ریچل وینتر دههها را گذراند تا مسیر خود را در هالیوود ایجاد کند. امروزه، او به خاطر تولید فیلمهای مورد تحسین منتقدان مانند باشگاه خریداران دالاس ، اما دوران حرفه ای او در تجارت سینما به دوره کارآموزی به عنوان دستیار تولید در فیلم های کم هزینه برمی گردد. مانند هر رویاپرداز سخت کوشی، او به آن ادامه داد و به آرامی به شهرت رسید و از هر فرصتی برای پیشرفت شغلی و ساختن نامی برای خود استفاده کرد.
فضای بین اولین کار کارگردانی وینتر را مشخص می کند. تمثیلی در مورد احترام به نسل قبلی که هنوز چیزهای زیادی برای ارائه دارد و ادای احترام به برخی از بزرگترین ذهن های راک اند رول تاریخ، فضای بین آخرین فیلمنامه از ویل آلدیس است که در سال 2019 درگذشت و در گذشته در چندین فیلم با وینتر همکاری کرده بود. این فیلم درباره یک مرد جوان نامحسوس A&R (جکسون وایت) است که با یک ستاره میانسال راک اند رول (کلسی گرامر) پیوند نامحتملی برقرار می کند و در نتیجه تجربه بلوغی برای هر دو مرد ایجاد می کند.
مربوط: کارگردان رابرت لورنز مصاحبه: تیرانداز
کمدین های جیسون الکساندر در ماشین هایی که قهوه نتفلیکس می گیرند
در حالی که ترویج انتشار فضای بین راشل وینتر با TVMaplehorst در مورد کار خود در این فیلم و حرفه خود در هالیوود صحبت کرد. او درباره نقش خود به عنوان یک تهیه کننده صحبت می کند و برای کارگردانی اولین فیلم بلند خود قدم می گذارد. او درباره به دست آوردن کلسی گرامر (که بیشتر به خاطر کارش روی آن شهرت دارد، صحبت می کند به سلامتی و فریزر ) برای بازی در فیلم، و به همکاری خود با مرحوم ویل آلدیس فکر می کند، ویل آلدیس که مطمئن است راهی برای تعقیب او از آن سوی قبر پیدا خواهد کرد. او همچنین برخی از داستانهای هالیوودی را به اشتراک میگذارد، از جمله اینکه چگونه در فیلمهای فرقهای دهه 1990 کار میکرد. هنگ کنگ 97 و آغوش خون آشام .
فضای بین اکنون در VOD و دیجیتال منتشر شده است.
من دیروز فیلم را تماشا کردم و امروز با کلسی صحبت کردم و بسیار هیجان زده هستم که می توانم درباره The Space Between با شما صحبت کنم. من آن را دوست داشتم.
اون من را خیلی خوشحال میکنه! برای یک بار هم که شده، کاش این یک تماس زوم بود تا لبخند را روی صورتم ببینی! (می خندد)
دفعه بعد.
به طور جدی، من از شنیدن آن بسیار خوشحالم، این من را بسیار خوشحال می کند.
ریک و مورتی فصل 3 قسمت 2 ریکمانسینگ سنگ
من قبلاً کلسی را چنین ندیده بودم. و من خودم یک آدم راک اند رول هستم، و میکی مانند یک نامه عاشقانه به همه آن بچه های دهه 1960، یا در واقع هر راک در هر دوره ای است که وقتی باد در جهت دیگری شروع به وزیدن می کند، رها می شوند. این درست نیست! و این یک تصویر عالی از آن است.
ویل آلدیس که فیلمنامه را نوشته است، از آن دوران است. من فکر میکنم که او در گرفتن نسخهاش از آن زمان بسیار عالی کار کرد. اون خیانت من فکر می کنم او تجربیات خودش را داشت، شاید در تجارت فیلم، و واقعاً به آن احساس فراموش شده مربوط می شد، زمانی که چرخه های تجاری در سرگرمی تغییر می کند. او با فیلمنامه بسیار عالی کار کرد. این بدیهی است که فیلمبرداری را بسیار آسانتر میکند، زمانی که شما یک طرح فوقالعاده دارید که به عمق آن چیزها میرود.
و همیشه آن خط کلاسیک وجود دارد، هنر تا زمانی که هنرمند نرود قدردانی نمی شود، و در این مورد باید تلخ باشد، زیرا ویل درگذشت. کلسی به من گفت که باید از مجموعه بازدید کند.
