سوپرمن تاکنون توسط DCEU رفتار ضعیفی داشته است و این شخصیت واقعاً سزاوار راه اندازی مجدد است تا قهرمان را در نوری جدید نشان دهد. هنری کاویل امیدوار است دوباره نقش مرد فولادی را بازی کند، اما شایعهای که در حال حاضر منتشر میشود این است که فیلم آینده، فلش ، ممکن است سه فیلم زک اسنایدر را دوباره از DCEU خارج کند. این عدم اطمینان را در مورد اینکه آیا کویل میتواند دوباره نقش خود را بازی کند یا خیر میافزاید، اما یک واقعیت بسیار مهم را تغییر نمیدهد - هم مخاطبان و هم خود شخصیت شایستگی یک بازی را دارند. سوپرمن ریبوت فیلمی که عدالت را بهتر به شخصیت نشان می دهد.
ابرقهرمانان، همانطور که امروز آنها را می شناسیم، بدون سوپرمن وجود نداشتند. او اولین بار در سال 1938 در دی سی که توسط نویسنده جری سیگل و هنرمند جو شوستر ساخته شد، به نماد فرهنگ پاپ تبدیل شد که چندین دهه در تلویزیون، فیلم ها و انیمیشن ها به تصویر کشیده شده است. اولین سوپرمن فیلم در سال 1978 یک سلف برای کل ژانر مدرن بود، اما فقط واضح ترین جنبه های شخصیت را برای کار کردن انتخاب کرد. فیلم بعدی، بازگشت سوپرمن ، در سال 2006 از هم گسسته بود و تا حد زیادی بر نوستالژی فیلم های قبلی متکی بود. جدیدترین حضور در فیلم سوپرمن در DCEU، با مرد فولادی، بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت ، و لیگ عدالت . اینها نه تنها سوپرمن را فاقد انسانیت نشان میدادند، بلکه فعالانه بر غیرانسانی بودن او تأکید میکردند و بر منشأ بیگانهاش تأکید میکردند و او را بهعنوان یک نیمه خدای متعال نشان میدادند.
مطالب مرتبط: چرا راه اندازی مجدد سوپرمن بهتر از مرد فولادی 2 است؟
وقتی صحبت از این جنبه از شخصیت سوپرمن می شود، می توان دید که فیلم های DCEU اساساً سوپرمن را نادرست معرفی می کنند. نسخهای از او در این داستانها به نظر نادرست در کنار هم قرار گرفته است، حتی اگر همه قطعات درست از نظر فنی هنوز وجود داشته باشند. جالبترین چیز در مورد سوپرمن، که فیلمهای DCEU کاملاً نادیده گرفته شدند، این است که در حالی که او یک ابرقهرمان شکستناپذیر از سیاره دیگری است، در نهایت فقط یک پسر مزرعهدار اهل اسمالویل است. همین تضاد ذاتی است که میتواند سوپرمن را قانعکنندهتر کند. در زیر همه اینها، سوپرمن باید یک شخصیت عمیقاً انسانی باشد.
مرد فولادی به قلب طلا نیاز دارد
راه اندازی مجدد DCEU از سوپرمن باید تمرکز را کاملاً از آن دور کند مرد فولادی روایت تهاجم بیگانگان، فلاش بک های بیش از حد، و تخریب ناخواسته بی وقفه. در عوض، تمرکز واقعی باید این باشد که سوپرمن در واقع همان لباسی است که کلارک کنت پوشیده است، و کلارک کنت اساساً یک پسر است. از آن دسته افرادی که می ایستد تا به کسی کمک کند تا لاستیک پنچر شده را عوض کند، تلفنش را به کسی قرض دهد تا با تاکسی به خانه زنگ بزند، یا کیف پول گمشده ای را پس بدهد. این اعمال کوچک قهرمانی و مهربانی است که به مخاطب کمک می کند با یک شخصیت ارتباط عاطفی برقرار کند. وقتی سوپرمن با چالشهای سختتر خود دست و پنجه نرم میکند، این ارتباط چیزی است که بینندگان را سرمایهگذاری میکند. واجد شرایط بودن به عنوان یک قهرمان به معنای نشان دادن قهرمانی در چیزی بیش از یک مونتاژ گاه و بیگاه است. به عنوان یک ابرقهرمان کهن الگو، این موضوع برای سوپرمن بیش از هر کس دیگری صادق است.
