برخی ممکن است بگویند که بشریت با کار بیشمار حل مشکلات بیشمار زمین پر است، اما تمایل طبیعی ما به اکتشاف و کشف ناشناختهها، بشر را به سمت مرز نهایی، یعنی فضای بیرونی سوق داده است. پس از پایان جنگ سرد و چندین دهه مسابقه فضایی، ایستگاه فضایی بینالمللی برای اولین بار در سال 1998 به فضا پرتاب شد. ایستگاه فضایی بینالمللی نشاندهنده روح جدیدی از همکاری بینالمللی بود و همچنان به گردش در مدار زمین به عنوان نمادی از پتانسیل بشریت برای عظمت ادامه میدهد. و تلاش بی پایان برای دانش
کارگردان کلر لوینز ( من علی هستم ) از بیش از دو دهه تاریخ ISS برای ساخت آخرین مستند خود استفاده کرد، شگفت انگیز: داستان هایی از ایستگاه فضایی . این فیلم بهعنوان گلچینی درباره فضانوردان مختلفی است که در طول سالها ایستگاه فضایی بینالمللی را خانه خود میخواندند. این عکسها مجموعهای از عکسهای فوری درباره افرادی را تشکیل میدهند که زندگی خود را وقف فضا و دعوت به ماجراجویی کردهاند.
مطالب مرتبط: First Man (و 9 فیلم فضایی دیگر درباره فضانوردان واقعی)
اگر دوست داشتنت اشتباه است تاریخ انتشار فصل 7
در حالی که ترویج انتشار شگفت انگیز: داستان هایی از ایستگاه فضایی با کلر لوینز و فضانورد کادی کلمن صحبت کردند TVMaplehorst درباره کارشان در این فیلم کلمن یکی از افرادی است که داستانش در مستند پوشش داده شده است، و او توضیح می دهد که واقعاً در آنجا، در میان ستارگان، زندگی در سطحی کاملاً متفاوت از وجود انسانیت چگونه است. در همین حال، لوینز رویکرد خود را به داستان سرایی فیلم توضیح می دهد و الهامات ادبی پشت عنوان را به اشتراک می گذارد. شگفت انگیز .
TVMaplehorst: من تا به حال با یک فضانورد صحبت نکرده ام. من کمی گیج هستم. بنابراین اولین سوال من باید این باشد که آیا فضا را از دست می دهید؟
کدی کلمن : کاملا. زندگی در آنجا را دوست داشتم. با وجود اینکه من عاشق خانواده ام هستم و می خواستم در نهایت به خانه برگردم، دوست داشتم تا آنجا که می توانستم بیشتر بمانم. یک سال دیگر! تا زمانی که در نهایت به خانه برگردید.
آیا این همه چیزی است که تخیل من آن را نشان می دهد؟ یا بعد از اولین سفر شاتل، یا چند روز در ایستگاه، آیا فقط یک روز دیگر در دفتر است؟ هوی و هوس من را ببخش، اما چگونه است؟
کدی کلمن : فکر نمیکنم هیچ وقت قدیمی بشه. ممکن است چیزهایی ناامید کننده باشند، مثلاً وقتی می روید چیزی پیدا کنید و کیف را باز می کنید، به این فکر نمی کنید که چگونه همه چیز از بین می رود. برای من که کمی غافل هستم و میتوانم چیزهای خود را به راحتی از دست بدهم، واقعاً تمرکز زیادی لازم بود تا چیزهای آن بالا را از دست ندهم. بنابراین بخش های ناامید کننده ای از آن وجود دارد.
