دوست دختر دوست داشتنی CW پس از 4 فصل به فینال خود رسید. قبل از تماشای آن ، ممکن است بخواهید این 10 قسمت را ببینید تا سریعتر سرعت بگیرید.
برای چهار فصل پر از آهنگ ، دوست دختر سابق دیوانه داستان ربکا بانچ را به عنوان یک زندگی موفق در نیویورک رها کرده و در تلاش برای خوشحال بودن به غرب کووینا ، کالیفرنیا نقل مکان کرده است. در طی این روند ، ربکا دوستان جدیدی پیدا کرد ، با سلامت روانی خود دست و پنجه نرم کرد و خود را بین سه دوست پسر بالقوه گرفتار کرد.
این سریال که با شدت طراحی شده ، روایتی راضی کننده چهار فصلی را روایت می کند که همه شخصیت های اصلی را در حالی که به سمت تحقق در کار و عشق می لنگند ، رشد و تغییر داده اند. با دوست دختر سابق دیوانه با تعظیم آخر خود ، تصمیم گرفتیم بهترین قسمت ها را برای تماشای سریال دنبال کنیم. این قسمت ها موارد برجسته ای از چهار فصل ارائه شده به ترتیب از فصل 1 تا 4 است ، بنابراین تقریباً قوس نمایش را دنبال می کنند.
10JOSH فقط برای زندگی در اینجا اتفاق می افتد! (فصل 1 ، قسمت 1)
قسمت پایلوت از دوست دختر سابق دیوانه لزوماً قویترین آن نیست. با این حال ، به تکرار مشاهده پاداش می دهد. با نگاهی اجمالی ، مشخص است که این قسمت اول چگونه زمینه را برای نمایش فراهم می کند. بسیاری از آنچه پس از آن به دست می آید به این آغاز اولیه متکی است ، که ربکا و بسیاری از شخصیت های دیگر را بازی می کند که بازیکنان اصلی این مجموعه هستند.
بعلاوه ، این آهنگ با آهنگ Sexy Getting Ready Ready ارائه می شود ، این شماره موسیقی است که نشان می دهد آهنگ های نمایش می توانند یکباره خنده دار ، صریح و هوشمندانه باشند. این ترانه نشان می داد که نمایشی که در آن شخصیت ها به طور دوره ای به آهنگ نفوذ می کنند ، می تواند صادقانه ، بسیار دردناک و صادقانه باشد. هنوز هم یکی از نکات برجسته سریال است.
9MY MOM، GREG’S MOM، and JOSH’S SWEET DANCE حرکت می کند! (فصل 1 ، قسمت 8)
در این قسمت با مضمون تعطیلات ، مادر ربکا ، نائومی ، معرفی شد. نائومی با بازی درخشان توسط تووا فلدشوه ، از زمان نقل مکان به ساحل غربی ، تقریباً همه گزینه های زندگی را رد کرد. و ربکا بین کینه و اشتیاق شدید برای خشنودی درگیر شد. در همین حال ، گریگ پدر و مادر خود را با پویایی مشابهی روبرو می کرد ، که هنوز از بخاطر ترک پدرش در کودکی عصبانی بود.
بین این دو خط داستانی ، این قسمت پویایی بین فرزندان بزرگسال و والدین آنها را که گاه گاهی پررنگ است ، به نمایش می گذارد. به طور جداگانه ، جاش تلاش کرد تا روزهای شکوه جوانی خود را بازپس بگیرد ، اما خیلی زود به این درک رسید که باید به آینده ، نه گذشته اش توجه کند.
8آن متن برای جوش مهم نبود! (فصل 1 ، قسمت 11)
خلاصه داستان این قسمت از متنی در مورد جاش بیرون می آید که ربکا قصد داشت آن را برای پائولا بفرستد اما به طور تصادفی برای خود مرد فرستاده شد. چه کسی آنجا نبوده است؟ با راکر Textmergency ، حداقل سناریوی ناخوشایند برای ما دفعه بعدی که به شخص اشتباهی پیام می دهیم ، یک سرود به ما داد.
358/2 روز یعنی چه؟
در حالی که تلاش های ربکا برای تصحیح اشتباه او منجر به از بین بردن جاش و گرگ شد ، بازیهای شیطانی او تأثیر مثبت مثبت در ازدواج پائولا داشت. سرانجام تمیز آمدن شوهرش جف در مورد کمک به ربکا در زندگی عاشقانه اش عاشقانه این زوج را از سر گرفت. همچنین منجر به تبادل متا خنده دار متفاوتی بین جفت متن ترانه های آهنگ تم فصل 1 شد.
