تقریباً هیچ کس دیگری به اندازه پایبندی به قوانین اخلاقی خود در مارول کامیکس متعصب نیست دردویل . مت مورداک که در شهری به جرم و جنایت مانند نیویورک زندگی می کند، پایبندی به اعتقادات کاتولیک خود را به عنوان محافظی نهایی در برابر قربانی شدن در فساد اطرافش می داند. و در حالی که او از طریق تجربه خود به عنوان یک وکیل از ابهامات اخلاقی زندگی روزمره در دنیای مدرن آگاه است، مت نمی تواند این واقعیت را برای خود تطبیق دهد، و او را به خودکشی به خاطر اهمال کاری هایش سوق می دهد. این از این واقعیت آشکار میشود که او عمیقاً به اطرافیان خود بیاعتماد است، و تلاش میکند تا سطح غیرممکنی از فضیلت را که از کاتولیک بودن او سرچشمه میگیرد، الگوبرداری کند.
حس اخلاقی یک ابرقهرمان پایه و اساس هویت آنهاست و حس درگیری ایجاد می کند که Daredevil بی بدیل است جریان چیپ زددارسکی دردویل اجرا، مت مورداک را به تصویر میکشد که وسواس زیادی به انجام «کار درست» مطابق با تفسیری دقیق از آموزههای کاتولیک دارد، حتی زمانی که واقعیت تصویر آشفتهتری ارائه میدهد. با انجام این کار، بر روش هایی تأکید می کند که مت مورداک در زندگی خود به عنوان مرد بدون ترس یک ریاکار است و او را در حالی که مجبور می شود عواقب اعمال خود را محاسبه کند، عذاب می دهد. در دیدگاه فعلی او از دکترین کاتولیک، غیرممکن است مت کاتولیک خوبی باشد و در عین حال دردویل باشد . در نتیجه، شدتی که دردویل همچنان خود و دیگران را در قبال قوانین اخلاقی خود علیرغم ناممکن بودنش مسئول میداند، تلاشهای او را پوچ میکند.
مطالب مرتبط: حتی مارول اعتراف می کند که نام Daredevil بی معنی است
با توجه به ابهامات اخلاقی زندگی در آشپزخانه جهنمی، مت مورداک احساس میکند بین تلاش برای تجسم حس سنتی اخلاقی که در آموزههای کاتولیک آموزش داده میشود، گرفتار میشود، در حالی که به خشونتی که هر روز در اطرافش رخ میدهد نیز توجه میکند. مت بلافاصله از این که چگونه افراد روزمره توسط جنایتکاران زیرزمینی نیویورک سو استفاده میشوند، خشمگین میشود و به احساسات او از طریق درگیری فیزیکی عمل میکند، در حالی که همزمان از خود منزجر میشود که به این طریق هوس خشونت میکند. در نتیجه، Daredevil در یک نوار اخلاقی Mobius گرفتار میشود، جایی که ابرقهرمان مؤثر بودن نیز به معنای یک کاتولیک غفلتکننده است، و او نمیتواند به عنوان یکی از این چیزها بدون احساس گناه بیشمار برای طرف مقابل آن وجود داشته باشد. با وجود اینکه دردویل به عنوان مرد بدون ترس شناخته می شود، به شدت می ترسد که اجازه دهد افراد بی گناه در نتیجه بلاتکلیفی اخلاقی خود رنج بکشند.
و در حالی که تعداد زیادی از شخصیت ها در شماره های اخیر از دردویل تماس گرفته اند مت در مورد ریاکاری خودخواهانه اش ، Daredevil در حال دستیابی به نوع جدیدی از اهمیت است از طریق نقصهایش، روشهایی را به چالش میکشد که در آن ابرقهرمانها بهطور سنتی به عنوان الگوهای اخلاقی در کمیکها دیده میشوند. تناقضات دردویل ممکن است او را به بزرگترین ریاکار مارول تبدیل کند، اما لزوماً او را به عنوان یک ابرقهرمان شکست نمیدهد. در واقع، کشمکشی که او در نتیجه پذیرش و بعداً رد الگوهای رفتاری کاتولیک به نفع انجام کارهای خوب در جهان متحمل میشود، او را با کاتولیکهایی که بحران مشابهی را تجربه میکنند، البته بدون فضای ابرقهرمانی، قابل ارتباط میسازد. بنابراین، در حالی که بر روی کاغذ، دردویل در 'کاتولیک خوب' بودن ناکام است، او در تجسم شرایط کاتولیک یعنی نارضایتی از مدل های سفت و سخت اخلاقی که کاربرد کمی در زندگی مدرن دارند، برتری می یابد. این قفل را باز می کند اهمیت بیشتر Daredevil به عنوان یک شخصیت ، زیرا او با ناتوانی در اندازه گیری آرمان های خود، قدیس حامی خوانندگانی می شود که تضادهای خود را تجربه می کنند.