اما روزهایی وجود دارد که قبلاً در مورد آن با کلر صحبت می کردم، چیزی که ما آن را «خط آبی» می نامیم. هر کدام از ما را در برنامه داشت، و خط در طول روز راهپیمایی میکند، چه از آن پیروی کنید یا نه. این بخش کاملاً استرسزا است، و فکر میکنم همه ما درک میکنیم که کاری که انجام میدهیم چقدر مهم است، چه حفظ ایستگاه یا انجام آزمایشهای علمی. ما واقعاً مجبوریم کارهای زیادی انجام دهیم، و این می تواند استرس زا باشد، اما هرگز قدیمی نمی شود. این فقط یک مکان جادویی است، و این واقعیت است که شما می توانید از جایی به مکان دیگر پرواز کنید... و در واقع، مجبور هستید یا به آنجا نخواهید رسید! و بازی هایی که ما در آنجا بازی می کنیم قبلاً متفاوت هستند. روشی که فکر می کنیم، روشی که رویاپردازی می کنیم، حتی فقط پیدا کردن چیزی. اگر چیزی را رها کنید، حتی در فضا، سخت است که عادت به پایین نگاه کردن به دنبال هر چیزی را که رها کرده اید، از خود دور کنید. اما می توانست در هر جایی شناور باشد و در هر جایی گیر کند! من متوجه شدم که باید در واقع بروم، 'خوب، اجازه دهید به کنار ماژول نگاه کنم' و سپس به آنجا نگاه می کنم که گویی زمین است. ما آموخته ایم که یک بالا و پایین وجود دارد، اما ابعاد بسیار بیشتر از این وجود دارد. بنابراین آنجا واقعا فوق العاده است.
به همین دلیل است که کلر این فیلم را ساخت. مستندهای زیادی وجود دارد. هرگز اجمالی از چگونگی رفتن به فضا وجود ندارد، زیرا بسیاری از آنهایی که تاریخی هستند، یک نوع آدم را نشان می دهند، افرادی که بسیار شبیه به هم هستند: می دانید، بچه هایی که خدمه شان کم شده است، درست است؟
و لزوماً الهام بخش همه افرادی نیست که نیاز به الهام گرفتن دارند. کلر این داستان ها را به شیوه ای بدیع گفت، به خصوص داستان ما، خانواده ما. و این برای من واقعاً به معنای جهان است که او این را در آنجا قرار می دهد، و اینکه افراد دیگر با ما به فضا می آیند.
کلر، این به طور کامل به سوال بعدی من منجر می شود. این یک داستان بزرگ و گسترده در مورد افراد زیادی است، و من احساس می کنم هر یک از آنها می توانند یک مستند کامل درباره آنها، زندگی آنها بر روی زمین، و ماجراهای آنها در فضا داشته باشند. چگونه آن را محدود می کنید، چگونه داستان هایی را برای گفتن انتخاب و انتخاب می کنید؟
کلر لوینز : درست می گویید، داستان های زیادی وجود دارد، و ایستگاه فضایی 20 سال است که آنجا بوده است. بنابراین فکر کردم، باید داستان هایی را دریافت کنم که به نظر نمی رسد به هم مرتبط باشند، اما هستند. من نمی خواستم آنها در مصاحبه ها به هم متصل شوند. میدانستم که میخواهم اکسپدیشن 1 را انجام دهم، زیرا این پیدایش کل چیز است. اما بعد از آن من دوست داشتم که جورج ابی بیل شپرد را در صحنه در آغوش بگیرد، زمانی که آنها می خواهند بلند شوند، و شما می بینید که جورج ابی در مورد کندی صحبت می کند و اینکه چگونه کندی می خواست با روس ها برای رفتن به فضا همکاری کند. من تا زمانی که این تلگرام را در مورد آن خواندم از این موضوع خبر نداشتم. بنابراین، همانطور که شما می گویید، هر فرد می تواند یک فیلم کامل در مورد آنها داشته باشد.
اژدهای توپ فوق خدایان نابودی آشکار شدسرگئی کریکالف خیلی جالب است، و کویچی واکاتا، او می خواهد فضانورد شود، اما هیچ مرجع فرهنگی برای آن در ژاپن وجود نداشت. او فقط داشت پیشتازان فضا یا چیزی شبیه به آن را تماشا می کرد و فکر می کرد، 'من می توانم این کار را انجام دهم.' و بعد، دفعه بعد که او را دیدید، او در فضا شناور است! باید بگویم، فیلمهای زیادی درباره مهندسی شگفتانگیز ایستگاه فضایی وجود دارد، و همه آنها ریاضیدانان و مهندسان فوقالعادهای هستند، بنابراین من نمیخواهم کویچی را فقط به بازی بیسبال در فضا تقلیل دهم، اما این را نیز به عنوان داده شده مردم می دانند که آن مهارت ها را دارند. این بیشتر در مورد عنصر انسانی است، واقعا.
