(500) روز از تابستان: 10 درس مهم در مورد عشق که این روم کام نامتعارف به ما آموخت

چه فیلمی را ببینید؟
 

500 روز تابستان که یک کلاسیک فرقه ای در مورد جدایی است ، درسهای زیادی در مورد عشق به ما آموخته است. در اینجا برخی از مهمترین موارد ذکر شده است.





چه زمانی ( 500 روز از تابستان بیرون آمد ، این یک فیلم کلاسیک فوری مستقل برای عاشقان فیلم و عاشقان فیلم بود. به جای به نمایش گذاشتن یک رابطه جوانه زده ، خاطرات شخصیت اصلی (با بازی جوزف گوردون-لویت) از رابطه اخیر ناموفق او با سامر (با بازی Zooey Deschanel) را به تصویر کشید. گاهی تماشای آن خام ، واقعی و حتی دردناک بود. این راه را برای romcoms آینده هموار کرد تا کمی متفاوت عمل کند.






مرتبط: (500) روز تابستان: 10 درس اصلی بینندگان آموزش دیده Rom-Com



در حالی که ممکن است 11 سال پیش منتشر شده باشد ، اما موارد زیادی در مورد آن وجود دارد (500 روز از تابستان امروز نیز صادق است. این فیلم به عنوان فیلمی که برای بسیاری از افرادی که با جدایی اخیر روبرو هستند ، به خانه می آید ، در برابر آزمایش زمان مقاومت کرده است. درسی که این فیلم ارائه داد چشم بسیاری از جوانان در سراسر جهان را به آنچه ممکن است در روابطشان اشتباه پیش رفته باشد باز کرده و به آنها کمک می کند تا از پس واقعیت گذشته برآیند.

10خوب نیست که مجرد / تنهایی / مستقل باشید

یکی از رذایل تام در فیلم این است که او فکر می کند باید با هم رابطه داشته باشد و اگر اینگونه نباشد زندگی اش را هدر می دهد. این یک مشکل بزرگ است و احتمالاً یکی از بزرگترین دلایلی که او انتظارات زیادی را از رابطه خود با سامر داشته است.






در نهایت ، اگر نمی دانید چگونه راحت باشید ، نمی توانید رابطه ای سالم و مثبت داشته باشید. مطمئناً ، ممکن است در بعضی مواقع تنها باشد ، اما شما باید یاد بگیرید که اشکالی ندارد اگر شخص دیگری در آنجا شرکت کنید تا احساس خوشبختی کنید.



9شما نمی توانید کسی را مجبور کنید که شما را دوست داشته باشد

کل فیلم حول دیدگاه تام درباره آنچه او با رابطه اش با سامر می خواهد متمرکز است. او خیلی تلاش کرد تا او را همانگونه که دوستش داشت دوست بدارد ، اما هرگز کاملاً نتیجه نگرفت. هر چقدر هم تلاش کرد و چقدر خواست ، تابستان هرگز چنین احساسی را نداشت.






شما نمی توانید کاری کنید که کسی شما را دوست داشته باشد ، حتی اگر پذیرفتن آن صدمه ای ببیند. همه افراد انتخاب و احساس خاص خود را دارند ، و گاهی اوقات با آنچه شما احساس می کنید همسو نیست.



8انتظارات شما هرگز همان واقعیت نخواهد بود

یکی از نمادین ترین صحنه های فیلم انتظارات در مقابل واقعیت لحظه ای است که تام پس از جدایی دوباره تابستان را می بیند. او تصور می کند که آنها یک عصر فوق العاده را پشت سر می گذارند و حتی اشاره به بازگشت دوباره آنها دارد. در حقیقت ، آنها کل شب صحبت نمی کنند و تام ناراحت به خانه می رود.

مرتبط: 10 نقش به یاد ماندنی Zooey Deschanel

خطرناک است که اجازه دهید انتظارات شما از چگونگی رابطه ، کل ذهنیت شما را در دست بگیرد. شما نمی توانید اجازه دهید انتظارات شما بهترین نتیجه را از شما و رابطه شما داشته باشد. این بدان معنا نیست که نمی توانید آنها را داشته باشید ، فقط به این معنی است که باید مراقب میزان فشار آنها برای موفقیت باشید.

7نشانه های یک رابطه آسیب دیده را نادیده نگیرید

هنگامی که تابستان آن را با تام قطع می کند ، او اشاره می کند که این رابطه م workingثر نبوده است. تام غافلگیر شده ، دلشکسته و به سرعت در افسردگی فرو می رود. بنابراین آیا او نشانه های کهنه شدن رابطه را ندیده است؟ یا او فقط از دیدن آنها امتناع ورزیده است؟

منظور از سام کلاغ در پسران آنارشی چیست؟

نادیده گرفتن موارد ساده تر و دردناک تر به نظر می رسد علائم یک رابطه آسیب دیده ، اما در واقعیت ، شما فقط خودتان را سخت تر می کنید. شما در خیالی زندگی می کنید که در نهایت فروپاشیده می شود زیرا دو طرف رابطه وجود دارد.