7جوش هیچ ایده ای در جایی که من هستم ندارد! (فصل 1 ، قسمت 15)
ربکا با اعتقاد به اینکه زندگی او در غرب کووینا یک شکست است ، سوار هواپیمایی می شود که به نیویورک برمی گردد تا زندگی قدیمی خود را از سر بگیرد. در هواپیما او درمانگر خود را پیدا می کند ، دکتر آکوپیان ، درست در کنار او نشسته است. دکتر آکوپیان پیشنهاد می کند که آنها یک جلسه بداهه داشته باشند. اگرچه ربکا موافقت می کند ، اما ربکا است بنابراین قبل از شروع کار به خواب می رود. در عوض ، ربکا یک جلسه درمانی کامل با یک شماره موسیقی توسط نسخه شبح رویایی دکتر آکوپیان را در خواب می بیند.
این اپیزود نه تنها ما را به گذشته ربکا سوق می دهد ، بلکه همچنین نشان می دهد بسیاری از شخصیت های سریال وقتی متوجه می شوند نمی دانند کجا رفته است ، با نگرانی دور هم جمع می شوند. اینکه ببینید دوستان ربکا چقدر از او مراقبت می کنند بسیار لمس کننده است این اپیزود به بررسی این می پردازد که داستانهایی که درباره شرایطمان به خود می گوییم ممکن است واقعیت نداشته باشد و اینکه چگونه انواع عشق در جهان وجود دارد - ما فقط باید یاد بگیریم که آنها را در آغوش بگیریم.
6چه وقت جاش و دوست او مرا تنها خواهند گذاشت؟ (فصل 2 ، قسمت 4)
این اپیزودی است که Santo Fontana’s Greg سریال را ترک می کند. در حالی که او عاشق ربکا است ، او متوجه می شود که رابطه آنها به هم ریخته است و تصمیم می گیرد در عوض به مدرسه تجارت در دانشگاه اموری برود. این یک تصمیم سالم و بالغ است - شاید یکی از اولین تصمیمات این مجموعه باشد.
البته ، این و رد شدن جاش باعث می شود که ربکا مبهوت باشد ، او سعی می کند با ساختن مسخره خود را کنار بگذارد. او همچنین سرانجام با والدین مجاز هدر دیدار می کند. با این حال ، ربکا بسیار تحت تأثیر آنچه که از آن عبور می کند ، نمی فهمد که پائولا درگیر تصمیم گیری بزرگ زندگی است.
5جوش ، مرد رویاهای من است ، درست است؟ (فصل 2 ، قسمت 11)
بادهای سانتا آنا می وزد و راه های فریبنده آنها مردم را عجیب می کند. جاش سرانجام از ربکا خواستگاری کرده است ، بنابراین او باید به وجد بیاید ، درست است؟ در عوض ، او دیگر هیجانی را که قبلاً احساس کرده بود احساس نمی کند. در عوض ، ناتانیل سر او را برگردانده است. وقتی با هم در آسانسور گیر می کنند ، شروع به اتصال می کنند. واضح است که جرقه ای در آنجا وجود دارد. بنابراین ، ربکا تاریخ ازدواج او و جاش را از دو سال فاصله به دو هفته دیگر تغییر می دهد. بله
در همین حال ، پائولا در تلاش است تا در مورد شوهر بی وفا خود چه کند. داریل سعی می کند او را نصیحت کند ، اما واکنش او او را مجبور می کند تا تصدیق کند که حتی اگر او او را به عنوان بهترین دوست خود می پندارد ، اما احساسات او را تلافی نمی کند.
4من هرگز نمی خواهم دوباره JOSH را ببینم (فصل 3 ، قسمت 5)
پس از اینکه جاش او را در پایان فصل 2 در محراب رها کرد ، سرانجام ربکا به پایین برخورد کرد و همه دوستانش را از خود دور کرد. بنابراین ، او برای لیسیدن زخم هایش به خانه مادرش در اسکارزدیل بازگشت. مادرش تلاش می کند روابطش را با زندگی قدیمی اش در غرب کووینا قطع کرده و به نیویورک بازگرداند. با این حال ، او همچنین می فهمد که ربکا در حال تحقیق درباره راه های زندگی شخصی خود بوده است.