آره
آیا او پس از شروع فیلمبرداری همکاری کرد؟
متأسفانه ویل در آن زمان واقعاً بیمار بود. بازدید او از مجموعه واقعا بیشتر برای خودش و خانواده اش بود و فکر می کنم برای من. من رابطه طولانی با ویل داشتم. من دو فیلم دیگر او را قبل از The Space Between به عنوان تهیه کننده ساختم. برای من واقعاً معنادار بود که او آنجا بود تا با برخی از بازیگران ملاقات کند و فقط آن تجربه را داشته باشد. خدا را شکر که او واقعاً قبل از فوت فیلم را دید.
خوب، پس فیلم تمام شد و او توانست آن را ببیند... آیا فشار فوق العاده ای برای شما وجود داشت؟ آیا نگران این بودید که نه اینکه نور یا چیز دیگری بسازید، بلکه او شما را تعقیب کند؟
اوه، بدون توجه به ویل، مرا تعقیب خواهد کرد! (می خندد) تا زمانی که زنده بود مرا تعقیب کرد. او شبیه پدر دیگری بود که هرگز نمی خواستم. ما به عنوان دوست و هنرمند روابط پیچیده ای داشتیم. او خیلی سخت بود! او یک دیوانه بود! اما او بهترین نوع دیوانه بود و بسیار خلاق بود. شوهرم تری وینتر (The Sopranos, Boardwalk Empire) است و وقتی برای اولین بار با هم آشنا شدیم، او به من گفت: 'روی چه چیز دیگری کار می کنی؟' و من گفتم: 'اوه، من این فیلمنامه را توسط شخصی به نام ویل آلدیس دریافت کردم' و بنابراین تری که یک نویسنده بود، یکی از فیلمنامه های ویل را خواند و به من گفت: 'به آن مرد بگو که من گفتم f** * شما!' و این بزرگترین تعریفی است که به نظر من یک نویسنده می تواند به نویسنده دیگر بکند. و این شروع رابطه آنها نیز بود که واقعا شیرین بود. ویل به عنوان یک نویسنده صدایی واقعا منحصر به فرد داشت. من خیلی خوشحالم که فیلم خوب ظاهر شد و کلسی آن را بسیار دوست دارد. و شنیدن اینکه مردم از آن لذت می برند، فکر می کنم عمق آن به رابطه من با ویل ارتباط زیادی دارد.
آیا همیشه قرار بود کلسی باشد؟ وقتی اسم بزرگی مثل آن دارید، آیا او را سوار می کنید و می روید، «این فیلم است، این شخصیت است» و آیا او به چشمان شما نگاه می کند و می گوید: «نه... شخصیت، یا من احمق هستم؟
همکاری من و کلسی آنی بود. لحظه ای که همدیگر را دیدیم، من بودم... یادم هست برای ناهار دور هم جمع شدیم و برای اولین بار همدیگر را دیدیم. من به معنای واقعی کلمه همه قسمت های Cheers را دیده بودم، بنابراین قبلاً کمی ستاره زده شده بودم. مانند 'Holy f******* s***، این کلسی گرامر است!' زانوی من در تمام مدت ناهار میتپید، زیرا در عرض دو دقیقه، احساس «این پسر است» بر من غلبه کرد. من واقعاً کل استراتژی چنین چیزی را فراموش کردم، اینکه بگویم: 'اوه، چقدر عالی، که با تحول متیو مککانهی در Dallas Buyer's Club چنین موفقیت شگفتانگیزی و دوستداشتنی داشتم...' حتی به ذهنم هم نمیرسید که نشسته بودم. با کلسی، که این یک نقش متحول کننده برای او خواهد بود. مردم او را اینطور ندیده اند. فقط چیزی در مورد او وجود داشت که من بلافاصله با آن ارتباط برقرار کردم. او فردی احساساتی است. احساسات کلسی درست زیر سطح است، و او دارای حساسیت و تجربه واقعی زندگی است. خیلی عمیق و گسترده است. او با این نقش ارتباط برقرار کرد و شروع به صحبت در مورد آن کرد. به طور قانونی، دو دقیقه بعد، زانوی من در حال جهش بود، زیرا میگفتم: «من نمیتوانم صبر کنم تا از اینجا بروم، با شرکای تهیهکنندهام تماس بگیرم و به آنها بگویم: «تمام شد. این است. هر چقدر هم که احمقانه به نظر می رسد، او من را در سلام داشت!
