این یک تجربه بلاک باستر منحصر به فرد است و نوعی انتخاب جسورانه در فیلمسازی است که (به نظر من) شایسته تحسین است.
با اطلس ابری نویسندگی/کارگردانی دوگانه The Wachowskis ( این ماتریس سه گانه ) و همکارشان تام تایکور ( لولا ران را اجرا کن ) سعی کنید رمان چند لایه و چند وجهی دیوید میچل را به یک تجربه فیلم پرفروش تبدیل کنید که هم ذهن و هم روح را تغذیه می کند. بلندپروازانه نامیدن آن دست کم گرفتن است.
این داستان در واقع شش داستان است که در دوره های مختلف زمان پخش شده است (اواسط قرن نوزدهم، اوایل دهه 1930، اواسط دهه 1970، 2012، آینده، و آینده ای دورتر). در هر یک از این داستانها، ما با شخصیتهای مختلفی (با بازی یک گروه از بازیگران) روبرو میشویم که زندگی، تجربیات و میراثشان در گذشته و آینده از طریق رشتههای پیوندی هنری مانند موسیقی، نوشته یا فیلم، شکل دادن به زندگی، سرنوشت - و حتی سرنوشت جهان، در برخی موارد. همانطور که هر داستان در امتداد قوس خود پیش می رود، شبکه ای از اهمیت کیهانی به آرامی اما مطمئناً نمایان می شود و به ما یادآوری می کند که زندگی ما فقط متعلق به خود ما نیست و ارتباطات ما با دیگران - چه درک شده یا نه - بسیار با ارزش تر از آن چیزی است که ممکن است بدانیم. .
اطلس ابری جیم استرجس و دیوید گیاسی
چه 'دریافت' یا نه - با مضامین معنوی آن موافق هستید یا نه - اطلس ابری یک تجربه فیلم پرفروش منحصر به فرد است که باید باشد با تجربه . به نظر من، این فیلم در جهات بیشتری نسبت به بسیاری از فیلمهای دیگر ارائه میشود - کمدی، عاشقانه، درام، ترسناک، تماشایی - و یک سواری جذاب از شروع تا پایان باشکوه است که با بازیهای خارقالعادهای همراه است. به زندگی از طریق آرایش شگفت انگیز و کار جلوه های ویژه.
فیلمنامه (نوشته شده توسط Wachowskis و Tykwer) شما را مستقیماً در انبوه چیزها قرار می دهد، با یک تام هنکس با ظاهری گریزلی شروع می شود که داستانی را روایت می کند که به سرعت به خطوط جداگانه تقسیم می شود و شخصیت های اصلی هر داستان صحنه را برای داستان مربوط به خود آماده می کنند. داستانها، قبل از اینکه سرعت همه چیز به سکانسهای طولانیتر در هر دوره تبدیل شود. پس از آن، ما بین هر یک از سکانسهای مختلف در انتقالهای کلیدی لغزش میکنیم - شاهد لحظهای از پیروزی در یک داستان، حتی زمانی که در داستانی دیگر با لحظهای از وحشت یا تراژدی مواجه میشویم. فیلمنامه نویسان آنچه را که به گفته بسیاری یک رمان «غیر قابل انطباق» بود می گیرند و موفق می شوند به طرز ماهرانه ای کل داستان را در عمق کامل منتقل کنند. و، در حالی که برخی بخشها مسلماً جالبتر از سایرین هستند، چیز کمی وجود دارد که غیرضروری، غیرضروری یا (بدتر از همه) کسلکننده باشد.
بن ویشاو و جیم برادبنت در «اطلس ابری»
کار آرایش خیره کننده است، و در واقع اطلس ابری به بیننده توجه زمان سرگرم کننده ای برای انتخاب تمام نسخه های مختلف یک بازیگر ارائه می دهد - گاهی به عنوان یک بازیگر اصلی، گاهی اوقات فقط چهره پس زمینه - طنز و غذای زیادی برای تفکر در مورد چگونگی درک این 'شکل های تناسخ' ارائه می دهد. ، به صورت موضوعی بله، به دلیل اینکه برخی از بازیگران به عنوان نژادها و/یا جنسیت های متفاوت ظاهر می شوند، بحث و جدل وجود داشته است و این موضوعی است که در نهایت برای برخی از بینندگان غیر قابل حل خواهد بود. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که در پس این انتخاب سبکی، قصد و نیت قطعی وجود دارد و فیلمسازان با آن با احترام و احترام برخورد می کنند. حتماً به دنبال تیتراژ باشید: ممکن است از اینکه یک بازیگر واقعاً چند بار و در کجا ظاهر شده است شگفت زده شوید.
اجراها در فیلم قوی هستند و در این گروه یک پیوند ضعیف وجود دارد. تام هنکس در نقشهای مختلف خود، هم صحنههای جویدنی و هم اجرای لایهای ظریف ارائه میدهد. هالی بری تقریباً همان روح اثیری است که قرار است باشد، بدون زحمت از نژاد به نژاد، جنسیت به جنسیت، مانند یک آفتاب پرست معنوی می لغزد. جیم برادبنت ( هری پاتر 6 ) هر زمان که روی صفحه باشد میدزدد و بخش عمدهای از تسکین کمدی فیلم را فراهم میکند. دونا بائه یک مجری فراگیر است که حضور و نگاه خیرهکنندهاش مدتها پس از پایان فیلم با شما همراه خواهد بود.
