میرابل مادریگال برخی از الهامبخشترین نقلقولها را در سرتاسر Encanto دیزنی داشت و سعی داشت جادوی خانوادهاش را از تاریکی نجات دهد.
افسون شصتمین انیمیشن دیزنی است و بر زندگی جادویی خانواده مادریگال تمرکز دارد. اما زمانی که قدرت های جادویی خانواده در معرض تهدید قرار می گیرد، قهرمان داستان، میرابل، در ماموریتی است تا خانواده خود و جادوی درون کازیتا را نجات دهد. با سنگینی دنیا بر دوش میرابل، او در حالی که سعی می کند جادو را زنده نگه دارد، بیشتر درباره خود و خانواده اش می آموزد.
مرتبط: قدرت هر شخصیت در Encanto، رتبه بندی شده است
در انجام این کار، هنگام مبارزه خانواده مادریگال برای زندگی خود و جامعه ای که ساخته بودند، نقل قول های الهام بخش زیادی گفته شد (و خوانده شد). جدا از صحنههای باشکوهی که دیزنی روی صفحه نمایش میدهد، این نقل قولهای الهامبخش و امتناع از ترک است که طرفداران به آن علاقه نشان میدهند.
ایزابلا در وفادار ماندن به شما
'من از ایده آل خسته شدم، من واقعی می خواهم.'
ایزابلا مادریگال خواهر بزرگتر میرابل است. زمانی که زمان دریافت قدرت جادویی اش فرا رسید، به او گل هدیه دادند. بدون تلاش، ایزابلا میتوانست مزرعهای از گل، انگور و دسته گل تولید کند تا روحیه دیگران را بالا ببرد.
ایزابلا علاوه بر تولید گلها و همیشه بوی یکی از آنها، از نظر میرابل خیرهکننده و 'عالی' بود. تنها زمانی که میرابل ایزابالا را بهتر شناخت، متوجه شد که خواهرش از بی نقص ظاهر شدن خسته شده است. چیزی که او بیش از هر چیز می خواست این بود که واقعی باشد. مفهوم صادق بودن با خود بدون در نظر گرفتن اینکه دیگران چگونه به نظر می رسند، چیزی است که در این خط الهام بخش است.
برونو در مورد اهمیت میرابل
شما دقیقاً همان چیزی هستید که این خانواده به آن نیاز دارد. شما فقط باید آن را ببینید.
برونو عموی به ظاهر آشفته میرابل بود که او شخصاً او را نمی شناخت. پس از اینکه توانایی های روانی به او داده شد، او از خانواده فرار کرد زیرا تصوراتش به کازیتا یا شهر کمک نمی کرد. تئوری هایی در مورد اتفاقی که برای برونو افتاد وجود داشت، اما زمانی که میرابل در نهایت با او ملاقات کرد، این نظریه ها رد شد.
مربوط: 10 نظریه طرفداران Reddit درباره Encanto که ممکن است درست باشد
فصل دوم حمله به تایتان چه زمانی منتشر خواهد شد
هر چه برونو و میرابل به هم نزدیکتر می شدند، برونو عاقل تر می شد. او به میرابل یادآوری کرد که او هدفی در خانواده دارد - حتی اگر آن را نمی دید. این خط الهام بخش است زیرا یادآوری می کند که حتی زمانی که شخصی در خانواده یا گروه دوستان خود احساس گم شدن می کند، هدف خاصی دارد که دیگران آن را می بینند.
میرابل در حال مقایسه خود با خانواده اش
'هدیه یا بدون هدیه، من به اندازه بقیه اعضای خانواده ام خاص هستم.'
در صحنه افتتاحیه افسون میرابل برای بچه های شهر در مورد خانواده اش و چیزهایی که آنها را خاص می کند توضیح می دهد. بچه ها مجذوب خانواده مادریگال شده بودند و می خواستند بدانند هدیه میرابل چیست. میرابل از طریق آهنگ از این سوال طفره رفت، اما در نهایت پاسخ به آن رسید: او هیچ قدرتی نداشت.
بچه ها ناامید شده بودند، اما میرابل به آنها یادآوری کرد که او به اندازه بقیه اعضای خانواده اش خاص است. قدرت و اعتماد او به خودش الهام بخش است. میرابل به دلیل همدلی با دیگران و قدرت درونی خود، حال و هوای قوس را در زودیاک ایجاد می کند.
برونو در مورد چگونگی حل بحران Casita
چگونه به معجزه خانوادگی کمک می کنید؟ تو خواهرت را بغل کن.
قبل از معرفی برونو، او چیزی جز زاییده تخیل خانواده مادریگال نبود. او بذر بدی بود که به خاطر بینش هایش تقریباً به خانواده آسیب می رساند. تا زمانی که میرابل برونو را پیدا کرد به یکی از دوست داشتنیترین شخصیتها تبدیل شد و تمام آن داستانهای تاریک درباره او دروغ بود. برونو آنقدر خانواده اش را دوست داشت که برای نجات آنها ناپدید شد.
مرتبط: شخصیت های اصلی رتبه بندی شده بر اساس دوست داشتنی
وقتی میرابل به برونو نیاز داشت، به او گفت که تنها راه او برای نجات کازیتا این است که خواهرش را در آغوش بگیرد و با او صلح کند. نقل قول الهام بخش برونو یادآوری ملایمی است که باید کسانی را که بیشتر دوستشان دارد در آغوش بگیرید و اجازه ندهید حسادت های کوچک مانع از ایجاد روابط شوند.