شما مدت زیادی تهیه کننده بوده اید. چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید یا برای شما تصمیم گرفته شده بود که قرار است به عنوان کارگردان فیلم های این فیلم را انتخاب کنید؟
بدیهی است که اولین کار من تهیه کننده بوده است. من خیلی خوش شانس بودم و سواری فوق العاده ای بود و هنوز هم می روم. من هنوز هم این پروژه ها را دارم که به عنوان تهیه کننده آنها را دوست دارم و کاملاً به آنها اختصاص داده ام. فکر می کنم به ویل برمی گردد. این به استیو ساموئلز، میلان پوپلکا و مایکل رویف، تهیه کنندگان برمی گردد. شرکای من در جنایت ما خیلی وقت بود که برای ساخت فیلم تلاش می کردیم. ما استعدادهای باورنکردنی داشتیم، استعدادهای کارگردانی باورنکردنی که ایده های خوبی داشتند، اما مسئله این است که مردم برای امرار معاش باید کار کنند! فقط تهیه کنندگان آنقدر احمق هستند که بارها و بارها ادامه دهند و تلاش کنند و شکست بخورند، تلاش کنند و در ساختن یک فیلم شکست بخورند. اما برای کارگردانان، ما نتوانستیم با آن فردی که توانسته بود آن را به مدت 15 سال با ما کنار بگذارد، ارتباط برقرار کنیم، که من کاملاً می توانم آن را درک کنم. من شب های زیادی داشتم که فقط در ذهنم فیلم را تماشا می کردم. وقتی فیلمنامه ای را دوست دارید، در درون شما زندگی می کند. پس تونستم ببینمش! من مدام آن را می دیدم. و من فقط در نیمه های شب از خواب بیدار شدم و به تری گفتم: 'خب، s***. من قرار است این فیلم را کارگردانی کنم.' و او مرا تشویق کرد که یک قدم جلوتر بروم. من با میلان و مایکل صحبت کردم و سپس این ایده را به استیو ساموئلز رساندم که آن را برکت داد. نمیدانم، فقط به نظر میرسید که در آن مرحله، فیلمنامه را خیلی خوب میشناختم. و من فقط می توانستم آن را ببینم میدانستم که بهطور کامل این کار را نمیکنم. اینکه این فیلم به عنوان فیلمی که به آن افتخار می کنم بیرون آمد واقعاً روی کیک است.
آیا هرگز هری پاتر دیگری وجود خواهد داشت؟
من فکر می کنم شما مسیری را که بچه های حومه شهر در مورد آن آرزو می کنند داشته اید. ایده 'من یک PA می شوم، و سپس تولید را شروع می کنم، و سپس کارگردانی می کنم، همه را از هیچ می سازم'، این رویای آمریکایی است!
(می خندد)
من در حال حاضر دارم IMDB شما را نگاه می کنم، و اینجا می گوید که شما دستیار تولید در هنگ کنگ سال 97 بودید، که نمی دانم می دانید یا نه، اما در صحنه بازی ویدیویی بدنام شده است، زیرا یک نیمه بدون مجوز وجود داشت. اقتباسی از آن فیلم که به یک میم اینترنتی بزرگ تبدیل شده است.
کلاهت را بگیر زک... من 'مسیر رویا' را ندارم. من مظهر 'سقوط و افتادن در یک مرحله و سپس در مرحله دیگر' هستم. اما فکر میکنم به خاطر زمانی که در این تجارت بزرگ شدم، این موضوع به آن ربط داشت. من فکر می کنم این بر مسیرهای مختلفی که یک فرد می تواند طی کند تأثیر می گذارد. به هر حال، من قرار بود زودتر از دانشگاه فارغ التحصیل شوم، و نمی دانستم باید چه کار کنم، بنابراین به رئیس بخش فیلم در UC سانتا باربارا رفتم و گفتم: 'من فرصتی برای کارآموزی در دانشگاه دارم. لس آنجلس آیا به من چهار واحد و یک نمره می دهید؟ او گفت: 'حتما، فقط نام و شماره تهیه کننده را به من بدهید.' بنابراین من با دوچرخه به خانه رفتم و به مادرم زنگ زدم و پرسیدم: 'آیا ما کسی را در کار فیلم می شناسیم؟' و او می گفت، 'آره، ما فلان را می شناسیم، اما او پورنوگرافی می کند.'
عالی.