6مهم است که در یک صفحه باشید

یکی از بزرگترین دلایل سنگین شدن روابط تام و سامر این است که آنها هرگز در یک صفحه نبودند. تام هرگز به احساس و آنچه واقعاً از این رابطه می خواست برای سامر بیان نکرد. در حالی که سامر به او گفته بود جایی که زود ایستاده بود ، هرگز دیگر مطرح نشد و تام فهمید که با جدی شدن آنها احساس مشابهی ندارد.

به همین دلیل ، هنگامی که تام فهمید که تابستان آنقدر که فکر می کرد رابطه راسخ است ، روابط آنها متشنج شد. اگر تام احساس اوایل خود را بیان می کرد و آنچه را می خواست ، ممکن بود رابطه بتواند کمی بیشتر زنده بماند.

5نگذارید شادی شما به شخص دیگری وابسته باشد

احتمالاً یکی از مهمترین درسها از (500 روز از تابستان این است که خوشبختی شما نمی تواند به شخص دیگری وابسته باشد. تابستان تنها منبع خوشبختی تام می شود و او به همین دلیل خود را از دست می دهد.

مرتبط: 10 نقش به یاد ماندنی جوزف گوردون-لویت

بی انصافی است که این فشار را به شخص دیگری وارد کنید ، بلکه به خودتان نیز فشار بیاورید. مطمئناً به طرز وحشتناکی تمام خواهد شد و شما را به افسردگی عمیقی مانند تام مبتلا خواهد کرد. اگر می خواهید رابطه خوبی داشته باشید ، باید مطمئن شوید که می توانید خود را نیز خوشحال کنید. این بدان معنا نیست که فرد دیگری شما را خوشحال نخواهد کرد ، این بدان معنی است که آنها تنها منبع شادی شما نخواهند بود.

4فقط به این دلیل که خوب شروع شد ، به این معنی نیست که همیشه خوب خواهد بود

در آغاز ، رابطه تام و سامر به وضوح رابطه خوبی است. آنها علایق یکسانی دارند و به راحتی با هم کنار می آیند و رابطه عاشقانه بین این دو مورد پسند است. واضح است که با گذشت روزها تغییر می کند و کامل نمی ماند.

هر رابطه ای فراز و نشیب هایی دارد و این فقط رابطه داشتن است. باید درک کنید که همیشه خوب نخواهد بود و گاهی اوقات هرگز به خوب بودن بر نمی گردد.

چه زمانی فصل 5 شخص مورد علاقه است

3دوست داشتن همان گروه به معنای این نیست که شما هستی

تام ابتدا عاشق سامر می شود زیرا فهمید که او همان موسیقی ذائقه او را دارد و ظاهراً او قبلاً هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده است. این یک کاتالیزور برای کل فیلم و یک لحظه نمادین در فیلم می شود. جز این که واقعیت به همین سادگی نیست.

قرار نیست شما با کسی باشید فقط به این دلیل که آنها همان علایق شما را دارند. ممکن است برای لحظه ای هیجان انگیز باشد که کسی باند مورد علاقه شما را دوست دارد ، اما این احساس از بین می رود و عناصر بیشتری وجود دارد که برای کسی افتاده است. صادقانه بگویم ، همه آنها مهمتر از آن است که گروه مورد علاقه شما را دوست داشته باشند.

دوهمیشه یک رابطه دو طرف و احساس وجود دارد

نقطه ( 500 روز از تابستان این است که ما همه چیز را از طریق چشم یک مرد جدا شده می بینیم. در نیمه راه ، ما در تابستان عصبانی هستیم. ما تابستان را دوست نداریم زیرا او قلب قهرمان داستان ما را شکسته است. این وضعیتی است که وقتی رابطه را فقط از طرف خود می بینید ، به این شکل است.

مرتبط: 10 بهترین فیلم هیپستر در همه زمان ها ، رتبه بندی شده است

این فیلم به ما می فهماند که دیدگاه تام لزوماً حقیقت نیست ، بلکه درعوض ، نسخه ای مغرضانه از وقایع است. هر رابطه ای شامل دو نفر و در نتیجه دو طرف یک داستان و دو احساس است. احساسات یک شخص بی اعتبار نیست ، و مهم این است که در یک رابطه قدم به عقب برگردید و مسائل را از دیدگاه مهم دیگری ببینید.

1زندگی پس از جدایی ادامه دارد ، اما غمگین نیست

تام جدایی خود را با سامر سخت می گیرد. مانند قطار باری به او برخورد می کند و او برای بهبودی از آن تلاش می کند. سرانجام ، او این کار را می کند. خودش را برمی دارد و حرکت می کند. او حتی با زن دیگری ملاقات می کند که ممکن است به خاطرش افتاده باشد.

هر جدایی سخت است ، این اجتناب ناپذیر است. همچنین اشکال ندارد که بعد از یکی غصه بخورید و برای بهبود قلب خود وقت بگذارید. هیچ کس به همان شکل غصه نمی خورد و همه با سرعت خود شفا می دهند. با این حال ، زندگی ادامه خواهد یافت. آخر دنیا نیست که شما و افراد مهم دیگر از هم بپاشید. ممکن است اینگونه باشد ، اما یک یا دو ماه به آن فرصت دهید و متوجه می شوید که از ماه قبل چه احساس بهتری دارید. وعده.