لویزا در مورد استرس او
'اگر می توانستم وزن خرد کننده انتظارات را تکان دهم، آیا فضایی را برای شادی یا آرامش یا لذت ساده آزاد می کردم؟'
لوئیزا مادریگال یکی دیگر از خواهران میرابل است که به او هدیه قدرت داده شد. لوئیزا در اطراف شهر بسیار مهم بود زیرا او با قدرت خود به حفظ شهر کمک کرد. او الاغ ها را نجات داد، کوه ها را جابجا کرد، خانه هایی ساخت... کاری نبود که لوئیزا نتواند انجام دهد.
با این حال، تا زمانی که میرابل بیشتر با لویزا آشنا شد، جزئیات شخصیتی را که هرگز متوجه آن نشده بود کشف کرد - لوئیزا ناامن بود. با وجود اینکه لوئیزا قوی و مهم بود، فشار را از کل شهر احساس می کرد. او هرگز فرصتی برای ضعیف شدن نداشت، که ترسناک بود. آهنگ لوئیزا برای شنوندگان الهام بخش بود زیرا به همه یادآوری کرد که هر چقدر که یک فرد قوی باشد، آنها نیز می توانند لحظات ضعیفی را در جایی که سنگینی دنیا را احساس می کنند داشته باشند.
میرابل در نگه داشتن امید
'حتی در تاریک ترین لحظات ما، نور جایی است که کمتر انتظارش را دارید.'
چیزی که به خانواده مادریگال قدرت می دهد، یک شمع جادویی است که 50 سال قبل به ابولا هدیه داده شد. اگر شعله شمع خاموش شد، به این معنی بود که قدرت های مادریگالی نیز ناپدید می شدند. میرابل این هوش را داشت که کلید گمشده پازل خانواده را پیدا کند تا شعله شمع جادویی روشن بماند.
میرابل در بازی با کلمات اشاره کرد که در حالی که شعله آتش می سوخت، نوری در انتهای تونل وجود داشت. برای بینندگانی که تاریکی مشابه میرابل را احساس میکنند، یادآوری این نکته الهامبخش است که «نور زمانی وجود دارد که انتظارش را ندارید».
برونو در مورد زندگی در حال حاضر
'شما نمی توانید در آینده عجله کنید.'
یک بار میرابل به برونو معرفی شد و از او متنفر بود تبدیل به یک نظر نامطلوب در افسون . برونو هیچ شباهتی به وحشتی که اطرافیان میرابل او را توصیف می کردند، نداشت. او در واقع فوقالعاده سرزنده و دلسوز بود - او فقط نمیخواست خانوادهاش را با بینشهایش آزار دهد، به همین دلیل او را ترک کرد.
وقتی میرابل از برونو التماس کرد که بینایی جدیدی در مورد اینکه چرا شعله شمع جادویی خاموش میشود، برونو به او هشدار داد که «نمیتوانی برای آینده عجله کنی». این نقل قول ظریف الهامبخش است، زیرا به اندازه برنامهها، رویاها یا آرزوهایی که یک فرد برای آینده دارد، نمیتواند برای آینده عجله کند. در زمان خودش می آید.
میرابل
تنها چیزی که نیاز دارم یک تغییر است. تنها چیزی که نیاز دارم یک فرصت است.
افسون شماره های موسیقی جادویی داشت در سراسر یکی از آهنگهایی که میرابل خوانده بود (در انتظار معجزه) احساسات واقعی او را در مورد یکی از تنها اعضای خانواده بدون هدیه آشکار میکرد.
وقتی میرابل به پسر عمویش آنتونیو میدید که هدیه صحبت کردن با حیوانات را دریافت میکرد، برای میرابل غیرممکن بود که به خودش فکر نکند. تنها چیزی که او نیاز داشت فرصتی بود تا به خانواده ثابت کند که به اندازه اعضای خانواده اش خاص و مفید است. آن لحظه برای میرابل غم انگیز بود، اما برای دیگران الهام بخش است که بدانند تنها نیستند که فرصتی دوباره برای اثبات خود می خواهند.
ابولا از جادو درخواست کمک می کند
'چشمام رو باز کن. اگر جادو اینجاست، به من کمک کن تا معجزه را نجات دهم.
ابولا آلما بنیانگذار شمع جادویی و مادر خانواده مادریگال است. او سرپرست خانواده است و حرف آخر را در مورد شمع و کازیتا دارد. از آنجایی که میرابل هدیه ای دریافت نکرد، ابولا و میرابل نزدیک ترین پیوند را با هم نداشتند زیرا ابولا می ترسید که خانواده را خراب کند. میرابل این فشار را احساس کرد و برای اثبات خود از آن فراتر رفت.
در حالی که جادو در حال مرگ بود، ابولا برای شوهر مرحومش دعا کرد. او التماس کرد که علامتی داشته باشد تا ببیند آیا جادو هنوز آنجاست. در واقع، جادو در اطراف او بود، اما ابولا بسیار نزدیک بود. الهام در نقل قول پنهان است زیرا ابولا همه چیز برای نجات جادو داشت اما چشمانش روی آن بسته بود.
میرابل در مورد قدرت واقعی خانواده اش
معجزه جادویی نیست که شما دارید - معجزه شما هستید.
در پایان افسون ، ابولا و میرابل آرایش می کنند و خانواده را الهام می بخشند تا کازیتا را بازسازی کنند. بهبود روابط بین آلما، ایزابلا و میرابل همان چیزی است که به کازیتا جادوی خود را بازگرداند. هنگامی که مشغول بازسازی بودند، میرابل آهنگی خواند که به بینندگان یادآوری کرد که معجزات ما جادو نیستند - معجزه در درون همه ماست. این یک پیام الهامبخش است که به بینندگان یادآوری میکند که از درون حفاری کنند و متوجه شوند که جادوی خودشان چقدر خاص است.
بعدی: 10 مورد بی اهمیت از پشت صحنه Encanto که هرگز نمی دانستید