درست. شما نمی توانید به آنجا بروید مگر اینکه مغز آن را داشته باشید، اما آنها نیز دوست دارند از آن لذت ببرند!
کلر لوینز : هر داستان باتوم را به شخص دیگری منتقل می کند، بنابراین فکر می کنید، 'اوه، این چیزی است که می تواند باشد.' خداحافظی با خانواده در روسیه همین است. یادم می آید که اسکات کلی به من گفت: 'برای پیاده شدن از زمین، باید به انتهای زمین بروید.' قزاقستان در میانه ناکجاآباد قرار دارد، این مکان محل تلاقی تمدن های مختلف باستانی است. و سپس شما به معنای واقعی کلمه از سیاره بلند می شوید و به فضا می روید. به همین دلیل می خواستم فیلم را از جایی مرموز شروع کنم. فکر کردم، 'همه انتظار دارند در کیپ کاناورال شروع شود.' می خواستم با یک راز شروع کنم، جایی که شما نمی دانید کجا هستید. ما کجا هستیم؟
کدی کلمن : اما این ارتباطات، به نظر من واقعاً جذاب هستند. من آنها را در فیلم می بینم و فکر می کنم به وضوح نشان می دهد که وقتی به افرادی تبدیل می شویم که قرار است سیاره زمین را ترک کنند، زندگی ما به گونه ای به هم مرتبط می شود که شما نمی توانید آن را بدانید. این صدای من است که با فرانک کولبرتسون در ماموریت کنترل در 11 سپتامبر صحبت می کنم. و هنگامی که بیل شپرد برای رفتن به اکسپدیشن 1 آماده شد، هر سوئیچ را که در قسمت روسی ایستگاه فضایی لمس می کرد، من و یک تیم در حال فهمیدن این موضوع بودیم که انگلیسی بالای آن پانل چیست. نه اینکه بیل شپرد یا هر کدام از ما واقعاً به انگلیسی نیاز داشتیم، اما درست بود که ایستگاه فضایی هر دو زبان را داشته باشد.
حتی شنیدن داستان فرود کن باورسوکس و اینکه چگونه آن یک فرود بسیار دشوار بود، جایی که آنها دور از مسیر، اما بسیار ایمن فرود آمدند. این چیزی است که در آن، اگر کامپیوترها بگویند، 'صبر کن، ما این را نمی فهمیم'، راهی برای پایین آمدن سایوز وجود دارد، فقط بدون زواید، و مستقیماً این کار را انجام می دهد. این شامل کشیدن تعداد زیادی G است و نشان می دهد که برای آنها و خانواده هایشان چگونه بوده است. کلر، من آن را از آنها و دیگران شنیدهام، اما هرگز ندیدهام که این داستان بیان شود، و واقعاً برای من اهمیت زیادی داشت که ببینم برای او و خانوادهاش و همچنین دان پدیت چگونه بود. دون پتیت و دان، اتفاقا، صداپیشه گروه فضانوردان ما است و همسرش خواننده است. بنابراین، برای من، این داستان ها بسیار به هم مرتبط هستند! من و سامانتا کمی با هم تمرین کردیم.