نائومی با وحشت شروع به لغزیدن داروی ضد اضطراب دخترش در شیشه شیر توت فرنگی کرد. مادرش آنقدر با او خوب است که ربکا شروع به تعجب می کند که آیا در گذشته نسبت به نائومی خیلی سخت گرفته است؟ سپس ، کینه توزی ربکا برای تنظیم او درست می شود - مادرش انگیزه های باطنی دارد. وقتی ربکا متوجه شد آنها چه هستند ، سوار هواپیمایی می شود که به کالیفرنیا برمی گردد. او که احساس ناامیدی می کند ، سعی می کند در هواپیما جان خود را بگیرد ، اما در آخرین لحظه از مهماندار هواپیما کمک می خواهد. این قسمت خنده دار است در حالی که هنوز با حساسیت و جدیت نگرانی های مربوط به بهداشت روان را بررسی می کنید.
3JOSH بی ربط است (فصل 3 ، قسمت 6)
این قسمت به نتایج پس از تلاش ربکا برای گرفتن زندگی شخصی خود می پردازد. هر یک از دوستان ربکا با اخبار متفاوت برخورد می کنند ، بعضی از آنها با موفقیت بیشتری نسبت به دیگران. کار با یک روانپزشک جدید ، ربکا از اینکه می فهمد تشخیص داده شده است که اشتباه تشخیص داده شده هیجان زده است. برداشت او از مسائلش اما درمانی نیست که انتظار داشت.
در پایان این قسمت ، ربکا مجبور می شود تشخیص دهد که تشخیص جدید صحیح است و جاش هیچ مسئولیتی در قبال اتفاقات ندارد. مسائلی که او تجربه کرده در تمام مدت وجود داشته است. این قسمت و قسمت قبلی غوطه وری عمیق در چالش های بهداشت روبکا است. در حالی که این موضوع از آغاز موضوع نمایش بوده است - نامیده می شود دوست دختر سابق دیوانه بالاخره - این دو قسمت نشان می دهد که ربکا شروع به پیشرفت درمورد مراقبت از خودش می کند. این یک تصویر صادقانه و دلخراش است که در سبک امضای سریال انجام شده است.
دومن تقریباً بیش از همه شما هستم (فصل 4 ، قسمت 11)
این فصل 4 قسمت ناتانیل و شخصیت درجه سوم مایا را در جلو و مرکز قرار می دهد. همچنین شامل تقریباً هر گروه کمدی رمانتیک موجود است. ناتانیل و مایا هر دو با دیدن همسران سابق خود در کنار افراد دیگر دلشان شکسته است. بنابراین ناتانیل تصمیم می گیرد که برای بازگرداندن آنها رابطه ای جعلی ایجاد کنند.
این امر منجر به انواع و اقسام تبلیغات rom-com می شود ، از جمله تغییرات لازم هنگام تبدیل شدن شخصیت های زشت جوجه اردک به قوها ، مونتاژ آویزان شدن و اتصال آنها و حتی یک لحظه کارائوکه بی عیب و نقص در مقابل همسرانشان که صرفاً برای ساخت آنها طراحی شده است. حسود این یک ساعت خنده دار است که شخصیت هایی را که معمولاً جلو و مرکز نیستند صفر می کند و همین باعث جذابیت آن می شود.
1من امروز یک تاریخ دارم (فصل 4 ، قسمت 16)
این آخرین قسمت از سریال است. با پایان نمایش ، ربکا باید بین جاش ، گرگ و ناتانیل انتخاب کند. همه موافقند که ربکا با هر یک از آنها قرار ملاقات شخصی بگذارد و سپس تصمیم نهایی را بگیرد. بچه ها همه برای خرما بیرون می روند و هر دو جاش و ناتانیل با شب های جادویی و عاشقانه از ربکا پذیرایی می کنند. گرگ نیز یک سفر عاشقانه ترتیب می دهد ، اما با انجام کاری بسیار ساختگی احساس خنده داری می کند. سپس ، قبل از شروع تاریخ ، ماشین او خراب می شود. به جای بیرون رفتن ، ربکا و گرگ همراه با ماشین در مکانیک منتظر ماشین خود هستند.
در همین حال ، شخصیت هایی که از همان ابتدا حماسه ربکا را دنبال می کردند ، شرط بندی می کنند که کدام پسر را انتخاب می کند. درست مثل طرفداران ، همه آنها نظرات خود را در مورد اینکه چه کسی مرد مناسب او است ، دارند. از زمان نوشتن ، ما نمی دانیم که ربکا چه کسی را انتخاب می کند ، اما می دانیم که از دست خواهیم داد دوست دختر سابق دیوانه مثل دیوانه