تیزر Deadpool 2 با دیواری از متن سریع به پایان می رسد. برای کسانی که نمی توانند سرعت مطالعه را مطالعه کنند ، در اینجا مقاله کامل Wade است.
افرادی که دیدند لوگان در تئاترهای افتتاحیه آخر هفته که یک نمایش ویژه ، کوتاه مختصر به نمایش درآمد Deadpool 2 . که در آن شر-با-دهان تلاش ناموفق برای قهرمانی می کند. نسخه بسیار کمی گسترده شده از این کوتاه امروز بصورت آنلاین منتشر شد ، اما هر دو نسخه شامل یک دیوار طولانی از متن در انتها است که بینندگان گذشته را سریعتر از آنچه انسان می تواند بخواند ، فشرده می کند.
اگر شما از معدود افرادی هستید که چند کلمه اول را قبل از ناپدید شدن از صفحه گرفته اید ، می دانید که این ربطی به رمان کلاسیک ارنست همینگوی ، 'پیرمرد و دریا' دارد. مطالعه این کتاب برای بسیاری از دانشجویان الزامی است ، و به نظر می رسد Deadpool نیز از این قاعده مستثنی نیست ، زیرا متن مقاله ای بیش از 700 کلمه ای با صدای وید ویلسون است که جزئیات پیرامون کتاب را شرح می دهد.
افراد خوب در کتاب طنز به اندازه کافی مهربان بودند که متن را خراب کنند (حتی از جمله پاراگراف های مفید جالب!) برای خواندن آنلاین. Deadpool به وضوح مقاله های خود را در قالب MLA نمی نویسد ، اما مقاله یک خواندن خنده دار است ، همان.
پیرمرد و دریا داستان درگیری بین یک ماهیگیر پیر ، سانتیاگو ، و یک ماهی واقعاً بزرگ است. مثل… عظیم داستان در حالی آغاز می شود که سانتیاگو هشتاد و چهار روز بدون صید ماهی رنج می برد زیرا او بدشانس ترین پسر عوضی در سیاره زمین است. راستش را بخواهید ، اگر هشتاد و چهار روز در قایق بودید ، صید ماهی دشوار خواهد بود ... حتی به طور تصادفی. سانتیاگو چنان بدشانس بود که شاگردش ، مانولین ، توسط ما و پا ممنوع شد که با او ماهیگیری کند. اما همانطور که شاهزاده تازه می گفت ، 'والدین فقط نمی فهمند'. بنابراین پسر به هر حال از کلبه سانتیاگو بازدید می کند.
مانولین با نادیده گرفتن خطرات ذاتی زمان بازی بدون نظارت با مرد مسنی که با خودش صحبت می کند ، به او کمک می کند ، وسایل ماهیگیری سانتیاگو را جابجا می کند ، غذا درست می کند و در مورد بیس بال صحبت می کند. به خصوص جو دی مگیو که قبلاً با مریلین مونرو برخورد فازی می کرد. روز بعد ، سانتیاگو به مانولین می گوید که او قصد دارد به جریان خلیج فارس برود. از شمال کوبا بیرون بروید. بانوی شانس در حال بازگشت است!
در هشتاد و پنجمین روز خوش شانسی ، سانتیاگو خطوط خود را رها می کند و تا ظهر از چیزی که احساس می کند یک ماهی بزرگ الاغ است ، گاز می گیرد. او مطمئن است که برنده است. او می جنگد و می جنگد و می جنگد اما نمی تواند هیولا را به درون خود بکشاند. قایق قدیمی و نشتی سانتیاگو توسط ماهی دو شبانه روز کشیده می شود زیرا زندگی عزیز را حفظ می کند. سانتیاگو حتی اگر خونین و ضرب و شتم باشد ، شروع به قدردانی از این دشمن قدرتمند می کند. او شروع می کند به او گفتن برادر یا شاید حتی ، برادر. اگر واقعاً به آن فکر کنید ، نوعی داستان عاشقانه است. و مانند اکثر کمدی های رمانتیک ، خواننده لباس زیبایی را تغییر می دهد که مونتاژ را تغییر می دهد ، و به دنبال آن عروسی بین گونه های اجتناب ناپذیر است.