مودهای جنگ ستارگان شوالیه های جمهوری قدیم 1
من دوست دارم که شما اشاره کردید که چقدر مهم است که نشان دهید آن بالا چگونه است. من فکر میکنم بسیاری از مردم نمیدانند یا قدردانی نمیکنند که صرفاً برای حضور در آن بالا، هزینههای فیزیکی لازم است. نه حتی عمل رفتن و برگشتن. من به این ایده فکر میکنم که «زمین محکوم به فنا است، اما خوب است، زیرا همه ما میتوانیم در فضا زندگی کنیم،» و چگونه این سناریو آنقدر که ممکن است فکر کنیم قابل قبول نیست زیرا زندگی در آن بالا چقدر دشوار است، درست است؟
کدی کلمن : من می گویم ما هنوز به مریخ نرفته ایم چون آماده نیستیم. «ما» به معنای انسانها. اما ما آنجا بوده ایم. روبات ها، مریخ نوردها، آنها خودشان را نساخته اند. کاوش به معنای شریک شدن با روباتیک، با اکتشاف سیارهای برای درک مکانهای دیگر است. من دوست دارم بیشتر روی این واقعیت تمرکز کنم که کاوش بخشی بسیار انسانی از ماست. موضوع خیلی این نیست که «خب، آیا ما اینجا کار خوبی انجام دادیم؟ آیا میتوانیم برخی از کارهایی را که ناآگاهانه انجام دادهایم اصلاح کنیم تا سیاره خود را کمتر قابل سکونت کنیم؟ این سوال وجود دارد. اما در عین حال، در تمام طول عمرمان، قرار است در این سیاره زندگی کنیم. من فکر می کنم که ما افرادی خواهیم داشت که مریخ را کاوش می کنند، اما بیشتر ما در این سیاره زندگی خواهیم کرد. این در مورد 'بیایید فقط جای دیگری پیدا کنیم' نیست، زیرا سخت است. اما این روح، 'چه چیز دیگری آنجاست' بسیار انسانی است، شما نمی توانید جلوی آن را بگیرید.
کلر لوینز : چیزی که فکر می کردم این بود که می خواهم ایستگاه فضایی را به عنوان بخشی از یک سری مراحل کامل نشان دهم. وقتی به هر فرهنگی نگاه میکنید، همه آنها به ستارهها نگاه میکردند و تصور میکردند چه چیزی در آنجاست. بنابراین ایستگاه فضایی یک قدم کوچک است، به همین دلیل است که کندی و گاگارین و جان گلن را هم در فیلم ذکر کردم. این هیجان انگیز است زیرا مرحله بعدی آن بیرون است. ایستگاه فضایی فقط یک چیز نیست. این فقط ظاهر نشد. این بخشی از تاریخ اکتشافات فضایی است.
کدی کلمن : حتما. چیزهایی وجود دارد که ما می دانیم، چیزهایی وجود دارد که ما در آنجا آزمایش می کنیم تا آماده تر باشیم. انجام این کارها هرگز ایمن نخواهد بود، اما ما با ادامه دادن سوالاتی در مورد اینکه واقعاً چگونه است، آنها را تا جایی که می توانیم ایمن می کنیم.
آیا میتوانید توضیح دهید که چرا وقتی به آنجا میروید، داشتن اوج عملکرد فیزیکی بسیار مهم است؟ می دانم که شما هم یک الف بودید کوناوت! آیا می توانید توضیح دهید که چرا اینقدر مهم است که در اوج بدنی خود باشید؟
کدی کولامن : کلر به این نکته اشاره می کند که تقریباً هفت و نیم میلیارد نفر روی این سیاره زندگی می کنند و تنها شش نفر از آنها در ایستگاه فضایی هستند و می توانند بخشی از تحقیقات باشند و تحقیقات را انجام دهند. برای من، این بدان معناست که شما باید در بهترین حالت خود باشید. این یک مسئولیت بزرگ است.
از نظر وضعیت جسمانی خوب قبل از رفتن، پیاده روی فضایی با لباس فضایی بزرگ که مانند مرد میشلین یا پیلزبری داگبوی منفجر می شود، بسیار با هم ارتباط دارد. از آنجایی که اینطور منفجر شده است، فشرده کردن آن در زمانی که می خواهید حرکت کنید دشوار است. زمانی که می خواهید این کار را انجام دهید، به قدرت خود نیاز دارید. به محض اینکه به آنجا برسیم، هر روز حدود یک ساعت و نیم ورزش می کنیم. حدود یک ساعت وزنه برداری و نیم ساعت کاردیو است. و، می دانید، نیم ساعت برای تمیز کردن. بنابراین ما هر روز تمام این زمان را صرف می کنیم زیرا در فضا، شما روی پاهای خود راه نمی روید. ما سریعتر از استخوان سازی در حال از دست دادن استخوان هستیم. و ما ده برابر سریعتر از افرادی که 70 سال دارند و پوکی استخوان دارند، استخوان را از دست می دهیم. بنابراین ما موش های آزمایشگاهی بسیار خوبی برای درک مکانیسم های پوکی استخوان می سازیم. بنابراین وقتی در مورد اینکه زندگی در آنجا ممکن است سخت باشد صحبت می کنید، ما تمرینات زیادی برای کاهش پوکی استخوان و همچنین مطالعه آن انجام می دهیم.