هوگو ویوینگ و جیمز دارسی در «اطلس ابری»
هیو گرانت و هوگو ویوینگ به عنوان دو روح شیطانی که هر دوره ای را آلوده می کنند ترسناک و دافعه هستند، در حالی که تاسپینگان مشهور بریتانیایی مانند جیمز دارسی ( استاد و فرمانده )، بن ویشاو ( باران شدید ) و جیم استرجس ( راه برگشت ) انسانیت و جاذبه را به برخی از نقش های محوری داستان تزریق کنید. من فقط سطح را در اینجا خراش می دهم: بازیگرانی مانند کیت دیوید، ژون ژو، دیوید گیاسی و سوزان ساراندون تنها تعدادی از بازیکنان اضافی هستند که اینجا و آنجا برای نقش های فرعی قوی ظاهر می شوند.
در سمت کارگردانی: واچوفسکی ها (که کارگردانی بخش های قرن نوزدهم و آینده نگر هستند) پس از سوال برانگیز بودن دوباره به شکل خود بازگشتند. مسابقه سرعت اقتباس - و همکاری آنها با Tykwer (که بخش های دهه 1930، 70 و 2012 را هدایت می کرد) مسابقه ای است که از همان طراحی کیهانی ساخته شده در فیلم ساخته شده است. اطلس ابری این یک کار عظیم است و تیم کارگردانی موفق می شود شش فیلم مجزا بسازد که هر کدام از آنها شبیه ترکیب بندی های باکیفیت هستند، اما همچنان به عنوان یک کل منسجم عمل می کنند. باز هم، برخی از بخشها بهتر از بقیه ظاهر شدند - اما هر یک از آنها احساسی منحصر به فرد، پر جنب و جوش و کاملاً مطابق با ژانرهای مربوطه دارند که از آنها استفاده میکنند (قطعههای دوره کلاسیک، متا کمدی معاصر، فانتزی علمی-تخیلی، درام دیستوپایی و غیره).
نازک ترین بخش (از نظر ساخت) احتمالاً خط داستانی دهه 1970 است که در بعضی مواقع به جای نمایش واقعی آن دوره در فیلمسازی، شبیه یک ریف سبک در آن دوران است. با این حال، با این وجود، سکانس های قانع کننده ای را ارائه می دهد و به طور هوشمندانه ای برای زمان محدود صفحه نمایش تنظیم می شود. بخشهای «نئو سئول» و «پس از پاییز» دیستوپیایی به طرز شگفتانگیزی درک میشوند و به ما یادآوری میکنند که واچوفسکیها در مورد ساخت فیلمهای علمی-تخیلی تامل برانگیز واقعاً رویاپردازان سطح بالایی هستند.
Tykwer به شیوهای متفاوت غافلگیر میکند و طنز و قلب واقعی را به بخشهایی میآورد که از کمک تماشای بزرگ بهرهای نمیبرند. بخش قرن بیست و یکم (با جیم برادبنت در نقش ناشر تیموتی کاوندیش) مانند یک نسخه کمدی و مسن بازی می کند. One Flew the Cuckoo's Nest ، و به خودی خود زمان بسیار خوبی است. زمانی که همان داستان در برابر یک نمایش اکشن آینده نگر با صحنه های تعقیب و گریز و تیراندازی های متعدد قرار می گیرد، بسیار شاهکار است.
جیم برادبنت در «اطلس ابری»
در حالی که همه موضوع کلی معنویت و تناسخ را که تارهای اطلس ابری با هم، هنوز مواد غنی زیادی در ملیله برای ارائه وجود دارد چیزی فقط در مورد هر کس - صرف نظر از اینکه چه کسانی هستند، اهل کجا هستند، یا اعتقادات و ارزش های شخصی آنها چیست. همانطور که در ابتدا گفته شد: این یک تجربه بلاک باستر منحصر به فرد است و نوعی انتخاب جسورانه در فیلمسازی است که (به نظر من) شایسته تحسین است - اگر دلیل دیگری جز قصد جاه طلبانه برای گفتن چیزی بزرگتر از زندگی و تجربه نباشد.
بهتر از همه، سفر به آن مقصد تقریباً تمام احساسات ممکن را در بر می گیرد - در حالی که در عین حال ذهن و چشم را با ایده های بزرگ و قلم مو های کوچک (اما مهم) از جزئیات به چالش می کشد. اگر واقعاً فیلمی وجود داشت نامزد شده بیننده، این است. تقریباً در سه ساعت، همانطور که در مرحله نهایی قرار می گیرد شروع به پوشیدن می کند، اما نتیجه در پایان ارزشمند است - و به جرأت می گویم، حتی زیبا.
[شناسه نظرسنجی='426']
-
اگر می خواهید نظرات خود را در مورد فیلم به اشتراک بگذارید، ما را بررسی کنید اطلس ابری بحث اسپویل - یا به یک بحث عمیق درباره فیلم توسط ویراستاران TVMaplehorst در ما گوش دهید اطلس ابری قسمت پادکست SR Underground .
اطلس ابری اکنون در همه جا در تئاتر بازی می کند. برای خشونت، زبان، جنسیت/برهنگی و برخی مصرف مواد مخدر رتبه R را دارد.