اما در روز سوم ، سانتیاگو freakin 'EXHAUSTED است ، و تصمیم می گیرد که فقط می خواهد ماهی آنچه می گوید را انجام دهد و همیشه هر جا که می خواهد شنا نکند. بنابراین او آن را خنجر می زند. با هارپون f * cking. این یک ظرف غذا است فوق العاده ناخالص خون در همه جا. زیرا ، مانند بسیاری از مردان در سن او ، سانتیاگو در ابراز احساسات و ترس خود با کلمات مشکل دارد - در عوض تسلیم خواسته های اساسی - و تحمیل مواضع وحشتناک خود را به هر موضوع خاص از طریق خشونت بدون پیوند. معمول.
به هر حال ، او مارلین را به کنار اسکیف خود می بندد و به جاده خانه می رود ، آماده است که مانند یک نمایش کاملاً به همگان عمل کند و احتمالاً قیمت مردم را جلب کند. اما حدس بزنید چه؟ خیلی زود کوسه ها شروع به حمله به لاشه مارلین خونین می کنند ، زیرا همه ما می دانیم که زندگی یک اپرا غم انگیز است و درست زمانی که فکر می کنید سرانجام چیز خوب و واقعی را پیدا کرده اید ، کوسه ها کنار می آیند و همه را خرد می کنند تا خشک شوند با داشتن جوجه کوسه های دیوانه و عجیب و غریب ، عزت خود را از بین می برید مطمئناً ، سانتیاگو سعی می کند چند نفر از آنها را بکشد ، اما باز هم دست خود را پایین می اندازد زیرا دستان او به همان اندازه قدیمی هستند. تا شب ، کوسه ها تقریباً کل مارلین را خورده اند.
فقط یک اسکلت سفید مایل به سفید باقی مانده است که در تاریکی تیره او را ساکت مسخره می کند. سانتیاگو متوجه می شود که هنوز بدشانس است. واقعاً بدشانس. (دهوک!) او کوسه ها را قاتلان رویایی می خواند. که در واقع همه چیز منصفانه نیست. منظورم این است که کوسه ها فقط کار خود و مارلین را انجام می دادند ... عیسی ، حتی مرا از مارلین شروع نکن! این فقط یک روز در پاتوق بود ، فکر می کرد این کار شخصی است ، شاید به راه هایی فکر کند که می تواند یک ارائه دهنده بهتر برای خانواده و WHAM باشد! هارپون در مغز. چه کسی قاتل رویایی است ، f * ckface؟ ریا در این مرحله بسیار نامحدود است.
سرانجام سانتیاگو آن را به ساحل می رساند. با ترک استخوان های مارلین و قایق ، او به کلبه خود سر و صدا می کند. همانطور که گفتم او آن را به خانه تبدیل می کند و سقوط می کند - او خیلی خسته است. صبح روز بعد گروهی از ماهیگیران دور قایق سانتیاگو جمع می شوند. یکی اسکلت را اندازه می گیرد و ، گاو شانه های مقدس! بیش از 18 فوت است! سر ماهی را به پدریکو می دهند (عجیب اینکه این اولین ذکر اوست) و سایر ماهیگیران از مانولین می خواهند که بشارت خود را به پیرمرد بفرستد.
مانولین وقتی بیدار شد روزنامه ها و قهوه سانتیاگو را به همراه می آورد و آنها تصمیم می گیرند دوباره با هم ماهی بگیرند. سالها بعد ، تقریباً در همه شهرهای آمریکا یک رستوران Red Lobster وجود دارد که یک تجربه ناهار خوری معمولی و پارکینگ راحت را ارائه می دهد.
اگر 'پیرمرد و دریا' را نخوانده اید ، دیگر مجبور نیستید! چرا Deadpool اینقدر به این داستان خاص علاقه مند است؟ این می تواند به دلیل اشتراک موضوعات با آن باشد لوگان ، اما پول هوشمند در است Deadpool 2 کیبورد با اقتباس از کتاب ، با کابل بازی سانتیاگو ، و ددپول با بازی ماهی.
برای پیشرفت در صفحه Screen Rant با ما همراه باشید Deadpool 2 همانطور که آنها ضربه می زنند.
منبع: کتاب طنز
تاریخ انتشار کلید- Logan (2017) تاریخ انتشار: 03 مارس 2017
- Deadpool 2 (2018) تاریخ انتشار: 18 مه 2018