کلر، من به این فکر می کنم که چگونه یک فیلمساز انتخاب می کند که در فیلم بعدی خود به چه موضوعی بپردازد. و من تصور می کنم روند برای شما این بود، تنها چیزی که بزرگتر از محمد علی است، فضای بیرونی است.
کلر لوین : من فکر نمی کنم او با شما موافق باشد. (می خندد) فکر می کنم او بگوید که هر دو «بزرگترین» هستند.
قبلاً به Cady می گفتم، وقتی جورج شیگنل، تهیه کننده، پیشنهاد ساخت فیلمی درباره ایستگاه فضایی را داد، گفتم: «نه، این برای من نیست. من چیزی در مورد علم، اخترفیزیک، یا هر چیز دیگری نمی دانم. اما وقتی شروع به بررسی آن کردم، فکر کردم، این واقعاً در مورد ارتباط انسانی است. ایستگاه فضایی، به نوعی، من نمیخواهم آن را به حاشیه ببرم، اما در واقع فقط صحنهای است برای نمایش این داستان بشریت، همه در برابر این تاریکی سیاه مخملی خارقالعاده جهان. در واقع این انسان ها هستند که داستان را زنده می کنند. اما داستان بزرگی است!
داشتم فکر می کردم، 'هوم، چگونه می توانم راهی برای این موضوع پیدا کنم؟' و من داشتم کتابی از جوزف کنراد به نام لرد جیم می خواندم، و او در مورد رفتن این ملوانان قدیمی به دریا صحبت می کرد، و آنها نمی دانستند که آیا قرار است سالم برگردند یا خیر. شاید حتی فکر می کردند دنیا مسطح است. و او می نویسد که آنها در واقع به یک ضربان درونی، به یک انگیزه در خون خود، رویای آینده می رفتند، و آنها فوق العاده بودند. و باید گفت، آنها برای شگفت انگیز آماده بودند. و من فکر کردم، همین است. این فیلم است. این راه من است. این واقعاً در مورد این گروه از مردم است که همه چیز را به خطر می اندازند فقط برای کاوش، فقط برای بردن بشریت به گام بعدی.
این الهام بخش است. این آینده است. و با دیدن آن داستانها، Cady، درباره کارهایی که انجام میدهی، و افرادی که این کار را برای آنها انجام میدهی، تو یک پیشگام و در عین حال یک فرد هستی. همانطور که گفتید، انسانیت آن چیزی است که آن را بسیار خاص می کند. بیصبرانه منتظرم تا این فیلم را به همه دوستانم، همه جوانانی که میشناسم، همه بچههایی که میشناسم نشان دهم که در رویای این هستند که ممکن است روزی بخواهند با زندگی خود چه کنند.
کدی کلمن : خیلی خوشحالم چون واقعاً فکر اینکه آنها می توانند این افراد باشند چیزی است که گاهی اوقات به این دلیل است که آنها به اندازه کافی عکس یا فیلم نمی بینند یا کتاب هایی را می خوانند که بتوانند خود را ببینند. می دانم، برای من، روی من تأثیر گذاشت. پدر من یک کاشف بود، یک کاشف زیر آب. بنابراین اکتشاف برای من عادی بود. اما من زنانی را ندیدم که این کار را انجام دهند. بنابراین این واقعیت که من میتوانم یکی از آن کاوشگران باشم، چیزی است که در اواخر دانشگاه به ذهنم رسید. بنابراین خوانندگان شما افرادی هستند که ما سعی می کنیم به آنها دسترسی پیدا کنیم تا متوجه شوند که این افراد نیز می توانند باشند.
بعدی: این لباس فضایی است که می تواند به انسان در کاوش مریخ کمک کند
ده بالا چطور با مادرت آشنا شدم
شگفت انگیز: داستان هایی از ایستگاه فضایی اکنون در سینماها و دیجیتال عرضه شده است.