یکی دیگر از راههای حیاتی برای ایجاد ارتباط یک ابرقهرمان از طریق ارتباط آنها با افراد عادی است. مهم ترین افراد در زندگی کلارک کنت، همانطور که هر دانش آموزی می داند، لویس لین، جیمی اولسن و مارتا کنت هستند. این واقعیت که این شخصیتها بسیار شناخته شده هستند احتمالاً این است که فیلمهای DCEU نتوانستهاند آنها را توسعه دهند و مخاطب را رها میکند تا جاهای خالی را پر کند. رابطه کلارک با لوئیس کاملاً عاری از شیمی است و به ندرت هیچ عشق واقعی نشان داده شده است. هدف اصلی مارتا با روح کامپیوتری پدر کریپتونی کلارک به او می گوید که برو و قهرمان شود. جیمی اولسن چند لحظه پس از ظاهر شدن روی صفحه اعدام می شود. این شخصیت ها که به خوبی استفاده می شوند، باید برای انسان سازی سوپرمن وجود داشته باشند. در مقابل، تام هالند Spider-Man: Homecoming سه گانه از شخصیت های خود برای تأثیرگذاری عالی استفاده می کند. روابط پیتر پارکر با ام جی، ند و می به مخاطب نشان می دهد که او چه نوع آدمی است وقتی هیچ قهرمانی انجام نمی دهد. او قابل ارتباط است زیرا اساساً یک فرد معمولی دیگر است که اتفاقاً یک ابرقهرمان نیز هست.
به جای یک شبه خدای غیر انسانی و دست نیافتنی، الف سوپرمن راهاندازی مجدد باید روی نشان دادن سوپرمن به عنوان نماینده بهترین انسانیت تمرکز کند. پیامدهای هر بلای طبیعی در دنیای واقعی، همیشه مملو از افرادی است که به طور خستگی ناپذیری برای کمک به کسانی که به دام افتاده یا مجروح شده اند، کار می کنند. آنها این کار را برای هیچ پاداش یا احساس وظیفه ای انجام نمی دهند، بلکه صرفاً به این دلیل که این کار انسانی است، و اغلب افسوس می خورند که اگر می توانستند کارهای بیشتری انجام می دادند. نقش سوپرمن در یک فیلم راهاندازی مجدد میتواند نشان دهد که اگر کسی فقط میتوانست چقدر بیشتر میتوانست کمک کند.
مربوط: چرا مرد فولادی اسنایدر بهترین تم سوپرمن را دارد؟
مشکل سوپرمن
یک انتقاد رایج از سوپرمن این است که او به عنوان یک شخصیت تحت تأثیر قرار گرفته است. با فهرستی از ابرقدرت ها، این یک نکته معتبر است. اکثر نویسندگان تصمیم میگیرند با از بین بردن قدرت او، معمولاً با کریپتونیت، از این موضوع دوری کنند، اما جهان منبسط شده با گزینههای گستردهای همراه است. DCEU از اضافه کردن عناصر ماوراء طبیعی به داستان های خود و حضور شخصیت هایی مانند جوخه انتحاری Enchantress امکان جادو را اضافه می کند، که قدرت های سوپرمن بطور متعارف محافظت کمی در برابر آن می کند.
با این حال، جالبترین کار با شخصیتی مانند سوپرمن، قرار دادن او در موقعیتهایی است که نمیتواند به سادگی از آن خارج شود. این میتواند شامل مشکلاتی باشد که او باید حل کند، یا چندین اتفاق همزمان رخ میدهد، مانند صحنه دراماتیک هواپیما بازگشت سوپرمن . از طرف دیگر، سوپرمن میتواند در موقعیتی قرار گیرد که قدرت او به طور فعال اوضاع را بدتر کند. Arrowverse's سوپر دختر اوایل با این ایده بازی می کند و نشان می دهد که اگرچه کارا ممکن است به اندازه کافی قوی باشد که بتواند یک نفتکش را بلند کند، کشتی ممکن است آنقدر قوی نباشد که بتواند یک تکه بماند.
حتی بهتر از این این است که سوپرمن فعالانه تصمیم بگیرد راهش را از یک مشکل بیرون نزند. عملا شکست ناپذیر بودن در شرایط عادی به سوپرمن گزینه هایی می دهد که اکثر ابرقهرمانان چنین نمی کنند. برجسته شده توسط معروف سوپرمن دنیای مقوا سخنرانی از لیگ عدالت نامحدود کارتون، او از استفاده از زور بی رحم متنفر است، مگر اینکه کاملاً مجبور باشد. پیام شخصیت قدرتمندی که برای کاهش تنشها تلاش میکند، میتواند پیامی قدرتمند برای گنجاندن در یک داستان باشد، حتی زمانی که این امکان به نظر نمیرسد. همانطور که یکی از معروف ترین عبارات سوپرمن می گوید، همیشه راهی وجود دارد.