گفتم: برام مهم نیست، شماره اش را به من بده! بنابراین من یک دوره کارآموزی را با این شرکت پورن نرم افزاری در دره پایان دادم، البته، زیرا در کجای دیگری قرار است در یک شرکت پورن کارآموزی بگیرید؟ و اینگونه شروع کردم، «توسعه» برای اسکریپت های پورنو با هسته نرم! و سپس چند سالی مشغول تولید فیزیکی برخی از این فیلمها بودم. و سپس، به آرامی اما مطمئناً به سطح هنگ کنگ 97 ختم شد. که 'اقدام سکسی' را معرفی کرد. من قطعا تجربه خوبی داشتم. من فکر می کنم بسیار منحصر به فرد است. فکر نمی کنم دیگر به این شکل فیلم نمی سازند. می دانید، جایی که در هنگ کنگ به صحنه ای می روید و همزمان سه فیلم را بلوک می کنید، تا جایی که نمی دانید کدام فیلمنامه را باید بیاورید.
دوران طلایی بود!
فصل جاری خاطرات خون آشام ها چیست؟
بود. این نسخه دهه 90 من از دوران طلایی بود. واقعاً زمان خاصی برای من بود. من از هر دقیقه آن قدردانی کردم. این روزها چه کسی می داند چگونه از A به B برسد؟ من مسیر خودم را داشتم و واقعا عالی بود.
آیا شما فکر می کنید که آلیسا میلانو در آغوش خون آشام به افرادی که می گویند او را دوست داشته اند ضربه می زند؟
آلیسا میلانو بسیار درخشان است.
من او را دوست دارم.
او زن تاجری باورنکردنی است، برند خود را میشناسد، و در قلبش بسیار خوبتر است... فکر نمیکنم به کسی ضربه بزند! اما من فکر می کنم او یک حس شوخ طبعی در مورد آن دارد. یکی از اعضای گروه به آن فیلم لقب «لزبین های داغ روی یک صخره» داد. (می خندد) من روی آن فیلم کار کردم و هنوز دقیقاً نمی دانم چرا اسمش را گذاشته اند.
خوب، یا می توانید ناراحت شوید و عصبانی شوید یا فقط صاحب آن شوید. هی، همه ما باید از جایی شروع کنیم. منظورم این است که من از استالونه درباره پارتی در کیتی و استادز سوال نمیکنم، او مرد بزرگی است، احتمالاً میتواند مرا کتک بزند. من نمی خواهم از این شانس استفاده کنم!
من با تو هستم! وقتی بهترین دوست من ده ساله بود، او در سدارز-سینای عمل جراحی قلب باز انجام می داد، پسرش به دلیل نیاز به بخیه یا چیزی دیگر به بیمارستان رفته بود. و پرستاران او را آوردند تا بهترین دوست ده سالهام را ببیند، و او پوستر Rocky III را برای او امضا کرد و نمیتوانست دوستداشتنیتر از این باشد. این فقط یک اطلاعیه برای استالونه است.
این شگفت انگیز است. من هم دوستش دارم من فقط در حال خرد کردن گزنه بودم. خوب، من یک سوال دیگر از شما دارم. آنچه بعدی در اسکله، در خط لوله، در افق است. من می دانم که امیدهای زیادی به لیزی مک گوایر وجود داشت، اما شاید شما نتوانید در مورد آن چیزی بگویید...
متأسفانه، لیزی مک گوایر به سمتی رفت. من از اینکه حامل خبرهای بدی باشم متنفرم. اما میدونی چیه، فکر میکنم یه زمانی برمیگرده. من روی فیلم لبرون جیمز کار می کنم، بنابراین با اسپرینگ هیل، شرکت لبرون، کار کرده ام تا داستان زندگی او را تعریف کنم که در آکرون، اوهایو، بین 11 تا 18 سالگی، او و بهترین دوستانش بزرگ شده است. . این خیلی Stand By Me است. این شگفت انگیزترین داستان پس زمینه ورزشی است. من برای آن بسیار هیجان زده هستم، ما این کار را با یونیورسال انجام می دهیم و امیدواریم که در پاییز امسال فیلمبرداری را شروع کنیم. یکسری کارها با شوهرم انجام میدهم، و همچنین چند کار وجود دارد که من برای کار به عنوان کارگردان هیجانزده هستم. یکی خلبان است و دیگری فیلم. پس انگشتانت را برای من نگه دار!
امیدوارم بتوانم در مورد آنها هم که وقتش برسد با شما صحبت کنم!
امیدوارم همینطور باشد، این بسیار سرگرم کننده بوده است. ممنون از حرفای قشنگتون در مورد فیلم
بعد: مصاحبه کلسی گرامر: فضای بین
جان سینا نمیتونی گیف منو ببینی
فضای بین اکنون در VOD و دیجیتال منتشر شده است.