مطالب مرتبط: قدرت های دردویل نیز او را استاد می کند [اسپویل]
بازسازی فاینال فانتزی 7 انحصاری برای ps4 است
دیدن Daredevil بهعنوان خارقالعاده در نقصهای خود، نشاندهنده فاصلهای از قراردادهای معمول ابرقهرمانی است و فرصتی برای بازنویسی آنچه طرفداران از این ژانر انتظار دارند، ارائه میکند. به جای اینکه با اخلاق او توانمند شود، Daredevil اغلب توسط آنها مانع می شود کاتولیکیسم را بهعنوان فرآیندی از کشمکش بین واقعیتهای جهان و یک کد اخلاقی سنتی به جای مجموعهای ثابت از باورها معرفی میکند. این نه تنها او را به طور قابل توجهی با خوانندگان مرتبط تر می کند، بلکه شرایطی را نیز تغییر می دهد که انتظار می رود ابرقهرمانان مطابق با ایده آل های خود عمل کنند. از این نظر، قدرت دراماتیک دردویل به عنوان یک شخصیت از فشار و کشش باورهایی ناشی میشود که معمولاً او را به عنوان یک ابرقهرمان تعریف میکنند و پیچیدگی او را آغشته میکنند و در عین حال جایگزینی برای نحوه وجود ابرقهرمانها معمولاً در کتابهای کمیک تصور میکنند. Daredevil یک چهره آرزومند نیست فقط به این دلیل که می خواهد درد و رنج را در شهرش کاهش دهد، بلکه به این دلیل است که چقدر صادقانه با شکست خود در انجام کمالی که از خود انتظار دارد رفتار می کند.
رابطه پر سر و صدای دردویل با قوانین اخلاقی خود او را نه تنها انسانی تر در صفحه می کند، بلکه نماینده این واقعیت است که هیچ راهی واقع بینانه برای «کاتولیک خوب» وجود ندارد. زادرسکی با تمرکز روایت دردویل حول تضادهای شخصیتش، از رویکردی که اغلب در ژانر ابرقهرمانی دیده میشود، اجتناب میکند تا به مشکل عمیقتری در مورد چگونگی مذاکره مردم بین شیاطین شخصی خود و تمایل آنها برای انجام کارهای خوب در جهان دست یابد. حالا، طرفداران لزوما a را باز نمی کنند دردویل کتابی برای خواندن داستانی در مورد یک «پسر خوب» کاملاً شکل گرفته که کارهای خوبی انجام می دهد – آنها می خوانند دردویل کتابی که شاهد تلاش مردی برای ورزش کردن است چگونه در وهله اول خوب بودن به عنوان Zdarsky دردویل شواهد، قهرمانی را می توان در پذیرش شکست های خود در کنار کارهای خوب یافت.
Daredevil ممکن است بزرگترین منافق در مارول کامیکس باشد، اما تضادهای او چیزی است که او را در جزئیات احشایی به انسان تبدیل می کند. در حالی که این احتمال وجود دارد که او هرگز نتواند به یک نتیجه محکم در مورد اینکه چگونه یک کاتولیک خوب و یک ابرقهرمان خوب باشد، برسد، مت مورداک این فرصت را دارد تا برای خودش تعریف کند که چگونه میخواهد در آشپزخانه جهنمی یک نیروی خوب باشد. این جنبه از خودمختاری دردویل را به یک نماینده منحصر به فرد تبدیل می کند از شرایط اخلاقی کاتولیک هایی مانند مت مورداک که با این سوال روبرو هستند که چگونه می توانند در میان آشفتگی زندگی خود یک کاتولیک خوب باشند. و اگر چه این سفر برای آنها بسیار آسان نبوده است دردویل ، این به راحتی همان چیزی است که او را در پایان روز قهرمان می کند.
بعدی: دلیل واقعی که دردویل به زندان رفته در کمیک های مارول