بیاورد و مراقبت های پزشکی او را دریافت کند. در حالی که در آنجا بود، او در نهایت اعتراف کرد که او و سابینا با هم دوست هستند و اشک می ریخت. ممکن است ناخوشایند به نظر برسد، اما جین واقعاً می‌تواند به چیزی که معمولاً آن را ضعیف می‌داند اعتراف کند؟ کاملا بدجنس

النا کالیستو را دوباره برنامه ریزی می کند

وقتی مرد بد در یک فیلم اکشن قهرمانی را می رباید، همیشه لحظه ای وجود دارد که عزم قهرمان مورد آزمایش قرار می گیرد. در مورد النا، او باید یا Calisto را دوباره برنامه ریزی کند یا دوستش را قربانی کند. النا چیزی را انتخاب می کند که قهرمان همیشه انتخاب می کند - برای برنامه ریزی مجدد دستگاه - اما با چرخش.

مربوط: 10 بهترین قسمت از فرشتگان چارلی از نظر سایت IMDb

به جای دستگاه الکترومغناطیسی که مغز مردم را به هم می زند، النا مطمئن شد که هیچ کس نمی تواند از نسخه کالیستو به جا مانده توسط شرور آسیب ببیند. این یک پیچ در فیلم است که بسیار خوب بازی می کند و ثابت می کند که النا چقدر خوب تحت فشار کار می کند.

سابینا یک جیب انتخاب می کند

سابینا اغلب به عنوان چیزی که هنرمندان کلاهبردار ممکن است به آن هانی پات بگویند استفاده می شود. او به عنوان مثال، یک نشان شناسایی را برمی دارد و راه خود را برای انجام عملیات لاس می زند. او نه تنها در استفاده از جذابیت های خود برای جیب بری مهارت دارد.

هنگامی که سابینا و جین یک قاتل را تگ می کنند، به نظر می رسد که این دو نفر در مبارزه بسیار نزدیک به برتری هستند. با این حال، همه اینها یک نیرنگ بود. سابینا از مهارت های کلاهبردار خود استفاده می کند تا به نظر برسد که مکرراً مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، وقتی واقعاً از دعوا به عنوان فرصتی برای جستجوی جیب های او استفاده می کند. او در وسط دعوا کلید اتاقی را که النا در آن نگهداری می شود می گیرد.

فصل جدید قلمرو حیوانات کی شروع میشه

جین از شکست می آموزد

جین دوست ندارد ببازد. هر بار که مأموریتی به جنوب می رود، این بسیار واضح است. در نتیجه، او مهارت های جدی را برای حفظ خود در اوج به دست آورده است. در اوایل فیلم، زمانی که او ماشین تحریر را در کافی شاپ وارد می‌کند، اشاره‌ای به آن می‌بینیم که به او هشدار می‌دهد که چیزی درست نیست. این نگاه کوچک به اینکه چقدر او در تماشای یک صحنه خوب است، بعد از اینکه سابینا جین را ترک می‌کند تا خودش قاتل را کنترل کند، نتیجه می‌دهد.

جین نشان می‌دهد که اجازه نمی‌دهد باخت او را از بین ببرد. درعوض، از هر بار اشتباهی که مرتکب می شود، درس می گیرد. او تک تک حرکات معمول قاتل را در هنگام مبارزه با او فهرست می کند و به او یادآوری می کند که وقتی در گذشته او را کتک زده بود، اعتماد به نفس بیش از حد داشت و او در حال مطالعه او بود. او در نبرد نهایی پیروز می شود.

فرشتگان عشق را می آورند

یکی از بهترین جنبه های این ادامه از فرشته های چارلی این است که به یک آژانس تاونسند محدود نمی شود از کارآگاهان . در عوض، آژانس یک شبکه جهانی را در بر می گیرد. لحظاتی در فیلم فرشتگان ناشناخته ای را نشان می دهد که اطلاعات، کلیدها و هر چیز دیگری را که نیاز دارند را منتقل می کنند. آن فرشتگانی که در طول فیلم پاشیده شده بودند، برای یک لحظه بسیار پیروزمندانه و بد بازگشتند.

در حالی که بوسلی الیزابت بنکس و تیم فرشتگانش خود را محاصره کرده اند، او به فرشتگان دستور می دهد که عشق را بیاورند، عبارتی که در سراسر فیلم برای نشان دادن پشتیبان استفاده می شود. در این مورد، پشتیبان کافی است فرشتگان برای پر کردن یک عمارت. دیدن یک اتاق پر از فرشتگان آماده برای پرتاب کردن بسیار متفاوت از یک سه نفر است که به دنبال راهی برای خروج هستند.

بعدی: 10 فرشته چارلی در خانه های هاگوارتز طبقه بندی شده اند