سوپرمن چه چیزی می تواند ایستادگی کند
ابرقهرمانان همیشه مضامین بزرگ تری را نشان می دهند و نسخه های سینمایی سوپرمن اغلب تصمیم می گیرند او را به عنوان تمثیلی از عیسی نشان دهند. DCEU نیز از این قاعده مستثنی نیست و فیلمبرداری او را به عنوان موجودی الهی با ژست هایی شبیه به صلیب به تصویر می کشد. با این حال، با توجه به اینکه فرضیه مرد پولادین به انسان بودن او بستگی دارد و خالقان اصلی سوپرمن، سیگل و شوستر، هر دو یهودی بودند، این یک انتخاب خلاقانه عجیب به نظر می رسد.
مطالب مرتبط: سوپرمن و لوئیس به پیکان خود Mjolnir می دهد
تمثیل اصلی در نظر گرفته شده برای سوپرمن به عنوان یک مهاجر است. والدین او می دانند که دنیایشان در شرف نابودی است، بنابراین او را می فرستند تا زندگی بهتری را در جای دیگری داشته باشد. این امر با آگاهی از اینکه شوستر و سیگل هر دو از والدینی مهاجر به دنیا آمدند، معنای بیشتری پیدا میکند و خانواده سیگل از یهودیستیزی در سرزمین مادری خود لیتوانی گریختهاند. این بخش بزرگی از چرایی است مرد فولادی تاکید بر سیاره کریپتون و ماهیت سوپرمن به عنوان یک بیگانه بسیار اشتباه است. موضوع مهاجرت در دوران مدرن کمتر نیست، و زیرمتن عمیقاً ناراحتکنندهای را به این مفهوم میدهد که زمین خانه واقعی سوپرمن نیست، همانطور که برای بسیاری از مهاجران نسل اول و دوم، این پیام دردناکی آشناست. این نیز اشتباه است، زیرا کلارک کنت هرگز زندگی در کریپتون را نمی دانست و روی زمین بزرگ شد، و عشق آشکار او به این مکان، آن را به خانه واقعی او تبدیل می کند، مهم نیست که والدین اصلی او از کجا باشند.
یک پیام الهام بخش برای a سوپرمن راه اندازی مجدد فیلم برای گنجاندن این است که او این قدرت را دارد که در واقع در برابر مشکلات سیستماتیکی که جهان با آن مواجه است بایستد. یک تمثیل ضد سرمایه داری تقریباً بیش از حد بدیهی به نظر می رسد، زیرا دشمن اصلی او یک میلیاردر حریص با انگیزه های فریبنده و خودخواهانه است. این موضوع ارتباط نزدیکی با موضوع تغییرات آب و هوایی دارد که مرد فولادی نمی تواند به روشی معنادار کاوش کند. کریپتونی ها به دلیل حرص و طمع و غرور خود دنیای خود را ویران کردند، که به راحتی می توانست یک تمثیل آب و هوایی را در داستان ایجاد کند، به خصوص زمانی که نقشه Zod اساساً تخریب محیط زیست زمین است. تخریب آب و هوا از آن دسته مسائلی نیست که بتوان آن را تسلیم کرد، به خصوص نه در نبردی که بخش اعظمی از شهری را که قرار بود سوپرمن در تلاش برای نجات آن باشد، ویران کند. آ سوپرمن راهاندازی مجدد میتواند با در نظر گرفتن دقیق مضامین آن از اشتباهات مشابه جلوگیری کند، و شاید حتی بینشهای ارزشمندی به دست آورد.
فیلمهای راهاندازی مجدد، قبلاً شخصیتها را از فیلمهای متوسط نجات دادهاند، با نسخههای جدید ثور و هارلی کوین که بهطور گستردهای مورد علاقه مخاطبان قرار گرفتهاند و نسخههای فیلمشان را از حذف کامل بالقوه نجات میدهند. کلید هر دو این بود که آنها را به عنوان مردم قابل ارتباطتر کنیم و جنبههای انسانیشان را نشان دهیم. به خوبی اداره می شود، a سوپرمن فیلم ریبوت به راحتی می تواند او را به اندازه هر ابرقهرمان دیگر فیلم محبوب کند، در حالی که یک بار برای همیشه به دنیا ثابت می کند که شخصیت او بسیار کمتر از آن چیزی که بیشتر مردم فکر می کنند خسته کننده است. حتی بهتر است که هنری کاویل همچنان بتواند به عنوان سوپرمن بازگردد.
بعدی: آیا The Suicide Squad یک دنباله، بازسازی، راه اندازی مجدد یا داستان مستقل است؟
تاریخ انتشار کلیدی
-
آدم سیاه
تاریخ انتشار: 2022-10-21 -
فیلم فلش 2
تاریخ انتشار: 16-06-2023 -
آکوامن 2
تاریخ انتشار: 25-12-2023 -
شازم! خشم خدایان
تاریخ انتشار: 17-03-2023 -
سوسک آبی
تاریخ انتشار: 18-08-2023