شام برای بررسی Schmucks

چه فیلمی را ببینید؟
 

نظرات پل یانگ TVMaplehorst شام برای Schmucks





پس از تماشای شام برای Schmucks به آرامی از صحنه تئاتر بیرون آمدم و احساس می کردم که گویی آخرین ذره روح خوش شانس از بدنم تخلیه شده است. شام برای Schmucks یکی از آن فیلم‌هایی است که ممکن است مفهوم آن روی کاغذ عالی به نظر برسد، اما در نهایت اجرای آن بسیار کم بود. در حین تماشای این فیلم، متوجه شدم که تقریباً هر شخصیت جانبی فیلم از استیو کارل و پل راد، که هر دو بازیگرانی هستند که معمولاً از تماشای آنها لذت می برم، خنده دارتر هستند.






داستان اصلی درباره تیم (پل راد) است که سعی می‌کند خود را با مزاحمت‌های شرکتش خشنود کند - اما برای اینکه واقعاً قرارداد را امضا کند و به ترفیعی که خیلی می‌خواهد برسد، باید در یک شام در خانه رئیسش شرکت کند و بیاورد. یک احمق با او - هر چه رنگارنگ تر بهتر است. مشکل اینجاست که تیم به شکل دوست دخترش جولی (استفانی شوستاک) وجدان دارد، اما نیاز او به پرداخت هزینه پورشه و آپارتمان مجللش بسیار بیشتر از هر بی میلی او در مورد احساسات یک غریبه است. علاوه بر این، او به جولی می گوید: 'کجا می توانم کسی را به اندازه کافی رنگارنگ پیدا کنم که به مهمانی ببرم؟'



لوسی داونپورت و دیوید والیامز در صحنه ای از 'شام برای اشماکس'

باری (استیو کارل) که استعداد منحصر به فرد تاکسیدرمی را دارد وارد شوید و از آن برای پوشاندن لباس موش های مرده و ترتیب دادن آنها در صحنه های اطراف خانه اش استفاده می کند. برخی از چیزهایی که او خلق می کند به طرز مسخره ای عالی هستند و اگر این واقعیت نبود که همه مدل ها از جوندگان مرده ساخته شده بودند، احتمالاً بخشی از هنر او را می خریدم. پس از برخورد تصادفی بین ضربه گیر تیم و جسد بری، تیم متوجه می شود که چه احمقی پیدا کرده و او را به شام ​​دعوت می کند. بری فوراً تاریخ ها را اشتباه می گیرد و یک روز زودتر ظاهر می شود و بعد از یک سری اتفاقات مضحک که اساساً رابطه، شغل، آپارتمان ماشینی و زندگی تیم را خراب می کند - تیم اشتباه راه خود را می بیند و آن دو با هم دوست صمیمی می شوند.






نویسندگان دیوید گویون و مایکل هندلمن، و همچنین کارگردان جی روچ، باید زندگی بسیار سختی را در دوران رشد داشته باشند، زیرا شام برای Schmucks احساس می‌کردم که این نوشته توسط گروهی از آدم‌های قلابی نوشته شده است که در دبیرستان با آنها بدرفتاری می‌شود و حالا می‌خواهند به «جوک‌ها» (یا هر کسی که ناامیدی آنها را هدف گرفته است) درس زندگی بیاموزند. اما به‌جای داستانی که در آن فیلم‌های بزرگ به صحنه می‌آیند، نویسندگان تقریباً دو ساعت وقت گذاشته‌اند تا بری و افرادی مانند او را که با ضربان طبل متفاوتی حرکت می‌کنند، به تمسخر بگیرند. اگر هر چه بود، بری و این گروه شاد و ناسازگار اجتماعی باید نقطه برجسته فیلم می بودند و نه حاشیه شوخی های لنگ و بدون الهام آن.



ترتیب فیلم های سیاره میمون چیه

در حالی که آنها به درستی نمی گویند بری اوتیستیک است، برخی از ویژگی های شخصیتی کلیدی او بسیار شبیه به این اختلال هستند که نمی توان آنها را نادیده گرفت. بری هیچ احساسی از پیامدهای اجتماعی اعمال خود ندارد، او به نشانه های اجتماعی دیگران توجه نمی کند و در هنگام صحبت در مورد موضوعاتی که به وضوح بحث کردن آنها ناخوشایند است (یعنی رئیس او همسرش را دزدیده است، نه احساس ناهنجاری می کند). بتواند همسرش را در رختخواب خشنود کند و به مردم بگوید که یک بیماری مقاربتی دارد).






اوتیسم بودن بری اشکالی ندارد، اما من واقعاً نمی‌خواهم به افراد مبتلا به اوتیسم بخندم. کارل تمام تلاشش را می‌کند تا بیشترین تعداد خنده را فراهم کند، اما پس از 30 دقیقه اول، بیشتر شوخی‌ها و بینایی‌ها ثابت می‌شوند، در حالی که دیگران باعث می‌شوند من از پیش‌بینی‌پذیری آن‌ها منقلب شوم.



خوب این فیلم است: زک گالیفیاناکیس در نقش رئیس کنترل کننده ذهن، جمین کلمنت در نقش هنرمند خودشیفته جنسی، لوسی پانچ در نقش خرگوش در حال جوشش دختر سابق یک شبانه، جف دانهام در نقش مردی که با یک آدمک ازدواج کرده است. بازو، اکتاویا اسپنسر در نقش روانی که با حیوانات مرده صحبت می‌کند و کریس اوداود که به معنای واقعی کلمه هر صحنه‌ای را که در آن حضور دارد به‌عنوان شمشیرزن کوری که می‌خواهد در بازی‌های المپیک شرکت کند، می‌دزدد.

تک تک آن شخصیت‌ها ارزش دیدن را دارند، حیف است که باید در ادامه فیلم بنشینید تا آنها را ببینید. این فیلم دارای چند ناحیه خنده شکمی در آن است، اما صادقانه بگویم اگر کسانی که در بالا نام بردم نبودند، این فیلم حتی کمتر از 1.5 ستاره می گرفت.

این یک فیلم دوستانه است که در آن دوستان تقریباً تمام فیلم را صرف می کنند که با هم رفیق نباشند و واقعاً هیچ کس اهمیتی نمی دهد که آنها هرگز رفیق شوند.

فیلم نام دارد شام برای Schmucks با این حال، تنها حقه‌هایی که می‌بینم، افرادی هستند که فریب خورده‌اند و واقعاً برای تماشای آن در سینما پول می‌دهند.